خالق میرزازاده از منتقدین و پژوهشگران بزرگ گشور تاجیکستان به شمار می آید. این اندیشنمد از دوران نوجوانی با آثار سعدی به ویژه گلستان و بوستان انس گرفته است و در رهگذر مطالعه زندگانی شیخ اجل سعدی شیرازی و کاوش در آثار وی پژوهشهایی ارزنده درباره سعدی از خود به جای گذاشته است.شایان ذکر است در تاجیکستان در رابطه با زندگی پر ماجرای سعدی و میراث ادبی این استاد سخن، پژوهشهایی ارزشمند صورت گرفته است که با رساله استاد صدرالدین عینی تحت عنوان «شیخ مصلح الدین شیرازی» آغاز یافته و با پژوهشهای خالق میرزازاده امتداد می یابد.مقاله پیشرو به بررسی دیدگاههای استاد خالق میرزازاده نسبت به زندگانی و آثار شیخ اجل سعدی شیرازی می پردازد و اندیشه های این پژوهشگر را به خوانندگان ایرانی عرضه می دارد.چکیده عربی:یعتبر خالق میرزازاده من کبار النقاد والباحثین فی طاجیکستان. تعرّف هذا المفکّر علی نتاجات سعدی سیّما کلستان وبوستان منذ نعومة أظفاره واستطاع أن یخلق دراسات قیمة حول سعدی الشیرازی بعد الغور فی حیاة الشاعر ونتاجاته.تجدر الإشارة إلی أن هناک دراسات قیمة صدرت عن الباحثین فی طاجیکستان والتی تعالج حیاة سعدی الملیئة بالمغامرات. وتعتبر دراسة الأستاذ صدر الدین عینی بعنوان «شیخ مصلحالدین الشیرازی» باکورة هذه البحوث کما تعتبر دراسات خالق میرزازاده امتدادا لهذه الحرکة.یلقی هذا المقال الضوء علی آراء الأستاذ خالق میرزازاده حول حیاة سعدی الشیرازی ونتاجاته ویقدم آراء هذا الباحث إلی القرّاء الإیرانیین.
نقطة آغاز تحولات ادبی در افغانستان معاصر ، جنبش مشروطه خواهی است. شعر مشروطیت، به عنوان نخستین جریان شعر معاصر، دگرگونی عمیقی در مضمون و زبان شعر افغانستان به وجود آورد که می توانست زمینه ساز تحولات بیشتر و ظهور جریان های دیگر در شعر افغانستان باشد؛ اما شکست جنبش و بازگشت استبداد مانع از تحقق این امر گردید. پس از مشروطیت در افغانستان جریان شعر رمانتیک شکل گرفت و در سالهای پایانی حکومت آل یحیی جریان شعر مقاومت با دو شعبة شعر مقاومت سوسیالیستی و شعر مقاومت اسلامی پدید آمد. این مقاله کوشیده است ضمن واکاوی عوامل سیاسی- اجتماعی مؤثر در تحولات شعر معاصر افغانستان، جریان های شعر افغانستان را از آغاز جنبش مشروطه خواهی تا سقوط سلطنت ظاهرشاه، با روش توصیفی- تحلیلی بررسی نماید. یافته های پژوهش، نشان می دهد؛ بعد از شکست جنبش مشروطیت در افغانستان، شاعران در پیلة فردیت خود فرورفته، به مضامین تغزّلی پیش از مشروطه رجعت کردند و تنها جریان شعری فراگیر تا دهة پنجاه در این کشور، رمانتیسمی برخاسته از بی عملی دوران استبداد است که از نظر صورت و سیرت به شدت تحت تأثیر اشعار شاعران رمانتیک در ایران قرار دارد. جریان های شعری دیگر؛ نظیر رئالیسم سوسیالیستی، شعر مقاومت اسلامی و شعر آوانگارد از اواخر دهة چهل و اوایل دهة پنجاه به تدریج در افغانستان شکل گرفته است.
یکی از وجوه تأثیرگذاری قرآن کریم بر تفسیرهای عرفانی، توجه به بعد زمان و مکان در زندگی بشری است. نظریه های گوناگونی در نقد ادبی معاصر به تحلیل سیمای مکان می پردازند که از آن میان، نظریه افق-منظر میشل کولو در تحلیل تفسیر عرفانی روزبهان کارآمدتر است؛ زیرا این نظریه به عنوان شاخه ای از نقد مضمونی قادر است مکان را از عنصری در پس زمینة روایت، به عنصری نمادین و معنادار تبدیل سازد و جهان بینی عرفانی را از خلال تعامل میان انسان و محیط تبیین سازد. با توجه به این امر سؤال اینجاست که چه رابطه ای میان مکان-کهف و نگرش عرفانی روزبهان در عرائس البیانوجود دارد. به اجمال می توان گفت روزبهان بیشتر رویکردی پدیدارشناختی به مقولة مکان دارد. غار نمادی از یک خاطرة ازلی است که عارف می کوشد در مسیر سلوک خود آن را در قاب های مختلفی از مکاشفه های خود نمایان سازد. عارف در توصیف قاب های خود در یک مکان نمی ماند، بلکه از مکانی به مکان دیگر گذر می کند. از این رو، گاه از کهف بدن به کهف رعایت و سپس به کهف غیرت، روح، محبت و جز آن عبور می کند؛ بنابراین می توان گفت که مکان در تجربة عرفانی، واقعیتی محصور و عبور ناپذیر نیست، بلکه واقعیتی انعطاف پذیر است که عارف را در مسیر صیرورت و سلوک همراهی می کند.
این مقاله به بررسی ""زبان و مکانیسم های آن"" در یکی از کمدی های معروف بومارشه ازدواج فیگارو می پردازد. نمایش نامه ای که قبل از هرچیز، با یکی از ابزار گفتاری که همان تک گویی مشهور قهرمان داستان، فیگارو، میباشد، اثری انقلابی لقب گرفته است. خواهیم دید که طنز کلامی در این اثر، از خلالِ بازی با کلمات، کنایه ها، تلمیحات و تراکمِ واژگان صورت میگیرد و طنز فراکلامی به ویژه در نواگفتارها و در طنز حرکات پدیدار میشود. علی رغم اینکه جنبه ی طنز بودن گفتار در این اثر، بر جنبه ی تراژیک آن مستولی است اما همین جنبه ی کم پیدای تراژیک که در عبارات جسورانه ی شخصیتهای داستان نمایان میشود قادر است به اندازه ی جنبه ی طنز آن و یا حتی بیشتر، در وجود مخاطبِ صحنه های طنز تاثیر بگذارد. شادابی و تحرک زبان نیز از ویژگی های بارز این اثر است که اساسا در سایر آثارِ مجموعه ی سه گانه ی بومارشه نیز به چشم میخورد و در این مقاله بخشی را به مطالعه ی این پویایی کلامی در اثرِ مذکور، اختصاص داده ایم.