ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۶۱ تا ۷٬۸۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۸۶۱.

تحلیل و بررسی نقادانه کتاب الکافی فی البلاغه : البیان و البدیع والمعانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۲۷
در این جستار کتاب «الکافی فی البلاغه : البیان و البدیع والمعانی» که یکی از کتب آموزشی علوم بلاغی و اثر ایمن امین عبدالغنی است را به منظور معرفی به جامعه علمی مورد تحلیل و بررسی نقادانه قرار داده ایم. این اثر با روش تحلیل محتوا مورد نقد و بررسی قرار گرفته و مهمترین نتایج در دو بخش نقاط قوت وکاستی های کتاب تبیین شده است. از مهمترین نقاط قوت کتاب می توان به این موارد اشاره کرد: داشتن زبانی روان وبدون اغلاط املایی ونگارشی، تمایز اصل متن با شاهد مثالها، اعراب گذاری دقیق آیات قرآنی و روایات و اشعار، وجود شاهد مثال های متنوع و اجتناب از شاهد مثالهای تکراری، تنوع شاهد مثالها در قالب تمارین کاربردی از متون مختلف اعم از آیات و روایات واشعار دوره های مختلف، استفاده از جنبه ذوقی وعلمی بلاغت در مسائل دینی وفقهی و تفسیری ، استفاده از دستاوردهای بلاغت جدید مانند آواشناسی و تصاویر فنی، توضیح شاهد مثالها اعم از آیات وروایات واشعار به شکل مفصل و واضح . از کاستی های کتاب می توان به فقدان جداول و نمودارهای مناسب، نداشتن طرح مناسب روی جلد وهمچنین قلم نامناسب برای عبارات روی جلد، عدم رعایت نگارش یاء منقوص و مقصوره در برخی موارد اشاره نمود.
۷۸۶۲.

جستاری در نقد کتاب تاریخ النقد الأدبی فی الأندلس اثر محمد رضوان الدایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۸۱
خوانشِ نقدی در عرصه های گوناگون، میزان کارایی و تأثیرگذاری متن مورد بررسی را برای مخاطب هویدا می سازد و ویژگی های مثبت و منفی متن را تبیین می کند، زیرا نگرش نقادانه، خاستگاهی سازنده است که خلل های موجود، کاستی ها و کمبودها را نشان می دهد. موضوع نقد ادبی در سرزمین اندلس، کم تر مورد توجه ناقدان و تحلیلگران ادبی بوده است. شاید دلیل این مسئله، اطلاعات اندک و کاستی منابع نقدی انتشار یافته در این برهه ادبی است تا تصویر شفاف و روشنی از آن در ذهن پژوهشگر، نقش ببندد. ازجمله آثاری که تاریخچه نقد ادبی در این دوران را مورد بررسی قرار داده، کتاب تاریخ النقد الأدبی فی الأندلس اثر محمد رضوان الدایه، استاد دانشگاه دمشق است. چون این اثر، در عرصه بررسی وضعیت نقد ادبی در دوره اندلس پیشگام بوده است، و با وجود نگارش تألیفات فراخ تر و دقیق تر، در خورِ نقد و بررسی است، برآنیم با تکیه بر روش تحلیلی توصیفی و با استناد به نمونه هایی از اثر، به ارزیابی کتاب بپردازیم. در روند پژوهش به این نتیجه رسیدیم که استفاده از منابع معتبر و دست اول و گاهی آثار خطی، تفصیل موضوع و بیان تاریخچه نقد ادبی و نظریات و و رویکردهای نقدی این دوران، از نقاط قوت این اثر محسوب می شود. توجه نکردن به گزینش یک روش تحقیق علمی صحیح و نداشتن ایجاز، اشکالات شکلی، اشتباهات تایپی و نگارشی از نقاط ضعف این اثر است. این اثر تنها به تاریخچه نقد ادبی در این دوره و اشاره به نظریات و دیدگاه های ادیبان و ناقدان از لابه لای آثار نقدی و بلاغی آنان بسنده کرده و به لایه های ژرف تر مسئله، رخنه نکرده است.
۷۸۶۳.

بررسی و نقد کتاب ملامح الأدب فی العصرالعبّاسی الأوّل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۴۱۲
نگارش کتاب درسی و آموزشی از یک سو به دانش، تخصص و تجربه نویسنده و از سوی دیگر نیازمند رعایت معیارهایی است که چنین کتابی باید داشته باشد. بنابراین کتابی که با هدف ویژه آموزش در دانشگاه تدوین می شود باید به محک نقد درآید تا قصد و هدف نویسنده ارزیابی شود. این مقاله درپی آن است تا کتاب ملامح الأدب فی العصر العبّاسی الأول نوشته عبدالهادی عبدالله عطیه را از نظر ساختار و شکل ظاهر و محتوا، بر اساس دیدگاه و معیارهایی که ناقدان حوزه نقد کتاب ارائه کرده اند، مطالعه و ارزیابی کند. نویسنده کتاب در بخش مقدمه اشاره می کند که این کتاب را برای دانشجویان و پژوهشگران نوشته و تلاش داشته است در تلفیق تاریخ ادبیات با متون شعری خواننده را به فهمی از این دوره رهنمون سازد. مهم ترین نتایج به دست آمده از این تحقیق اشاره دارد که این کتاب در شاخصه های شکلی دچار کاستی است ازجمله: صفحه آرایی نامناسب، عدم تفاوت فونت متن اصلی و ابیات شعری، باب بندی نامناسب و عدم تناسب در حجم آن ها و... . در شاخصه های محتوایی نیز نقص های جدی وجود دارد ازجمله: مشخص نبودن هدف، عدم تناسب بین عنوان و محتوا، فقدان روش و ... . در یک کلام می توان گفت که این کتاب معیارهای لازم را به منزله یک کتاب دانشگاهی برای مقطع کارشناسی ندارد، اما برای مقطع کارشناسی ارشد و دکتری می تواند به عنوان یک کتاب جنبی در درس تاریخ ادبیات عصر عباسی اول به دانشجویان معرفی شود.
۷۸۶۴.

تحلیل تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و نیهیلیسم نیچه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۸ تعداد دانلود : ۶۷۰
نیچه پس از اعلام مرگ ارزشهای تعقّل مدارانه افلاطونی، ابتدا نیهیلیسم را به دو گونه اساسی منفعل و فعّال تقسیم و آنگاه راه آفرینش ابرانسان و تصدیق همه جانبه زندگی را گذر از نیهیلیسم منفعل به فعال میداند که در فلسفه او تقریباً معادل مراحل دگردیسیهای جان: شتر، شیر و کودک است. شعر فروغ، از سویی بازتاب احساس یا اندوه فلسفی اوست و از سوی دیگر، با داشتن ویژگی هایی چون: بازتاب ارزش و حیثیت حیاتِ عاطفی و حسّی انسان، آزاداندیشی و نبرد با شیوه های ادراک رایج، واقع گرایی، باور به پویایی و جاودانگی و داشتن سیری تحوّلی برای پذیرش کامل زندگی، گویای مقابله ی او با این جهان بینی نیهیلیستی و گذر پیروزمندانه از نوعی نیهیلیسم منفعل به فعال است. هدف از این جستار جستوجوی پیوندگاه های فلسفه شاعرانه نیچه از رهگذر نیهیلیستی با جهان بینی خاصّ فروغ از رهگذر سیر تحوّلی- تکاملی اندیشه و شعر اوست. روش تحقیق، کیفی و رویکرد غالب ناظر بر تحلیل ها، رویکرد نقد فلسفی از گونه ی فلسفه ی غیرمفهومی و گاهی رویکرد توصیفی با تکیه بر گزاره های شاعرانه ی آن دو است.
۷۸۶۵.

ترجمه؛ گونه ای اقتباس (مطالعه موردی: اقتباس سینمایی از رمان آلیس در سرزمین عجایب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۷ تعداد دانلود : ۵۱۵
اقتباس حوزه ای جدید در مطالعات ادبی بینامتنی است که یکی از موضوعات آن بررسی چگونگی ترجمه متن و تبدیل آن به دیگر رسانه هاست. پژوهشگران این حوزه تبدیل متن ادبی به فیلم و دیگر رسانه ها را نوعی ترجمه می دانند که در آن نشانه های کلامی به نشانه های غیر کلامی تبدیل می شود. رمان آلیس در سرزمین عجایب یکی از آثاری است که، قتباس های سینمایی گوناگونی از آن صورت گرفته است. هدف ما در پژوهش حاضر، بررسی تغییرات فیلم آلیس در سرزمین عجایب ساخته برتون در مقایسه با رمان بوده است. بدین منظور، با توجه به دیدگاه کاهیر درباره انواع اقتباس سینمایی از متون ادبی به عنوان نوعی ترجمه و تعریف کوریگان از وفاداری فیلم به اثر ادبی ، عناصر داستان ازجمله شخصیت ها و چهار بخش از رمان که در طرح داستان نقش اساسی دارند، با فیلم مقایسه شد. حاصل آنکه اقتباس سینمایی برتون از این رمان نوعی ترجمه سنتی است که در آن، شخصیت ها، زمان، مکان، و طرح اصلی داستان حفظ شده، اما هویت آلیس دچار تغییر و تحول شده است.
۷۸۶۶.

سیاست های ادبی استالین: تحلیل محتوای بخشنامه ها و مصوبات پرولتکولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۴۰۱
سانسور هنر و ادبیات یکی از سیاست های استالین در راستای اهداف انقلاب فرهنگی بود. پس از انقلاب اکتبر، هنر و فرهنگ روسیه دستخوش تغییراتی اساسی شد. حاکمان سیاسی با اعمال سانسور سعی داشتند فرهنگ پرولتاریایی را جایگزین فرهنگ قدیم نموده و انقلاب و دستاوردهای آن را زیبا جلوه دهند. یکی از مهمترین سازمان هایی که در جهت تحقق این هدف ایجاد شد، سازمان ادبی-هنری و فرهنگی- ارشادی پرولتاریا (مشهور به پرولتکولت) بود. باگدانوف از نظریه پردازان اصلی این سازمان به شمار می رفت که بر فعالیت نویسندگان نظارت داشت و پس از بررسی های سختگیرانه و اعمال سانسور اجازه ی چاپ آثار ادبی را صادر می کرد. ادبیات و هنر در راستای تحقق اهداف حکومت شوروی تبدیل به ابزار شده بود و هنر و کار از نظر اهمیت، در یک رده قرار می گرفتند. در این مقاله با تحلیل محتوای بخشنامه های پرولتکولت به بررسی نقش و تاثیر این سازمان بر جامعه ی ادبی روسیه در قرن بیستم خواهیم پرداخت.
۷۸۶۷.

خوانشی نوین از فلسفه تاریخ انبیا: بررسی رمان کتاب دانیال بر اساس آرای میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۳۷
ای. ال. داکتارو خالق رمان هایی است که با نوسان میانِ تاریخ و داستان، پرسش های بنیادینی در بابِ تاریخ و معنای آن مطرح می کنند. چون او در سنتِ تاریخ محورِ یهودی بالیده، تفسیرِ دیدگاهِ تاریخی اش اهمیت فراوانی در درک آثارش دارد و در میان رمان هایش، کتاب دانیال که صریحاً به مسئله تاریخ می پردازد، بیش از همه می تواند در شناختِ فلسفه تاریخِ او یاری مان کند. در این مقاله با تکیه بر آرای میرچا الیاده و تفحص در میراثِ فکریِ پیامبرانِ بنی اسرائیل می کوشیم تا بینش تاریخیِ دانیال، قهرمان داستان، را تحلیل کنیم. با اقتباس از نظریه الیاده نشان می دهیم که خوانش نوینِ دانیال از سنتِ فکریِ انبیا، از رابطه دیالکتیکِ میانِ اندیشه تاریخ مندِ نبوی و گسستگیِ تاریخیِ دیزنی لند، که موضوعِ بخشِ پایانیِ رمان است، زاده می شود و راهِ حلِ دانیال برای نجات از بی معنایی، گفتمانِ تاریخیی است که نه بر چرخه تکرار الگوها و نه بر توالیِ رویدادهای بی معنایِ تاریخِ ناقدسی، بلکه بر گسیختگی و عدمِ انسجامِ پاستیش استوار شده است.
۷۸۶۸.

تفکرات پسااستعماری در اشعار محمد فیتوری و لنگستون هیوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۰ تعداد دانلود : ۴۷۴
در قرن های نوزدهم و بیستم، مسأله تبعیض نژادی و قومیتی از مهمترین جریاناتی بود که بر اثر آن سیاه پوستان آفریقا و آمریکا از متن جامعه رانده شدند. به دنبال آن، جنبشی ضد استعماری تحت لوای تفکرات پسا استعماری ظاهر شد که به شدت علیه تبعیض نژادی به مبارزه برخاست. در این میان ادبا و شعرا نیز علیه تفکرات نژادپرستانه و استعمارگرایانه به پاخاستند که از آن جمله می توان به «محمد فیتوری» و «لنگستون هیوز» اشاره نمود. تحقیق حاضر به جهت تقارب فکری این دو شاعر در حوزه پسااستعماری بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. از خلال بررسی های انجام شده می توان گفت: این دو شاعر اگر چه در اصول اصلی و کلّی خود علیه تبعیض نژادی مشترک بوده و یک موضع دارند، امّا با این حال در بسیاری از جهات نیز با یکدیگر تفاوت دارند؛ به عنوان نمونه فیتوری با لحنی خشن تر از هیوز، علیه استعمار می تازد؛ در حالی که هیوز با لحنی آرام تر علیه استعمار، شعر می سراید
۷۸۶۹.

مواجهه در (غیاب!)؛ اصول اساسی دیالوگ میان نظریه های ادبی نامتجانس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۵۹
چالش نظریه هراسی و نظریه باوری پس از دو دهه، نزد برخی وارد گفتمانی شده است که می توان از آن با نام «گفتمان انتفادی» مطالعات تطبیقی بوطیقای فارسی یاد کرد. این گفتمان، مطالعات تطبیقی ادبیات های نامتجانس فارسی و غرب را به چالش می کشد و می کوشد با نفی ماهوی و مبنایی این قِسم پژوهش ها، موجودیت و ماهیت آنها را انکار کند. برخی از غربی ها به دیگر ادبیات ها به عنوان یک نیروی محرکه می نگرند که می تواند شکاف نظریه ادبی معاصر را پُرکند. شرقی ها نیز این پژوهش ها را فرصتی برای کسب هویت ادبی نظری ازدست رفته و برگشت به گفتمان ادبی جهانی می دانند. هرچند گفتمان انتفادی به شیوه ای نامعتدل درصدد نفی پژوهش های تطبیقی نظری است ولی با این حال موارد موجهی نیز طرح می کند که توجه به آنها برای انجام چنین پژوهش هایی بایسته است و ضرورت تبیین یک دستورالعمل ویژه برای دیالوگ نظریه های ادبی نامتجانس را نشان می دهد. همسو با این هدف این پژوهش با رویکرد توصیفی انتقادی، اصول اساسی دیالوگ نظریه های نامتجانس شآن کینگ را نقد و بسط می دهد. آنچه ایشان به عنوان چهار اصل اساسی دیالوگ استقلال گفتمان، برابری گفتمان، ایضاح دوجانبه و اصل جست وجوی نقاط اشتراک با حفظ تمایز و مکمل های دوجانبه ناهمگونی میان نظریه های ادبی نامتجانس وضع می کند، دستورالعملی کاربردی است که بوطیقای تطبیقی را می تواند وارد مرحله تازه ای از دیالوگ سازد.
۷۸۷۰.

بررسی و تحلیل مفهوم رضایت از زندگی در مثنوی مولوی با استفاده از روان شناسی مثبت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۴۲۲
در روان شناسی مثبت گرا، مفهوم کلی «رضایتمندی از زندگی» بازخورد شیوه ادراک و ارزیابی انسان از همه موقعیت های زندگی اش است. این مفهوم در مثنوی معنوی به شکلی فضیلت خواهانه و ثابت و کلی ارائه شده است و همه موقعیت های زندگی انسان را فرامی گیرد. از نظر مولوی می توان با وجود موقعیت های نامطلوب در زندگی، رضایتمندی کامل را از زندگی به دست آورد؛ شیوه کسب آن نیز ارزیابی شناختی صحیح از دنیا، باور و پایبندی به جهان بینی الهی اسلام و عمل به راهکارهایی خاص است. نویسندگان این پژوهش با استناد به عرفان مولوی، مبانی رضایتمندی از زندگی را از مثنوی استخراج و با مبانی روان شناسی مثبت گرا پیوند می دهند. ارزش های معنوی و الهی در سیروسلوک عرفانی مولوی، زمینه ساز سلامت روان و رضایتمندی انسان از زندگی است. برپایه این پژوهش مشخص می شود که مولوی رضایتمندی را هیجانی ربّانی می داند که با آموزش و ایجاد باورهای سازگارانه و عملکرد مبتنی بر ارزش های الهی به دست می آید؛ سالک با کسب آن شایسته فنای صفاتی و اتصاف به صفات الهی می شود و سرانجام در زندگی چیزی به جز اراده خداوند طلب نمی کند. هدف در این پژوهش شناخت و تحلیل این مفهوم کلی و مؤلفه های مرتبط با آن در اندیشه های مولوی با استفاده از آموزه های روان شناسی مثبت گراست. نتایج این بررسی نشان می دهد رضایتمندی از زندگی یکی از مفاهیم متعالی تمدن و عرفان اسلامی است؛ همچنین یک مفهوم تعلیمی عمومی و ثابت در مثنوی معنوی است؛ این مفهوم با ترویج باورها و مهارت های کنترل هیجانات منفی و افزایش هیجانات مثبت در قالب حکایات و مواعظ و تمثیل ها و با تبیین مفاهیمی مانند رضایت به مقدَّرات و صبر و شکر و قناعت ارائه شده است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر مبنای روش اسنادی و برپایه تحلیلِ محتوای مثنوی مولوی است.
۷۸۷۱.

بررسی مقایسه ای انگاره مکاشفه در عرفان روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۵۶۵
مکاشفه از منظر برون دینی یعنی آشکارگی امر مقدس بر مبنای فیض الهی بر انسان که بروندادش تجربه عرفانی، وحدت، معرفت و حیاتی نو و دیگر است. بر این اساس، پدیدار مکاشفه را می توان در سه ضلع؛ یعنی تجلی امر مقدس، انسان و نقش مکاشفه بررسی کرد. از آنجا که بنیاد نوشته های روزبهان بقلی و هیلدگارد بینگنی بر شالوده تجربیات مکاشفه ای استوار شده، نگارنده در پیِ آن است که انگاره مکاشفه را برمبنای سه ضلعِ مکاشفه در میان یافته های عرفانی این دو عارف واکاوی کند. روش مقایسه ای به کاررفته در این پژوهش به جای بهره بردن از قالبی به نام تشابه و تفاوت (ذات گرایی و ساختارگرایی)، این است که ابتدا مشخصه های اصلیِ هر  ضلع را بررسی می کند، سپس مانند دو آیینه آنها را روبه روی هم قرار می دهد. یافته های ما نشان می دهد که روزبهان طالب تجربه ای وجودی از خداست و در مکاشفه با خدا مشارکت می جوید؛ درحالی که هیلدگارد در مکاشفه، به سرّ الهی معرفت می یابد و به عنوان نفر سوم آن را برای جامعه مسیحی روایت می کند.
۷۸۷۲.

هرمنوتیک: از نظریه تا نقد ادبی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۵۲۵
تردیدی نیست که رویکردهای مختلف هرمنوتیکی به مثابه یک نظریه مقبولیت عام یافته اند. اما  آیا هرمنوتیک می تواند گامی فراسوی نظریه بگذارد و در عرصه نقد ادبی هم به کار آید؟ شلایرماخر، مؤسس هرمنوتیک مؤلف محور، در عالم نظر بر آن است که در مقام تحقق، هرمنوتیک مقدم بر نقد است و نقد پس از هرمنوتیک می آید. التزام شلایرماخر به روش تأویل دستوری و تأویل فنی در عمل، میان هرمنوتیک مؤلف محور و نقد پیوند برقرار می کند. هرش نیز، با تفکیک میان دو نوع نقد، معتقد است پیوند وثیقی میان هرمنوتیک مؤلف محور و نقد درونی  وجود دارد. علاوه بر آن، معیارهای چهارگانه هرش برای اثبات محتمل بودن یک تفسیر، به ارزش گذاری تفسیر معتبر از نامعتبر منجر می شود. اما از نظر صاحب نظران، هرمنوتیک فلسفی درآمدوشدی میان نظریه و نقد قرار دارد. ما برآنیم با توجه به دو معیاری که گادامر برای درستی تفسیر برمی شمرد، یعنی پیش داشت کمال یافتگی و فاصله زمانی، هرمنوتیک فلسفی تا مقام نقد بر کشیده می شود. در این میان، هرمنوتیسین های ادبی با  تأکید بر روش در خوانش متن، وارد قلمرو نقد می شوند
۷۸۷۳.

بررسی جامع تضاد فعلی در غزل های سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۷ تعداد دانلود : ۴۸۱
یکی از ویژگی های سعدی، شناخت دقیق وی از زبان فارسی و کارآمدی های آن و استفاده حداکثری از ظرفیت های این زبان است. این بهره گیری چنان هنرمندانه است که خواننده در نگاه نخست، مسحور روانی و فصاحت سخن می شود و چینش هنری کلام را درنمی یابد. یکی از این هنرنمایی ها به کارگیری افعال متضاد است؛ نکته ای که تاکنون به طور دقیق و همه جانبه واکاوی نشده است و توجه به آن لذت حاصل از زیبایی های کلام سعدی را دوچندان می کند. مقاله حاضر چندوچون تضاد فعلی در تمام غزل های سعدی را بررسی و علاوه بر شناسایی و دسته بندی انواع آن و زیرمجموعه های هرکدام، ریزه کاری های ظریف سعدی در به کارگیری این آرایه مانند آوردن متضاد یک فعل از چند فعل که از جهت معنایی به هم نزدیکند، سلبی به کار بردن مترادف فعل و... را به همراه بسامد تمام زوج فعل هایی که به صورت متقابل در غزل های سعدی به کار رفته، همراه با بسامد آن ها ارائه می کند.
۷۸۷۴.

«فارسی شکر است» طرحی از گفتمان ملی گراییِ شکست خورده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۵۷۷
آغاز داستان نویسی نوین در ایران از جریانات فکری- اجتماعی پس از مشروطه تأثیر بسیاری پذیرفته است. در این مقاله به بررسی بازتاب گفتمان «ملی گرایی» در داستان «فارسی شکر است»، نوشته محمدعلی جمالزاده پرداخته ایم. با بررسی مسائلی که جامعه حوالی سال های ۱۳۰۰ با آن درگیر است -و با توجه به مسأله بافت و زمینه در خلق متن که در تحلیل گفتمان اهمیت ویژه ای دارد- درمی یابیم که بحث ملی گرایی اهمیت زیادی در محافل روشنفکری این دوره داشته و در بسیاری از داستان ها بازتاب یافته است. جمالزاده که به عنوان نویسنده ای پیشرو در عرصه داستان نویسی نوین مطرح است به وضوح مبانی نظری خود را در مقدمه «یکی بود یکی نبود» تبیین می کند. در این مقاله با بهره گیری از رویکرد «تحلیل گفتمان انتقادی» فرکلاف می توان گفت که توجه به گفتمان ملی گرایی در این دوره نتوانسته است آرمان های متضمن در مفهوم ملی گرایی را که اهم آن ها گسترش قدرت و آزادی ملت در برابر حکومت است، تحقق بخشد و داستان «فارسی شکر است» از این نظرگاه نماینده این نوع ناکامی در جامعه این دوره است.
۷۸۷۵.

کنش گران زن در داستان های برگزیده چهار طنزپرداز ادبیات نوجوان براساس الگوی گرمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۶۳۵
یکی از عرصه هایی که می توان درباره نقش زن بحث کرد، داستان های طنز ادبیات کودک و نوجوان است. در مقاله حاضر، نقش زنان در داستان های برگزیده چهار نویسنده طنزپرداز کودک و نوجوان (مرادی کرمانی، حسن زاده، اکبرپور و هاشمی) براساس الگوی جهان شمول کنش گران آلژیرداس ژولین گرمس (1992-1917) بررسی و تحلیل شده است. بر این مبنا، شخصیت ها در جایگاه شش کنش گر (کنش گر فاعلی، شیء ارزشی، کنش گزار، کنش گر سودبرنده، کنش یار و ناکنش یار) در روایت ظهور می یابند و با توجه به جایگاه خود، عمل می کنند. پرسش اصلی این است که «زنان در داستان های مورد بررسی، چه جایگاه کنش گری دارند؟» یافته های پژوهش نشان می دهد اصولاً داستان های یاد شده با شخصیت های مردانه روایت شده اند و زنان کمتر به تنهایی جایگاه کنش گر فاعلی را داشته اند. دیگر اینکه در داستان هایی که زنان کنش گر فاعلی هستند، معمولاً مردان نیز در آن اشتراک دارند. نکته دیگر اینکه بیشترین کنش زنان در جایگاه کنش یاری است. همچنین براساس نتایج پژوهش، در روایت های طنز ادبیات کودک، کنش زنان با طرد و تحقیر روبه رو می شود و طنز داستان را در تقابل با شخصیت های مرد به خصوص همسرانشان گسترش می دهد. در معدودی از داستان ها مانند «نیش و نوش» از فرهاد حسن زاده، شخصیت دختر نقش کنش گر فاعلی را دارد که با توجه به تعریف گرمس از روایت با موفقیت مراحل مختلف را تمام می کند.
۷۸۷۶.

خطای قلم صنع از نظر پیر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۵۰۱
مشکل سازترین بیت حافظ، بیت مشهور «پیر ما گفت ...» است. نویسنده مقاله کوشیده است که ابتدا شروح متفاوت این بیت را دسته بندی کند و معتقد است که بیشتر شروح، بیان اعتقاد و عقیده شارحان است که از آبشخور مطالعات عرفان اسلامی یا غزلیّات حافظ و شاعران عارف دیگر، نشأت گرفته است. بعضی از شارحان از زاویه بلاغی و شاعرانه به نقد نظریّات شارحان دیگر پرداخته و اظهار نظر کرده اند. سؤال اصلی این مقاله جست وجوی منبع قرآنی برای جنبه طنز و تهکّم در بیت است. از طریق یافتن سندی که در قرآن اثبات کند که پیر حافظ هم امکان دارد، خطا ببیند. این سند از نظر نویسنده در آیه 88 سوره نمل موجود است که اگر پیر خطا ببیند و بگوید خطایی نیست در واقع، خطاپوشی کرده است و این یک طنز است. مرحله دوم طنز آنجا است که صنع در لغت عربی به گواهی قاموس های عربی معنای ضمنی «نیکویی» دارد. بنابراین، سخن پیر پیرامون قلم آفرینش نیکونگار است نه قلم آفرینش مطلق. در این صورت، خطاپوشی پیر آگاهانه، تأدّبی، تربیتی و خوش بینانه می تواند توصیف شود. جنبه دیگر تحقیق، تکمیل معنای «جلال دوانی» است که می گوید: قلم قضا و قدر خطا نمی کند. این مهم از طریق معنای لغوی خطا و صواب، تثبیت و تکمیل شده است و معنای خطا نکردن قلم صنع معادل المقدور کائن گرفته می شود.
۷۸۷۷.

بررسی تطبیقی مهارت های زندگی در رمان های(نوجوانان) اریش کستنر و فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۷۰۶
مهارت های زندگی یکی از راهبردهای مهم و ضروری است که از طریق افزایش توانایی کودکان و نوجوانان، ظرفیت آنان را در جهت مقابله با چالش ها و کشمکش های زندگی ارتقا می دهد و آنان را در برابر مشکلات ایمن می سازد. ژانر ادبی رمان، قالب مناسبی برای انتقال مهارت ها و تقویت آن ها در کودکان و نوجوانان است. هدف این پژوهش بررسی مهارت های زندگی (همدلی، تصمیم گیری، حل مسئله، خودآگاهی، مهارت فردی و تفکرخلاق) در رمان های فرهاد حسن زاده و اریش کستنر (Erich Kastner) است. روش پژوهش به صورت تحلیل کمی و کیفی محتوای آثار است. نتایج پژوهش نشان داد که مهارت همدلی، نسبت به دیگر مهارت ها، کاربرد بیشتری در آثار حسن زاده و کستنر دارند. مهارت هایی نظیر، تفکر انتقادی، تفکر خلاق و مهارت حل مسئله بسامد کمتری داشته اند. نکته ی دیگر اینکه مهارت های زندگی در آثار فرهاد حسن زاده در مقایسه با اریش کستنر، بسامد بیشتری دارند.
۷۸۷۸.

تحلیلِ نگاشت مفهومیِ «بهار» و خوشه های استعاری آن در غزلیّات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۲ تعداد دانلود : ۷۹۶
«استعاره ی مفهومی» در چارچوب معناشناسی شناختی، بر نقش تجربیّات در ساختاربخشیدن به مقوله های ذهن و ادراک مفاهیم، تأکید می ورزد. فصول سال، یکی از تجربی ترین حوزه ها، برای تبیین جهان بینی عرفانی هستند. در این میان، توجّه مولانا بیش از همه ی فصل ها، به «بهار» است. پژوهش نشان می دهد، «بهار» در غزلیّات مولانا، به عنوان یک نگاشت مفهومی کلان، با همه ی نمودهای دیدنی، شنیدنی، بوییدنی، چشیدنی و بسودنی خود، در خدمت تبیین جهان بینی ای شهودی و تبیین مفاهیمی چون «حق»، «غیب»، «عشق»، «عاشق»، «روح»، «تجلّی» و «وصال» است. این نگاشت مرکزی توانسته است، با بهره گیری از جنبه های استعاره ساز بهار و خوشه های تصویری مرتبط و متضادّ و نیز قدرت تناظرپذیری استعاره ها، شبکه ای از استعاره ها را گرد خود بیافریند؛ استعاره هایی که به دلیلِ وابستگی با نگاشت مرکزی، در اصالت هنری سبک مولانا و انسجام درون متنی غزل ها نقش بسزایی دارند. همچنین کاربرد این نگاشت مفهومی در بافت غزل مولانا، از نظر فکری، مولانا را عارفی اهل بسط معرفّی می کند و نشان می دهد همه ی استعاره های مربوط به «بهار» خرده استعاره هایی هستند که در حمایت از کلان استعاره ی «معرفت تجربه ای خوشایند و انبساط انگیز است» به وجودآمده اند؛ ازاین رو انبساط روحی مولانا در غزلیّات، پابه پای خوشه های استعاری پیش می رود و اصالتِ بینش را با اصالتِ سبک درمی آمیزد. واژه های کلیدی:
۷۸۷۹.

سیر توجه به موضوع ها و مناسبت های شاد و غم انگیز، در سرودن قصاید فارسی تا آغاز قرن هفتم (بیست قصیده سرای شاخص)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۳۹
قصیده یکی از قالب های اصلی شعر فارسی است که در سده های چهارم تا آغاز قرن هفتم، در انعکاس مفاهیم فرهنگی و اجتماعی جامعه ی ایرانی نمودی موثر داشته است. در این مقاله با روش تحلیل محتوا، پس از مطالعه ی بیش از 3200 قصیده از بیست شاعر، اشعاری که در مناسبت ها یا رویدادهای شاد و غمگنانه سروده شده اند، استخراج و سیر توجه شاعران به این مناسبت ها در دوره های مختلف و در پیوند با دربارها تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد، در شعر سده های چهارم و پنجم، توجه به وصف بهار، توصیف بزم ها و بیش از همه، اصرار بر انعکاس جشن های مهرگان و سده، فضایی شاد به اغلب دیوان ها بخشیده؛ اما در سده های بعد، از توجه به جشن های ایرانی کاسته شده و اغلب شاعران مناطق مرکزی ایران بر وصف اعیاد عربی چون: عید فطر و عید قربان، در اشعار خود اصرار ورزیده اند. همچنین در فاصله ی این چند سده، شادی ادب دربار که برآمده از توجه به فتح ها، تبریک مناصب و اعیاد و جشن ها و دیگر رویدادهای شادی آور مربوط به ممدوح است، جای خود را به اندوه شخصی یا اجتماعی شاعران داده که اغلب یادآور مرگ عزیزان، فقر، جنگ ها و اختلافات، شکایت ها، حبس ها و قحطی های زمان آنان است. همچنین از این زاویه، شاعران متصل به دربارهای غزنویان و سلجوقیانِ اول، شادمان تر از شاعران دیگر دربارها یا شاعران مذهبی بوده اند. واژه های کلیدی: 
۷۸۸۰.

The Unrelinquished Metaphysical Desire in Pinter’s The Lover and Stoppard’s The Real Thing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۴۲۷
The purpose of the present study is to employ René Girard’s concept of “metaphysical desire” in a comparative study of Pinter’s The Lover and Stoppard’s The Real Thing. René Girard has investigated the idea of imitative desire in a rather distinguished way. He contends that the nature of desires is neither innate nor autonomous, but rather we borrow them from the others. He argues for the idea that human beings are always looking for stronger mediators to gratify their desires. The imitative desire itself, once satisfied, is not gratified and the search for stronger impulses or mediators always continues in a never-ending process that Gerard refers to as “metaphysical desire”. The present research intends to look for metaphysical desire in the lives of the characters, wherewith they can examine the role of the mediator in the characters’ lives as well. Since metaphysical desire, as Gerard argues, leads individuals either to perfection or destruction and alienation, the characters are shown to imitate their metaphysical desire leading them to experience destructive consequences and family corruption. Consequently, the characters who have pursued their metaphysical desire on the verge of a negative sideline all fail to enjoy a life they long for, and are subject to alienation and misfortunes within which they constantly experience great pains. The characters also turn into obstacle-addicts who, metamorphosed into masochists and losing their lives for good, find no chances to change life as they long for.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان