متن حاضر ادامه مقاله ی قبلی است . دراین مقاله درباره امپراطور اکبر شاه (اکبر اعظم) ‘ جهانگیر‘شاهجهان‘اورنگزیب و ملکه نورجهان شاهزاده خانم زیب النساء سخن رفته است . محتوای مقاله ارزش ادبی ‘ تاریخی و فرهنگی دارد و روابط هند و ایران در دوران مغولان گورکانی را هم نشان می دهد. مطالب از تذکره ای فارسی جمع آوری و به سبک مدرن نوشته شده است که امید است برای استفاده دانش پژوهان ادب فارسی و فرهنک شناسان ایران مفید واقع شود .
«بائول» یعنن مجذوب الحال و شیفته، این واژه، از ریشه «بایو» / bayu و در سانسکریت «وایو» / vayu گرفته شده است و به گروهی از درویشان وارسته که اعتنایی به دنیا و قیود آن ندارند، اطلاق می شود. درویشان بائول، حاصل تلفیق تعالیم صوفیان، اوپانیشادها (کتاب مقدس هندوان) و تفکر بودایی می باشند. این درویشان که بیشترشان هندو و برخی از آنها مسلمانند، از تمامی قید و بندها، رها هستند. به عبارت دیگر، این «از رنگ تعلق آزادگان»، به هیچ رسم و قراری در این جهان، پای بند نیستند و از هیچ سازمان خاصی نیز، اطاعت نمی کنند، اگر از «بائولی» پرسیده شود که چرا از هیچ دستور، قانون و قیدی، پیروی نمی کنند، در پاسخ خواهد گفت: «مگر ما سگیم که پس مانده دیگران را برگیریم؟ مردان شجاع از یافته های خود بهره می برند. ترسوها، قدرت دریافت مستقیم ندارند و از آن دیگران استفاده می نمایند.».«بائول ها» به همه انسان ها، از هر طبقه، نژاد، ملیت و مذهب، احترام می گذارند و با تفرقه، تعصب و سنتهای جدایی افکن که چون حجابی سخت، دل ها را از هم دور می کند، موافقتی ندارند. صلای بی رنگی و وحدت مذاهب، عصاره اعتقاد و منش آنان است، اشعارزیر که یادآور وسعت بینش عرفانی بزرگانی چون مولی، حافظ و...» می باشد – نمودار صفا و یک رنگی «بائول ها» است ...
ترانه های طبری در زمره میراث ادبی و فولکوریک ایرانی است. در این مقاله، ترانه ها و اشعار امیرپازواری، شاعر بومی سرای خطه طبرستان (مازندران) و اشعار هجایی – تکیه ای ایرانی میانه (پارتی و فارسی میانه) مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. طی این پژوهش، مشخص گردید که ترانه های طبری دنباله سنت شعری فهلویات قدیم بوده است؛ سنتی که خود بازمانده سنت گوسانی با خنیاگری ایران در دوره میانه (دوران اشکانی و ساسانی) است. زبان طبری بازمانده زبان های ایرانی میانه، یعنی پارتی یا پهلوی اشکانی و فارسی میانه دوره ساسانی است. از نظرگانه ریشه ای شناسی، صرف و نحو و کاربرد واژگانی، گویش های شرق مازندران، بیشتر خصوصیات پهلوی اشکانی و گویش های غرب مازندران، عمدتا، ویژگی های فارسی میانه دوره ساسانی را نشان می دهد؛ هر چند با گذشت زمان، خصوصیات هر دو گویش با هم آمیخته شده است. از این رو ترانه های امیر پازواری گونه تحول یافته ترانه های پارتی و فارسی میانه از نمونه های متاخر فهلویات قدیم به شمار می رود. در این پژوهش، نظریات ایران شناسان بلند پایه ای چون دکتر خانلری، هنینگ، بویس و لازا در باب هجایی بودن شعر ایرانی دوره میانه بررسی شده است.