فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۰۴۱ تا ۳۳٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
خرابه های مداین
حوزههای تخصصی:
پروفسور رنالدالین نیکلسن
حوزههای تخصصی:
راز پنهان: (از وقایعی که تاریخ ضبط نمی کند)
حوزههای تخصصی:
شاهزاده و گدایی دیگر نقد و بررسی شخصیت های پسرک شلاق خور
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی احوال منسوب به اهلی ترشیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهلی ترشیزی یکی از شاعرانی است که تصویر او در آینه تذکره ها تصویری یک آهنگ نیست. در تذکره های نزدیک به زمان حیاتش کوتاه و مختصر درباره زندگی و هنرش قلم زده اند و هرچه از زمان مرگ او دورتر می شویم، شرح حال او را بیشتر دچار تکرار یا قرین افسانه سازی می بینیم. ازهمین رو، مرور تذکره ها و به خصوص منابع نزدیک به زندگی او برای شناخت دقیق تر احوال او اجتناب ناپذیر است. در کتاب های متأخر نام او را محمدبن یوسف خوانده اند و نفیسی و به تبع او حاج سیدداوودی معتقدند او پس از افول دولت تیموریان به تبریز رفته و به دربار سلطان یعقوب راه یافته است. ایشان همچنین او را صاحب ساقی نامهو مترجم تحفه السلطان فی مناقب النعمان دانسته اند. اخترخان هوگلی، مدرس تبریزی، نظمی تبریزی و عمرانی چرمگی نیز مدعی شده اند که او اصالتاً تبریزی بوده، اما به دلیل اینکه در ترشیز به دنیا آمده به این شهر منسوب شده است. ازطرف دیگر، برخی از ارباب تذکره مدعی وجود شاعری به نام اهلی نوایی یا اهلی جغتایی شده اند. اهلی نوایی از نظر این تذکره نویسان با اهلی ترشیزی معاصر است. بررسی و تحلیل تمام تفاوت ها و انحراف ها در زندگی اهلی در این مجال نمی گنجد، با وجود این، مقاله حاضر بر آن است تا با نقد و بررسی دقیق احوال منسوب به شاعر در تذکره ها، شرحی پالایش شده از احوال او به دست آورد. نتایج این تحقیق نشان می دهد پژوهشگران متأخر درباب زندگی این شاعر از قبیل زادگاه، نام و... و همچنین کتاب هایی که به او منسوب شده، دچار لغزش و اشتباه شده اند.
پاره های نسخه شناسی (12 پاره)
حوزههای تخصصی:
چطوری همشهری؟
حوزههای تخصصی:
در حسرت نیستان
نقدی بر غزل جوان امروز
منبع:
خرداد ۱۳۸۵ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
شهر عطر و عقرب
گزارش مراسم بزرگداشت شاهرخ مسکوب
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقایسه ای دو ترجمه فارسی کلیله و دمنه (مطالعه موردی: حکایت بوزنگان / حمدونگان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقایسه ای دو ترجمه فارسی کلیله و دمنه (مطالعه موردی: حکایت بوزنگان / حمدونگان) این نوشتار در صدد تطبیق حکایت بوزنگان کلیله و دمنه با دو ترجمه فارسی قرن ششم هجری، یعنی ترجمه های نصرالله منشی و محمد بن عبدالله بخاری است. نگارندگان تلاش کرده اند تا با روش توصیفی تطبیقی به تحلیل ساختاری این دو ترجمه بپردازند و در ضمنِ آن به طور خاص به شیوه آنها در برابریابی واژگانی نیز توجّه دهند. همچنین به ویژه به ترجمه واژه «یراعه» در این حکایت توجه شده، چه گویی یکی از مترجمان در ترجمه آن به خطا افتاده است. از بارزترین نتایج این پژوهش آن است که نصرالله منشی می کوشد تا برای انتقال مفاهیمی که در زبان مبدأ بیان شده، قالب های تازه ای در زبان مقصد بیافریند، به طوری که هیچ بخشی از صورت و معنی از میان نرود؛ و به همین روی دست به ابداع متنی تازه زده است ولی محمد بخاری، تا حد امکان اصل متن عربی را به فارسی برگردانیده و ترجمه او از نظر سبک نوشتار و ساده نویسی به متن عربیِ ابن مقفّع نزدیک تر است. همچنین بخاری در برابریابی واژگان، بیشتر به معادل های فارسی گرایش دارد ولی در ترجمه منشی، عربی گرایی (کاربرد واژگان عربی، استشهاد به آیات، امثال و اشعار تازی) بیشتر به چشم می خورد.
نیم مستی در خمریات عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فخرالدین عراقی شاعر قرن هفتم هجری دارای مسلک عرفانی و تابع و شارح نظریات محی الدین عربی است. زبان شعری او، رمزی است و در آن از اصطلاحات خمریه ای برای بیان اندیشه های وحدت وجودی استفاده شده است. این زبان، ظرفیت ویژه ای برای بیان تمثیلی مفاهیم در شعر او را ایجاد کرده است که گنجاندن آنها در زبان مستقیم ناممکن می نماید. کشف این اصطلاحات خاص برای شناخت شعرای عارف در زبان پارسی نیازمند تحقیق بیشتر است. در این پژوهش که با شیوه کتابخانه ای و به روش تحلیلی-توصیفی انجام می شود، تلاش خواهد شد تا نشان دهیم که «نیم مستی» در اشعار عراقی چه معنایی دارد، علل آن چیست، چه مشکلاتی را بر سر راه سالک ایجاد می کند و چاره رفع آن کدام است. برای دستیابی به این اهداف، اصطلاح عرفانی «نیم مست» را در دیوان عراقی بررسی می کنیم. این بررسی با تأکید بر مؤلفه های معنایی مرتبط با وحدت وجود و زیرساخت های فکری ابن عربی انجام خواهد شد. در اشعار او این کلمه مرکب «صفتی برای حال خود»، «صفتی برای چشم ساقی» و یا «وجه شباهتی میان حال خود و چشم ساقی» است. شاعر با این اصطلاح، از مخموری و احتیاج به می وصال برای تکمیل مستی خویش، شکایت می کند.
شهرستانه
حوزههای تخصصی:
آداب سارویان
کنجکاوی های فلسفی
منبع:
صدف آبان ۱۳۳۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی: