در این نوشته کوتاه، قصد دارم یکیاز مهم ترین آموزه هایمولانـا جلال الدین محمد بلخیرا در حد توان خویش بازگو کنم؛ و آن، تلقیویاز «عید» است. شاید بتوان گفت؛ مفهوم «عید» نزد مولانا، با تلقیآن نزد سایر مکاتب و عرفا، تفاوتیگوهرین دارد و همین تفاوت است که مرا برانگیخت تـا بـه رسم ادب شاگردینزد ویو شاگردانش، اندکیسخن بگویم. هم چنین یکیاز عللیکه اهمیت توضیح درباره این مفهوم را نشـان میدهد، آن است که صاحب این مکتب، خود را «عید» خوانده، و عید شدن در او، به مثابه امریجاریو طبیعیاست؛ باز آمدم چون عید نو، تـا قفل زنــدان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
نیما یوشیج در انواع مختلف ادبیطبع آزماییکرده اما آنچه ویبه آن نام بردار شده است شعرهاینو اوست که باعث شده او را به عنوان «پدر شعر نو فارسی» بشناسند. از همان زمان نیما، کتاب ها و مقاله هاییبسیار درباره شعر او نوشته شد و پس از او نیز این روند با سرعت بیش تریادامه یافت. این آثار شامل مقاله هاییدرباره شعر نیما و ویژگیهایآن، کتاب هاییکه اختصاصا درباره شعر او نوشته شده، کتاب هاییکه درباره شعر نو یا تحولات و انواع آن است و طبعا فصل یا فصل هاییاز آن به نیما اختصاص یافته، کتاب هاییکه درباره دانش هایادبیاست و در آن ها بحثینیز از شعر نیما شده است، گلچین هایشعریکه آثار ویدر آن ها چاپ شده و نیز مجموعه مقاله ها و یادنامه هاست. در این مقاله جریان حرکت تاریخیتالیف این گونه آثار و انواع آن مورد بررسیقرار گرفته است.
زبان شعریسعدی، که به سهل ممتنع معروف است، با در کنار هم قرار گرفتن عناصریبسیار شکل گرفته است. یکیاز مهم ترین این عناصر در غزلیات سعدی، توازن موسیقاییاست. این نظام موسیقایی، عواملیشناخته شده از قبیل وزن، قافیه، ردیف و هماهنگیهایصوتیو آواییدارد و برخیاز مباحث بدیع لفظیو معنویمانند جناس و سجع و تضاد هم در شکل گیریآن موثر است. شناخت این عوامل، پژوهندگان را در دست یابیبه رابطه هایپیدا و پنهان کلامیو دریافت رازهایسخن سعدییاریخواهد داد. در این مقاله با بسامدگیریاین عوامل در دویست غزل انتخابی، برایرسیدن به نظام مذکور تلاش شده است.