این مقاله آموزه آفرینش بنابر روشنایینامه ناصرخسرو قبادیانی، حکیم نامدار اسماعیلی مذهب سده پنجم هجری را مورد توجّه قرار داده و از همسانی بنمایههای این آموزه با آموزه آفرینش مانوی سخن میگوید. به نظر نگارنده، توجّه به مسائلی مانند حضور مانویان در خراسان سدههای چهارم و پنجم هجری و آشنایی اندیشمندان این دوره مانند ابنسینا و ابوریحان بیرونی با آثار مانوی، ما را بر آن میدارد که برخلاف نظر فیلیپ ژینیو، تأثیر این آموزهها بر ناصرخسرو را جدّیتر از آموزههای یونانی پی بگیریم؛ به ویژه که ناصرخسرو برخلاف سنّت یونانی، عقل و خرد را عنصری مردانه میداند و در ادامه سنّت ایرانی، بر آن است که نفس خصیصهای زنانه دارد. در ادامه مقاله نیز همانندی کارکردهای برخی مراتب دعوت اسماعیلی با طبقات روحانی مانوی مورد توجّه قرار گرفته و احتمال همسانی این مراتب و طبقات، مانند نیوشایان مانوی و مستجیبان اسماعیلی بررسی شده است.
بها ولد، زندگی و عرفان او، تالیف فریتس مایر (10 ژوییه 1912-10 ژوییه 1998)، محقق برجسته آلمانی، اثری است در شرح زندگی و اندیشه ها و آرا پدر مولانا جلال الدین محمد مولوی. تالیف چنین اثری در آیینه تصور نگارنده آن نبود. مایر نخست می خواست کتابی با عنوان و محتوایی دیگر بنویسد و تنها در یک فصل آن کتاب به زندگی و عرفان بها ولد بپردازد. اما، ضمن بررسی منابع به ویژه معارف بها ولد - که در سالهای 1333 و 1338 با تصحیحات و حواشی زنده یاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در دو جلد به چاپ رسیده و در 1352 تجدید چاپ شده - به این نتیجه رسید که جهان عرفان بها ولد با عالم دیگر عارفان تفاوت بسیار دارد و می شاید که با تفصیل بیشتری بررسی شود. پس دریافت های خود را از سخنان او و نیز از مطالبی که سپهسالار و افلاکی در باره او آورده اند نخست در یک مقاله بلند مدون ساخت، سپس به صورت کتابی در بیست و هفت فصل درآورد. مولف در توجیه این تفصیل می آورد که نمی توانسته است به نقل استنباطهای خود از سخنان بها ولد اکتفا کند و برای مستند ساختن آنها، به معارف ارجاع دهد و امیدوار باشد که خوانندگان کنجکاو آلمانی زبان خود به این کتاب مراجعه کنند. از این رو، لازم شمرده است پاره های بلندی از آن را به آلمانی برگرداند و در کار تحقیقی خود درج کند...