این مقاله به بررسی گونه های روایتی و دیدگاه (Le Point de vue) بر اساس روشهای علمی پیشرفته درادبیات (روش ژپ لینت و لت) و کاربرد آن بر روی آثار نویسندگان ایرانی و فرانسوی ( بهرام صادقی، محمد هادی محمدی، صمد بهرنگی، هوشنگ مرادی کرمانی و آلبر کامو) می پردازد. قسمت پایانی مقاله ترجمه آزاد از کتاب Essaie de Yypolgie Narrative "point de vue " Le می باشد که البته، ترجمه خط به خط نیست و برای درک بهتر روش لینت ولت صحنه هایی از کتاب « بیگانه» ی آلبرکامو نیز به آن افزوده شده است.
در احادیث رایج در متن های عرفانی، نور محمدی و عقل، نخستین آفریده ها به شمار می روند. انطباق نور و عقل و قلم با چهره اسطوره ای پیامبر اسلام درمتن های عرفانی نشان دهنده نفوذ بعضی عقاید پیش از اسلامی در این زمینه نیز هست و رد پای عقاید زرتشتی و مانوی و عهد عتیق را منعکس می سازد. مقاله حاضر به بررسی مشترکات عرفان اسلامی و عرفان پیش از اسلام در زمینه عقاید مربوط به نور اختصاص دارد.
خانواده و جامعه همواره سعی دارند نقشهای اجتماعی را به کودکان بیاموزند. در این بین، کتابهای داستانی با ارائه این نقشها در قالب قصّه به کمک آنها میآیند و قالبهای رفتاری هر جنس را ارائه میدهند. از آنجا که کودک دامنه لغات خود را از طریق کتاب گسترش میدهد و نقشها و روابط اجتماعی را فرا میگیرد، لذا نحوه معرّفی نقشهای زن و مرد در این کتابها از اهمیّت خاصی برخوردار است، چرا که کودک از طریق قرائت این کتب میآموزد که چه اعمالی مردانه و چه اعمالی زنانه هستند و چگونه باید نقش خود را به عنوان یک زن یا مرد در جامعه ایفا کند. پژوهش حاضر، بر اساس احساس چنین نیازی پدید آمده است تا روشن سازد نویسندگان کتابهای کودکان چه الگوهایی را از نقش زن و مرد در جامعه فعلی ارائه میدهند و این نحوه معرّفی، چه تأثیراتی بر زندگی آینده کودکان دارد. هدف و انگیزه اصلی انجام این بررسی، شناسایی و مقایسه نقشها و پایگاههای اجتماعی زن و مرد در کتابهای داستانی کودکان در سالهای 78-69 است. به این منظور، سعی شده تا زنان و مردان داستانها از نظر مشاغل، ویژگیهای شخصیّتی، وضعیّت طبقاتی، نوع تفریح، فعّالیّتهای سیاسی، تصمیم گیری، اخلاق، قدرت، زیبایی و ... با یکدیگر مقایسه شوند. بررسی تأثیر متغیّرهایی چون جنسیّت نویسنده و تصویرگر و ملیّت نویسنده بر ارائه تصاویر و نقشهای جنسی هدف دوم میباشد. هدف سوم، مقایسه تصویر زن در کتب داستانی با نقش زن در جامعه امروز است.
محمّد شیرین مغربی، مشهور به شمس مغربی، یکی از شاعران بزرگ عارف در نیمه دوم قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجری است. شهرت اصلی وی به سبب تبلیغ و تفسیر اندیشههای ابن عربی است. اشعار شمس هر چند که در ساحت معنای نخستین خود بسیار روشن و گویا هستند، در دلالت معنا یا معانی ثانویه خود فوقالعاده پیچیده، مبهم و نمادین به نظر میرسند. این ابهام از آنجا ناشی میشود که وی با توجّه به محدودیّت ساختاری غزل، امکان توضیح کامل اندیشهها و واژگان خاص خود را ندارد و از بسیاری واژهها با بار نمادین فرهنگی، شخصی و فرارونده بهره گرفته است. نگارنده با توجّه به همین نکته، در مقاله حاضر سعی نموده یکی از نمادهای مورد علاقه وی، یعنی آفتاب و وابستههای آن را، با توجّه به گستردگی کاربرد آنها در دیوان اشعار شمس بررسی نماید. این واژه کاربرد نمادین خود را از تخلّص شاعر به شمس مغربی گرفته تا تبیین مهمترین اندیشههای مربوط به وحدت وجود، پیوسته نشان میدهد. در این گفتار سعی شده تا با تأویل واژه شمس و واژگان مربوط به آن، راه برای درک دقیقتر گوشههایی از نکتههای ناگفته در متن غزلیات هموار شود و نشان داده شود که چگونه میتوان فضای خالی بین خواننده و متن را پر نمود. تکنیک و روش مطالعه در مقاله حاضر عبارت است از تحلیل محتوا، توصیف و طبقهبندی کاربردها و معانی نمادین این واژه، نویسنده برای دستیابی به اهداف اصلی خود، برخی از معانی نمادین آفتاب را که با وضوح و روشنی بیشتری توسط شاعر ارائه شده، به عنوان کلیدی برای درک موارد کاملا مبهم مورد استفاده قرار داده است.
زبان تصّوف ، در آنجا که میخواهد به بیان تجارب صوفیانه و شناخت و آگاهی درونی بپردازد، با زبان عادی متفاوت است و زبانی رمزی و هنری به حساب میآید. شطحیّات که محصول غلبه وجد و بیخودی در صوفی است و نوعی سخن پارادوکسی به شمار میرود، مصداق کامل زبان هنری و نمادین صوفیه است. در مقالة حاضر، ابتدا با بررسی تاریخچه شطح، معنی لغوی و تعریف شطح در آثار صوفیه و سابقة تاریخی و مفهوم واقعی آن مورد بحث قرار گرفته و با ذکر نمونههایی از شطحیّات، تلاش شده، با معرّفی ویژگیهای متمایز زبان هنری نسبت به زبان عادی و اشکال مختلف آشناییزدایی، از جمله بیان پارادوکسی ، ثابت شود که شطحیّات صوفیه با بعضی از اشعار منثور معاصر قابل مقایسه بوده، از ارزش هنری والایی برخوردارند.
فرامرزنامه‘ منظومه ای است در وصف جنگاوری های فرامرز پسر رستم در هندوستان که در7600 بیت به نظم درآمده و در سال 1324 ه ق در بمبئی به چاپ رسیده است . آقای دکتر جلال خالقی مطلق در بخش دوم ((مطالعات حماسی)) خود به تحلیل و بررسی موضوعات این منظومه پرداخته اند و درضمن کوشش کرده اند تا با استناد به ابیاتی از فرامرزنامه ‘ گوینده و عصر سرایش آن را مشخص کنند. پژوهش حاضر در ادامه بحث های آقای دکتر خالقی است و اثبات این که شاعر فرامرزنامه یکی از شعرای قرن ششم منطقه فارس به نام رفیع الدین مرزبان فارسی است و فرامرزنامه را در حدود سال 555 هجری در نواحی غربی ایران سروده است.
تاکنون مطالب ومقالات بسیاری درباره انسداد چاکنایی در زبان فارسی نگاشته شده است و شبهات زیادی در مورد این همخوان در زبان فارسی وجود دارد . بعضی از نویسندگان با استناد به بعضی شواهد آن را جزو واج های زبان فارسی نمی دانند و بعضی دیگر با ارائه شواهدی آن را یکی از واجگان این زبان میدانند‘ اما کاربرد آن با استثنائات فراوانی همراه است . آیا انسداد چاکنایی که در ابتدای بعضی از کلمات زبان فارسی وجود دارد ‘ در زیر ساخت کلمه جزو واج های آن کلمه است یا حاصل فرآیند درج می باشد؟ برای پاسخ به این سؤال‘ در ابتدا کلماتی که در زبان فارسی با انسداد چاکنایی آعاز شده اند ‘ ا زفرهنگها و منابع مورد نظر استخراج و دسته بندی شده اند. این دسته بندی برمبنای توزیع انسداد چاکنایی در سایر مواضع و جایگاههای هجا بوده است . مثلأ آیا انسداد چاکنایی ‘ علاوه برآغاز‘ در پایانه هجا نیز دیده می شود؟
برای فهم هر شاعر و نویسنده ای درک زمینه های فکری او لازم است.نویسنده در این مقاله می کوشد بازتاب اندیشه های اسماعیلیه را درآثار ناصرخسرو به اجمال بررسی کند و توضیحی مختصر آنگونه که علاقه مندان را به کارآید‘ ارائه دهد.
دراین مقاله سعی شده است تا اندیشه های عرفانی دو عارف نامدار خواجه یوسف همدانی و شیخ نجم الدین رازی در دو اثر آنها یعنی رتبه الحیات و مرصاد العباد بررسی و سنجیده شود.از موارد مشابه در همگونی کتاب انگیزه تألیف آنها بوده است که هر دو به دنبال پرسش و درخواست طالبان و مریدان آنها پدید آمده اند. آنگونه که کتاب رتبه الحیات بدین شیوه باپرسشی از مریدان آغاز می شود: ((پرسیدی وفقک الله لما یحب ویرضی که زنده کیست و زندگانی چیست ؟))ومرصاد العباد هم به تصریح نجم دایه به درخواست مریدان نگاشته شده است :چنانکه گوید((مدتی بود تا جمعی طالبان محقق و مریدان صادق هروقت از این ضعیف ‘ با قلت بضاعت و عدم استطاعت مجموعه ای به پارسی التماس می کردند.)) دل و اطوار آن وذکر و مراحل معرفت از موارد دیگری از محتوای دو کتاب است که قابل انطباق باهم هستند و بیانگر این مسأله است که اندیشه های این دو عارف بزرگ از سرچشمه ای واحد برگرفته شده است.