فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸٬۸۸۱ تا ۳۸٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
چهارمین مجمع عمومی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار شد
حوزههای تخصصی:
طبیعت انسانی از دیدگاه کنفوسیوس و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۳۹۷ شماره ۷۵
61-84
حوزههای تخصصی:
طبیعت وسرشت انسانی یکی از پیچیده ترین و پوشیده ترین موضوعاتی است که در کل تاریخ فرهنگی و اجتماعی بشر همواره مورد بحث ومناقشه بوده است. گروهی سرشت انسانی را مجبول بر خیر و گروهی مبتنی بر شر می دانند و گروهی دیگر اساساً ذات و سرشتی برای انسان قایل نیستند و تکوین شخصیت او را معلول و محصول آموزش و آمیزش های اجتماعی می دانند و هر گروه در تأیید معتقدات خویش، دلایل و براهینی اقامه می کنند. دو تن از بزرگ ترین متفکران و مصلحانی که در گذشته به سبب نوع شخصیت، اهداف و آرمان های انسانی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی عمیقاً بدین مسیله پرداخته اند و عوامل مکمل و مؤثر در تتمیم یا تخریب سرشت آدمی را بررسی نموده اند، یکی کنفوسیوس، حکیم چینی و دیگری شیخ اجل سعدی شیرازی در ایران است که به سبب دامنه نفوذ و استمرار و پایایی افکار و آثار آنان در زوایا و اعماق پنهانی دو ملت چین و ایران و امروزه در بخش بزرگ و شایسته توجهی از جهان، بررسی دقیق دیدگاه های آنان برای تصمیم گیری های کلان فرهنگی و اجتماعی در روزگار ما حایز کمال اهمیت است. این مقاله ابتدا به طبقه بندی دقیق آثار و نیز امکان یا عدم امکان تطبیق افکار این دو اندیشه ور به دلیل تفاوت زمان، مکان و زبان، و آنگاه به تحلیل مصداقی اندیشه ها و آرای سعدی و کنفوسیوس درباره سرشت انسان و عوامل مکمل و مخرب در تکوین آن می پردارد.
تپش سایه دوست
تحلیل و مقایسه تقابل های جنسیتی در رمان های دهههای شصت و هشتاد مورد مطالعه: رمان های دل فولاد، باغ بلور، نگران نباش، کافه پیانو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۲
51-76
حوزههای تخصصی:
تحلیل مضامین و شیوه های تبیین تقابل های دوگانه در متون ادبی، یکی از روش های نقد در رویکرد ساختارگرایانه است؛ و برخی معانی پنهان متن را آشکار یا تفسیر می کند. در این مقاله به بررسی تطبیقی تقابل های جنسیتی در دو رمان دهه شصت شمسی (باغ بلور و دل فولاد) با دو رمان دهه هشتاد شمسی (نگران نباش و کافه پیانو) پرداخته شده است. سطح بررسی تقابل ها، دو عنصر بنیادین روایت؛ یعنی رویداد و شخصیت پردازی است. از تحلیل کلی تقابل هایی که در پس نگاه جنسیتی متون مورد مطالعه وجود دارد، برمی آید: 1-در رمان های دهه شصت، دوگانه های سنت/تجدد؛ تقید/آزادی؛ پاکدامنی/روسپی گری؛ و افسردگی/سرزندگی مشترک هستند؛ 2-در رمان های دهه هشتاد، تقابل های امروز/گذشته؛ تجرد/تأهل؛ واقع گرایی/آرمان گرایی؛ جنسیت روانی/ جنسیت فیزیولوژیک نسبت به تقابل های دو رمان دهه شصت متفاوت است و البته دوگانه هایی مانند تقید/آزادی؛ سنت/تجدد؛ و سرزندگی/افسردگی در رمان های دو دهه مشترک است.
تلاش فیلیپینی ها در امر آموزش زبان و ادب فارسی (گزارشی از وضعیت زبان و ادبیات فارسی در فیلیپین)
کانونی سازی و توزیع آگاهی در داستان خسرو و شیرین شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانونی سازی، یکی از راه های بیان کردن یا به دست آوردن دانش (آگاهی) در روایت است. در این مقاله، جهت درک چگونگی توزیع آگاهی در روایت شاهنامه از داستان خسرو و شیرین، این داستان از نظر شیوه های کانونی سازی مورد توجه قرارگرفته است. نتایج این بررسی نشان می دهد که وجه غالب روایت رخدادها در متن، کانونی سازی بیرونی است؛ یعنی دیدن و روایت کردن توأمان رویدادها توسط راوی-کانونی گر، به شکلی که اغلب، خواننده چیزی بیشتر از شخصیّت ها نمی داند. در کلیّت اثر، تعلیق، مهم ترین عامل انگیزش خواننده نسبت به متن است که بر اثر پیش آگاهی فراتر خواننده (نسبت به اشخاص داستان) درباره سرنوشت شخصیت اصلی ایجاد می شود و در پاره روایت های داستان، به دلیل آگاهی برابر خواننده و اشخاص داستان، برانگیختن کنجکاوی مهم ترین دلیل برای خواندن متن است. در کانونی سازی های درونی نیز بیان عواطف و ذهنیت اشخاص داستان، موجب برانگیختن کنجکاوی خواننده می شود. مهم ترین عامل انسجام متن در ژرف ساخت اثر، وجه ایدئولوژیک کانونی سازی است.
تحقیقات و انتقادات ادبی: حکیم عمر خیام نیشابوری
حوزههای تخصصی:
از فقر تا فحشا؛ از ثروت تا قدرت (تحلیل گفتمان انتقادی داستان "مارتا البانیه" نوشته جبران خلیل جبران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی انتقادی نورمن فِرکلاف با تکیه بر مراحل سه گانه توصیف، تفسیر و تبیین، سازمان هر متنی را روشن می کند. مراحل سه گانه فوق، منجر به شناخت روساخت واژگان متن و تجزیه و تحلیل آن می شود. امتیاز این رویکرد نسبت به سایر مکاتب نقد آن است که متن را پس از تحلیل رها نکرده، بلکه پژوهش گر به ارزیابی و قضاوت متن با استناد به مرحله تبیین می پردازد. هدف از کاربرد الگوی فوق در داستان کوتاه مارتا البانیه، آن است که از طریق توصیف ِساختار نحوی، ایدئولوژیِ نویسنده افشا شود؛ سپس با تکیه بر مرحله تفسیر، متن داستان تحلیل و ارزیابی گردد. در نهایت روش فرکلاف، قدرت نهفته در ساختار جامعه؛ یعنی همان عامل مؤثّر در ایجاد ایدئولوژی را برملا ساخته و نشان می دهد چگونه ثروت در جامعه، قدرتی نوساخته ایجاد کرده است. از این رو می توان گفت که الگوهای زبانی مورد استفاده در داستان مذکور به گونه ای است که می توان، ساختار زبان شناسی آنرا به سه بخش تقسیم کرد که هر بخش، واگویه گر مطالب ویژه ای است. در نهایت این پژوهش بر آن است که نشان دهد؛ نویسنده چگونه با تکیه بر ساختار نحوی به دنبال افشای عناصر ایدئولوژی و قدرت برخاسته از آن است؟ پاسخ به این پرسش می تواند عواملی را که در بازنمایی و نیز شکل دهی به جهان بینی نویسنده در روند آفرینش داستان مؤثّر بوده اند؛ بازنشانی کند.
مقایسه هرمان هسه و شمس تبریزی با تکیه بر کنولپ و مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
145 - 175
حوزههای تخصصی:
هرمان هسه (۱۸۷۷-۱۹۶۲م.)، نویسنده و عارف آلمانی، از کودکی با تعالیم الهیات مسیحی آشنا شد و در جوانی به مکاتب عرفانی شرق گرایش یافت. وقایع زندگی هسه و مطالعات عرفانی وی، سبک خاصی را برای او پدید آورد که در داستان کنولپ قابل مشاهده است. این داستان مدرن به توصیف شخصیت عارف مسلک کنولپ می پردازد. از سوی دیگر، شمس تبریزی (۵۸۲-۶۴۵ ق.) عارف ایرانی است که حکایت هایش در مقالات شمس روایت شده است. میان انگاره عرفانی شخصیت کنولپ در داستان هسه و شمس تبریزی در مقالات ، شباهت هایی وجود دارد که محل بررسی و تحلیل است. در این مقاله به روش توصیفی-مقایسه ای، پس از معرفی مختصر هسه، به تشریح جایگاه عرفان در اندیشه و آثار او می پردازیم. سپس اثر کنولپ را به لحاظ فرم و محتوا بررسی، و ویژگی های عرفانی این شخصیت را در ادوار مختلف زندگی بیان می کنیم. در ادامه به توضیح مختصری از زندگانی شمس می پردازیم تا ویژگی های عرفانی او را گزارش کنیم. پایان بخش این مقاله نیز مقایسه دو اثر کنولپ و مقالات شمس و بیان مشابهت های دو شخصیت کنولپ و شمس تبریزی است. از جمله این شباهت ها می توان به روایت های داستانی هر دو اثر اشاره کرد که در خدمت توصیف ویژگی های شخصیتی کنولپ و شمس، نظیر تنهایی معنوی و شوخ طبعی، قرار دارد. با این حال تفاوت اصلی در آن است که داستان کنولپ یک اثر ادبی است، اما مقالات، متنی شهودی به شمار می آید.
شکسته نویسی در ادبیات کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات کودک اگر از کودک انتظار برود که علاوه بر یادگیری زبان معیار با گویش محاوره ای و واژگان شکسته هم روبه رو شود، دچار نوعی دوگانگی خواهد شد. پیشنهادهای مقاله برای حل این دوگانگی عبارتند از: اول: تاکید بر راه حل محمود کیانوش یعنی استفاده از «نحو شکسته» به جای «واژه های شکسته». دوم: انتخاب واژه ها از میان مترادف ها نه فقط متناسب با فهم مخاطب بلکه متناسب با لذت آن ها از خواندن داستان. سوم: توجه به جغرافیا و عرف زبانی منطقه ی خاصی که متن در آن جریان دارد. چهارم: توجه به این نکته که واژه های سالم بدون نیاز به شکسته شدن، خود در موقعیت و فضای داستانی در ذهن مخاطب می شکنند. پنجم: گزینش واژه هایی که در عین سالم بودن، در گفت و گوهای اغلب مردم به کار می روند. ششم: توجه به واژه هایی که در ادبیات رسمی و حتی کهن وجود دارند اما در عین حال در محاورات مردم جاری اند. هفتم: بهره گیری از ضمایر ملکی متصل و حذف واژه هایی دست و پاگیر مانند «است» که کمک می کنند تا داستان به گویش مردم نزدیک شود. هشتم: توجه به این نکته که در داستان های تاریخی شکستن واژه ها ممکن است فضای گفت و گو را لوث کند. نهم: اگر به هر علتی تصمیم به شکستن واژه گرفتیم، بهتر است در این کار زیاده روی نکنیم. دهم: توجه به استثناهاست. در مواردی که سالم نویسی تصنعی جلوه می کند بهتر است واژه به شکل شکسته آورده شود. در پایان مدل «کاهش تعداد هجا»ی علی صلح جو نقد و مدل «نثر طبیعی» پیشنهاد شدده است. بر اساس این مدل، تعیین چیستی و چندوچون محاوره با قاعده میسر نیست. برای تعیین محاوره «خود نویسنده و منطق داستانش» ملاک اصلی هستند. پارادایم پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری و شیوه ی داده کاوی قیاسی استقرایی و روش گردآوری منابع کتابخانه ای است.
Паремиологическое пространство: дискуссионные вопросы (فضای تمثیلات: موضوع ها و مسائل چالش برانگیز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مسائل مربوط به عملکرد عناصر تمثیلی در فضای تمثیلات می پردازد. همچنین به تاریخچه پیدایش عناصر تمثیلی در نشریات روسی و خارجی (از جمله نشریات انگلیسی) و عناصر وارد شده به گنجینه تمثیلات اشاره می کند که شامل امثال و حکم، عبارات ثابت، عبارات مصطلح، کلمات قصار، شعارهای تبلیغاتی و غیره است. آن دسته از مجموعه تمثیلات و عبارات ثابت روسی و انگلیسی نیز در این پژوهش تجزیه و تحلیل می شود که به واسطه پژوهش های نویسندگان معاصر روسی و خارجی از رویکردهایی متفاوت در تفکیک عناصر کاربردی در فضای تمثیلات تأیید شده اند. در جریان پژوهش، ویژگی های مشترکی که کمک می کنند تا این عناصر در زمره گنجینه تمثیلات قرار گیرند، مشخص می گردد. این گنجینه به مثابه میراث ملی- فرهنگی بشری است که در آن دانش ملت ها در حوزه های گوناگون جمع آوری و حفظ می گردد.
امواج آرامش: شکاف بین شیئی و علامت
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی بازتاب اندرزگزاری و اندرزگزاران در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۹
97 - 127
حوزههای تخصصی:
ادب تعلیمی یکی از اغراض بنیادی سخن، و هدف آن آموزش اخلاق، تهذیب نفس و مهارت های زندگی است. این گونه ادبی، از دیرباز در ادب فارسی حضوری برجسته داشته و در غزل فارسی نیز از موضوعات پربسامد بوده است. غزل حافظ سرشار از مضامین اندرزگونه است. حافظ از اشارات اندرزی غافل نمی ماند و با بهره گیری از شیوه های خاص روایت، پردازش صحنه و انتخاب شخصیت مناسب، اندرزهای ترغیبی و تحذیری اش را با بهترین شیوه های فصاحت و بلاغت، با مخاطب در میان می گذارد. حافظ با آگاهی از میراث تعلیمی گذشته ادب فارسی و عربی و شناخت این گونه ادبی، از شیوه های خاص برای بیان اندرزهایش بهره می گیرد. حافظ، بنا بر اقتضای کلام، از صحنه پردازی، شخصیت گزینی و چگونگی لحن بیان و دیگر شیوه های روایت، برای انتقال اندرز بهره می برد. در این پژوهش، به پیشینه ادب تعلیمی در گذشته ادب فارسی، چگونگی اندرزگزاری، شأن و جایگاه اندرزگزاران، شیوه های انتقال اندرز، خاستگاه و سرچشمه اندرزهای حافظ و بسامد موضوعی اشعار حکمی شاعر، اشاره شده است. حافظ از داستان های شاهنامه و شخصیت های آن، قصص اسلامی، امثال، کلیله ودمنه و قابوس نامه ، برای پردازش اندرزهایش بهره می برد. کاربرد عنصر طنز در پاره ای از اندرزهای حافظ، شیوه ای بلاغی برای مبارزه با ریاکاران است. حافظ در برابر مُفتی زمان ناشنیده پند است؛ اما فتوای پیر مغان را به گوش دل می شنود. در این پژوهش، به شیوه های اندرزگزاری حافظ از زبان سوم شخص، پیران، اندرزهای طنزآمیز و مقابله با طبقات ریاکار و اندرزپذیری از پیر مغان اشاره شده و بسامد موضوعی اندرزهای حافظ به صورت نمودار نشان داده شده است.
مفاخر فرهنگی ایران از فردوسی و حافظ تا علامه طباطبایی و ...
منبع:
حافظ اسفند ۱۳۸۶ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
بررسی رباعیات کمال الدین اصفهانی بر اساس دست نویس ها و منابع کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
86-61
حوزههای تخصصی:
نگاهی مختصر به دیوان شاعران نشان می دهد که گاه یک رباعی به چندین شاعر منسوب شده است. به همین دلیل، تشخیص رباعیات هر شاعر از دشوارترین بخش های تصحیح متون است. تدوین مجموعه ها و جنگ های رباعی هم، اگرچه در شناخت سرایندگان برخی رباعی ها گره گشاست، به دلیل موضوعی بودن،کتابت های فراوان، تک نسخه ای بودن، و استنساخ از روی یکدیگر، مشکلاتی دیگر در شناخت سرایندگان اشعار به وجود آورده است. از طرف دیگر، کمال الدین اصفهانی ازجمله شاعرانی است که در سرودن رباعی جایگاه ویژه ای دارد و گردآورندگان جنگ های رباعی، به دیوان او عنایت بیشتری داشته اند. این پژوهش با لحاظ کردن این دو موضوع، در پی آن است تا با استناد به دست نویس های کلیات کمال الدین اصفهانی و بر اساس منابعی چون نزهه المجالس ، مونس الأحرار ، خلاصه الأشعار ، مجموعه اشعار و مراسلات فارسی و عربی، و سفینه کهن رباعیات، رباعیات منسوب به این شاعر رابررسی کند. روش تحقیق، تحلیلی است که در آن از امکانات کتابخانه ای ونیز دستاوردهای علمی پژوهشگران دیگر استفاده شده است. جایگاه کمال الدین اصفهانی در جریان شعری قرن ششم و هفتم، به ویژه در قالب رباعی، و نبود پژوهشی جامع در باب این موضوع، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می سازد و نتیجه حاصل از آن، مشخص کردن الحاقات و اسقاطات رباعیات این شاعر در متن مصحح مرحوم بحرالعلومی، و نیز اعتبارسنجی مجموعه ها و جنگ های رباعی در انتساب اشعار به شاعران است.
ترسیم چهره ی خداوند در «این چیه؟»
حوزههای تخصصی:
پلی میان کودک و بزرگسال
حوزههای تخصصی: