فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۴۱ تا ۱۹٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
درگذشت اسد بهرنگی
حوزههای تخصصی:
بازنگری بحث اطناب در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث «ایجاز، اطناب و مساوات» یکی از مباحث مهم کتب معانی است که از دیرباز مورد توّجه علمای بلاغت بوده است، به گونه ای که برخی علم معانی را به این بحث محدود و منحصر کرده اند. از این رو در برشمردن گونه های «ایجاز، اطناب و مساوات» نظریات گوناگونی ارائه شده و تشتّت و تناقض گویی های فراوانی در این حوزه بروز کرده است. این ویژگی در تعریف اطناب و برشمردن گونه های آن، نمود بیشتری دارد. در این مقاله با مراجعه به امّهات کتب بلاغی، تعریف کاملی از گونه های اطناب ارائه شده و با نقد و تحلیل گونه ها و علل و عوامل شکل گیری آنها، از میزان آشفتگی بحث کاسته شده و زمینه به کارگیری عملی و آسان اطناب در نقد بلاغی متون فراهم آمده است.
نقد استعاره تمثیلیه در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در باب استعاره و صورت های گوناگون آن، در کتب بلاغت بحث ها و نکته ها آورده اند و از دیدگاههای مختلف استعاره را تقسیم بندی کرده اند. یکی از بحث انگیزترین مباحث، موضوع استعاره تمثیلیه است که گاهی با عنوان های استعاره مرکب و مجاز مرکّب بالکنایه نیز تعریف شده است. در بسیاری از این کتاب ها، این سه موضوع تحت عنوان یک تعریف آمده و شواهد مشترکی برای آن ذکر کرده اند؛ امّا با غور در این کتاب ها و با دقّت نظر بیشتر می توان تعاریف دقیق تر و روشن تری برای آن ارائه کرد و مرز بین آنها را تفکیک نمود. در این وجیزه سعی بر این است که ضمن تطبیق تعاریف ارائه شده در کتب بلاغی در مورد استعاره تمثیلیه، موارد تشابه و اختلاف مورد نقد و بررسی قرار گیرد و مرزهای استعاره مرکّب، استعاره تمثیلیه و کنایه تا حد ممکن تفکیک گردد تا تعاریف دقیق تری از آنها ارائه شود و شواهد آن در کتب بلاغی در ترازوی نقد قرار گیرد
بررسی و تحلیل نقش امر و نهی در آثار فارسی عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم و فنون بلاغی شامل معانی، بیان و بدیع در شکل گیری زبان عرفانی نقش مهمّی دارد. با توجّه به قواعد و اصول علم معانی، نقش و اهمّیّت انواع جمله در انتقال مفاهیم قابل بررسی است. این علم انواع جمله را به خبر و انشاء تقسیم و از نظر معانی ثانوی مطالعه می کند. عارفان برای برای تعلیم و بیان تجارب عرفانی خود، ابزارهای گوناگون زبان را به خدمت می گیرند. انشا، یکی از عناصر مهمّ زبان عرفانی است و در آثار عرفانی انواع جملات انشایی با معانی حقیقی و ثانوی برای بیان مفاهیم به کار گرفته می شود. انشا در آثار فارسی عین القضات همدانی (د.525) نقش مهمّ و مؤثّری درآموزش عقاید و اندیشه ها و ابراز مواجید و هیجانات عارفانه دارد. امر و نهی دو مقوله مهمّ انشاست که می تواند با معانی گوناگون به کار رود و پیام را به مخاطب انتقال دهد.در این مقاله با توجّه به تعریف و ویژگی های بلاغی امر و نهی، نقش و کارکرد آن در آثار عین القضات بررسی و تبیین می شود.
ترجمه ای نارسا از متنی مقدس
حوزههای تخصصی:
یکی از مشهورترین کتب ادعیه مکتب تشیع کتاب مفاتیح الجنا ن است که در آن
بسیاری از دعاها، مناجاتها و زیارت نامه ها را مرحوم حاج شیخ عباس قمی رضوان الله
علیه گردآوری کرده اند. این کتاب از سال 1349 هجری قمری به بعد بارها به فارسی
ترجمه شده است؛ از جمله ترجمه ها، ترجمه جناب حجه الاسلام آقای موسوی دامغانی از
انتشارات نشر مشرقین و مرکز به نشر، و ترجمه استاد کمره ای از انتشارات تعاونی
کارآفرینان فرهنگ و هنر است که سالهاست مورد استفاده عموم قرار دارد. در مقاله ذیل
تنها موارد بسیار اندکی از ترجمه آقای دامغانی و نیز مواردی از ترجمه استاد کمره ای
بررسی و نقد شده است.
مقایسة مفهوم انسان در اندیشه های ناصرخسرو و فلوطین
حوزههای تخصصی:
به دست دادن تعریف جامع و دقیق از انسان دغدغة اساسی مکاتب فلسفی در فرهنگ های متفاوت است. فلاسفه و متفکران، در ادوار گوناگون، تعاریف متفاوتی از انسان عرضه کرده اند. آنچه در تمامی این تعاریف درخور توجه است، تأثیر فضای فرهنگی و تاریخی بر تعاریف اندیشمندان و فلاسفة هر دوره است که از مقولات گوناگون علوم انسانی و به تبع آن، تأثیر مراودات فرهنگی میان تمدن ها بر این تعاریف است. در این جستار، سعی شده تا با توجه به تأثیرپذیری فرهنگی ایران از فلسفة یونانی در دوران اسلامی اندیشه های فلوطین، به مثابه میراث دار گلچینی از فلسفة کلاسیک غربی، با ناصرخسرو به منزله متفکری ایرانی و اندیشمندی اسماعیلی، در مقولة انسان مقایسه و شباهت ها و تفاوت های اندیشه های این دو متفکر با یکدیگر سنجیده شود. در یک نتیجه گیری کلی باید گفت، در بیان تحلیل هایی که هریک از این دو متفکر عرضه کرده اند عامل اصلی سامان بخش، فضای فکری عصر و نیاز فکری مخاطبانشان بوده است.
علی احمد باکثیر شاعری که در راستای تحقق وحدت تمام مسلمانان در حل مسئله فلسطین تلاش کرد
حوزههای تخصصی:
علی احمد باکثیر (1328 ـ 1389ق) در اندونزی متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را از مکتب خانه و مدرسه دینی آغاز نمود و به فراگیری علوم اسلامی و اصول زبان عربی پرداخت. وی در همان کودکی به مطالعه کتاب های ادبی نیز علاقه مند بود. باکثیر برای ادامه تحصیلات به مصر رفت و رشته زبان انگلیسی را در دانشکده ملک فؤاد قاهره ادامه داد. وی پس از چهارده سال تدریس، به وزارت ارشاد ملی منتقل و در شورای عالی هنر و ادبیات این وزارت خانه مشغول به کار شد. باکثیر اشعار، نمایشنامه ها و رمان های فراوانی را خلق کرد. وی بر وحدت اسلامی بسیار تأکید می کرد، به طوری که این مهم در کلام و اشعارش نمود یافته است و عدم تعصب وی به مذهب تسنن، نشان دهنده تأکید بیشتر او بر وحدت اسلامی است. وی در مورد فلسطین و غصب شدن سرزمینشان توسط صهیونیست ها اشعار و متون فراوانی از خود به جای گذاشت و این مسئله را مشکل تمام ملت اسلام دانسته و عرب ها را به خاطر صبرشان بر این قضیه شماتت می کرد.
زمینه های ورود سعدی به آیین فتوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی علل و عوامل تاریخی - سیاسی ورود واژگان بیگانه نظامی به زبان فارسی در دورة قاجاریه تا سال 1300 ه.ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چالش های شعر کلاسیک با نهادهای حکومتی (تا قرن ششم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازکلام محوری تا هرمنوتیک کلاسیک با تاملی بر آثار منثور ناصر خسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنت فکری – فلسفی غرب از افلاطون و ارسطو و حتی پیش تر از آن، تا قرن بیستم و در اندیشه و آرای فردینان دوسوسور زبانشناس سوئیسی، تحت تاثیر رویکردی دو قطبی، گفتار را بر نوشتار ترجیح می داده است. در این نگره، انتقال کامل معنا از طریق «گفتار» امکان پذیر می نمود؛ حال آن که نوشتار تنها فرع و جانشین گفتار قلمداد می شد. بطور طبیعی، چنین رهیافت کلام محورانه ای، سرانجام عرصه را برای هرمنوتیک کلاسیک فراهم می کرد. آن جا که دغدغه وصول به نبت مولف، هدف تفسیری عنوان می شد. با نگاهی گذرا به تاریخ و فرهنگ ایرانی- اسلامی، می توان مدعی شد،که با چنین تجربه وتلقی ای مشابه ،در گفتمان اندیشگی زبان و ادب کلاسیک مواجه هستیم. چنان که بطور خاص، ناصرخسرو این مهم را سامان بخشیده است. وی از یکسو با تمهید مقدمات نظری و در قالب عناوینی چون «نام و نامدار»، «نطق و قول و کلام» و «قول و کتابت»، به دفاع ازکلام محوری می پردازد و سرانجام به برتری گفتار بر نوشتار رای می دهد و از دیگر سو، با تفکیک میان تنزیل به عنوان ظاهر کتاب و شریعت و تاویل به مثابه باطن و روح آن، حصول به نیت مولف را ،هدف غایی موول معرفی می نماید، این مقال طرح و شرح مبسوط این مدعا خواهد بود.
تحلیل نمادها و کهن الگوها در بخشی از خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه «خسرو و شیرین» نظامی را به عنوان یکی از شاهکارهای زنده و پویای زبان و ادب فارسی در یک رابطه بینامتنیت با متونی قرار می دهد که ریشه در اندیشه های کهن بشری دارد و از آبشخور ناخودآگاه جمعی و مفاهیم نمادین آن بهره مندند، بخشهایی است که در هاله ای از نمادها پیچیده شده است و کشف استعارات غریب و پیچ و خمهای آن جز با فرا رفتن از بافت غنایی متن ممکن نیست. یکی از این بخشهای برجسته، داستان به گنج خانه رفتن خسروپرویز و خوابی است که پیش از آن می بیند. در یک رویکرد نمادین به این بخش از منظومه خسرو و شیرین، مجموعه ای گسترده از مفاهیم نمادین و رازناک به دست می آید که تمامی آنها نمودگر کهن الگوی باززایی یا به تعبیر یونگی آن، فرایند فردیت است؛ کهن الگویی که درون مایه اصلی منظومه را تشکیل می دهد. گنج خانه، گنجهای پنهان، کلید طلایی، صندوق مرمرین درون طاق، طلسم طلایی و شمایل حضرت محمد (ص) از برجسته ترین نمادهای موجود در این بخش از منظومه خسرو و شیرین است که درون مایه سمبلیک داستان را شکل می دهد و مفاهیم نمادین آنها ارتباطی عمیق با کهن الگوی نوزایی و نتیجه حاصل از آن، یعنی دستیابی به کمال دارد.
رسن چنبرین پای آگیش (مرگ و ماجرای آن در شعر رودکی)
حوزههای تخصصی:
بیتردید یکی از قدرت مندترین موضوعات شعر رودکی که به شکل ویژه و چند سویه رخ مینماید «مرگ» است. انگاره و تلقی رودکی از مرگ انگاره ای حکیمانه است.
جدای از آنکه مسألة مرگ در مراثی با دریغ و بصراحت عنوان و تبیین میگردد، این نگاه به مرگ و یادکرد همارة آن در رودکی شکلی از تفکّر خیامی را پدید میآورد که در آن دعوت به شادخواری و خُردانگاشتن جهان و غمان، تم اصلی و تکرار شونده است. افزون بر آن تجلی مرگ در شعر تغزلی رودکی هم خلق تصویری از خود پس از مرگ شاعر در گفتمان با معشوق که در واقع نوعی استرحام از معشوق است و بعدها به شکلی بدیع تر و جدیتر در ادب غنایی پارسی موجودیت مییابد، از فرعیات موضوع مورد بحث خواهد بود.
تحلیل آماری پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه
حوزههای تخصصی:
زنان نیمی از پیکرة هر اجتماع را در همة ادوار تشکیل میدهند که در مورد مقام آنان و جایگاه و پایگاه اجتماعی در همه حوزه ها اعم از علوم مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی، ارتباطات و... از جمله حوزة ادبیات هم چنان جای مطالعه و بررسی وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف «شناخت پایگاه اجتماعی زنان شاه نامه» تلاشی آکادمیک است برای پاسخ به پرسش های زیر:
ـ زنان عصر ساسانی در اثر ماندگار شاه نامه چه پایگاه اجتماعی داشته اند؟
ـ کدام زنان از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند؟
ـ دیدگاه فردوسی (شاعر بنام عرصة ادبیات) به عنوان مرد جامعة مردسالارانة قرن 4 و 5 به مقام زن و جایگاه او چگونه بوده است؟
جامعة آماری در پژوهش حاضر شامل همه زنان شاه نامه، اعم از زنان بنام و نقش آفرین و اثرگذار، زنان کم تأثیر با نقش آفرینی اندک و کم رنگ، ایزدبانوها و نیز زنان جادوست. جهت دقت افزون تحقیق و نیز ارائة مطالعة علمی نو، از میان جمعیت آماری، دو گروه «زنان ایرانی و غیرایرانی»، به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند.
(تاکنون پژوهشی در حوزة ادبیات بویژه در زمینة موضوعات شاه نامه و جایگاه زن با این نمونة آماری، انجام نشده است.)
مقولة پایگاه اجتماعی به عنوان تنها متغیر پژوهش با دو مؤلفة «اعتبار اجتماعی ـ مشورت خواهی» مورد مطالعه و بررسی در خصوص نمونة آماری، قرار گرفته است. پس از گردآوری مطالعات و داده ها از طریق اسنادی ـ کتاب خانه ای، یافته های حاصل با استفاده از تکنیک «تحلیل محتوا» مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار گرفته است و در پایان، محقق به یک نتیجه گیری نهایی دست یافته است و آن اینکه:
هر دو گروه زنان ایرانی و غیر ایرانی با وجود جامعة مردسالار عصر ساسانی «در قرن 4 و 5 هجری» دارای پایگاه اجتماعیی نسبتاً خوب و بالا بوده اند، با ذکر این نکته که: زنان با ملیت های غیرایرانی در مقولة پایگاه اجتماعی در مرتبه ای بالاتر نسبت به زنان ایرانی قرار داشتند و از پایگاه اجتماعیی بالاتر برخوردار بوده اند.
کوتاه سخن آنکه؛ زنان شاه نامة فردوسی دارای پایگاه اجتماعیی بالا و مناسب بوده اند.
آسیب شناسی اخلاقی و اجتماعی در دیوان اشعار ابن یمین فریومدی
حوزههای تخصصی:
ابنیمین فریومدی یکی از شاعران دورة مغول بشمار می رود؛ دوره ای که در آن اخلاق اجتماعی و پایه های فکری و فرهنگی مردم رو به انحطاط و فساد گذاشت. اگر چه آشفتگیهای سیاسی ـ اجتماعی و سقوط اخلاق اجتماعی و ارزش های انسانی در سرزمین های مغلوب شده در این دوره موجب بوجود آمدن روحیة تسلیم و جبرگرایی در میان عامة مردم جامعه شد، اما در جوان مردان و برخی از شاعران آزادة پارسی زبان، موجب دمیده شدن روح ستم ستیزی و قوت گرفتن ادبیات انتقادی شد. هر یک از شاعران آزاداندیش این دوره با توجه به جو حاکم در جامعه و عصر خویش، روشی خاص را برای مبارزه با رذایل اخلاقی و اجتماعی بوجود آمده در میان مردم، اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی و نیز بیعدالتیهای حاکمان و دست نشاندگان آن ها برگزیدند. ابنیمین نیز با اینکه به گونه ای گسترده و افراطی به مدح و ستایش امیران و وزیران پرداخته است، از نقد عملکرد آن ها و نیز نقد اخلاق اجتماعی و اوضاع جامعه غافل نمانده است. گرچه انتقادات او نسبت به برخی از شاعران و سخن پردازان هم عصرش هم چون سعدی و سیف فرغانی بسیار ملایم تر و دون پایه تر است، اما هر جا که فرصتی دست داده افراد مختلف جامعه، از جمله صاحبان مناصب و موقعیت های اجتماعی و نیز مردم عامه را مورد نقد و نکوهش قرار داده است که در این مقال به آسیب شناسی اخلاقی و اجتماعی در دیوان اشعار ابنیمین پراخته میشود.