In this article, the story of Sin , by Jalal Al-e Ahmad, is analytically criticized in a two-sided comprehensive view. Literature is a link between art and thought, and an important part of the ideas visualized in literary texts are social. The story, and especially the short story, is an appropriate genre for expressing the writers' thoughts and thus it is a distinguished context for sociological-literary interdisciplinary research. Generally, the criticism of these works is one-dimensional and one-sided, and usually either literary is examined regardless of the social context, or the former is overlooked at the cost of the latter. Jalal Al-e Ahmad on the one hand, due to his excellent writing and literary skills, and on the other hand, because of the precision, sensitivity, and specificity to social issues, has a special place among the short story writers. In the Sin story of the Se Tar collection, describing the narrator-hero inner characteristics, he has depicted the social conflict and, consequently, the anti-normalization. Gender discrimination, misbeliefs, ignorance of the truth of religion, and, as a result, hypocrisy, and weakness of religiousness, routine life, and stagnation of society are other features depicted in this story.
در هر اثر هنری، دو جزء وجود دارد؛ صورت و محتوا. این مطلب درباره شعر نیز صادق است و در مطالعات و بررسی های پیرامون شعر، به این دو جزء توجه می شود. نگاهی به تاریخ ادبیات فارسی نشان می دهد که شاعران برتر کسانی هستند که به هر دو جزء فرم و محتوا در شعر خویش توجه کرده و جانب یکی را به نفع آن دیگری فرو ننهاده اند. در این پژوهش با نگرشی کلی و همه جانبه، محتوای شعر دفاع مقدس (مورد مطالعه: دفترهای ریشه در ابر، از نخلستان تا خیابان، همصدا با حلق اسماعیل و تولد در میدان) مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه در ابتدا باعث شد گونه ای شعر به نام شعر دفاع مقدس شناخته شود، مفهوم و محتوای شعری همسان بود؛ بنابراین نویسنده با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش تحلیل محتوا تلاش کرده است تا اشتراکات و رگ و ریشه های همانند را در محتوای اشعار دفاع مقدس مشخص سازد. مهم ترین مضامین و مفاهیم مطرح شده در شعر دفاع مقدس، شهید و شهادت، واقعه کربلا و فرهنگ عاشورا، امید به آینده و انتظار موعود، وطن دوستی، رجزخوانی و حماسه، اعتراض به افول ارزش ها و... است. شاعران در طرح این مضامین از آموزه های ایرانی - اسلامی بهره گرفته اند و درواقع بخش عظیمی از محتوای شعر دفاع مقدس، آیینی است.
آذرکیوان، مؤسس مکتب آذرکیوان و از اهالی فارس است؛ او در میانسالی به هند و به شهر پتنه مهاجرت کرد و تاپایان عمر در آنجا ماند. از آذرکیوان و شاگردان او تعدادی کتاب به دست ما رسیده است که ما را با اعتقادات ایشان آشنا می کند؛ اما در همین کتاب ها به ویژه در دبستان مذاهب و شارستان چهارچمن ، از متون دیگری نام برده می شود که همگی دربردارنده عقاید و باورهای آذریان است و احتمالاً تعدادی از آنها مفقود شده اند. در این مقاله فهرستی از کتاب های گمشده مکتب آذرکیوان و مضمون آنها ارائه می شود. معرفی این کتب و مطالبی که در آنها آمده است، جز آن که به شناخت باورهای آذریان کمک می رساند، این فایده را نیز دارد که شاید بتوان نسخه ای از آنها را در یکی از کتابخانه های هند یا ایران و یا در میان برگه های دستنویس های دیگر شناسایی کرد.
اسطوره نحوه تلقی بشر اعصار کهن از پدیده هاست؛ بیانی است که ژرف ساخت آن حقیقت و روساخت آن داستان است. اسطوره پرداز معاصر بر پایه ایدئولوژی خود و بر اساس شرایط اجتماعی تاریخی دوره خویش به تجدید حیات اسطوره دست می زند و این زندگی تازه اسطوره در اثر ادبی، محصول نگاه فلسفی اجتماعی اوست. نویسنده معاصر برای نشان دادن دیدگاه های خود از اسامی نمادین و کهن الگوها استفاده می کند تا بتواند به معنای ضمنی و دیدگاه شخصی خود تجسم عینی ببخشد. مهسا محب علی از جمله زنان داستان نویس معاصر است که در داستان های خود اسطوره را در خدمت روایت و مقاصد معناشناختی و زنانه خود قرار داده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه های روان کاوی اساطیر، در پی تحلیل چگونگی و دلایل بازآفرینی مضامین اسطوره ای در آثار وی است. از میان آثار محب علی نفرین خاکستری رمانی است که فضاسازی، مضمون سازی و شخصیت پردازی آن را تنها با نگاهی اسطوره شناختی می توان تبیین کرد. در این رمان، محب علی از فضای تهران معاصر و با بهانه قرار دادن بیماری روانی و مسئله روان کاوی، نقبی به گذشته می زند و از این طریق پیکره رمانش را از زبان شخصیت محوری داستان بنا می نهد. نویسنده در جست وجو و دفاع از هویت و حقوق زن از کهن الگوها و اسطوره ها بهره می جوید
تحلیل متون ادبی با بهره گیری از نظریه های روان شناختی که ذیل عنوان نقد روان شناختی و گاه مبتنی بر آموزه های فروید و نقد روان کاوانه از آن یاد می شود، رویکردی کاربردی عمل گرا در مواجهه با متن ادبی است؛ رویکردی میان رشته ای که دو حوزه از علوم انسانی را به هم پیوند می دهد و دریچه هایی تازه را بر درک متن می گشاید. مسئله شخصیت و نیز، چگونگی و چندگانگی تیپ های شخصیتی، حوزه اصلی کاربرد روان شناسی در واقعیت پیش روی دنیای بیرونی است. آگاهی از این مقوله، به بهبود روابط اجتماعی و چگونگی تعاملات سازنده منجر می شود. تیپ های شخصیتی نه تنها در عینیت بیرونی و در روابط آشکار اجتماعی، که در متون ادبی نیز ظاهر می شوند و به ایفای نقش می پردازند که فراتر از این، جانوران نمادین به کار رفته در گستره ادبیات عامه و امثال و حکم، در کارکردی ژرف و عمیق، می توانند نمودبخش تیپ های شخصیتی باشند. آلفرد آدلر، پیش گام روان شناسی اجتماعی و صاحب نظریه روان شناسی فردی، با معرفی چهار تیپ شخصیتی، یکی از اثرگذارترین نظریه ها را در این حوزه ارائه کرده است. جستار پیش رو، مبتنی بر این چارچوب نظری و با روش توصیفی تحلیلی به بررسی گزین گویه های ادبی و فرهنگ عامه پرداخته و روایی این نظریه را در گستره شماری از گزاره های ادبی و باورهای عامه، نشان داده است. پژوهش حاضر، به مثابه نخستین پژوهشی که نظریه مذکور را از حوزه یک یا چند اثر منسجم، به گستره تاریخی کاربردی گزین گویه های ادبی و فرهنگ عامه برده است، نشان می دهد که چگونه گزین گویه ها به دلیل اتکا بر انگاره های فرهنگی و با توجه به ماهیت موجز و تأثیرگذار خویش، حیوانات نمادین سمبلیک را در هیئت تیپ های شخصیتی روان شناختی بازتاب می دهند.
William Shakespeare, the English bard of Avon, inaugurates a Feminist approach in Love’s labour’s Lost which is comparable with the Holy Quran’s mandate and Hadith. He reminisces Muslim association through deeply-seated words of the Elizabethan era including Ethiop, black, moors, Africans and so on in order to signify in his work the Islamic concern for the Muslim women in terms of respect, love, and revival of rights. Riffat Hassan’s theology of honor killing and progressive Islam could be argued to be in thematic affinity with Gayatri Spivak’s concepts of ethical responsibility of the agents and subalterns. The area of concern in Shakespeare’s encompasses men’s sanction in shunning women, intellectual men vs. slave, black and inferior women, and love, marriage and infatuation with women. This is in line with Quranic principles namely poor Muslim lifestyle vs. the affluent pagan hegemony, Muslim’s faith, migration to from Ommat, reception by the hegemonic pagans, Muslims’ conquests and Islamic enhancement. The area of concern in Shakespeare’s play includes men’s sanction in shunning women, intellectual men versus the black and inferior women, love, marriage, and infatuation with women. This approach is in line with the life style of the poor Muslims as opposed to the affluent pagan hegemony, and includes faith, migration, and toleration for the sake of Muslims’ conquests.
در دیدگاه شناختی، اساس استعاره سازی تنها بر بنیاد شباهت نیست و استعاره، ریشه در اندیشه و ذهن و ادراک انسان دارد و استعاره های مفهومی، درک جدیدی از تجربه را برای انسان میسّر ساخته و معنای تازه ای به آنها می دهد. در حقیقت، تجربه به مثابه یک اصل محسوب می شود که مفاهیم محیطی، طبیعی یا فرهنگی و دیگر مفاهیم موردنظر شاعر و یا نویسنده را به واسطه قلمروهای مقصد و مبدأ توضیح می دهد. به این ترتیب، پژوهش متون و نوشته ها با رویکرد شناختی در زمینه استعاره، می تواند ما را به شناخت لایه های ذهنی و انگیزه های گزینشی استعاره ها راهنمایی کند. در این مقاله، استعاره های با قلمرو مقصد «زن» در اشعار فروغ فرخزاد، با توجه به دیدگاه شناختی بررّسی می شود و سپس به کاوش استعاره ها با توجه به نقش های «مادری»، «همسری» و «معشوقی/عاشقی» با توجه به قلمروهای مبدأشان می پردازیم و سرانجام میزان خلاق یا متعارف بودن استعاره ها را بررّسی می کنیم.
ادبیات کهن فارسی همواره منادی مهرورزی و مداراگری بوده و از خشونت، نزاع و کینه بیزاری جسته است لیکن جامعه و تاریخ ایران مسیر متفاوت و پر تنشی را از سر گذرانده است. ادبیات در لایه های ژرف خود تصاویری محو و مبهم را از خشونتی افسار گسیخته بازتاب می دهد. گویی جنگ و ستیزه با تار و پود جامعه ایرانی تنیده شده است. نظامی گنجه ای یکی از شاعران صلح دوست ایرانی است که در شعرش عشق و دوستی موج می زند. با این همه در اعماق آثارش، ناخواسته نگره هایی از آن ذهنیت مبتنی بر خشونت و بی مدارایی را می توان دید. برای مثال جنگ از مضامین عمده شعر نظامی است. پای خشونت حتی به ساحت عشق نیز کشیده می شود. مجنونِ عاشق، بی میل نیست که برای تصاحب لیلی از زور استفاده کند، در مخزن الاسرار دو حکیم با دو نظرِ متفاوت علمی، خصومت را بدانجا می رسانند که حاضرند دیگری را به قتل برسانند و سر انجام این که اسکندر پس از اشغالِ ایران، با بی مداراگری تمام، آتشکده های زرتشتیان را تخریب می کند، رسوم دینی آنان را برمی چیند، شهرهای باشکوه را در آتش قهر خود می سوزاند و کتاب های علمی ایران زمین را به مقدونیه انتقال می دهد. از سوی دیگر جلوه های مدارا نیز در منظومه های نظامی تماشایی است. شیرین، خسرو را به مدارا و رعیت نوازی دعوت می کند. بهرام با تدبیری هوشمندانه مانع از وقوع جنگ با هم وطنانش می شود و پادشاهان گوش به معترضان صریح اللهجه خود می دهند.
اندوه زدگی در عین پختگی و اثرگذاری، از ویژگی های برجسته شعر قیصر امین پور است و گونه های اندوه فردی، اجتماعی و فلسفی، پایه و بن مایه بیشینه شعرهای او شده است. مسئله اصلی این جستار، واکاوی مهم ترین شیوه ها و شگردهای ذهنی و زبانی ای است که قیصر برای بیان تجربیات عاطفی اندوهبار و حسرت آمیز خود به کار بسته است. در پژوهش حاضر، به روشی توصیفی تحلیلی، اندوه سروده های این شاعر، از حیث کاربست ابزارها و تمهیدات ذهنی و زبانی بررسی می گردد. نتیجه اینکه ساختار ذهنی اغلب سروده های قیصر بر پایه ایماژهای تیره و اندوه زده شکل گرفته است و شاعر با استفاده از این تصاویر سعی در القای تجربیات تلخ عاطفی خود داشته است. این شیوه در ساختار و اجزا و ارکان تشبیهات، استعاره ها، کنایات، تلمیحات و نمادها تأثیر و نمود آشکاری دارد؛ به طوری که گاه تابلویی از صحنه های تلخ و تیره در یک بند و حتّی یک سطر شعر دیده می شود. ازنظر موسیقیایی و زبانی نیز شاعر در اندوه سرود ه هایش به وزن ها و هجاهای سنگین توجّه خاصی نشان داده و با استفاده از واج آرایی مکرر با مصوت های بلند، موسیقی و حتی حال و هوای عاطفی شعر را به سمت فضاهای تیره و اندوهناک سوق داده است. دایره واژگانی و ترکیب سازی های او نیز غالباً در حیطه کلمات و ترکیباتی است که اندوه را به ذهن متبادر می کنند.