شهرستان محلات از مراکز مهم قالی بافی در استان مرکزی است. شواهد موجود حاکی است که قالی بافی این منطقه متأثر از قالی بافی شهر اراک است. قالی های محلات با پرزهای پشمی و نخ چله و پود پنبه ای بافته می شوند. ابعاد رایج قالی محلات عبارت است از: ذرع و نیم، دو ذرع، شش متر، نه متر، کناره و گاهی هم ابعاد بزرگ پارچه بافته می شود. گره قالی بافی در این منطقه گره فارسی است. شیرازة پیچی به صورت متصل و در زمان بافت قالی انجام می شود. دو روش چله کشی فارسی و گردان در قالی محلات است؛ اما چله کشی فارسی بیشتر رایج است.
بررسی قالی های تولیدی در این منطقه نشان داد تعدادی از آن ها دارای اشکالاتی هستند؛ از جمله بالازدگی و پایین زدگی، کجی، شمشیری و ترنج دار شدن قالی. این اشکالات اغلب به دلیل تناسب نداشتن مواد اولیه با رج شمار قالی، نایکنواختی ضربات شانه، کشیدگی بیش از حد نخ پود، نایکنواختی کشش نخ های چله و انجام ندادن مراحلی مانند گلیم بافی و پیش کشی به وجود می آید
ده مجلس کاشی نگاری هفت رنگ عهد قاجاری گرمابة تاریخی نوبر تبریز مجموعه ای منحصر به فرد است که البته به لحاظ روایات تاریخی و ادبی و همچنین حضور عناصری چون سبک منظره پردازی اروپایی و نشانه های سلطنتی با تزیینات رایج یک گرمابة عمومی در بافت بازار در تعارض اند. و چنین می نماید که گویا اصالتاً به این گرمابه تعلق ندارند. بنابراین، نوشتار تحقیقی حاضر با پرسش دربارة کانتکست یا بافت- بستر اصلی این کاشی نگاره ها و براساس مبانی نظری برگرفته از مفهوم بافت- بستر اصلی آثار فرهنگی- تاریخی در باستان شناسی و اصل رعایت اصالت اثر در دانش مرمت آثار تاریخی و با روش های پژوهشی تاریخی تلاش کرده اصالت یا عدم اصالت تعلق این مجموعة کاشی نگاره را به گرمابة نوبر تبریز، مطالعه و تأثیر آن را در روند حفظ و نگهداری و مرمت بافت- بستر اصلی آنها بررسی کند. نتیجة پژوهش نشان می دهد که این مجموعة کاشی نگاره اصالتاً به خانة تاریخی فرشی (شکیللی) تعلق داشته اند که در دوران مظفری محل سکونت خانوادة سناتور صادق رضازاده شفق تبریزی بوده است. گسستن این مجموعه از بافت- بستر اصلی تاریخی و نصب آنها در گرمابة نوبر اینک موجب تحریف تاریخ، بی معناشدن اثر و همچنین کاهش ارزش تاریخی، فرهنگی و اقتصادی خانة تاریخی فرشی و عدم ضرورت ثبت آن در فهرست آثار ملی ایران و سرانجام موجب و مقدمة تخریب و استحالة آن شده است.
صنایع دستی به عنوان یکی از شناسه های فرهنگی و هنری، معرف فرهنگ و تجلی بخش هویت ایرانی اسلامی در سطح بین المللی است. این سفیران فرهنگی با زبان بصری منتقل کننده فرهنگ و هنر ناب ایرانی اسلامی هستند و نیز موجب فرهنگ سازی و تقویت بنیان های فرهنگی می شوند. استفاده از این پتانسیل مخصوصاً در میان مخاطبین بین المللی صنایع دستی نیازمند بهره گیری از روش های به روز و هوشمندانه است. بسته بندی دراین بین می تواند به عنوان واسطه ای ارزشمند جهت معرفی صنایع دستی ایران به بازارهای داخلی و خارجی عمل کند. از شاخص های مؤثر در انتخاب و خریداری کالای بسته بندی شده مؤلفه های فرهنگی و فاکتورهای هویت بخش می باشند. در این راستا هدف از انجام این پروژه شناسایی راه و روشی مناسب برای طراحی شایسته بسته بندی صنایع دستی است، به گونه ای که مؤلفه های فرهنگی و هویت بخشی به طور مناسبی نشانگر سلیقه، هویت و فرهنگ ایرانی باشد. در این پژوهش روش تحقیق کاربردی و ماهیت آن تحلیلی- توصیفی است و همچنین روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی، کتابخانه ای است. همین طور در پی پاسخ به این پرسش هستیم که، چگونه می توان در طراحی بسته بندی صنایع دستی ایرانی از مؤلفه های فرهنگ محور به گونه ای که نشانگر سلیقه، هویت و فرهنگ ایرانی باشد، استفاده کرد؟ برای دستیابی به اطلاعات این پروژه پس از ارائه تعاریف و عملکردهای بسته بندی به بررسی اهمیت بسته بندی صنایع دستی و مؤلفه هویتی و فرهنگی پرداخته شد. درنهایت به منظور ادغام آگاهانه هویت و فرهنگ در طراحی بسته بندی، مدل طراحی فرهنگ محور پیشنهاد شده است. با استفاده از مدل طراحی پیشنهادی ارائه شده مشخص می شود که طراحی بسته بندی با توجه به عوامل فرهنگی، می تواند تا حد قابل ملاحظه ای از تطابق راه حل های پیشنهادی اطمینان حاصل کند و در عین حفظ ویژگی های فرهنگی و هویتی ایرانی در طراحی بسته بندی صنایع دستی، با درک بهتر تجربیات سایر فرهنگ های خریدار، راه حل های کاربردی و مؤثری در این زمینه ارائه خواهد کرد.