از شرایط مهم و اساسی برای به کارگیری روشی علمی و هدفمند و برنامه محور در تحقیقات عرفانی تعیین و تبیین سنت و مشرب عرفانی اهل تصوف یا به تعبیر دیگر واکاوی اصول و فروع مبانی عرفان اسلامی است. روش شناسی معرفت یکی از ویژگی های اصلی سنت های عرفانی است که می تواند برگرفته از منابع مختلف نقل، عقل و کشف و شهود باشد. نویسندگان این پژوهش می کوشند ضمن بررسی بازتاب روش های نقلی و عقلی در مثنوی، اثبات کنند تنها روش متقن معرفت شناسی روش کشف و شهود است و دو شیوه دیگر زمانی ارزشمند است که با روش کشف و شهود مطابقت یابد. به بیان دیگر، مطابق سنت و مشرب عرفانی مولانا خداشناسی (معرفت الرب) وابسته به خودشناسی (معرفت النفس) است؛ بنابراین سالک با کاربرد ابزار مختلفِ شیوه شهودی می کوشد، پلّه پلّه و به تدریج میزان مواجید عرفانی خود را ارتقا دهد تا از خود و ماسوی الله بیرون آید و به خودشناسی رسد. این امر در مثنوی معنوی از مرتبه تزکیه نفس آغاز می شود و با عشق ادامه می یابد. سپس مراتب کمال آن در سکر و حیرت طی می شود تا سرانجام در مرتبه فنا این توفیق نصیب سالک شود؛ در این مرتبه سالک به کل از غیر خدا تهی می گردد و تنها به اختیار و اراده او حرکت می کند؛ بنابراین به مقصود و غایت نهایی خود یعنی توحید و معرفت الرب دست می یابد.
میرسیّد علی مشتاق اصفهانی از شاعران بنام قرن دوازدهم و از تأثیرگذاران مکتب بازگشت است. روی گردانی از سبک هندی که همزمان با دوره فترت صفویان بود، زمینه ای را برای مشتاق و دوستانش فراهم کرد تا شیوه شاعران گذشته را بازآفرینی کنند. مشتاق کاروان سالار شد و گروهی از شاعران هم عصرش نیز با او همگام شدند. وی که از شاعران سبک عراقی تأثیر پذیرفته در قالب های غزل، قصیده، رباعی، ترجیع بند و ترکیب بند طبع آزمایی نموده است. تصحیحی که حسین مکّی در سال 1320 ش. از دیوان او منتشر کرده است، تنها متن نصحیح شده از اشعار اوست. مصحِّح سه نسخه از جمله نسخه سعید نفیسی و اقبال آشتیانی را مقابله و مقایسه نموده؛ در حالی که بیش از بیست نسخه از این دیوان وجود دارد که مکّی آنها را مدّ نظر نداشته است. در این پژوهش سعی شده با نقد این اثر اشکالات وزنی، دستوری و چاپی که از مقابله با نسخه ها به دست آمده است، ارائه گردد.
در بررسی جریان هویت سازی چون پوشش و آرایش، پوشیدنی ها و از آن میان، تنپوش های بالاتنه، بویژه سرپوشی چون دستار و رنگ، جنس، شکل، اندازه و آرایش آن، در قیاس با تنپوش های دیگر، نقش بسزایی در شکل گیری هویت فرهنگی مردان در جوامع مختلف داشته است. یکی از اعصاری که بیش ترین تأثیر فرهنگی- اجتماعی را از این پوشش هویت ساز، به خود دیده، عصر صفوی است. پرسش اصلی این نوشته که درصدد یافتن پاسخی بدان به شیوه توصیفی- اِسنادی برآمده ایم؛ آنست که شعر دوره صفوی، بعنوان بخش مهم و گسترده ای از اسناد و منابع تاریخی؛ می تواند؛ نقش دستار و آرایش آن در ایجاد و شکل گیری هویت فرهنگی جامعه در بین مردان این دوره را نشان دهد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد، شعر دوره صفوی، علی الخصوص صائب تبریزی، یکی از غنی ترین منابع و اسناد، برای بررسی های تاریخی- اجتماعی، از جمله پوشش و آرایش، و دستار، شاخص ترین و بااهمیت ترین و پوشش هویت بخش مردان در دوران صفوی است.
В настоящей статье рассматриваются безличные предложения с субъектом в винительном падеже, которые передают физическое состояние лица и живого существа. Предпринимается попытка сопоставления их с персидскими коррелятами. Анализируемый тип безличных предложений в силу своей специфики (использование субъекта в винительном, а не в распространенном дательном падеже; несоответствие синтаксической структуры с родным, персидским, языком и т.п.) может вызывать трудности различного характера для персоязычных учащихся. В статье показано, что для многих из анализируемых русских предложений можно найти персидские корреляты, в которых субъект предложения не совпадает с подлежащим. Использование таких конструкций в процессе обучения может способствовать более эффективному усвоению данной русской конструкции иранскими студентами.
مفهوم معرفت و چگونگی کسب آن در متون صوفیه مسئله ای مورد توجه و جزء اولویت های فکری نویسندگان و مشایخ تصوف بوده است. از سوی دیگر بارزترین وجه رفتاری بزرگان صوفیه مقوله کرامت است که در نظر جامعه هر عصر به عنوان محکی برای سنجش جایگاه اولیاء قلمداد شده است. این پژوهش قصد دارد به این دو پرسش پاسخ دهد: معرفت از نظر شیخ جام چیست ؟ و چه ارتباطی میان معرفت مورد نظر شیخ جام و کرامات وی وجود دارد؟ که برای نیل به آن ابتدا به ارزش و تعریف معرفت در کتب صوفیه خواهیم پرداخت و پس از آن به تعریف این مفهوم در مکتوبات شیخ جام و تبیین ویژگی علم و معرفت در آثارش اشاره می کنیم. با استناد به نوشته های شیخ جام روشن می شود که او معرفت را کیمیایی می داند که تحول ماهوی عارف را در پی دارد و دستیابی به معرفت، مقارن با توانایی تصرف در جوهر اشیاء است. در ادامه به اهمیت «قلب جوهر» در مقامات و نوشت ه های او و ارتباط آن با اندیشه های کرامیه خواهیم پرداخت. پس از این سه مقدمه، به تحلیل کرامات شگفت آور شیخ جام براساس نظام معرفت شناسی خاص او پرداخته، روایت این گونه کرامات را فراتر از نیّت جعل و سند سازی، در حوزه تقابل های گفتمانی معنا خواهیم کرد.
بررسی اشعار آدونیس نشان می دهد که امور متضاد در تفکّر و اندیشه های او از جایگاه ویژه و والایی برخوردار است؛ به حدّی که در انتقال مفاهیم نو و مورد نظر شاعر نقشی اساسی دارد. یکی از مهم ترین این عناصر که با بسامد بالا در اشعار آدونیس دیده می شود، عنصر روشنی و تاریکی است. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی به بررسی دو عنصر متضاد و پرکاربرد روشنی و تاریکی در اشعار آدونیس با تکیه بر تحلیل های عرفانی، پرداخته است تا نگاه ویژه آدونیس را به طبیعت و اشیاء بکاود و جنبه هایی از تفکّرات متعالی در اشعار او را آشکار کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که علاوه بر مفاهیمی چون خیر و شرّ، جهان ظاهر و جهان باطن، هدایت و ضلالت و... که این دو عنصر در این مفاهیم بازتاب می یابند، مهم ترین کاربرد آدونیس از روشنی و تاریکی، رها شدن از سرشت ذاتی این دو و لزوم همراهی تاریکی با روشنایی برای رسیدن به نقطه ای است که در آن همه عناصر متضاد و کثرات به وحدت بدل می شوند. آدونیس برای رسیدن به این هدف، پرده های ظاهری و مادّی اشیاء را کنار می زند و با تکیه بر مفهومی ویژه به نام «جنون» عریانی حقیقت و شناخت انسان از کنه هستی را موجب می شود.