باتوجه به هم مرجعی اجباری فاعل تهی بند متمم با مفعول بند اصلی در جمله هایی از نوع جمله زیر ‘ اطلاق ساخت کنترل مفعولی به آن ‘ منطبق با نظریه حاکمیت و مرجع گزینی (چامسکی 1981)است. لیلا مریمi را وادار کرد که [ eiدرس بخواند]. در این مقاله فاعل تهی بند متمم را یک ضمیر مستتر(PRO ) در نظر میگیریم. براساس فرضیه فاعل درون گروه فعلی و به پیروی ار ردفورد (1997 ) ادعا میکنیم که ضمیر مذکور درجایگاه مخصص گروه فعلی بند متمم (Spec Vp ) قرار گرفته است . سپس با ارائه شواهد و استدلالهایی نشان میدهیم که جایگاه مخصص بند متمم تحت حاکمیت هسته فعلی نیست و نیز جایگاه مذکور تحت حاکمیت تصریف خود ایستای بند متمم( (Finite Inflنیز نمیتواند باشد. بنابراین ضمیر مستتر درجایگاهی فاقد حاکم قرار گرفته است . در نتیجه ‘ قضیه جهانی ضمیر مستتر(PRO Theorem ) پیشنهاد شده در اصول ومبانی نظریه حاکمیت و مرجع گزینی در فارسی نیز نقض نمیشود.
"دوران بین دو جنگ جهانى براى ملت عرب دوران حساسى بود.چه آنان، هنوز از استبداد عثمانى خلاصى نیافته، به استعمار خارجى گرفتار آمدند و کشورهاى عربى هر کدام بنحوى تحت الحمایه استعمارگران بزرگى چون بریتانیا و فرانسه و ایتالیا گردیدند.از آن پس جنبشها و شورشهایى در مصر و سوریه و عراق شکل گرفت و اعتراضات مردمى به برنامهها و اهداف استعمارى کشورهاى سلطهگر و دولتهاى منصوب جیرهخوار آنان فزونى یافت.
در این میان، شعرا با سلاح قلم و شعر و احساس وارد عرصه مبارزه شده، باب جدیدى در استعمارستیزى گشودند.
آنان ضمن اعتراض به وجود بیگانگان در کشور خویش که موضوع اصلى و سر منشأ و در صدر موضوعات دیگر است، به ملت در برابر نیرنگبازیها و مکر و حیله استعمارگران هشدار داده، آنان را از فریب خوردگى بر حذر داشتند.همچنین توطئههاى بیگانگان را که در قالب عقد پیمانها و انتخابات صورى و پارلمانهاى فرمایشى شکل مىگرفت، با محکوم کردن آن، خنثى مىکنند.
بنابراین موضوعاتى که بیش از همه، اشعار آنها را تحت الشعاع قرارداد، عبارتند از:
الف-اعتراض به بیگانگان ب-هشدار در برابر نیرنگ استعمارگران ج-محکوم کردن انتخابات و پارلمانهاى فرمایشى و عقد پیمانها که در این مقاله جداگانه به آنها پرداخته شده است.
"
درباره "سلامان و ابسال" حدود سه روایت با تفسیرهای متفاوت موجود است. جامی روایت حنین بن اسحاق و ابن سینا را به نظم کشیده و همانند خواجه نصیرالدین طوسی به تفسیر آن پرداخته است. این روایت با کمی اختلاف همان روایت یونانی حنین بن اسحاق است ، تفسیر وی نیز شبیه تفسیر خواجه نصیر است و بیشتر جنبه فلسفی و اخلاقی دارد. تقریبا اولین کسی که به نقد سلامان و ابسال ابن سینا پرداخته ، امام فخر رازی است. بعدها خواجه نصیر نظر امام فخر را رد می کند . او معتقد است مراد از "سلامان" نفس و مراد از "ابسال" درجه و مقام تو در عرفان و "ملک" عبارت از عقل فعال و "حکیم الهی" عبارت از فیض الهی است که بر عقل فعال فایض می شود. عباس احمد، دانشمند مصری ، شارح دیگری است که با دید فلسفی ، به "سلامان و ابسال" پرداخته است. در دوران اخیر هنری کربن به تفسیری عرفانی و روان شناختی سلامان و ابسال پرداخته و نظریه خواجه نصیر را نقد کرده است ، به عقیده وی سلامان و ابسال داستانی هرمسی است که به شرح مدارج راز آموزی عرفانی قهرمان برحسب استحاله های باطنی و سلسله مراتب تبدل عارف می پردازد. افزون بر این رهیافت های عرفانی و روان شناختی می توان به رگه های دیگری از مایه های روانشناختی در سلامان و ابسال دست یافت. فضای همه رخدادهای این داستان تمثیلی همانند داستان های تمثیلی سهروردی عالم خیال و یا رویا و خواب است. در مقالات شمس تبریزی نیز به این عالم ، در پیوند با دگرگونی های روح عارف و درون او توجه شده است.
"از دیر زمان در شعر فارسى توجه به وزن و موسیقى شعر مطرح بوده است، به گونهاى که عروض و قافیه را به عنوان دو عنصر اصلى ساختمان شعر به حساب آوردهاند.هدف از این مقاله ارایه روشى منسجم در نقد علمى وزن شعر فارسى است.آنچه در نقد موسیقایى مورد عنایت است، توجه به رویکردهاى دیگر نقد ادبى در کنار وزن شعر است که مىتواند در نقد علمى مورد نظر قرار بگیرد؛به عبارتى مسائلى چون سبکشناسى وزن شعر؛روانشناسى وزن؛نقد نوعى و وزن؛ زبانشناسى و وزن و...تأکید بر شعر خاقانى و اعمال نظریات انتقادى، چاشنى مطالب انتقادى است. زیبایىشناسى اوزان شعر خاقانى همراه با ملاحظات آمارى 50 قصیده و...از مهمترین بحثهایى است که در دیوان خاقانى مورد مطالعه قرار گرفته است و نتایج تحلیلى آن در این مقاله آمده است.
"