ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۲۱ تا ۱۸٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۸۱۲۱.

واپسین گفت وگوی دل دادگان در منظومه های عاشقانه فارسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۱۵
منظومه های عاشقانه فارسی به عنوان متونی که در گذر قرن ها سروده شده اند، خصایص و عناصر مشترکی دارند که با بررسی ساختاری این اشتراکات، میتوان روابط بینامتنی آن ها را تحلیل کرد. در این مقاله تلاش بر آن است که ضمن ارائه توصیفی از صحنه های وداع دل دادگان، به گفتمان مشترک این متون دست یابیم؛ چه اینکه گفت وگومندی و بن مایه اساسی این متون عشق است و همین زمینه بنیادین، کارکردی مشترک به مرگ دل دادگان بخشیده است. بر پایه نظریه مناسبات بینامتنی، متونی که موضوع مشترک دارند، در دوره های تاریخی مختلف به یکدیگر مربوطند و تصاویر، توصیفات و اندیشه های شاعرانه شان، از زبانی مشترک گرفته شده، حتی اگر در بدو امر بدیع و متفاوت به نظر آیند. این زبان مشترک، اساس و منطق گفت وگو و زیستن در همان زمینه است. به عبارتی زبان عشق اقتضا میکند که صحنه های وداع، دارای زبان و فضایی مشترک باشند، هرچند در هر کدام از آن ها به تناسب داستان و رابطه عاشق و معشوق، تفاوت هایی بروز میکند. در جایی دل داده ای پس از مرگ معشوق آن قدر بر مزارش میماند و میگرید که جان میدهد و در جای دیگر، با خنجری سینه خود را میشکافد. چنین است که در بررسی صحنه های وداع به گفتمان مرگ هم زمان عاشق و معشوق میرسیم. آن چه اهمیت دارد، تلخی و دشواری جداییست که دل دادگان آن را برنمیتابند و در اندک زمانی پس از دیگری با زندگی وداع میکنند و به گفت وگوی عشق پایان میدهند.
۱۸۱۲۳.

بررسی تطبیقی کهن الگوی نقاب در آراء یونگ و ردپای آن در غزل های مولانا (غزلیات شمس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۷۶۹
نقاب در اصل و در کاربرد مفهومی و اصطلاحی، در دایرة مفاهیم روان شناسی به کار می رود؛ اما در نوشته های یونگ تمایز معناداری یافته است که امروزه، هر گاه از آن سخن در میان باشد، به گونه ای با آرا و افکار یونگ، در پیوند است. از نظر او، نقاب به دو دسته قابل تقسیم بندی ا ست؛ دستة اول، صورتکی است که انسان بر چهره اش می زند و خود را آن طور که نیست، نشان می دهد. دستة دوم، دربرگیرندة پندارها و خیالاتی غیر واقعی است که مانع از رشد و نمو خود حقیقی او می شود. یونگ با دقیق شدن در امور روانی و جان آسمانی انسان، مسئلة نقاب را به گونة نظریه ای می پرورد و پیش روی ما می گذارد. او یکی شدن با نقاب را در جلوگیری از رشد شخصیت و رسیدن به فردیت، بزرگ ترین زیان می داند و افراد را از یک سوشدن بر حذر می دارد. از سویی در ادبیات عرفانی ما از جمله در غزلیات شمس، مفاهیمی وجود دارد که ژرف ساخت آن، با الگوییکه یونگ تعریف می کند، هم خوانی و هم پوشانی دارد. ما در این مقاله، رمزها و سمبل هایی را که مولانا در غزلیات برای بیان مفهوم نقاب به کار برده است، بررسی کرده و درعین حال از آوردن نمونه هایی از دیگر آثار عرفانی ناگزیر بوده ایم.
۱۸۱۲۴.

ساختار بن مایه های داستانی امیرارسلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳۶ تعداد دانلود : ۲۳۱۷
بررسی آثار حماسی- پهلوانی منثور فارسی که تحت تأثیر شاهنامه و پیرو سنّت روایی پدید آمده اند، یکی از حوزه هایی است که در جریان پژوهشی عصر حاضر مورد توجّه قرار نمی گیرند. امیرارسلان واپسین نمونه برجسته و اثرگذار جریان زوالیافته داستان های روایی فارسی است که در عصر قاجار به صورت نقّالی توسّط نقیب الممالک شیرازی روایت شده و به وسیله توران دخت، فرزند ناصرالدّین شاه به کتابت درآمده است. تأثیر و نفوذ این داستان در صفوف مختلف اجتماعی- فرهنگی ایران، خود گویای اهمیت و جایگاه این اثر بوده است، امّا درک ارزش محتوایی امیرارسلان، در گرو بازشاخت بن مایه های ساختاری چارچوب کلّی این اثراست که همانند سایر نمونه های مشابه خود، به علّت گستردگی و حجم این دسته از آثار، در بطن امیرارسلان گنگ و ناشناخته باقی مانده است. نگارندگان با درک ضرورت انجام پژوهش در زمینه درون مایه شناسی داستان های روایی فارسی و فقر پژوهشی موجود در مورد داستان امیرارسلان، ساختار بن مایه های داستانی امیرارسلان را در چهار بخش بن مایه های شگفت انگیز، بن مایه های حماسی- عیاری، بن مایه های عاشقانه و بن مایه های دینی، بررسیده اند. مشخّصه اصلی شکل گیری بن مایه ها در این اثر، وجود دو عامل تکرار و برانگیزندگی است. از دیگر ویژگی های آشکار این بررسی، تأثیر شاهنامه در امیرارسلان است که در اثر روایت از طریق نقّالی، این پیوند و پیوستگی صورت گرفته است و تلمیحات شاهنامه ای موجود در امیرارسلان، خود بیانگر این موضوع می باشد.
۱۸۱۲۵.

چند واژه در فرهنگ های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۷ تعداد دانلود : ۸۲۴
یکی از راه های تصحیح فرهنگ های لغت خطی و یافتن تصحیفات گستردة آنها، مقایسة تطبیقی این فرهنگ هاست. برای یافتن سرمنشأ یک واژة جعلی و مصحّف باید منابع بسیار گسترده ای در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم تغییرها و تبدیل ها و روند تحول و دگردیسی برخی واژه ها را از منابع اولیه بیابیم. با نگاهی اجمالی به فرهنگ ها آشکار می شود که فرهنگ نویسان، همواره ضبط واژه های مشکوک و نامعروف را تغییر داده اند، به گونه ای که در برخی موارد، یک لغت یا ترکیب خاص در فرهنگ ها دچار تغییرات چندباره شده است. اگر در این موارد روند حرکت واژه و لغت مشکوک را در انتقال از فرهنگی نظیر قوّاس و لغت فرس اسدی به فرهنگ دیگری همانند برهان قاطع نادیده بگیریم، احتمالاً در تصحیح آن نیز با دشواری مواجه خواهیم شد. در این مقاله چند تصحیف در فرهنگ های لغت فارسی نشان داده شده است. در یک فقره به دو واژة مصحّف که حاصل تصحیف خوانی از یک ترکیب شعری است، پرداخته شده و چند تصحیف دیگر نیز در برخی لغات و ترکیبات بررسی شده-است.
۱۸۱۳۰.

مرگ خود خواسته تراژیک در تراژدی سوفوکل و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۲۶
انسان ها تنها زمانب دست به خودکشی می زنند که احساس کنند زندگی دیگر ارزش ادامه دادن ندارد. در آنگاه که انگیزه مردن قوی تر از غریزه صیانت ذات گردد، انسان چنین می پندارد که دیگر هیچ راهی در برابرش وجود ندارد و از هر سو توسط نومیدی محاصره شده است. در این صورت تمامی چیزهایی که زمانی ارزش های زندگیش بودند، بهای مادّی و معنوی خود را از دست می دهند.امروزه افسردگی و ناراحتی های روحی، اعتیاد، شکست در عشق و یا شکست در شغل و حرفه و همچنین اختلالات شخصیتی از دلایل اصلی خودکشی محسوب می شود.گروهی نیز از روی اعتراض به وضعیت موجود دست به انتحار می زنند. اما در میان آثار ادبی اروپایی به ویژه در یونان و روم باستان، تعداد خودکشی ها بسیار بالا است، و اغلب انگیزه هایی به کلی متفاوت از دنیای امروز دارند. در مجموعه ادب پارسی، تعداد کسانی که خودکشی کرده اند به تعداد انگشتان یک دست نمی رسد. مقاله حاضر مقایسه ای میان مرگ دو قهرمان و دو مرگ قهرمانی است. از یک سو آژاکس، سردار یونانی در نمایشنامه ای از سوفوکل و دیگری بهرام پسر گودرز، در شاهنامه فردوسی
۱۸۱۳۱.

نقش نظام شاهیان و عادل شاهیان در خلق آثار تعلیمی ظهوری ترشیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۵۲
نورالدین محمد ظهورى ترشیزى در قریه جمند ترشیز از توابع خراسان در حدود سال 944 ق دیده به جهان گشود و پس از رشد و نمو و کسب فضائل و آموختن هنر شاعرى در ایام جوانى به دارالعباده یزد رفت و آنجا ندیم و همنشین وحشى بافقى گردید. بعد از مدتى راه شیراز را در پیش گرفت و در آن شهر نزد درویش حسین به کتابت مشغول گشت و سرانجام پس از هفت سال مصاحبت با درویش حسین در سال 988 ق به هند رحل عزیمت افکند، ابتدا در احمدنگر هند با مولانا ملک قمى آشنا شد. در این شهر نظام شاهیان از جمله مرتضى نظام شاه و برهان نظام شاه مربّى و حامى او گردیدند و وى را در طبع آزمایى و خلق آثار هنرى و تعلیمى یارى نمودند. پس  از پانزده سال سکونت در احمدنگر، ظهورى ترشیزى در پى ملک قمى رهسپار بیجاپور گشت و در کنف حمایت ابراهیم عادل شاه ثانى در آمد. وى در این عهد به مقام ملک الشعرایى دست یافت. ظهورى ترشیزى بالغ بر بیست سال از الطاف و مراحم ابراهیم عادل شاه برخوردار گردید و قسمت عمده اى از کلیات آثار ادبى و تعلیمى خود را در بیجاپور فراهم آورد.  
۱۸۱۳۲.

آیین تعلیمی کفن و دفن و سوگواری در هشت اثر حماسی (شاه نامه، گرشاسب نامه، اسکندرنامه، ظفرنامه، مهابهارات، اودیسه، ایلیاد و انه اید)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۵۱۳
سایه سیاه و سنگین مرگ، این دغدغه همیشگی ذهن بشر، همگام با زندگی همواره  با انسان بوده و این راز مخوف پیوسته ذهن او را به خود مشغول داشته است. بشر راه های بسیاری را برای مقابله با مرگ یا فرار از آن آزموده ولی راه به جایی نبرده، لذا تلخی حضورش را پذیرفته و بدان تن داده است. با قبول واقعیت مرگ، هر ملّتی به فکر افتاد تا این بخش از زندگی را بنا بر مذهب و فرهنگ و سنّت خویش با آداب خاصی پاس دارد.  رفتگان را بزرگ بشمارد و خود را در برابرش آماده کند. شاید وصیّت کردن، نمایش آمادگی در برابر مرگ باشد. در این مقاله سعی شده تا حدّ امکان به آداب سوگواری در چند اثر حماسی پرداخته شود.
۱۸۱۳۴.

تحلیل عرفانی داستان ضحاک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲۵ تعداد دانلود : ۴۲۳۹
یکی از داستان های مشهور و رازناک شاهنامه، داستان ضحاک است. از این داستان تحلیل های مختلفی صورت گرفته است که بیشتر جنبة سیاسی و اجتماعی دارند. با توجه به رمزی بودن این داستان، در این مقاله کوشیده شده است از منظر عرفانی به نبرد فریدون و ضحاک (نیکی و بدی) که دو روی یک سکه اند، پرداخته شود. فریدون (ثری تنین = سه اژدها، تنین به معنی مار و اژدها و ثری به معنی عدد سه است) ـ مردی که سه پسر دارد ـ با ضحاک (اژی دهاک) ـ ماری که سه سر (دو سر از آن ماران دوش او و یک سر از آن خود او) دارد ـ به مبارزه می پردازد. در نهایت خلافِ تمام نبردهای شاهنامه، فریدون حق کشتن ضحاک را ندارد و تنها باید او را محبوس کند. از آنجایی که در باورهای عرفانی اژدها نماد نفس اماره است، می توان بر این باور بود که فریدون نیز نماد روح (نفس مطمئنه) است که باید نفس را در کنترل خود در آورد و بر آن غلبه کند، ولی هیچ گاه نمی تواند برای همیشه آن را نابود کند.
۱۸۱۳۵.

بازگشت ادبی در شعر فارسی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۴ تعداد دانلود : ۹۶۶
نهضت بازگشت ادبی در نیمه دوم قرن دوازدهم به همّت و اشارت شاعرانی از قبیل مشتاق (ف 1165ق) و شعله اصفهانی (ف1160ق) پدید آمد. انگیزه بنیانگذاران نهضت بازگشت، احیای شعر فارسی و نجات دادن آن از انحطاط و ابتذال سبک هندی بود . با این همه، پیشنهاد سخنوران اصفهان تنها در ایران مورد استقبال واقع شد و در سایر حوزه­های زبان و ادبیات فارسی نظیر هند، افغانستان و سرزمین­های فرارود اقبالی نیافت؛ امّا حرکتی شبیه به بازگشت ادبی پس از شکست جنبش مشروطه خواهی در افغانستان، در این کشور روی داد که باعث شد تا درونمایه و مضامین شعری که تحت تأثیر مشروطه خواهی به سمت نوگرایی رفته بود، دوباره به حال و هوای سبک هندی رجعت نماید. این پژوهش می­کوشد، ضمن تشریح فضای کلی شعر و شاعری در افغانستان، مقارن با ظهور نهضت بازگشت ادبی، دلایل عدم اقبال به جریان بازگشت ادبی در این کشور را مورد بررسی قرار دهد و زمینه های سیاسی- اجتماعی رجعت به سبک هندی، پس از شکست مشروطیت در افغانستان را تبیین نماید.
۱۸۱۳۷.

مبهمات عناصر اشرافی، در اشعار منوچهری دامغانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۷ تعداد دانلود : ۱۶۹۴
از زمینه هایی که در اشعار دورة اولیة شاعران ادب فارسی نمودی آشکار و انکارناشدنی دارد، وجود عناصر اشرافی در جوف تصویر و خیال پردازی سخن سرایان است. یکی از شاعرانی که به جهت اتّصال به دربار و زندگی اشرافی خود، بی گمان در بازتاب این عناصر در شعرش برکنار نمانده، ابوالنجم احمدبن قوص بن احمد منوچهری دامغانی (432 هـ.ق) است. تاکنون توجه بیش تر پژوهندگان معطوف به جلوه های تصویری و وجوه مشترک شعر این شاعر با تازی گویان بوده است، حال آن که وجود عناصر کم نظیر اشرافی از پایه های صور خیال شعر اوست. تا امروز تنها تلاش هایی اندک به پژوهش های درون متنی در سطح واژگان شعر وی دیده می شود. اخیراً شرحی بر دیوان منوچهری نوشته شده است و در آن برخی عناصر اشرافی را به دلیل عدم توجه به گوناگونی این عناصر و صورت حقیقی آن ها در بطن شعر، به نادرستی تفسیر و بیان کرده اند. این پژوهش در پی ذکر اهمیت توجه، به ارتباط عناصر اشرافی با تصویر شعر منوچهری و نمایاندن تأویلی درست از آن هاست. آن چه در این مقاله ذکر می شود، پاسخی به این سؤال است که، آیا زندگی شاعر و شرایط محیطی وی در عناصر تصویرساز شعرش تأثیر داشته است؟
۱۸۱۳۸.

بررسی معناشناختی استعاره زمان در داستان های کودک به زبان فارسی (گروه های سنی الف، ب، ج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
تعداد بازدید : ۳۴۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۹۰
استعاره یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث در زبان شناسی شناختی است. هدف از مقاله حاضر بررسی وجود و کیفیت استعاره ی مفهومی «گذر زمان به مثابه حرکت در مکان» در قصه های کودک در گروه های سنی الف، ب و ج، در چارچوب معناشناسی شناختی بر اساس نظریه معاصر استعاره ی لیکاف است. روش انجام این مقاله به صورت توصیفی– تحلیلی بوده است. در این مقاله داده ها به روش کتابخانه ای و از 60 کتاب کودک گرفته شده است. به طور کلی می توان از این مقاله چنین نتیجه گیری کرد که: الف) به نظر می رسد، کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند و این نه تنها از طریق حرکت خطی، در راستای افقی و عمودی امکان پذیر است بلکه جهت حرکت از لحاظ کیفی می تواند متفاوت باشد؛ بدین معنی که حرکت می تواند به صورت حجمی، فضا یا ظرفی را پُر کند، سطحی را بپوشاند یا به صورت تغییر حالت و وضعیت خود را نشان دهد. ب) کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، نه تنها مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند بلکه عملکرد الگوی نگاشت "" زمان چیز است""، ""آن چیز در حرکت است"" در استعاره زمان، با فرافکنی هستی شناسانه به ماه و خورشید و اشیاء پیرامون کودک وابسته است و بر درک مفهوم زمان تأثیر مستقیم دارد.
۱۸۱۳۹.

جایگاه قشر گارگر و کشاورز در اشعار فرخی یزدی (مکانة فئة ""العمّال والمزارعین"" الکادحة فی أشعار فَرُّخِی یَزدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۹ تعداد دانلود : ۹۷۲
تَعتزُّ إیرانُ منذ القدیم بأبطالها الذین قد بَذلوا نفسَهم ونفیسَهم من أجل تقدّم الوطن وعمرانه. وفی هذا الأثناء یحظی الشعراء الملتزمون، الذین بذلوا قصاری جهدهم فی الدفاع عن وطنهم، بأهمیة کبیرة. یعتبر الشاعرُ المعاصر فرّخیّ یزدیّ (1267- 1318ش) واحدا من هؤلاء الذین عشقوا الوطن وعکفوا علی الدفاع عنه فی جمیع أشعارهم. فقد وقف فرّخیّ یزدیّ ضدَّ العدوّ الأجنبیّ وتطرّق إلی هذه المسألة فی ضمن أشعاره. کان فرّخیّ یعیش فی عصر تسوده التدخلاتُ الأجنبیةُ، والاضطراباتُ، والفوضی، والظلمُ وکَبتُ الحریات؛ فتربّی فی هذه الأجواء حیث لم یدّخر جهدا من أجل الدفاع عن الوطن، وقطع ید الأجانب وعملائهم حتی لم یبخُل فی بذل مُهجَتِه دون استقلال البلد وسیادته فَطَبع بدمه طبعةَ الصداقة والصحة علی هدفه المنشود وسعیه المجهود. فمِن منطلق ذلک یتعرّض هذا المقالُ لدراسة کلمتَی المزارع والعامل فی دیوان فرّخیّ یزدیّ کی یبین اهتمامَ هذا الشاعر، والتزامه بالوطن أکثر من ذی قبل.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان