فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
وقتی به ساختار نامة نامورِ قوم ایرانی، شاهنامة فردوسی، ژرف می نگریم؛ علاوه بر محتوی و بُن مایه های سخت و سُتوارش، قالب داستان ها و روند روایت آن ها هم به جای خود بسیار هوشمندانه و عالمانه هستند. یکی از شگردهایی که سهم افزونی در این داستان ها دارد، براعت استهلال های آن ها می باشد. از شُمار فراوان مقدمه های داستان های شاهنامه ده مقدمه براعت استهلال کامل هست؛ که از این ده براعت استهلال، سه مقدمة آن از نظر ساختار بیشتر به یکدیگر شباهت دارند و با هفت مقدمة دیگر دارای تفاوت هایی می باشند. این سه دیباچه، براعت استهلال داستان های «کیخسرو»، «رستم و اسفندیار» و «پادشاهی هرمزد» هستند؛ که ساختاری شبیه تغزّل های قصیده دارند. یعنی از نظر: الف) تعداد بیت ها، ب) موضوع، فضا، روایت و شخصیت آن ها و ج) بیت تخلّص(گریز) هم خوانی های بارزی با تغزّل دارند، به گونه ای که تغزّل قصاید را به ذهن تداعی می کنند. در این پژوهش به روش تطبیقی- تحلیلی با نگاهی بر تغزّل در قصیدة پارسی و براعت استهلال در ادب پارسی و کاربردِ آن در شاهنامه؛ ساختار سه براعت استهلال مذکور و قیاس و سنجش آن ها با دیگر براعت استهلال های شاهنامه و تغزّل قصاید بررسی شده است. در آخر نیز به چرایی و چگونگی به وجود آمدن این پدیده پرداخته ایم.
تحلیل وجهی از زیبایی شناسی سخن عرفانی: مطالعهی موردی سجع در نامه های عین القضات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اراده و بیان هر نوع معنی، قالب مخصوص و کلام ویژه خود را میطلبد و مثلاً زبان شعر، غالباً، گویای مفاهیم و محتوای مربوط به نثر نیست. بنابراین، انتخاب نوع کلام با توجه به مقاصد و اهداف ادیب از تألیف و تصنیف، ضرورت تام و تمام دارد. استفاده از نثر موزون و مسجّع به عنوان کلامی مستقل در زبان و ادبیات فارسی، برای اولین بار در متون عرفانی رواج و شیوعی گسترده یافت. هدف از طرح این بحث، چرایی انتخاب این نوع کلام در متون عرفانی و به ویژه نامه های عین القضات همدانی است؟ در واقع، جستار حاضر به بررسی مختصات سبکی نثر موزون از لحاظ لفظ، معنا، تناسب میان آن دو، موضوع و ادبیتِ کلام در نامه های قاضیمیپردازد و آن را بر اساس ویژگی های این نوع کلام و مبتنی بر بلاغت، با استفاده از شیوه مطالعه کتابخانه ای مورد نقد قرار میدهد. نتایج نشان میدهد که استفاده موردی نویسنده از نثر موزون و مسجع، بیشترین تأثیر را بر خواننده/ مخاطب دارد و در این میان برای ایجاد ارتباط بین عارف و سالک، این نوع نثر ادبی می تواند ایفاکننده بهترین نقش در نوع خود باشد و آنچه باعث میشود که نویسنده نتواند به تمامی از نثر موزون و مسجع بهره ببرد، انباشتگی و پراکندگی مطالبی است که در ذهن او حضوری پررنگ دارد.
پایان بندی در داستان با رویکرد ادبیات تعلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به طور کلی کنش روایتی یک داستان را می توان بین دو وضعیت آغازین و پایانی در نظر گرفت. با وجود اهمیتی که دو عنصر آغاز و پایان به ویژه در مباحث داستان نویسی مدرن دارند، در مقالات و گفتارهای مربوط به داستان نویسی فارسی تقریبا هیچ گونه توجهی به این موضوع نشده است. در این میان گفت وگو درباره پایان بندی داستان به طور کلی نسبت به گفتارهایی که آغاز روایت را مورد بررسی قرار داده است، بیشتر مورد غفلت واقع شده است. پایان بندی در حوزه های مختلف هنر، از سینما گرفته تا موسیقی و نقاشی و معماری تا برسد به داستان و شعر، به طور طبیعی مورد توجه هنرمند بوده است؛ اما در حوزه نظریه های نقد، اگرچه اصطلاح پایان بندی، اصطلاحی کهنه و قدیمی به شمار نمی آید، در گفتارها و مقالات فارسی، خصوصاً در حوزه داستان و روایت، تقریبا هیچ مقاله مستقلی را نمی توان یافت که به مقوله پایان بندی پرداخته باشد؛ در حالی که در میان مقالات جهانی، خصوصاً در زمینه ادبیات، موضوع پایان بندی، جزو مباحث رایج و گسترده نقد داستان است. بسیاری از شاهکارهای منظوم و منثور ادب فارسی جنبه تعلیمی دارند؛ به این معنا که هدف اصلی گوینده از داستان، بیان نتیجه است و ارتباط منطقی و تنگاتنگی میان داستان و نتیجه ای که از آن گرفته می شود، برقرار است. در نوشتار حاضر، بررسی این عنصر در روایت کلاسیک(قصه، حکایت، افسانه) و داستان مدرن و پیوند آن با پیرنگ داستان مورد توجه قرار گرفته است و تلاش شده است سیر تاریخی این عنصر و تحولات معنایی آن از منظر دیدگاه های مختلف منتقدان مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
بازنمایی هویت زن در آثار داستان نویسان زن دهه هشتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری هویت زنان ایران متأثر از تصورات و انتظارات اجتماعی ای است که از طریق خانواده، منابع آموزشی، رسانه ها و درمجموع سیاست گذاری های کلان اجتماعی و فرهنگی به افراد انتقال می یابد. در دوران معاصر، ادبیات و به ویژه رمان نیز ازجمله عرصه های اندیشه بوده است که زنان در آن سهم انکارناپذیری داشته اند. این پژوهش با مطالعه هفت رمان دهه هشتاد از نویسندگان زن ایران، با سه رویکرد متفاوت به مقوله هویت پرداخته است. بر این اساس، رمان ها در بازنمایی هویت زن به سه دسته تقسیم می شوند: رمان هایی که به طور مشخص در زمینه هویت یابی زنان نوشته شده اند؛ رمان هایی که زنانی هویت یافته را نشان می دهند، اما هویت یابی موضوع محوری آنها نیست؛ و رمان هایی که نه به تأمل و خوداندیشی زنان پرداخته اند و نه زنان در آنها به فردیت دست یافته اند. در رمان های گروه اول و دوم، هویت زنان دغدغه اصلی نویسنده است که در یکی برای دست یابی به آن تلاش می شود و در دیگری امری تثبیت شده است، اما در داستان های عامه پسند، زنان داستان ها فردیت و استقلال هویتی چندانی ندارند.
سنخ روانی «آپولونی» و «دیونوسوسی» در اسطوره و عرفان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیچه برای تمدن تأثیرگذار یونان باستان دو اصل محوری تمدن ساز را معرفی می کند: اصل «آپولونی» و اصل «دیونوسوسی». اصل اول با بهره گیری از منطق خِرَد، ساختاربخش و قوام دهندة تمام امور و انتظامات دنیای یونیانیان بوده است و به شکل گیری فردیت یگانه و انحصاری انسان یونانی مدد رسانده است. اصل دوم با تکیه بر شور، جنون و سرمستی تلاش کرده است خود را از چهارچوب های نظام یافته و فردیت های محصور اصل نخست بیرون کشد و با وجد و هیجانات بی پایان، موجب فردیتی بزرگتر و فراگیرتر گردد. رشد و تعالی فرد یونانی در کشاکش و دیالکتیک مداوم این دو عنصر متضاد، با حرکتی جهشی به پیش رفته است. موسیقی و مجسمه سازی به عنوان ظرف این دو اصل عمل، و خِرَد و جنون یونانی را نمایندگی کرده است. این در حالی است که بنا بر شواهد و ادلة اسطوره ای، تاریخی و فرهنگی باید گفت که خاستگاه دو اصل متضاد یادشده، نه در یونان باستان، بلکه در ایران باستان بوده است. این نوشته سعی دارد ابتدا با تشریح ویژگی ها و اوصاف دو اصل آپولونی و دیونوسوسی، به خاستگاه ایرانی آن ها توجه کند و پس از بررسی پیشینه های حضور آن ها در تمدن کهن ایرانی، به نحوة تداوم آن ها در جریان های فرهنگی، به ویژه در جریان عظیم عرفان و تصوف ایرانی اسلامی توجه دهد. هنجارهای دوگانه در عرفان و تصوف که سوق دهندة سلوک صوفی است، ماهیت دیونوسوسی و آپولونی آشکاری را با ریشة ایرانی نشان می دهد.
بررسی کهن الگوی سایه در اشعار مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برطبق روان شناسی تحلیلی یونگ، روان انسان تشکیل یافته از سیستم های روانی است که به «کهن الگو» (archetype) و نمونة مثالی شهرت یافته اند. این پژوهش بر آن است تا کهن الگوی سایه را به منزلة مهم ترین و بارزترین کهن الگویی که در اشعار شاعر بزرگ معاصر، مهدی اخوان ثالث، بازتاب یافته است بررسی و تحلیل کند. از آن جا که کهن الگوی سایه در شخصیت انسان دارای کارکردهایی است که مربوط به جنبة منفی شخصیت انسان می شود، در این پژوهش سعی شده است تا افزون بر کارکردهای منفی سایه، به کارکردهای مثبت آن نیز توجه شود و بازتاب آن ها در اشعار و زندگی شاعر بررسی شود. چون یونگ «نمادها» را شکل آشکار کهن الگوهای پنهان و رؤیاهای عمیق دانسته است و آفرینش های هنری و ادبی را زمینه های بازیابی و تجلی آن ها می داند، کهن الگوی سایه در اشعار اخوان در قالب شخصیت های نمادینِ منفی نیز ظهور پیدا کرده اند؛ «شغاد»، «دقیانوس»، «اسکندر»، «زن جغد»، و «جادو» نمونه هایی از این مواردند.
مقایسه صور خیال در شعر بیدل و نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله سعى مىشود که شعر بیدل و نیما-دو گوینده بزرگ از دو عصر ادبى-از جهت صور خیال شاعرانه مورد بررسى و مداقه قرار گیرد.چون برخى محققان را نظر بر آن است که صور خیال شاعران شعر نو برخاسته از تخیلات شاعران سبک هندى است و تحقیقات متعددى در این خصوص به عمل آوردهاند.در این مقاله یازده محور براى بررسى صور خیال بیدل و نیما گزینش گردید و سعى شد میزان متناسبى از شعر دو شاعر انتخاب شود و با روشهاى آمارى درباره موضوع بروشنى بحث گردد.
"
بررسی تطبیقی آثار صمد بهرنگی و شل سیلورستاین (عنوان عربی: دراسة مقارنة لنتاجات صمد بهرنگی وشل سیلورستاین)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی نوعی فعالیت در حوزه نقد نقد ادبی محسوب می شود که در آن، ادبیات در مفهوم کلی آن مقایسه و درباره تلاقی ادبیات در دو یا چند فرهنگ و زبان مختلف پژوهش می شود. در بررسی تطبیقی آثار، می توان به چگونگی تاثیر و تاثر دیدگاه های فکری و نقاط وحدت اندیشه بشری در زمینه های مختلف پی برد.در مقاله حاضر نخست مفاهیم و تعاریف کلی ادبیات تطبیقی و مبانی آن بیان شده است. سپس از دیدگاه محتوایی و ساختاری، درونمایه های آثار صمد بهرنگی، منتقد و نویسنده ادبیات کودک در ایران و شل سیلورستاین، شاعر و نویسنده ادبیات کودک در امریکا را بررسی کرده ایم. نقاط اشتراک و افتراق این دو نویسنده از لحاظ فضای زمانی و مکانی، نگرش قالب، تطابق ساختاری، شخصیت پردازی و دیگر عوامل به اجمال بررسی و تحلیل شده است. گرچه ممکن است این دو نویسنده اثر مستقیم بر یکدیگر نداشته باشند، از نظر توارد می توان وجوهی مشترک در بین آنها یافت و این امر سبب می شود تا ما دو نویسنده را دریابیم و تلاقی افکار آن دو را در حوزه های خاص بررسی کنیم.اگرچه زمان و بستر متفاوت اجتماعی، به بروز تفاوت هایی بنیادین در نگرش این دو نویسنده منجر شده است، زمینه کودکانه نوشته های آنها به سمت تربیت خانوادگی و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، قدرت تخیل و توصیف بسیار بالا، عشق، توجه به مردم، فقر، حرکت و پویایی، همدلی و نگریستن به جهان از دریچه چشم کودک از ویژگی ها و درونمایه های مشترک بهرنگی و استاین است.توضیح اینکه استاین فرجام کار شخصیت های بهرنگی را به تصویر می کشد، بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که اندیشه استاین رشدیافته و به تکوین رسیده تفکر بهرنگی است.چکیده عربی: یقدم هذا المقال أولا تعاریف کلیة عن الأدب المقارن وأصوله. ثم یقارن بین نتاجات صمد بهرنگی الکاتب والمنتقد الإیرانی فی مجال أدب الأطفال ونتاجات شل سیلورستاین الشاعر وکاتب أدب الأطفال الأمیرکی من حیث الشکل والمضمون. کما یتطرق إلی وجوه الاشتراک والافتراق بینهما من حیث الأجواء الزمانیة والمکانیة، الأشکال، والتراکیب، وخلق الشخصیات، وغیرها. وبالرغم من عدم تأثر مباشر بین الکاتبین إلا أن هناک وجوها مشترکة بینهما علی سبیل التوارد ما جعلنا ندرس تلاقی أفکارهما فی الحوزات الخاصة.وبالرغم من وجود مفارقات أساسیة بین رؤی الکاتبین بسبب التباعد الزمانی والظروف الاجتماعیة المختلفة بینهما إلا أن هناک تشابهات فی مضامینهما: کالمیل إلی التربیة الأسریة، وتناول الموضوعات الاجتماعیة، والسیاسیة، والثقافیة، وکقوة التخیل، والوصف العالی، والحب، والاهتمام بالشعب، والفقر، والحرکة والنشاط، والوفاق، ورؤیة العالم من منظار الأطفال. تجدر الإشارة إلی أن استاین یصور عواقب شخصیات صمد بهرنگی، ما یجعلنا نستنتج أن أفکار صمد بهرنگی تنضج وتتکامل لدی شل سیلور ستاین.
بررسی ایماژهای خیالی و نقش عنصر خیال در شعر بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر خیال در شعر بسیار مهم است؛ اگر چه برخی از ناقدان، قید خیال را در شعر زاید می دانند و می گویند هر شعر علاوه بر دارا بودن وزن و آرایه، خیال انگیز نیز هست. سبک هندی بیانگر واقعی اشعار خیال انگیز است و شاعران هندی، بویژه بیدل، در این خصوص نیک درخشیده اند. باریک اندیشی، خیال انگیزی، به کارگیری ترکیبات نو، تشخیص بخشیدن به چیزهای بی جان، بهره گیری از نمادها و تلمیحات، استفاده از شیوه های شاعران گذشته، سادگی بیان و تازگی زبان شعری، توصیف طبیعت، بازی با کلمات و تکرار قافیه، بسامدها، حس آمیزی، تناقض، (پارادوکس) و عرفان از ویژگیهای شعر بیدل است.
نگاهی به دستگاه شمار اسم در فارسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" در این مقاله دستگاه شمار در مقوله اسم در زبان فارسی از جنبه های مختلف زبان شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است؛ یعنی جنبه های رده شناختی، نحوی، معنایی و جنبه های ساخت واژی. بدین ترتیب شاید این اولین مقاله ای باشد که به صورت چند جانبه و از ابعاد مختلف، به بررسی زبان شناختی این مقوله پرداخته است. بر اساس تحلیل ارایه شده در بخش های مختلف این مقاله، نکات جالبی بدست آمد که به نظر می رسد برای اولین بار در اینجا ارایه شده باشد. ضمن بحث مبسوط و مستدل این نکات در متن مقاله، نتایج بدست آمده در بخش پایانی مقاله ارایه گردیده است.
"
اندیشه های عرفانی عین القضاه در موضوع عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق از موضوعهای اساسی عرفان اسلامی و رکن رکین منظومه فکری عین القضاه است، از همین رو صوفیه از وی با تعابیری از قبیل: شیخ العاشقین، سلطان العشّاق و ... یاد کرده اند. قاضی همدان عشق را مذهب مشترک بین خدا و انسان و طرفه عالمی می داند که در آن دشمنی ها به دوستی ها بدل می شود، اما هرکس طاقت آن را ندارد. همچنین وی عشق را کاملترین پیری می داند که در راه رسیدن به حق، تعالی، عاشقان راستین را راهبری می نماید. طبق دیدگاه وی، عشق که جز به راز، نمی توان از آن سخن گفت، برسه نوع است: عشق کبیر ( محبت خدا نسبت به بندگان)، عشق صغیر ( عشق بندگان نسبت به حق، تعالی،) و عشق میانه ( محبت خدا به خود ). عشق مجازی نیز در نظام فکری او،همچون بسیاری دیگر از عرفا ، اهمیت خاصی دارد. در سخنان قاضی، بیشتر، مرحله دوم عشق ( استغراق کامل عاشق در معشوق) و نیز مرحله سوم ( کمال عشق عاشق و شدت احتیاج معشوق نسبت به این عشق) جریان دارند و به مرحله ابتدایی عشق و عرفان، چندان بهایی داده نمی شود. در این مقاله سعی بر آن بوده است که پس از ذکر مقدماتی در موضوع عشق، بحثهای گوناگون قاضی( رابطه عشق، عاشق و معشوق، انواع عشق، عالم وصال و فراق، چیرگی سلطان عشق بر عقال عقل، اوصاف عشق، پیر عشق و غیرت عشق، معشوق و عاشق)، همراه پاره ای از اندیشه های استاد وی، احمد غزالی، طرح و بررسی گردد.
دستور تاریخی زبان فارسی: فعل دعا و تحول آن در زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
قصه شناسی افسانه نخودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«نخودی» از افسانه های معروف سحر و جادو ایرانی است که ده ها روایت آن در مناطق مختلف وجود دارد. در این قصّه، موجودی نیمه و کوچک با کمک حیوانات وحشی موفق می شود حق خود را از شاه بگیرد. جز روایت های ایرانی، ده ها روایت در ادبیات کودک جهان از این داستان دیده می شود و معادل تیپ 700 و 715 جهانی آرنه تامسون است. تمام روایت ها آغازی واحد دارند که تولد قهرمان است و با کنش های متفاوت ادامه می یابند. در این مقاله 18 روایت موجود در سه گروه با عنوان نخودی و حق ستانی از شاه (تیپ 715)، نخودی و دیو (بدون کد جهانی) و نخودی و دزدان (تیپ 700) به همراه مهم ترین بن مایه های داستانی بررسی می شود. هدف این مقاله جدای از معرفی یک افسانه کهن عامیانه ایرانی، ارائه نمونه مطالعه موردی یک افسانه و قصّه شناسی آن بر اساس منابع چاپی است. «نخودی» از افسانه های معروف سحر و جادو ایرانی است که ده ها روایت آن در مناطق مختلف وجود دارد. در این قصه، موجودی نیمه و کوچک با کمک حیوانات وحشی موفق می شود حق خود را از شاه بگیرد. جز روایت های ایرانی،ده ها روایت در ادبیات کودک جهان از این داستان دیده می شود و معادل تیپ 700 و 715 جهانی آرنه تامسون است. تمام روایت ها آغازی واحد دارند که تولد قهرمان است و با کنش های متفاوت ادامه می یابند.
بررسی تحلیلی رمانتیسم سیاه در سروده های نصرت رحمانی
حوزههای تخصصی:
وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دوره، تأثیر مستقیم بر دیدگاه های شاعران بر جا می گذارد. ادبیات رمانتیک، از نوع سیاه و بدبینانه آن به عنوان یک گونه ادبی، پس از یک دهه تحرک و تنش در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران پا به عرصه وجود گذاشت؛ در واقع گونه ای اعتراض به پیامدهای ویرانگر کودتای سال 1332 بود که بسیاری از فعالیت های فرهنگی و سیاسی را به یکباره در افول مطلق فرو برد. شاعران در این عصر، اعتراضات خود را با وجود اختناق و سانسور گسترده، به گونه های مختلف، گاه به صورت نیمه آشکار و زمانی به شیوه غیر مستقیم بیان کردند. سمبولیسم، یکی از شیوه های ناآشکار برای مبارزه با سانسور بود؛ اما ادبیات سیاه و رمانتیک گونه ای مبارزه آشکار و پنهان و البته تا حدی منفی با انسداد سیاسی بود که عصیان و اعتراض شاعر را با تمرکز بر پیامدهای مخرب ناشی از کودتا در حوزه مسائل سیاسی اجتماعی و فرهنگی بازگو می کرد. در این مقاله سعی بر آن است تا به بررسی برخی از عوامل پیدایش این گونه ادبی و بازتاب آن در شعر «نصرت رحمانی» به عنوان شاعر شعر سیاه پرداخته شود.
مولوی و متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در مقالة حاضر پس از ارائه مستندات تاریخی در خصوصِ علاقة مولوی به اشعار متنبی، با مروری بر آثار وی ـ اعم از مثنوی معنوی، دیوان شمس، فیه ما فیه، مجالس سبعه، و مکتوبات ـ نشان داده است که مولوی در موارد بسیاری یا عبارات متنبی را تضمین کرده، یا مضامین شعر او را در آثار خود نمایانده، و یا دست کم با او هم سخن بوده و چون او، گفته های حکمت آمیز را در آثار خود گنجانیده است.
تحلیل تصویر دریا در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تحلیل یکی از رمزهای بزرگ مثنوی معنوی، اثر جاودانه مولانا جلال الدین محمد بلخی (604-672) می پردازد. سطوح دلالی واژه دریا، از مرحله نشانه تا سطح دلالت نمادین را بررسی و طبقه بندی می کند، و پیوند میان دریا و تصاویر خیالی وابسته به آن را در یک خوشه تصویری(image Cluster) به نمایش می گذارد. از طریق تحلیل صور خیال دریا و وابسته های آن کوشیده است تا ایده های بنیادین نهفته در ورای این تصویرها را تبیین نماید. دریا یکی از رمزهای کلان مولاناست، یک نماد فرارونده و بالنده است که جهان آرمانی نوع بشر و شکوه فراسوی مرزهای حس را به تصویر می کشد.
بررسی تطبیقی ویژگی های عشق در شعر حافظ شیرازی و ابن فارض مصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"افظ و ابن فارض، دو شاعر عارف و دو غزل سرای بلند آوازه، در عرصه ی ادب پارسی و عربی هستند. هرچند ادیبان دانشور و پژوهشگران ژرف اندیش، درباره ی اشعار هر کدام شرح های چندی نوشته و سخنان فراوان گفته اند: اما در عرصه ی ادبیات تطبیقی و سنجش دو سویه ی مضامین شعری این دو شاعر، کاری در خور،آن جام نشده است. یکی از موضوعات برجسته، در شعر این دو شاعر که می توان گفت نقش محوری دارد، عشق است...
"
ماهیت و زیبایی شناسی تشبیه مقلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این نوشته به ماهیت و کارکردهای زیبایی شناختی تشبیه مقلوب پرداخته ایم. ابتدا سه نوع متفاوت تشبیه مقلوب را از یکدیگر باز شناخته ایم و سپس هر یک را به تفصیل بررسی کرده ایم. اما مساله اصلی این تحقیق، بررسی نوع سوم یعنی تنها تلقی و مفهومی است که در کتب بلاغت عربی بدین نام موسوم گردیده است. شهرت و شناختگی رابطه مشبه و مشبه به آشکاری وجه شبه در طرفین، زیاد نبودن تفاوت طرفین در اتصاف به وجه شبه و داشتن سابقه کاربرد فراوان انتساب وجه شبه به طرفین از شروط درستی و زیبایی تشبیه مقلوب است. تشبیه مقلوب اگر به درستی و با رعایت شرایط به کار رود، می تواند کارکردهایی چون مبالغه در دعوی شاعرانه، اجتناب از ابتذال شعری و موضوعیت یافتن مشبه به را به همراه داشته باشد.