فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۹۰۱ تا ۲۲٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
تداعی معانی در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ برای گریز از تکرار در کاربرد صور خیال، که نتیجه آن چیزی جز بیهوده گویی نیست به شگردی هنرمندانه و روانشناسانه روی می آورد که در این مقاله از آن با عنوان «تداعی معانی» یاد شده است. «تداعی معانی» در روانشناسی به این معنی است که یک مفهوم، سلسله مفاهیمی را بر اساس اصل مجاورت یا مشابهت و یا تضاد به ذهن تداعی می کند. در شعر حافظ این گونه است که اجزای یک تصویر، سنتی در هم شکسته شده با یک جابه جایی به گونه ای به کار برده می شود که هر جزء، اجزای دیگری را تداعی می کند؛ برای نمونه در سنت ادبیات، زلف همیشه با تعدادی صفتهای کلیشه ای همچون پریشانی، آشفتگی، درازی، سیاهی، چین و شکن یا شماری مشبه به های تکراری مانند بنفشه، سنبل، سلسله، حلقه، مشک. همراه است، ولی حافظ برخلاف سنت در کنار زلف، درازی را به امید و یا پریشانی را به دل نسبت می دهد.
در کتابهای بدیع فارسی به تداعی معانی به عنوان یک آرایه توجه نشده و تنها دکتر شفیعی کدکنی از نقش قافیه در ایجاد تداعی معانی یاد کرده است، اما در غرب بویژه در داستان نویسی به روش «جریان سیال ذهن» به این موضوع پرداخته اند.
در این مقاله پس از بررسی تداعی معانی در حوزه روانشناسی و ادبیات و بیان تفاوت آن با ایهام، تناسب و ایهام تناسب، نمونه های یافته شده این آرایه در دیوان حافظ ارائه شده است.
حاصل پژوهش حاصل شد، این است که هر چند نمونه های خام و ابتدایی این آرایه در دیوان شاعران قبل از حافظ و نیز معاصران وی و حتی در شعر شاعران پیشگام از جمله رودکی، کمتر دیده می شود، این نمونه ها بسیار نادر و کمیاب است حال اینکه در شعر حافظ به نسبت دیگران بسامد زیادی دارد و در شعر او هم نمونه های این جا به جایی در صفتها و مشبه به های زلف - به دلیل تعدد آنها - بیش از موارد دیگر است.
تصویر و شیوه های توصیف در غزل نو (با تکیه بر اشعار سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
قالب غزل از عصر رودکی تاکنون به غیر از سروده های غزل سرایان نامدار، در حافظه ما، تصاویر تکراری و کلیشه ای از عشق مجازی، توصیف اندام معشوق زمینی و ... را حک ساخته است، اما در دوران معاصر برخی از شاعران تغییراتی اساسی در تصاویر غزل ایجاد کرده اند که بی تردید سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی، به عنوان سه زاویه مثلث غزل نو، غزل سرایانی هستند، که این امر مهم را بر عهده گرفته اند. آنها با بهره گرفتن از تصاویر بکر و تازه و با دوری کردن از تصاویر مالوف و مانوس غزل گذشته، محیطی جدید را در غزل امروز به وجود آورده اند و به غزل، حیاتی نو و جانی تازه بخشیده اند. قابل ذکر است که، آشنایی زدایی غزل سرایان معاصر، در تصاویر غزل، از سر تفنن و تفاخر نبوده است، بلکه از ضرورت مضامین تازه به این سنت شکنی دست زده اند، مضمون هایی که بدون این نوآوری ها، در قالب غزل خوش نمی نشست. داخل کردن تصاویر تازه، غزل امروز را از تازگی و بدعت بی مانندی سرشار ساخته و به غزل سرایان معاصر، به عنوان شاعرانی صاحب سبک، جایگاهی والا بخشیده است. این پژوهش بر آن است، که تصاویر و شیوه های توصیف در غزل نو را با تکیه بر اشعار سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی، مورد بررسی قرار دهد.
فرآیند شعر نو و محورهای آن
حوزههای تخصصی:
از زمان سرایش«افسانه» اثر وزین نیما (1301 ش.) تا کنون شعر نو در انواع و سبکهایی خاص همواره مسیر هایی متفاوت را پیموده است. شاید به جرات بتوان اذعان کرد که بیشتر این مسیرها از روند اصلی و هدف وجودی شعر فاصله گرفته و همواره در تنگناهای گوناگونی قرار گرفته است.
اگرچه در ادب امروزین، نیما را پدر شعر نو فارسی نامیده اند، اما به نظر می رسد وی نتوانست به اوج قله های این بدعت تازه دست یابد و پس از او کسان دیگری به این جایگاه دست یافتند؛ اما از این زمان به بعد مشاهده می شود که بسیاری از شاعران یا شاعرنمایان به تمسخر یا از روی عشق و علاقه راه هایی را در بیان احساسات خویش پیمودند که درخور نقد و بررسی و بازبینی است. از این رهگذر، شعر هایی چون شعر نو، شعر سپید، شعرحجم،طرح و... پدید آمد. در حقیقت بسیاری از این بدیع سرایان که می خواستند طرحی نو درافکنند، با ادبیات هزار ساله زبان فارسی بیگانه بودند و تنها قالب و فرم این طرح نو را می دیدند؛ اما غافل از آنکه بخش اعظم این هنر، برخلاف هنر هایی، چون نقاشی، موسیقی و...، زبان و قواعد به هم پیچیده زبانی است که بدانها نمی توان بی توجه بود؛ در این میان، کسانی موفق و پیروز شدند که با توجه به آن پشتوانه زبانی، بیانی رسا، شیوا و گیرا داشتند. نیز باید گفت در این نوع شعر قله ها برخلاف شعر کلاسیک انگشت شمارند.
کشف لایه های پیچیده درون
چگونه صلح جنگ را عقب راند
طالبی، سراینده شوق نامه (تصحیح نسخه خطّی شوق نامه و گوینده آن)
حوزههای تخصصی:
«طالبی» گوینده سده دهم هجری قمری که پارسی و تازی، نیک می دانسته، در تاریخ 947 هـ.ق، به نظم «شوق نامه محمّدی» در قالبِ مثنوی مبادرت ورزیده و در سال 949 هـ.ق آن را در مکّه معظّمه به پایان رسانده است. استنساخ این نسخه منحصر به فرد، به خطّ نستعلیقِ متوسط با قلم کاتبی به نام «ساقی بن سلیمان»، در سال 950 هـ.ق به انجام رسیده است.
«طالبی» در «شوق نامه»، داستان سفر روحانیِ بلوقیا ـ پادشاه مصر ـ را به قصد زیارت حضرت ختمی مرتبت (ص) در 4941 بیت سروده است. بن مایه این داستان، حدیثِ «اشتیاق» است و «آرزومندی».
«شوق نامه» ضمن تأثیر بسیار از مثنوی مولانا و گلشن توحید شاهدی، از نظر ساختار، شباهت زیادی به مصیبت نامه عطّار دارد، هر چند در بیان مسائلِ دینی و اخلاقی، لحن او همانند سنایی غزنوی، لحنی آموزنده و حکمی است.
مقیاس های شاعرانه در شعر معاصر
حوزههای تخصصی:
لطایف عرفانی عشق در باب پنجم گلستان سعدی
حوزههای تخصصی:
معرفت یا عرفان پدیدهای وجدانی است؛ یعنی اتّفاقی که در جغرافیای ملکوتی وجود انسان میافتد. آنچه ما به عنوان معرفت مطرح میکنیم، به قول عزّالدین محمود کاشانی در مصباح الهدایه (ص 82) علمِ معرفت است نه خود معرفت و به تعریف همین نویسنده، معرفت نتیجة ذوق و حال است، نه حاصل علم و تصوّر و از کشف و عیان است، نه از خبر و برهان. (همو: ص 93). البته دست یافتن به تعریف نسبی و حتّی ناقص از عرفان دشوار است و به پژوهشهای مستقل نیازمند، امّا برای آنکه از بحران تعریف که آفت بزرگی در مقولات فرهنگی و تحقیقات عرفانی است، بر کنار باشیم، باید در تعریف نسبی خود، عوامل زمان و مکان و زبان و شیوههای پژوهش و جامعیّت و مانعیّت را به دقّت واکاوی کنیم. آنچه از موضوع و حوصلهء این مقاله بیرون است. لاجرم بر این اصل که مقبول همگان است، بسنده میکنیم که پدیدهء معرفت اگر از مقولة ادراک باشد، یا نگرش یا روش و والاتر اینکه تبدیل وجود انسان در سایه عرفان اتفاق میافتد، همه و همه امری وجدانی و به اعتبار حضور دین، قدسی است. پس چیزی است مربوط به باطن و درون انسان، امّا در هر کسی به گونهای خاص ظهور میکند. این باد اندر هر سری سودای دیگر میپزد. در اینجا، آنچه مطرح است این است که چگونه از تظاهرات بیرونی راهی به آن گنج نهانی بیابیم و چگونه مکتب و مدرس هر عارفی را با امتیازات و ارزشهای کاربردی آن بشناسیم و نشناسانیم. در این مقال کوشیدهایم تا از منظر انسانشناختی عرفانی و ارتباط آن با عالم، زبان لطایف عرفانی عشق را در باب پنجم گلستان بررسی کنیم.
طبلة عطار و نسیم گلستان
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پس از گذری کوتاه بر تاریخ زندگی و درگذشت سعدی، گلستان سعدی از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و بیش از همه به زبان سعدی در گلستان، بررسی نثر مسجع وی در این اثر، مقایسه مقامات حمیدی و عتبةالکتاب با گلستان و آهنگ موسیقی نثر گلستان پرداخته شده تا بدین وسیله، علاوه بر معرفی این اثر، شاخصهای هنری آن نیز مورد بررسی و توصیف قرار گیرد.
قصه های عامیانه، میراث فرهنگی بشر
حوزههای تخصصی:
تأملی در مرگ اندیشی کودکانه و کتاب «مرگ چیست؟» اثر مک گرگور / حق کودکانه ی مرگ اندیشی
حوزههای تخصصی:
ترس متن از ضربه ی پنالتی / نگاهی به کتاب «سیاسیا در شهر مارمولک» نوشته ی سید امین حسینیون تقدیر شده در جشنواره ی گام اول
حوزههای تخصصی:
نگاهی به سه کتاب تقدیر شده در کتاب فصل پاییز: «شیری که خودش را دید» / «لاک پشتی که دهانش را باز کرد» / «ماهی ها پرواز می کنند» / سروده ی «محمد کاظم مزینانی»
حوزههای تخصصی:
چار پاره ها و چند پاره ها
حوزههای تخصصی: