متون صوفیانه با وجود رمز و رازها و پیچیدگی های معنایی و مفهومی و نیز بهره گیری از زبان نمادین ، آهنگین، سحر آمیز و تأثیر گذار، از سایر متون (ادبی و غیرادبی ) آشکارا ممتاز و متفاوت هستند . عده ای این تفاوت را صرفاً در ساختار زبانی این متون دیده و رموز معنایی آن را نیز برخاسته از همان زبان ویژه دانسته اند. بر خلاف دیدگاه فوق، در این نوشته به تقدم مفه وم و معنی بر زبان در متون صوفیه تأکید شده و نشان داده می شود که کشف، فهم، تأویل و انشراح معنی، مقدم بر الفاظ و تناسبات زبانی است . هر چند دریافت های تازه مبتنی بر شهود معنی و مفهوم، خود زبان تازه ای را به وجود می آورد که البته با سایر زبان ها متفاوت است . بدین منظور فهم و تفسیر مفسران عامه از یک آیه قرآن کریم، با فهم و تأویل صوفیان خراسانی و پس از آن ابن عربی در فصوص الحکم مورد بررسی قرار گرفته است . حاصل این نوشته و تحقیق علاوه بر اثبات تقدم معنی بر لفظ و اندیشه بر زبان در متون صوفیه، نشان دادن سیر و تحول تکوینی تأویل عرفا از آیات قرآن کریم تا زمان ابن عربی و تأثیر و تأثر آنها از یکدیگر میباشد.
آدمی در بستری از باورهای غیرعلمی زندگی می کند. این باورها در آغاز پیدایش خود، بیشتر جنبه آیینی و مذهبی داشته اند، بتدریج و در طول تاریخ، با تکامل مذاهب بشری، ریشه های دینی باورها به فراموشی سپرده شده، امّا از رواج آنها در میان ملّتها کاسته نشده است. بررسی این باورها، بیانگر مشابهت فرهنگ کنونی بشر با فرهنگ کهن اوست. فرهنگ عامّه، با تمام عناصر و مواد طبقه بندی شده خود، در مثنوی مولانا به شکلهای گوناگون انعکاس یافته است. کثرت باورهای مندرج در مثنوی مولوی، این تصوّر را برای خوانندگان وی بوجود می آورد که در عصر او و در کتاب ارزشمندش همه نوع عقاید عامیانه کهن وجود داشته است. در این گفتار، ابتدا به تحلیل و طبقه بندی باورهای خرافی و دلایل اعتقاد مردم به آنها پرداخته شده، سپس، باورهای خرافی موجود در مثنوی در گروههایی معدود طبقه بندی شده اند، آنگاه در ذیل هر عنوان اصلی، موارد فرعی و چگونگی باورهای مردم عصر مولانا، که بسیاری از آنها با باورهای مردم روزگار ما مشترک است؛ ذکر و تحلیل شده است. یکی از نتایج مهمّ گفتار حاضر،آن است که انسان از همه چیز می تواند چشم پوشی کند؛ امّا هرگز توان آن را نداشته که از خرافات و اعتقادات خویش چشم پوشی نماید. این امر برای همه انسانها، با هر نوع تفکّر و بینشی صادق است.
نمایشنامة پرگنت ،از جمله آثار بحث انگیز هنریک ایبسن است که با شگفتی تمام، تا کنون در ایران به آن توجّهی نشده و به همین دلیل، چهرة راستین ایبسن نیز برای ما همچنان تاریک مانده است. در این مقاله، نویسنده که خود مترجم این نمایشنامه است؛تلاش می کند سیر تکوینی و درونمایه های اجتماعی-فرهنگی این متن را که در پهنة ادبیّات اروپا نیز جایگاه ویژه ای دارد؛ در پیش روی خواننده بگذارد. بخش عمدة این مقاله نمایشنامة پرگنت را تلاش ایبسن در راستای هوّیت بخشی به ملّت نروژ معرّفی می کند، نمایشنامه ای که با طنزی گزنده به سطحی نگری نروژی ها نیز خرده می گیرد.
اثبات دو فرضیّه ،از اهداف این مقاله است ؛ این که نظامی در رویکردهای قرآنی و حدیثی، از دو شیوة ساختاری بیشتر سود می جوید؛ بگونه ای که می توان گفت اصالت سبک نظامی در امر تأثیر پذیری در نگاه کُلّی، موارد زیر است: یکی این که از شیوة الهامی بنیادی بسیار سود جسته است؛ بگونه ای که باید گفت در میان انواع تأثیر پذیری این شیوه ، اصالت سبکی اوست. دوم این که با توجّه به تناسب واژگان متأثّراز قرآن وحدیث،به ترکیب روی می آورد و از حیث آماری اصالت سبک او در این رویکرد ساختاری، کاربرد ترکیبات اضافی است که ربط بین مضاف و مضاف الیه ها برگرفته از قرآن و حدیث است. نکات مزبور با استناد به شواهدی که بعضاً از نگاه شارحان دورمانده است. تشریح شده است.
در زبان فارسی همت به معنای قصد، اراده، کوشش و بلند نظری است، اما از نظر عارفان یکی از مقامات سیر و سلوک است؛ به عبارت دیگر بال پرواز سالک برای رسیدن به دولت عالی است. همت، عامل حرکت و کار و دستیابی به نعمتهاست و موجب تقویت اراده و قدرت صبر و تحمل مصائب می شود. مصادیق بلند همتی عارفان تنها ترک دنیا و آخرت نیست بلکه سر منزل همت عارفان خداوند متعال است. گر چه ممکن است بعضی از رهروان، بی مجاهده و بدون طی مراحل دشوار سیر و سلوک با عنایت خداوندی به مقصود برسند، داشتن همت این امر، برای این دسته نیز الزامی است زیرا همت افراد جهت حرکت را معین می کند و توفیقات و تأییدات از جانب حق موانع و عوایق را رفع می کند و رسیدن را شتاب می دهد. همت بلند تنها به اموری که در توان است متوجه نمی شود بلکه به اموری فراتر از توان نیز مصروف می گردد. عارفان صاحب همت را بالاتر از صاحب اراده و مجاهده دانسته و گفته اند صاحب همت را سکونی نیست و ارزش هر کس به قدر همت اوست.
نظریه منشأ زبان یکی از مهمترین مسائل زبانشناسی است که پیوسته در طول تاریخ، موجد آرا و نظریات خاصی در این خصوص بوده است و دانشمندان فلاسفه و زبانشناسان ملل مختلف با دلایل عقلی و نقلی دیدگاه های خاصی ابراز داشته اند و به نظریه هایی چون الهامی بودن زبان، ذاتی بودن دلالت لفظ بر معنا، قراردادی بودن زبان ، خلق و آفرینش هنری، زبان ناشی از حرکات انعکاسی و قانون مجاورت کلی و ... انجامیده است. از آنجا که صورت آواها به دلیل طبیعی و ملموس و محسوس بودن رابطه دال و مدلول می تواند به گونه ای به تقویت نظریه ذاتی بودن دلالت لفظ بر معنا بینجامد، در این مقاله کوشیده ایم، به طور اختصار انواع صوت آواها و کارکردهای آن را در پدیده زبان معرفی کنیم.
معرفت، صفت بارز روح انسانى است و عرفان از آغاز آفرینش، فراتر از مشخصات شناسنامه اى ملت ها، در عمق شناسه هاى فرهنگى ایشان نفوذ کرده است. عرفان اسلامى و ایرانى هم که شکل متکامل و پالایش شد ه اى از عرفان است داراى ابعاد و جنبه ها و سلسله رفتارهایى است. سماع یکى از آن رفتارهاست که از جایگاه ویژه اى برخوردار است. این مقاله روایتى است مختصر از آداب و مراسم سماع در عرفان اسلامى ایرانى.