سوژه و سوژگی یا سوبژکتیویته، یکی از مؤلفه هایی است که براساس آن می توان تشخیص داد یک اثر داستانی، مدرنیستی محسوب می شود یا خیر. سوژه مدرن در مورد خود می اندیشد. از این رو بسیاری از داستان های مدرنیستی، شخصیت هایی دارند که به خودشان می اندیشند و زندگی و افکارِ این شخصیت ها در مرکز توجه داستان قرار دارد. می توان گفت که این داستان ها ذهن محور هستند. پرداختن به «شخصیت» و افکار او در داستان های مدرنیستی اهمیت فراوانی پیدا می کند که این خصوصیت در داستان های پیشامدرن دیده نمی شود، یا کمتر دیده می شود. در داستان های مدرنیستی فارسی نیز سوژه و سوژگی اهمیت دارد. دو اثری که توجه ویژه به این مسئله، در آنها دیده می شود، بوف کور، نوشته صادق هدایت و ملکوت نوشته بهرام صادقی هستند. در این دو رمان شخصیت ها و افکار آنان محوریت دارند. در این پژوهش ابتدا خصوصیات سوژه برشمرده شده، تعریف نسبتاً دقیقی از آن به دست آمده و سپس اثبات شده است که شخصیت های اصلی هر دو اثر، سوژه هستند و خصوصیات سوژگی در آنها وجود دارد. آگاهی، اختیار / آزادی و فردیت، خصوصیات اصلی سوژگی هستند که هریک از آنها در مورد شخصیت های اصلی این دو داستان مورد بررسی قرار گرفته اند.
در مقاله حاضر، آخرین اثر پوشکین در بستر شاخه جدید علمی بررسی و تحلیل شده که نشأت گرفته از نگرش ارزش شناسانه به متن ادبی است. بن مایه فکری این گرایش بر این پایه استوار است که دنیای درون اثر به طور اجتناب ناپذیری خواه ناخواه در مسیر نوعی سیستم ارزشی قرار می گیرد که بدون شک از جهان بینی آفریننده اثر برمی آید. نگرش ارزش شناسانه، امکان تعیین و تبیین تقابل پارادایم های ارزشی متجلی در دو شخصیت اصلی رمان، گرینیوف و شوابرین را که به یک طبقه تعلق دارند، فراهم می کند. دوئل دو قهرمان در سطح معنوی و اخلاقی صورت می گیرد و نگرش ایشان به زندگی کاملاً با یک دیگر متضاد است؛ اساس چالش مرکزی رمان پوشکین که بر پایه تضاد و تقابل ارزش های راستین و دروغین بنا نهاده شده است، در همین نکته خلاصه می شود.
عنصر یا عناصری که به داستان شکل واحد می دهند، و اجزا و عناصر آن را به هم می پیوندند، بن مایه خوانده می شود. این عنصر یا عناصر ساختار داستان را مستحکم می کنند و در موقعیت های روایی خاص و به سبب تکرارشوندگی، برجستگی و معنای ویژه ای به آن می بخشند. این بن مایه ها علاوه بر برجسته نمایی، در حرکت داستان نیز مؤثر واقع می شوند. در بسیاری از حکایت های فارسی، بن مایه، ساختار داستان را شکل می دهد. بدین معنا که حکایت به تمامی بر گرد آن بن مایه دور می زند و حوادثی که در داستان پدید می آید، حول همان بن مایه شکل می گیرد. مهم ترین بن مایه هایی که در آثار حماسی کارکردی فعال و پیش برنده دارند عبارت اند از قهرمان، سفر قهرمان، خواب و رؤیا، کتمان نام، پیشگویی، جنگ، گشودن قلعه، اژدها و اژدهاکشی، جادو و جادوگران، ابزارهای جنگی و... . ابن حسام خوسفی، سراینده خاوران نامه ، در پروردن داستان و مضمون اثر خویش، از این بن مایه ها به نحو شایسته ای بهره جسته و سبب ارتقای هنری و تأثیربخشی آن و نیز برجستگی داستان شده است. ما در این نوشته به بررسی این بن مایه ها می پردازیم.
النحو الغائب اثری است دربارة نحو زبان عربی که پدید آورندة آن تلاش دارد با رویکردی متفاوت و روز آمد به توصیف نحو زبان عربی بپردازد، به طوری که این توصیف مناسب و برآورندة نیاز های عربی آموزان عربی زبان و به ویژه غیر عربی زبان باشد. این کتاب، چنان که خود نویسنده هم چنین باوری دارد، دارای سه ویژگی است که در دیگر آثار هم نوع خود یافت نمی شود: 1. تمایز قائل شدن میان عربی زبانان و غیر عربی زبانان در تدوین کتاب های نحوی و آموزش آن؛ 2. رها شدن از سیطرة نحو نحات و نزدیک شدن به نحو زبان عربی و 3. توجه به تحول در اصول نحو به جای پرداختن به فروع آن. با توجه به همین رویکرد و ویژگی ها، در این مقاله تلاش می شود اثر یادشده با استفاده از معیار ها و ابزار های علمی بررسی و ارزیابی شود تا مشخص شود که چه اندازه از ویژگی های علمی یک اثر فنی و تخصصی برخوردار است؟
رمان نو که در فرانسه با آثاری از «ساروت» و «رب گریه» آغاز شده بود، چند دهه بعد توانست با رمان شازده احتجاب گلشیری به عنوان گونه ای از رمان وارد ایران شود. گلشیری توانست با به کارگیری خلاقانه عناصر رمان نو به خوبی از عهده این نوع برآید؛ به گونه ای که هم اثرش تقلید صرف نیست و هم از ویژگی های رمان نو خارج نشده است. گرچه امروزه رمان نو حضور چشمگیری ندارد اما عناصر باقی مانده از آن در رمان ها مشهود است؛ لذا پرداختن به این نوع و عناصر آن ضروری به نظر می رسد. با توجه به اهمیّت رمان شازده احتجاب به عنوان آغاز رمان نو فارسی و تأثیراتی که در تحول رمان نویسی ایران داشته است، در این مقاله به بررسی یکی از عناصر رمان نو یعنی «مرگ شخصیّت» یا «رد شخصیّت» که در شازده احتجاب نمود برجسته تری دارد پرداخته ایم. از این رو در این پژوهش ابتدا ویژگی های رمان نو را گفته ایم و خلاصه ای از شازده احتجاب آورده و سپس به بررسی مرگ شخصیّت های این رمان پرداخته و نشان داده ایم که مراد از مرگ شخصیّت، خالی بودن آن از افراد انسانی نیست، بلکه حضوری آمیخته با خاطره، تلفیقی و سایه وار است که خواننده با تخیّل و ذوق ادبی خود در ساخت آن مشارکت می کند. گلشیری بدون دور شدن از هویت ایرانی، عناصر رمان نو و رد شخصیت را به بهترین شکل به کار گرفته و در این باره از رمان های نو غربی کم ندارد.