در این مقاله عناصر زبانی خارجی که در اشکال گوناگون زبان روسی نفوذ و کاربرد پیدا کرده، بررسی شده است. نویسندگان مقاله به طور خاص پژوهش خود را بر روی واژه های مورد استفاده طراحان و سازندگان بازی های رایانه ای به عنوان یک خرده زبان حرفه ای متمرکز کرده اند. هرچند به طور کلی می توان گفت هیچ کدام از حوزه های زبانی از جمله گویش ها و لهجه های محلی، زبان عامیانه، زبان ادبی و مانند اینها از نفوذ کلمات خارجی مصون نیستند، اما به طور خاص می توان گفت بیشترین میزان نفوذ عناصر زبانی خارجی در حوزه علوم تخصصی و به ویژه مربوط به فعالیت متخصصان فعال در زمینه علوم رایانه ای و اینترنت از قبیل: برنامه نویسان، طراحان وب سایت ها، طراحان و سازندگان بازی های رایانه ای و مانند اینها بوده است. خاستگاه اصلی و اولیه فناوری های رایانه ای و اینترنتی در حقیقت کشور آمریکا بوده است، برهمین اساس نام گذاری اولیه عنوان ها و اصطلاحات مربوط به این نوع فناوری ها نیز به زبان کشور مبتکر یعنی به زبان انگلیسی است. این نام گذاری ها با انتقال فناوری های مزبور از کشورهای مقصد به سایر کشورها وام گیری می شود. در این مقاله نشان داده می شود که یکی از اصلی ترین تمایزهای خرده زبان رایج در بین کاربران اینترنتی از سایر شکل های زبانی، کاربرد کتبی آن است.
متن ها همواره با دلایل و انگیزه های خاص و به شیوه های گوناگون با متن های دیگر پیوند می یابند. متن های تاریخ عمومی که در طول تاریخ نوشته شده، نیز چنین هستند. شاهنامه پیش متنی است که حضور گسترده آن در تاریخ نوشته های عمومی حاکی از وجود رابطه بینامتنی بین این دو متن در دو شاخه متفاوت، امّا وابسته است. از این رو مسئله پژوهش این است که پیوند بینامتنی میان شاهنامه و تاریخ نوشته های عمومی از سده پنجم تا میانه سده هشتم هجری چگونه بوده است؟ بدین منظور از نظریّه ترامتنیّت ژرار ژنت که یک نظریّه کامل در یافتن تمام جنبه های یک رابطه بینامتنی است، بهره برده ایم. هدف اصلی در این پژوهش کشف و شناخت انواع روابط ترامتنی با شاهنامه در تاریخ نوشته های عمومی است. روش پژوهش از نظر فضای انجام کار کتابخانه ای و از جهت تحلیل داده-ها کیفی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که تاریخ نگاران با تأثیرپذیری از موقعیّت اجتماعی و نهاد حمایتگر خود، آگاهانه در جهت دست یابی به اهداف و انگیزه های خود از نگارش تاریخ عمومی با شاهنامه رابطه بینامتنی برقرار کرده و در این راستا به ترتیبِ بیشترین تا کمترین از سه گونه ترامتنی بینامتنیّت، سرمتنیّت و فرامتنیّت بهره برده اند.
عالمان غربی معمولاً ترتیب غیر خطی آیات را نشانی ازعدم انسجام و گسستگی متن قرآن دانسته اند؛ با این حال، به نظر می رسد طرح پرسش ِ انسجام و دیگر مفاهیم مرتبط با آن همواره یکی از ویژگیهای مهم متن قرآنی، یعنی«غیر خطی بودن» را از نظر پنهان داشته است. نگارنده بر این اعتقاد است که برای آشکار ساختن این ویژگی، آیات باید در رابطه با خداوندی در نظر آورده شوند که خود را در زبان همچون گوینده ای که کلامش آغاز و پایانی دارد، آشکار نمی سازد. خالق چون بشر سخن نمی گوید. قرآن در این مطالعه به منزلة متنی غیر خطی و بی زمان در نظر گرفته می شود که ماهیت الهی خود را از طریق در هم شکستن مداوم بافت زمانی مکانی و گذر از زبانِ خطی آشکار می سازد.
درباره پست مدرنیسم نمی توان تعریف جامع و مشخّصی ارائه داد. امّا با تمام اختلاف نظرها در این زمینه، ویژگی های مشترکی هست که بر اساس آن ها، می توان اثر پست مدرن را از غیرِ آن تا حدّی شناسایی و مرزبندی کرد. رمان «منِ او» نوشته رضا امیرخانی از رمان های برجسته فارسی است که شگردهای روایی پیچیده و منحصر به فردی دارد. از ویژگی های این رمان، حضور پررنگ و برجسته مؤلّفه های پست مدرن است. شناخت و بررسی این مؤلّفه ها به درک بهتر و خوانش دقیق تر داستان کمک می کند. همچنین، سبب می شود که لایه های پنهان متن آشکار شوند. در این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای به بررسی رمان «منِ او» از رضا امیرخانی از منظر پسامدرن و اصول حاکم بر آن پرداخته شده است تا نشان داده شود که در نهایت این اصول در خدمت کدام معنا، مضمون و یا هدفی به خدمت گرفته شده اند. نتایج حاکی از آن است که استفاده از شگردهای فراداستان، بینامتنیت، پایان چندگانه، تداخل سبک های ادبی و فرم بدیع و نو از مؤلّفه های پست مدرن در این اثر ادبی است که تمام این موارد در نهایت با اتّحاد برقرار کردن بین راوی ها در سطوح مختلف، معنا و مضمونی عرفانی خلق کرده اند. راوی، در این داستان بسیار پیچیده است. درواقع، می توان گفت که داستان منِ او، داستان شخصیتِ یک راوی پست مدرن است که مرز میان سنّت و مدرنیته و گذشته و حال را برداشته است و تمام هستی ها و باورها را به رسمیت می شناسد.