ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۰۱ تا ۱۰٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۰۸۰۱.

تحلیل حوار طه حسین فی کتاب «مع أبی العلاء فی سجنه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۲۹۲
یشکل الحوار أداه للتواصل الإنسانی بوصفه مفهوماً قاراً فی المعرفه الإنسانیه، فهو یعزز وجود الإنسان بالآخر، ویعزز بنیانه المعرفی، فالحوار یعدّ أهم وجوه التعبیر الإنسانی وتواصله بین عالمه وبین الموجودات التی تمتلک لغه خاصه بها. فطه حسین الناقد المصری الکبیر یستعین فی مکتوباته بأسالیب الحوار بشکل ممتع. وهذا الأمر یتجلی بنوع خاص فی کتابه «مع أبی العلاء فی سجنه»؛ موضوع الکتاب هو النقد ولکن لا یعمل الکاتب علی منهج النقد العلمی البحت بل یحاول أن یدخل فی سجن المعری ویقرّب منه ویشاهد ظروف حیاته بشکل مباشر وهو فی الحقیقه بصدد إدخال القارئ فی هذا السجن. فطه من جانب یتمتع بالأسلوب الخطابی الرائع ومن جانب آخر یستعین بنوع من النقد النفسی الذی یثیر عاطفه المخاطب ویحثّه علی متابعه القراءه، کما یحثّه علی المشارکه الفعاله فی بیان آراءه کمخاطب للنص بأسلوب الإستفهام. هذه الدراسه التی تقوم بأسلوب تحلیلی- توصیفی تعمل بصدد معالجه کیفیه استخدام أسلوب الحوار بعناصره المتنوعه فی نص الکتاب المذکور.
۱۰۸۰۳.

تحلیل نمادگرایی و اسطوره در شعر پایداری زینب حبش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۵۳۱
شعر پایداری فلسطین دارای کارکردهای نمادین و اسطوره ای است. این کارکردها به لحاظ ماهیت، ماندگار و از ویژگی های فرامکانی و فرازمانی برخوردارند. نماد و اسطوره در دو حوزه ی معناگرایی و تصویر آفرینی شعر فلسطین نقش عمیق داشته است و همین دو خصلت ادبی، سبب شده است تا در سازوکار سرایندگی، به شکلی کارآمد مورد توجه قرار گیرند. زینب حبش با آفرینش اشعاری گونه گون میراثی ارزشمند در عرصه شعر پایداری فلسطین به جای گذاشته که از اسطوره و نماد به عنوان مهم ترین شاخص این نوع ادبی استفاده چشمگیر کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به تحلیل نمادها و اسطوره های به کاربرده شده توسط شاعر پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داده که نگارنده نمادها و اسطوره ها را به شش حوزه ی طبیعی، شخصی مثبت، منفی، حیوانی، مکانی و موارد دیگر تقسیم کرده است که دارای مدلولات متنوعی از جمله صلح، آزادی، پایداری، شهید، مبارزان، سرزمین، دشمن هستند که این موضوع از غنای اندیشه شاعر و ابتکار و استفاده مناسب وی از ظرفیت های زبانی و ادبی پرده برمی دارد.
۱۰۸۰۴.

تحلیل گفتمان انتقادی «وظایف مرید» از دیدگاه قشیری براساس رویکرد فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۹ تعداد دانلود : ۸۰۲
تحلیل گفتمان انتقادی روشی برای تحلیل متن است و جامع ترین الگو را در این زمینه، نورمن فرکلاف (1989) ارائه کرده است که در سه سطحِ توصیف، تفسیر و تبیین، رابطه متن را با بافت موقعیتی آن آشکار می سازد. با گسترش شیوه های جدید در تحلیل متون، بررسی متون کهن از این افق های تازه ضروری می نماید. هرچند متون عرفانی بیشتر با انگیزه های درونی و به دور از مبارزه با سیاست و اجتماع نگاشته می شدند؛ اما از تاثیر اجتماع و دوران خود مصون نبوده اند و گفتمان های مسلط بر آن ها، متاثر از شرایط دوران آن هاست. قرن پنجم یکی از دوره های مهم در تصوف است و رساله قشیریه یکی از متون برجسته ایست که در همین دوران به وسیله ابوالقاسم قشیری در پیِ ایجاد انحراف در تصوف، برای تبیین اصول و عقاید صوفیه نگاشته شده است. در این پژوهش باب آخر از این اثر را که دربرگیرنده سفارش به مریدان است؛ بر اساس نظریه فرکلاف تحلیل نموده ایم. نتایج بررسی نشان می دهد که ایدئولوژی قشیری در شیوه استفاده از عبارات و کلمات آشکار می شود. گفتمان های مسلط بر این باب شامل تعظیم صوفیه، تسلیم مرید در برابر پیر و زهد هستند که علاوه بر بازنمایی اوضاع اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، به بازتولید شرایط جدید و بهبود وضع موجود نیز کمک نموده اند.
۱۰۸۰۵.

نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی: تجسدگرایی، نمای نزدیک و تحریف بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۴ تعداد دانلود : ۷۳۴
ناتورالیسم و گروتسک دو شکل از ادراک و بازنمایی است که اولی در مقام یکی از مکتب های ادبی و دیگری در قالب شگردی هنری- ادبی جایگیر شده است. برغم سابقه پیدایش و پشتوانه معرفتی آنها، مواجهه آن دو با سوژه-ابژه ها نیز پیامد مواجهه های مذکور مشابه است؛ البته با وجود نوشتارهای تحقیقی متعدّد در باب هریک از بازنمایی های مذکور، توجّه چندانی به نسبت آن دو نشده است. در این مقاله وجوه نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی نیز دلایل آن با استناد به برخی از داستان های معاصر فارسی طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که تلقی ناتورالیستی بنا به نگاه نزدیک بینانه و منقطع یا زمینه زدایانه برآمده از پوزیتیویسم علمی و عینیت گرایی متّصل به آن و گروتسک با قصد دنیاگرایی یا دنیوی کردن، بر بدن سوژه-ابژه های خود متمرکز شده، آنها را تحریف می کنند. انگاره یا تصویر تحریف مذکور در بازنمایی های ناتورالیستی را می توان در دو سطح شبیه نمایی و استحاله ظاهر فیزیکی و کنش های انسان به غیر انسان مشاهده نمود. بدن های تحریف شده گل ببوی هدایت، شخصیت داستان قفس چوبک، موسرخه و مشد حسن ساعدی و دکتر حاتم بهرام صادقی پیامد عینی مواجهه ناتورالیستی-گروتسکی با آن سوژه-ابژه ها است.
۱۰۸۰۶.

بررسی روابط معنایی واژگانی واژه های بسیط معاصر عربی در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۱ تعداد دانلود : ۸۴۷
این پژوهش با هدف مشخص کردن نوع و بسامد روابط معنایی واژگانی همزمانی میان واژه های فارسی و عربی به بررسی تطبیقیِ معانی واژه های بسیط عربی در فارسی، می پردازد؛ بدین منظور دو فرهنگ بزرگ سخن و فرهنگ عربی عبدالنبی قیم انتخاب، و واژه های مشترک عربی در فارسی میان دو فرهنگ استخراج شد. سپس براساس چندین آزمون زبانشناختی، شش نوع رابطه معنایی واژگانی هم معنایی، شمول معنایی، تقابل معنایی، جزء واژگی، عضو واژگی و واحدواژگی مشخص و بسامد هر کدام در سطح واژه ها و هم چنین در سطح معانی آنها مشخص گردید. بر این اساس، بسامد وقوع هر کدام از روابط در 4506 واژه به ترتیب: هم معنایی 83/76 درصد، شمول معنایی 75/14 درصد، تقابل معنایی 28/0 درصد، جزء واژگی 57/0 درصد، عضو واژگی 04/0 درصد و واحد واژگی 13/0 درصد مشخص شد. هم چنین با تطبیق معانی 4506 واژه با یکدیگر در مجموع 26326 تطبیق صورت گرفت که بسامد وقوع روابط معنایی واژگانی بین این تطبیق ها به ترتیب هم معنایی 75/16 درصد، شمول معنایی 61/2 درصد، تقابل معنایی 04/0 درصد، جزء واژگی 09/0 درصد، عضو واژگی 007/0 درصد و واحد واژگی 02/0 درصد مشخص شد .
۱۰۸۰۷.

تجلیات الحنین فی الاستذکار الشعری (قصیده "إلی النجف الأشرف بلدی الحبیبه" للشیخ أحمد الوائلی و"ملحمه حیدر بابا الترکیه" لشهریار نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۴۳۸
الاستذکار حاله إنسانیه یشترک فیها جمیع الناس، لکنّها تکون مختلفه عند الشعراء وفی الفن عموماً؛ فالذکریات تعدّ مصدراً مهماً یعتمدها الشعراء والفنانون فی تشکیل تجاربهم الأدبیه والفنیه وإثرائها. إنّ الحنین مقترن بالاستذکار وللشاعر ممکن أن یجعلَ منه الأساس الذی یرکِّز علیه بناء قصیدته. قد کان اغترابُ الشاعرِ المثیرَ الأولَ للحنین الذی کان مدعاه للاستذکار الشعری المتنوع الذی افضی إلی تشکیل القصیده موضوعیاً وفنیاً. أنشد الشیخ الوائلی قصیده "إلی النجف الأشرف بلدی الحبیبه" بعد اغترابه عن موطن طفولته وصباه وشبابه، مدینه نجف الأشرف، فی قصیدته یعرب عن حنینه إلی بلده ویستعرض ذکریاته واصفاً بلده بأبهی الأوصاف ویکشف عن معنی داخلی مضمر فی أعماق الشاعر یؤکد علاقته بمدینته وعمق هذه العلاقه ومن جانب آخر إنّ شهریار الشاعر الشهیر الإیرانی أنشد ملحمه"حیدربابا" باللغه الترکیه بعد اغترابه عن مولده ویعبر فیها الشاعر عن ذکریاته عن طفولته وصباه والحسره علی أیامه الّتی انقضت فی الریف عند تنوره جبل حیدربابا. هذه دراسه مقارنه لهاتین القصیدتین من خلال دیوانهما متبنّیهً المنهج الوصفی-التحلیلی علی أساس مکتب أمریکی فی الأدب المقارن، وقفاً فیهما علی مستویات الاستذکار الشعری التی وجدناها علی ثلاثه أنواع هی: الاستذکار الزمانی والاستذکار الاجتماعی والاستذکار المکانی، ومن ثمّ الکشف عن الافتراقات والاشتراکات بینهما والممیزات الخاصه فی التصاویر الفنیه التی اُستخدمت فی إبراز خواطرهما الجیاشه وخیالهما الشعری الذی ساهم بفاعلیه فی التشکیل اللغوی والتصویری لشعرهما. من نتائج الدراسه أنّ للطبیعه بعناصرها المختلفه دوراً فاعلاً فی تشکیل مستویات الاستذکار الشعری. إنّ تصاویر شعرهما وموسیقاهما تکون فی خدمه الفکره و تؤدی هذه الصور وظیفهً جمالیهً منظمهً ذات رتبه عند المتلقی وتجعل دور المتلقی مرکزیاً فی عملیه الإیصال، مما یساعد علی إزاله الفواصل بین شعور المتلقی والشاعر.
۱۰۸۰۸.

انعکاس عناصر برجسته تابو و توتم در منطق الطیر عطار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۷۳۶
فصل مشترک تابو و توتم احترام و تقدس برای هر چیز یا شی است که اقوام، قبایل، طبقه یا افراد خاصی را شامل می شود تا جایی که این احترام و تقدس منجر شود که انجام دادن یا ندادن آن ممنوع و ناپسند به شمار آید؛ البته با این تفاوت عمده که تابو -در شرایط کنونی در تمام طبقات جوامع بشری حضور دارد- هم معنای مقدس و پاک و هم نامقدس و ناپاک را در بر دارد و در کل نوعی ممنوعیت را می رساند؛ هر تابویی به مثابه (ورود ممنوعی) است که شکستن حریم آن مؤاخذه بشری یا آسمانی را در پی دارد. با توجه به این حقیقت مهم که « تابو»ها هنجارها، رفتارها و گفتارهای معینی هستند که بر اساس ارزش های خاصی پذیرفته و توسط اجتماع یا گروه خاصی پایه ریزی شده اند که تخطی از آن ها دشوار یا ناممکن بوده یا خواهد بود؛ با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع بررسی موردی و تحلیلی سعی شده است در پژوهش پیش روی ابتدا اصطلاحات و اصول پرکاربردی تابو و توتم مطرح گردد و در گام بعد با محدود کردن معنای تابو در ممنوعیت مقدسات و منهیات دینی به بررسی و تحلیل دقیق مقدسات و نامقدسات در ادیان مختلف و ارائه نمونه هایی از تابو با توجه به بیان بزرگان عرفان، در منطق الطیر عطار پرداخته شده است.
۱۰۸۰۹.

مقایسه موسیقی شعر در گشتاسب نامه دقیقی و فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۳ تعداد دانلود : ۴۹۶
موسیقی شعر،ضرباهنگ اصلی ذات شعر است که درک زیبایی شعر را امکان پذیر می سازد. این مساله در شاهکارهای ادبی نشان از سبک خاص خالق اثر دارد که مورد توجه صاحب نظران و ادیبان قرار گرفته است. در این مقاله به منظور درک ظرافت های موسیقایی در شعر دو حماسه سرای بزرگ، بخش هایی از   گشتاسب نامه سروده شده توسط دقیقی و بخشی از شاهنامه فردوسی، از نظر موسیقی شعر مورد ارزیابی و  مقایسه قرار گرفته است. منظور از موسیقی در این نوشتار پژوهشی معنای وسیع آن، یعنی فرم و ساخت است. برای بررسی دقیق تر موضوع، هر دو اثر از چهار منظر کلی یعنی: 1.موسیقی بیرونی یا عروض،2.موسیقی کناری یا قافیه و ردیف،3.موسیقی درونی یا آرایه های بیانی، بدیعی و ساختارهای زبانی4.موسیقی معنوی یا همان ساختارهای داستان پردازی و تصویرگری، بررسی شده اند. با ارائه آمارهای دقیق و تحلیل آن ها، به نظر می رسد ابیات فردوسی در هر چهار جنبه از انسجام، تنوع، گستردگی و ارزش ادبی بالاتری برخوردار است و از نظر قافیه و ردیف متنوع تر، موسیقایی تر و هنری تر از ابیات دقیقی است. در آرایه های ادبی، دقیقی بیشتر به ظاهر کلام و صنایع لفظی نظر دارد و فردوسی به عمق کلام، ارتباط های معنایی و آرایه های بیانی توجه کرده است. از حیث داستان پردازی، سخن دقیقی در قیاس با سخن فردوسی، مستقیم تر، مبهم تر و قدیمی تر است؛ اما فردوسی با روایتی واقعی تر، چند بعدی، مفصل تر و با ظرافت ادبی، جذابیت بیشتری ایجاد کرده است.روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی خواهد بود.  
۱۰۸۱۰.

نگاهی جامعه شناختی به داستان سوم دفتر اول مثنوی معنوی (مطالعه موردی داستان سوم مثنوی بر اساس مبانی نظری نیکولو ماکیاولی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۴ تعداد دانلود : ۵۴۸
حوزه ادبیات سیاسی غرب، نیکولو ماکیاولی را شخصیت مؤثری می شناسد که در انتقال دوره رنسانس ایتالیا به عصر روشنگری نقش برجسته ای داشته است. وی به عنوان مصلح اجتماعی یا منتقد سیاسی توانست افکار زمانه خود را درباره حکومت، دین، اشرافیت و مردم تحت تأثیر قرار دهد. نظریه پردازان حوزه جامعه شناسی سیاسی، با استفاده از رساله "شهریار" و کتاب "گفتارها"، اعتقادات سیاسی ماکیاولی را درباره یک عمل سیاسی، به سه بخش؛ زیرساخت و مبانی فکری، روش و شیوه اجرا و درنهایت به بخش هدف تقسیم بندی می کنند: الف- مبانی فکری یک رفتار سیاسی عبارت اند از: 1-ویرتو (فضیلت) 2–بخت یا اقبال 3-جدایی اخلاق از سیاست 4-تشریح انواع شهریاری ها 5-تعادل طبقات. ب- شیوه نامه اجرایی حوزه سیاسی عبارت است از: احکام ده گانه. ج- هدف از فعالیت سیاسی عبارت است از: دستیابی به مقوله قدرت، صیانت و افزایش آن.  نگارنده رفتارهای سیاسی به کاررفته در داستانِ "پادشاهی جهود که نصرانیان را می کشت" مولوی را بسیار همخوان با اعتقادات سیاسی ماکیاولی می داند. در این راستا، در نوشته حاضر، ابتدا اعتقاد سیاسی یادشده، به طور اجمال، به بیان می آید. سپس، به صورت توصیفی- تحلیلی، مفاهیم به کاررفته در داستان مثنوی با مبانی اندیشه ماکیاولی، مورد تطبیق قرار می گیرد. در پایان نتیجه گیری می شود؛ که در داستان یادشده، گونه رفتاری حاکمیت با مردم، در بسیاری از زوایا با تعاریف و انتظارات ماکیاولیایی همخوانی نزدیکی دارد.
۱۰۸۱۱.

ساختارشکنى و تصویرسازى از طریق هنجارگریزى در اشعار نو هوشنگ ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۴۱۱
هنجارگریزی یکی از شیوه های آشنایی زدایی است که طی آن، برای ایجاد تصاویر خلاقانه شعری از قواعد حاکم بر زبان معیار، نوعی انحراف رخ می دهد و موجب برجسته سازی در متن ادبی می گردد. هوشنگ ابتهاج از جمله شاعران معاصر است که در اشعار نیمایی خود از این شگرد بهره فراوان برده است. این پژوهش، با روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایش و در چارچوب مکتب ساخت گرایی، بر آن است که اشعار نو ابتهاج را بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ مورد بررسی قرار دهد تا شیوه خلق زیبایی و برجستگی در اشعار وی آشکار گردد. اشعار مورد بررسی در این پژوهش با شیوه تصادفی از دیوان تاسیان ابتهاج گزینش شد. نتایج نشان داد که ابتهاج از انواع هشت گانه هنجارگریزی لیچ استفاده کرده و از این طریق توانسته است زبان خود را برجسته سازد. در این میان، وی از هنجارگریزی معنایی بیش از سایر انواع هنجارگریزی بهره گرفته است. میزان کاربرد سایر انواع هنجارگریزی و پیامد آن ها نیز بررسی شده است. با این هنجارگریزی ها ، ابتهاج منظور خود را به گونه ای نوآورانه و به زیباترین شیوه بیان می کند. همچنین تقدّم فعل بر سایر ارکان جمله از پربسامدترین هنجارگریزی های نحوی در شعر ابتهاج است و او نوعی فعل گرایی و تأکید بر عمل به جای عامل را تداعی کرده است.
۱۰۸۱۲.

بررسی تأسی های بابافغانی از شگردهای تصویرساز شعر حافظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۳۶
بابافغانی به علت تأثیرپذیری فراوان از حافظ به «حافظ کوچک» مشهور می باشد. این تأثیرپذیری از جهات مختلف قابل پژوهش و تحقیق است. یکی از وجوه پژوهش، بررسی دقیق چگونگی و میزان تبعیت بابافغانی از حافظ در بحث تصویر است. تصویر به مجموعه ی تصرفات بیانی و مجازی اطلاق می شود که گوینده با کلمات تصویر می کند و نقشی را در ذهن خواننده یا شنونده به وجود می آورد. دو دانش بیان و بدیع، بایسته-ترین نقش را در بررسی تصویرهای شعری دارند. به عبارت دیگر، لازمه ی بررسی تصویرهای شعری یک شاعر عناصر بیانی و بدیعی اند. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیل و با استفاده از ابزار کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی شگردهای تصویرساز مشترک (تشبیه و استعاره های مصرّحه و مکنیه) دو شاعر و میزان تأثیرپذیری بابافغانی از حافظ در مبحث تصویر بپردازد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بسیاری از تصویرها و شگردهای ادبی که توسّط حافظ برای خلق تصویر به کار گرفته شده اند، در ساختمان تصویرهای بابافغانی مشاهده می شود و بابافغانی برای ساخت تصویرهایش به آنها نظر داشته است.
۱۰۸۱۳.

بررسی استعاره های جهتی در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۷ تعداد دانلود : ۸۲۵
زبان از فرایندهایی است که خاصیت پیام رسانی و ارجاعی دارد و القاگر مضامین فرهنگی، آداب و رسوم، افکار و اندیشه یک قوم است. زبان از نظر زبان شناسی شناختی، علاوه بر انتقال مضامین ارجاعی، منعکس کننده مضامین شناختی، نظام ادراکی آدمی و القاگر مضامین انتزاعی موجود در ذهن است. بر این اساس، زبان شناسان شناختی بر معنا به عنوان عنصر قالب تکیه می کنند. از جمله نظریه پردازان حوزه معنی شناسی شناختی می توان به لیکاف و جانسون اشاره داشت که از استعاره به عنوان فرایند شناختی برای پیشبرد اهداف خود بهره می گیرند. از نظر لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی امری است که سراسر زندگی روزمره را در حوزه شناخت و ادارک مبتنی بر تجربه احاطه می کند و از آنجا که زبان عرفان نیز انتقال دهنده مضامین شناختی و انتزاعی حاصل از تجربه شخصی عارفان است. بنابراین، بررسی استعاره مفهومی در الگوهای عرفانی مولوی به درک هرچه بهتر مفاهیم و مضامین ماورایی و متافیزیکی کمک خواهد کرد. با این توضیح، این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی جهتی را در نمادهای حیوانی (پرندگان) غزلیات شمس بررسی نماید. نتایج پژوهش نشان می دهد که نمادهای متضمن معنای تعالی، از جمله روح و جان و نمادهایی که بیانگر مضامین ضمنی جسم و نفسانیات هستند، به ترتیب با استعاره های جهتی رو به بالا و پایین تطابق معنایی پیدا می کنند و خوشه های استعاری این مضامین نیز با کارکرد سلبی یا ایجابی آن الگوها همنوایی معنایی دارند.
۱۰۸۱۴.

پارادوکس محتوایی در شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۰ تعداد دانلود : ۷۰۹
چکیده متناقض نمای محتوایی، کلامی است که در آن خود مفاهیم دارای تناقض بوده و با هر زبانی بیان شود، باز هم، تعجب انگیز و متناقض به نظر می رسد، مثلاً اگر به جای «آزادی را گرفتاری دانستن» «گرفتار رهایی» و به جای «بی گناهی را گناه شمردن» «جرم بی گناهی» آورده شود، باز هم متناقض نما می شوند. اینگونه متناقض نماها به خاطر زیبایی آفرینی گفته نشده، بلکه هدف سخنور در آن، بیان و ارایه واقعیت هاست، این واقعیت ها در نگاه نخست شگفت-انگیز و غیرمنطقی به نظر می رسد، اما در حوزه سنت های ادبی چنین سخنانی دارای توجیهات دل انگیزی هستند. در این جستار اقسام متناقض نماهای محتوایی و عوامل شکل گیری آنها مورد نقد و بررسی قرار گرفته و سعی شده است، روشن شود که کشف و تحلیل این هنرسازه، چه کمکی در روند عمل فهم، می تواند به خواننده بکند؟ شیوه پژوهش در این مقاله، براساس نحوه کاربرد مصداقهای این شگرد ادبی در آثار مهم عرفانی و سبک هندی و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت شخصی نگارنده از این هنر بلاغی صورت گرفته است. واژه های کلیدی: متناقض نمایی محتوایی، پارادوکس، شعر فارسی. 1. مقدمه متناقض نمایی در بسیاری از آثار عرفانی منظوم، به کار رفته و در شعر فارسی از قرن ششم به بعد بسامد زیادی دارد و از جمله مختصات و ویژگی های سبکی سبک هندی محسوب می شود. شناختن این شگرد زیبایی شناختی، ما را یاری می کند که درک دقیق تری از زیبایی های نهفته در شعر فارسی داشته باشیم.
۱۰۸۱۵.

بررسی تحلیلی هفت خان در روایت نقالی «رستم و چپه کل»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۱۹
این روایت نقالی، ماجرای رفتن رستم به دیار مغرب برای نجات نوه اش «برزو» از چنگ پادشاه مغرب است. بر اساس این روایت، رستم برای نجات برزو که در میانه ی کارزار به دست غولک ربوده شده است، ناچار می شود از شش خان دشوار بگذرد: الف)- گذر از بیابان گرم و سوزان. ب)- عبور از بیشه ی شیران و کشتن دو شیر. ج)- عبور از سرزمین غولک ها. د)- رویارویی با زن جادوگر. ه)- کشتن اژدها. و)- گذر از دشت پر از برف. گفتنی است رستم خان اول را به تنهایی و خان های بعدی را به رسم دیگر حماسه ها با یک راهنما طی می کند. چپه کل موجود عجیب الخلقه ای است که نقش راهنما را در این روایت بر عهده دارد. ماجرای گذشتن پهلوان از مراحلی دشوار برای رسیدن به مقصود، بن مایه ای کهن است که ردپای آن را در بیشتر حماسه های هند و اروپایی می توان دید. داستان های مربوط به رستم از دیرباز در میان مردم نواحی مختلف ایران رواج داشته و نقل می شده است. یکی از مناطقی که این داستان از دیرباز در آن رواج داشته است، منطقه ی کهن کوهمره سرخی است. این داستان نیز مانند بسیاری دیگر از روایت ها از ذهن و خاطر مردم این دیار فراموش شده است و تنها به وسیله ی مسن ترین و معروف ترین نقال این منطقه- علی حسین عالی نژاد، آخرین بازمانده ی نقالان و راویان منطقه- روایت می شود. در این جستار کوشش شده است افزون بر ضبط روایتی که پیش از این در هیچ از یک از منابع ثبت نشده است، به بررسی تحلیلی روایت از دید محتوایی پرداخته شود.
۱۰۸۱۶.

«گیله مرد» بزرگ علوی: علیه ایدئولوژی یا ابزاری ایدئولوژیک؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۸ تعداد دانلود : ۷۶۸
در اقدامی بحث برانگیز، لویی آلتوسر ادبیات را در زمره ابزاری می داند که به وسیله آن ایدئولوژی حاکم اشاعه پیدا می کند. با وجود این، آیا آثاری را که به وضوح ابزارهای حکومتی را تبیین می کنند، می توان در این دسته بندی جای داد؟ داستان کوتاه «گیله مرد» نوشته بزرگ علوی به افشای اعمال قدرت نظام حاکم در قبال شخصیتی می پردازد که قواعد نظم طبقاتی را زیر پا گذاشته است. حضور پررنگ ابزارهای سرکوبگر حکومتی، و تاحدی ابزارهای ایدئولوژیک، در طول داستان نشان دهنده وقوف نویسنده به کارکردهای این اسباب و وسایل در تبدیل افراد به سوژه مورد نظر سیستم است که احتمالاً این تصویرگری حاکی از تمایل او به تشریح این کارکردها برای مخاطبان خود است. این ادعا از این جهت قابل طرح است که علوی در سیاست چپ گرا بوده و در بیان نابسامانی های اجتماعی، واقع گرایی از سبک های نوشتار اوست. در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا داستان «گیله مرد» علوی تولیدی فرهنگی است که پایه های ایدئولوژی حاکم را به لرزه درمی آورد یا اینکه درنهایت خودِ داستان به ابزاری ایدئولوژیک تبدیل می شود و در خدمت نظام حاکم درمی آید. درحالی که پژوهش حاضر از طریق ارجاع به کتاب لنین و فلسفه و مقاله «سخنی درباب هنر» پاسخی آلتوسری به این سؤال می دهد، از طریق دیدگاه «زیبایی شناسی دریافت» کاستی های رویکرد آلتوسری را نیز تبیین می کند.
۱۰۸۱۷.

تحلیل تطبیقی دگردیسی عرفانی در داستان دقوقی و اندیشة ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۰ تعداد دانلود : ۷۹۶
داستان دقوقی در مثنوی مولوی مشتمل بر مباحث مختلف عرفانی، چندآوایی و مبهم است. از جمله موضوعات مبهم این داستان، «دگردیسی عرفانی» است که از مباحث مطرح در عرفان و وجه مشترک فکری بسیاری از عارفان اسلامی است که به اشکال و شیوه های گوناگون در آثار آن ها نمود یافته است. در داستان دقوقی نیز این دگردیسی از چند وجه قابل بررسی است. در پژوهش پیش رو، به روش استقرایی- تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در پی تشریح وجوه این تحوّل عرفانی برآمده ایم و برای تبیین موضوع به صورت تطبیقی، دگردیسی های موجود در داستان مذکور را به صورت تطبیقی با اندیشه های ابن عربی و پیروان او ستجیده ایم. دستاورد پژوهش گویای این است که دگردیسی عرفانی در داستان دقوقی با اندیشه های نظری عرفان ابن عربی قابل تطبیق است و نظر به داستان دقوقی از این دریچه می تواند در تبیین آن مفید باشد و بیانگر میزان نزدیکی اندیشه های دو نامبرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان