فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱٬۷۴۱ تا ۳۱٬۷۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
رستم و سهراب به روایت قوم لک
مضمون آفرینی در غزلیات کلیم کاشانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مضمون آفرینی فرایندی است که در آن نکته باریک، خیال دقیق، نازک بینی و صورت تازه از معنی آفریده شده باشد که مهمترین ویژگی شعر فارسی از قرن نهم به بعد تا سبک معروف به هندی است. مضمون مقوله ایست ساختاری و مربوط به فرم و ظرفیت های زبانی و عامل شکل گیری مضمون، قدرت تداعی شاعراز رهگذر شباهت ها، مجاورت و تضادهاست. کلیم کاشانی شاعر مضمون آفرین سبک هندی، با برخورداری از نگاهی ژرف و باریک بینانه به دنیای پیرامون خویش اشیا را با روشی متفاوت به کار می گیرد و با توجّه به عینیّت ها، اصول کلی و تصاویر خیالی و نیز کاربرد یک یا چند شگرد مضمون ساز به آفرینش مضامین تازه دست می زند و به شکل غیر مستقیم به بیان حالات نفسانی ناب خود می پردازد. در این پژوهش برای دستیابی به شگردهای مضمون سازی با اشیا و بررسی زاویه دید شاعر، شمع به عنوان یکی از عناصر مضمون ساز در غزلیات کلیم مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد که در میان شگردهای مختلف مضمون آفرینی «اسلوب معادله» پربسامدترین روش به کار رفته است که شاید بتوان دلیل وجود این بسامد چشمگیر را به آمیختگی میان شاعران و عوام نسبت داد عاملی که انگیزه همه فهم بودن را در شاعران صفویّه تقویت کرده است.
نارساییهای نقد روانشناختی ادبی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این شعر از کدام بابر است؟ نوروز و نوبهار و می و دلبری خوش است بابر بعیش کوش که عالم دوباره نیست
از منطق مقاله تا مقاله منطقی
ضرورت گسترش فرهنگ ایرانی و زبان فارسی
منبع:
حافظ مهر ۱۳۸۵ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
مرآةالادوار و مرقاةالاخبار
غلط مشهور
زبان گفتار فارسی (2)
حوزههای تخصصی:
کارکرد گفتمانی مکان در «شب سهراب کشان» بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۱ (پیاپی ۸۶)
151-177
حوزههای تخصصی:
یکی از کارکردهای مهم هر نظام نشانه معنایی کارکرد مکانی آن است. مکان ها به شکل های مختلف عینی، کنشی، شَوِشی، روایی و اسطوره ای در گفتمان نقش دارند و از کارکردهای ارجاعی، تنشی، استعاری و استعلایی برخوردارند و در شکل دهی به معنا نقش آفرین هستند. با تقویت جنبه عینی مکان، بعد شناختی آن اوج می گیرد و با تضعیف این جنبه، وجه استعاری آن تقویت می شود و مکان به سوی فضاشدگی سوق می یابد. در داستان «شب سهراب کشان»، مکان با حضور کنشگران گفتمان و تقابل، تعامل و هم کنشی آنها، هربار به گونه ای استحاله می یابد. در نتیجه، سیال می شود و همین عامل به آن ویژگی فرامکانی می دهد. کارکردهای نشانه معناشناختی چنین وضعیتی چیست؟ پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه و طی چه فرآیندی، استحاله مکان شکل می گیرد و چطور و با کدام کارکردها زمینه استعلای آن فراهم می شود. این پژوهش، بر مبنای این فرضیه مهم شکل می گیرد که مکان با توجه به تقابل، تعامل و هم کنشی کنشگران آن، کارکردی هویتی و شوشی پیدا می کند. سپس، با تأثیرپذیری از این وضعیت، در گستره ای از مکان تا فضا سیال می شود و سرانجام به مکانی هستی محور و استعلایی بدل می شود که مهم ترین نتیجه آن هم کنشی کنشگر و مکان و در مرتبه بالاتر وحدت و این همانی کنشگر با شخصیت اسطوره ای سهراب و شاهنامه در داستان برگزیده این پژوهش است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های نشانه معناشناختی مکان و فضا در داستان «شب سهراب کشان» و تحلیل شروط استحاله مکانی و استعلای آن به فرامکان است. این پژوهش نشان داد که مکان های مختلف پیوستاری، ناپیوستار، القایی، گردبادی و استعلایی در این گفتمان نقش ایفا می کنند و این مکان ها همواره از کارکردهای کنشی، شوشی، عاطفی، القایی، اسطوره ای و استعلایی برخوردارند.
پیراهنی که بی سر و پا نیست (نگاهی به حبسیه های یک ماهی مجموعه غزل های علی رضا بدیع)
منبع:
شعر خرداد ۱۳۸۷ شماره ۵۷
حوزههای تخصصی:
ایران در جهان عرب (نجف اشرف)
از تغزلات شکسپیر
حوزههای تخصصی:
سخن ناصر خسرو از نظر سبک و دستور آن دیوان (2)
حوزههای تخصصی:
مروری بر چند کتاب انگلیسی
حوزههای تخصصی:
چنگر نگهاچه نامه
حوزههای تخصصی:
Герой-убийца в романе Ф.М. Достоевского «Преступление и наказание» (قهرمان قاتل در رمان «جنایت و مکافات» فئودور داستایفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی شخصیت قهرمان قاتل در رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی می پردازد. این بررسی از زاویه ای مخالف با مطالعات دوران شوروی که طغیان این قهرمان ملحد را تجلی والای یک شخصیت نیرومند می دانستند، صورت گرفته است. براساس توصیفات پُرشماری که نویسنده رمان از راسکولنیکوف ارائه می دهد، مشخص می شود که دنیای درونی او جریانگاه کینه، نفرت، خشم و عقل باختگی است؛ چنین انگیزه هایی در تمایل به کشتن یک انسان به اوج می رسند. در مقاله دلیل آنچه برای قهرمان اتفاق می افتد، براساس مردم شناسی مذهب ارتودوکس، نوعی فروغلتیدن به دامان شرّ یا «شرّزدگی» عنوان می شود؛ شرّی که در قالب ایده قتل وارد روح قهرمان می شود و ذهن، روح و شخصیت او را از آنِ خود می کند. همین انتخاب متافیزیکی قهرمان رمان است که در جهان داستایفسکی به عامل تعیین کننده تبدیل می شود. این عامل روح شناسی و فرا بشری شخصیت پردازی، سخن تازه ای است که نویسنده در ترسیم قهرمان ملحد و دارای ذهن انقلابی بر زبان آورده است.