حافظ از معدود شاعرانی است که نوشتن شرح و تفسیر بر شعرش، تنها چند سال پس از درگذشت وی آغاز شده است. آذری طوسی در جواهرالاسرار، و فاروقی، و عبیدالله احرار و دوانی کازرونی در سده نهم، تفسیرهایی بر چند بیت و غزل حافظ نوشته اند. (رک.نک: فتوحی، ۱۳۸۸: 103۱۰۳). این روند تا امروز با افت و خیزها و رویکردهای گوناگون ادامه یافته است و شاید بتوان گفت که بیشترین شرح و تفسیر شعر در میان شاعران ایرانی، به غزل های بکر و بدیع حافظ اختصاص دارد. این جانب پیش از این در کتاب فرهنگ شرح های حافظ و مقاله «شرح های حافظ» در جلد نوزدهم دائرة المعارف بزرگ اسلامی، به تفصیل، تاریخچه و چند و چون شرح شعر حافظ از سده نهم هجری تا پایان سال 1380 ۱۳۸۰ را نشان داده است. (نک:رک. باقری، 1387۱۳۸۷).
تجلی روح الهی در وجود انسان کامل را در عرفان تعبیر به عشق به ذات حق می کنند. در عرفان روح انسان در حال تعالی و سلوک به سوی حق است. انسان کامل در آخرین مرحله ی سلوک (فنا) حقیقتی خداوندوار هم چون سی مرغ عطار و سالکان واصل در آثار عرفانی می یابد. پیر دانا در روانشناسی یونگ تاحدی هم چون پدر یا مرشد یا شیخ در عرفان است که با بصیرت و روشنگری و تیزبینی سالکان و انسان ها را به صورت عام به سوی تهذیب نفس، حفظ منش و اخلاق دعوت می کند. این پژوهش در پی بیان خصوصیات پیردانا و آشکار ساختن تفاوت و شباهت آن با انسان کامل و پیر (مراد) در عرفان و فلسفه، بر آن است تا جنبه های دانایی و هدایت گری پیردانا را با توجه به ویژگی های کهن الگویی و روانکاوانه اش مشخص کند و نقش آن را در شخصیت های هدهد (در منطق الطیر)، پیر (در مصیبت نامه) و پدر (در الهی نامه) نمایان و تحلیل سازد؛ هرچند نقش دانایی، خصلت روحانی ناآگاه روان، شناسایی و تفکر پیر دانا در شخصیت هدهد و پیر به صورت ارشادی و هدایت-گونه آشکارتر است.
إنّ أفضل شاعر استطاع أن یؤسّس شعر الزّهد فی الأدب العربیّ و أظهر مقدرته فی هذا الباب هو ابوالعتاهیّة الّذی یجب أن نعدّه رأس الشّعراء العرب فی هذا الغرض.
أمّا الّذی أصبح شاعر الزّهد فی الشّعر الفارسیّ و وقف قسماً کبیراً من شعره علی هذا الموضوع، بحیث یشار إلیه بالبنان بسبب نظمه القصائد الطّوال فی الزّهد و الوعظ فهو ناصر خسرو القبادیانیّ البلخیّ.
بحثنا فی هذا المقال یدور حول محورین أساسیین:
أوّلاً: مقدّمة فی تعریف شعر الزّهد و تطوّره فی أدبی العربیّ و الفارسیّ.
ثانیاً: مقارنة تطبیقیّة بین الشّاعرین، أبی العتاهیة و ناصر خسرو، فی أسباب نزعتهما الزّهدیة (النّفسیة، الاجتماعیة، ... )، ثمّ الحدیث عن المضامین و الأسالیب الشّعریّة(المتشابهة أو المتباینة) لدی کلا الشّاعرین.
و أمّا منهجنا فی هذه المقارنة، فبُنی علی أساس المدرسة الفرنسیة الّتی تؤکّد علی قضیة التّأثیر و التّأثر فی ضوء العلاقات الثاریخیة، کما نعدّ بعض أو عدّ المضامین المشترکة من باب التّناص والتّوارد إلی الأذهان أو التّجارب الشّعریة المشترکة.