فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۴۴۵ مورد.
منبع:
منظر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۵۰
6 - 15
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی یک کالبد نیست، یک فرهنگ است. مجموعه ای است از هنر، معماری، نظام گیاهی، نظام آبیاری، اعتقادات، ادبیات شفاهی، سبک زندگی و قواعد زیبایی شناسی. در نتیجه ردپای باغ ایرانی را تا جایی که این فرهنگ حضور دارد، می توان دنبال کرد. اگرچه گستره باغ ایرانی غالباً به سرزمین ایران محدود شده، اما اگر باغ را یک امر فرهنگی در نظر بگیریم، می تواند حوزه نفوذ وسیع تری را در بر گیرد. شواهد ارائه شده در این پژوهش که جوانب تازه تری از باغ ایرانی را بررسی کرده، حاکی از گسترش باغ ایرانی تا کرانه اقیانوس اطلس از غرب و تا میانه چین از شرق است. همچنین ردپاهایی از آن در شرق آفریقا و منطقه سواحیلی قابل رؤیت است. بنابراین می توان تصویری نو از میراث باغ ایرانی ترسیم کرد که اصالت، غنا و تعامل آن با جهان را توضیح می دهد و دلیل ماندگاری آن در طول تاریخ را آشکار می کند.
منظر مرکز محله غیررسمی؛ نمونه مطالعه: محله غیررسمی شمیران نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۰ دی ۱۳۹۷ شماره ۴۵ «ویژه نامه»
44 - 55
حوزههای تخصصی:
بررسی منظر مرکزمحله، شناختی عینی ذهنی از ابعاد فرهنگی، اجتماعی و کالبدی شهر فراهم می سازد. این پژوهش که در فروردین 96 و به صورت کیفی با استفاده از مصاحبه، مشاهده و روش تحلیل محتوا صورت گرفت، دو سطح جزئیات و تفسیرهای منظر مرکز محله غیررسمی شمیران نو تهران را، از زاویه ساکنین، مورد بررسی قرار می دهد. در این محلات، پیشینه ای در زمینه پژوهش منظرین وجود ندارد و چنین پژوهشی به شناخت نظری در این حیطه کمک می کند. نتایج نشان می دهد منظر مرکز محله غیررسمی، ترکیبی است از اشتراک و انسجام اجتماعی ساکنین، بازار فرامحله ای و گره گاه ترافیکی؛ که این سه به صورت سه جانبه باعث تقویت یکدیگر می شوند. هرچند مشاهدات نشان می دهد کیفیت فضای زندگی در این محله بسیار پایین است، اما جریان داشتن فعالیت های مذهبی و رونق دادوستد به منظر مرکزمحله شمیران نو حیات داده است.
ارزیابی شتابزده از منظر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
در دهه های گذشته در تهران، شاهد برنامه ریزی هایی بوده ایم که حاصل آن، ساخت اتوبان ها و ساختمان های مدرن است. با این حال بسیاری از عناصر مهم و ساختاری در منظر تهران محصول مستقیم این برنامه ریزی ها نیستند. مجموعه ای از عوامل طبیعی و فرهنگی درطول زمان منظر تهران را شکل داده اند. همچنین نحوه مشارکت و خواست شهروندان در شکل دادن منظر تأثیر گذار است.
دُنی دلبَئِر و فرِدِریک پوزَن، استادان دانشگاه های فرانسه، به عنوان متخصص در مباحث منظر و آمایش سرزمین، در پی اولین بازدید خود از تهران به عناصر مهم منظر شهر که در نگاه اول قابل برداشت و تشخیص است اشاره کردند. ایشان از طریق ترسیم و ارائه یک طرحواره گرافیکی، مهم ترین ویژگی های منظر تهران را بیان کردند؛ خصوصیاتی که به نظر ایشان می تواند به عنوان یک الگوی منظرین در ارزیابی ، مدیریت و توسعه شهر مورد استفاده قرار گیرد.
چنارستان، منظر گزیده
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
کاربست اخلاق زیستی در شهرسازی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۷
38 - 47
حوزههای تخصصی:
بی توجهی به حفاظت از طبیعت که عمدتا به علت عدم پشتوانه اخلاقی از سوی جوامع و مردم است و منجر به بحران محیط زیست شده، امروزه دچار تغییر نگرش در مواجهه با طبیعت و تدوین قوانین بین المللی شده است و مذهب به مثابه محرکی جهت این تغییر نگرش ها و تدوین کننده اخلاق، عاملی در رفع بحران های زیستی در نظر گرفته شده است. این پژوهش تلاش دارد تا در مبحث حاضر به بازشناسی مفهوم اخلاق در پرتو اندیشه و اصول اسلامی در فضای کالبدی بپردازد و راهبردهایی جهت بهره برداری مناسب از محیط زیست ارائه کند. روش پژوهش حاضر روش تحلیلی-توصیفی و روش نمونه موردی است که ابتدا روی مبانی نظری مدرن و دینی در زمینه برخورد کالبدی با شهر و معماری مورد مطالعه قرار گرفته است و در پژوهش موردی نیز با کاربست این چهارچوب، نمونه های شاهد را در شهر اسلامی به عنوان کالبد قابل اعتنا سنجیده و صحت سنجی می کند. بررسی ها حاکی از این واقعیت است که مبانی اسلامی از محیط زیست حمایت فرهنگی، دینی و اخلاقی همگانی کرده است و در زیست بوم های مختلف به روش های متنوع، کالبد ویژه ارایه داده، به گونه-ای که گاه سنت اسلامی با بکارگیری بیان نو، احترام به طبیعت را به تمامی نشان داده است. شهرهای سنتی مصداق آموزه های اسلامی است که بهترین شرایط محیط زیستی را برای انسان فراهم می کردند و در عین شرایط اقلیمی نامناسب از طبیعت در طراحی و ساخت شهر جهت ادامه حیات کمک می گرفته است.
شهر تاریخی : ساختارهای فرهنگی، تاریخی و طبیعی
حوزههای تخصصی:
واکاوی معیارهای مطلوبیت در فضاهای جمعی اصفهان صفوی، نمونه موردی: فضاهای جمعی بافت تاریخی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۹ شماره ۵۰
16 - 27
حوزههای تخصصی:
فضاهای جمعی امروزه به مفری از زیست ماشینی، سرعت بالا و جهان مملو از کار و فعالیت شهرهای جهان بدل شده است. ظرفیت بالای این فضاها برای جذب شهروندان و گردشگران، افزایش سطح مشارکت و سرزندگی شهرها در کنار تأثیر بر بافت شهری پیرامونی در بسیاری از نمونه های موفق جهانی ثابت شده است، تا جایی که بسیاری از متخصصان، حرفه مندان و مدیران شهری در سال های اخیر به لزوم ساخت، بازآفرینی و تجهیز شهرهای ایران به این دسته از فضاها تأکید داشته اند. پژوهش حاضر در تلاش بوده است تا با ارزیابی فضاهای جمعی موجود در بافت تاریخی اصفهان، به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و کهن ایران در زمان رونق یکی از حکومت هایی که در شهرسازی اهتمام می ورزد، نقاط ضعف و قدرت این گونه فضاها را بررسی نماید. در این پژوهش درگام نخست به تعریف فضای شهری، فضای عمومی، فضای جمعی، حضور این فضا در بافت تاریخی و تشریح فضاهای جمعی بافت اصفهان صفوی پرداخته شده است. پس از آن ابتدا با جمع بندی نظرات متخصصان در تعریف فضای جمعی، فضاهای جمعی شاخص اصفهان مورد ارزیابی قرار گرفته و در گام بعد از نخبگان این حوزه در تبیین مؤلفه های ارزیابی و برگزاری آزمون نظرسنجی کمک گرفته شد و میزان تفوق این فضاها مورد ارزیابی قرارگرفت تا درنهایت مدل دقیق تری از معیارهای مطلوبیت فضای جمعی بافت تاریخی پیشنهاد شود.
طبیعت، شهر، هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر، برای انسان موجودی متناقض است؛ از سویی عامل بیگانگی و جدایی او از طبیعت است؛ و از سوی دیگر محیط پیوند و برقراری ارتباط های اجتماعی است. درنتیجه، شهر، میان دو قطب طبیعت و جامعه، ایفای نقش می کند. پویش (دینامیسم) شهرهای معاصر، دوری از یکی و توسعه دیگری است. زندگی مدرن، تکنولوژیک و طبیعت گریز روزبه روز افزایش می یابد؛ ارتباط های انسانی که به مدد رسانه های نوین هر روزه توسعه می یابد، به نحو چشمگیری ماهیت فرد و اجتماع را از خود متأثر ساخته است. مسئله امروز، مجازی شدن ارتباط ها به جای واقعی بودن آن هاست. به نظر می رسد حتی در رشد ارتباط های انسانی نیز طبیعت گریزی مسئله اصلی است : روابط مبتنی بر «طبیعت انسان و فضا» توسط رسانه های جدید با روابط مبتنی بر «اطلاعات از انسان و فضا» جایگزین شده است. از این روست که انسان در زندگی جدید خود غربت و بیگانگی از طبیعت را هر روز بیشتر احساس می کند. در آغاز پیدایش شهرهای صنعتی، پارک ها، گزینه های جایگزین نوستالژی انسان خارج شده از طبیعت بودند؛ فضاهایی که نشانه طبیعت معنابخش محیط زندگی گذشته انسان ها بودند. این نخستین اقدام سازمانی شهرنشینان برای بازیابی منبع الهام گذشته خود نبود. پیش از آن تمنای طبیعت در هنر آنان جلوه گر شده بود. تقلید از طبیعت و گزینش عناصری از آن در متن آثار هنری الهام بخش مواجهه با طبیعت بود. ترسیم صحنه های مثالی از طبیعت، آنچنان که در کتاب آسمانی ادیان مختلف به صورت باغ جلوه گر شده، نمود رؤیاهای انسان شهرنشین بود. پس از آن بود که باغ ها و پارک ها به مثابه بخشی از طبیعت وارد شهرها شدند تا خلأ جدا افتادگی از آن را جبران کنند. رویکردهای تلفیق هنر، به مثابه دستاورد انسان شهرنشین، با طبیعت در شهرهای امروز صورت جدیدی به شهرها بخشیده است. شهرسازی طبیعت گرا و هنرهای شهری در ترکیب با طبیعت پاسخ های جدید انسان شهرنشین برای برقراری دوباره ارتباط با دو قطب الهام بخش تاریخ تمدن است: طبیعت و هنر. در این نقاشی دیواری که بر بدنه یک شهر مدرنیستی جدا افتاده از طبیعت ترسیم شده مطالبه شهروند امروز به روشنی پیداست : شهر، همچنان دارای ساختمان های چندطبقه است و حصارهای آهنی آن به مثابه نماد زندگی امروز بر بالای دیوارها نصب است. اما عناصری از منظر مثالی شامل سرو، ابر، دسته پرندگان و انسانی که مشغول طبیعت است با آن تلفیق شده. این صحنه را می توان نمادی از شهر مطلوب انسان آینده دانست : شهری مرکب از هنر و طبیعت گزیده.
هدایت خیال : ادراک و کتیبه ها، حیاط شیرها در الحمراء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با بررسی عناصر مختلف حیاط شیرها در الحمراء در آندلس، به نحوه ادراک این فضا از طریق آن ها می پردازد. تمرکز اصلی مقاله بر آثار قرن چهاردهم میلادی است. جزئیات معماری، ازجمله تزئینات مقرنس کاری، سنگ نوشته روی آب نمای مرکزی و کتیبه های شاعرانه در تزئینات سطوح نما، در ارتباط با کارکرد، معنا و نقششان در ادراک فضا بررسی شده اند. همچنین نحوه قرارگیری حیاط شیرها و ارتباط آن با کل باغ در بستر تاریخی اش، ارتباط حیاط با فضاهای مجاور آن و چارچوب کلی حیاط ازنظر ارتباط فضاهای درونی و بیرونی موردتوجه قرارگرفته است. اثرات ادراکیِ تمامی این ویژگی های معمارانه و شاعرانه، به علاوه تأثیر آب ساکن و جاری در فضای حیاط، تنها یک اثر صرف زیباشناسانه ایجاد نمی کند؛ بلکه تمامی این ها مشخصاً برای آزادسازی و هدایت قوه تخیل ما طراحی شده اند.
بازسازی منظر؛ استراحتگاه جاده ای در معدن متروکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
متن حاضر ترجمه مطلبی است در مورد ساماندهی منظر بزرگراه «آ-837» در «سن-روشفور» فرانسه که در سال 1997 در کتابی با عنوان «معماری منظر بین المللی» منتشر شده است. این پروژه بین سال های 1993 تا 1998 توسط «برنارد لاسوس» معمار منظر فرانسوی به انجام رسانیده است.
چهارچوبی برای احیای محله؛ شش ترکیب از چهار مؤلفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله عوامل موفقیت در احیای محلات می توان به افزایش جمعیت، کاهش میزان رکود در محله، افزایش ارزش خانه ها و تغییرات بنیادی اجتماعی اشاره کرد. چالش برانگیزترین موضوع در احیای محلات، نحوه انجام فرآیند احیا و تجدید حیات است. در این مقاله سعی شده است، به ارایه یک چارچوب مؤثر در سازماندهی، هدایت اقدامات نوسازی وموفقیت فرآیند نوسازی پرداخته شود. این چارچوب دربرگیرنده چهار مؤلفه کالبدی، اجتماعی، داخلی و خارجی است و با توجه به تداخل و اثرگذاری متقابل این مؤلفه ها شش دوگانه اساسی در موفقیت نوسازی معرفی کرده است. با توجه به چارچوب مطرح شده، با تعاون و همکاری در راه بهبود کالبدی و شرایط اجتماعی واحد همسایگی، کیفیت زندگی اقتصاد فردی شهروندان مانند اشتغال زایی، آموزش و درمان شهروندان نیز بهبود پیدا می کند. با این همه، یکی از مزایای این چارچوب، این است که می تواند به صورت همزمان با سایر راهبردهای ارتقاء احیاسازی واحد همسایگی به کار رود. در نتیجه در به کارگیری چارچوب حاضر، علی رغم ساده و کلی بودن، مکان هایی با ویژگی های بسیار متفاوت می توانند از رویکرد مشابهی پیروی کنند، اما بر این اساس راهکارهایی که در زیر دسته های شش دوگانه قرار می گیرند باید با شرایط انطباق پیدا کنند.
برنامه گرایی یا منظر محوری : چالشی برای سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسی شیوه های برنامه ریزی سرزمینی مؤثر بر بستر معاصر می پردازد. بدین منظور، گزارشی از چند پروژه اجراشده در چارچوب برنامه گرایی دولتی فرانسه بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ ارائه شده و در تحلیلی انتقادی نشان می دهد که میان فضای برنامه ریزی شده و فضای خلق شده از طریق برنامه ریزی، لزوماً پیوند علت و معلولی وجود ندارد. در حقیقت قدرت برنامه ریزی در تولید منظر بیش از آن که خطی و قاطع باشد، تکرارشونده و القایی است. بر اساس این ویژگی، بازنگری در ظرفیتِ برنامه گرایی برای تولید منظر باکیفیت پیشنهاد می شود. برای تبیین ابعاد این پیشنهاد، سه پروژه معماری منظر که با هدف مداخله بزرگ مقیاس بر منظر، به طرح های برنامه ریزی پیش از خود، استناد کرده اند مورد بررسی قرارگرفته اند. هر یک از این پروژه ها در مواجهه با برنامه، شیوه مباحثه [دیالکتیک] منحصربه فردی را اتخاذ می کند. بررسی این نمونه ها گشایش هایی را به سوی گونه جدیدی از برنامه گرایی بر اساس پروژه منظر فراهم می کند. این گونه جدید از برنامه گرایی چهار ویژگی اصلی را داراست : آینده نگر است؛ بر اساس تولید مشترک شکل می گیرد؛ منظرین است؛ و انتقادی است.
تأثیر مؤلفه های کالبدی بر احساس امنیت زنان در فضاهای باز گردشگری شهری (نمونه موردی: خیابان سی تیر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۷
24 - 37
حوزههای تخصصی:
امروزه امنیت به عنوان یکی از اصلی ترین نیازهای اجتماعی انسانی قلمداد می شود و در برنامه ریزی های شهری به نیاز امنیت زنان به عنوان یکی از مهمترین مؤلفه های کیفی توجه خاصی شده است. وجود امنیت اجتماعی در فضاهای باز شهری برای صنعت گردشگری به عنوان یکی از شاخص های پر اهمیت معرفی شده است چراکه تصویر ذهنی ای که نسبت به هر فضا وجود دارد موجب موفقیت و یا عدم موفقیت آن برای جذب گردشگر بوده و در طولانی مدت می تواند بر اقتصاد یک کشور تاثیرگذار باشد. فرضیه این پژوهش این است که با افزایش احساس امنیت زنان، یک فضای گردشگری پررونق تر شده و افزایش استقبال زنان از فضا موجب افزایش کیفیت آن فضا برای همگان است. هدف پژوهش معرفی مؤلفه های کالبدی فضا است که موجب افزایش احساس امنیت زنان در فضاهای باز گردشگری می شود. روش پژوهش کیفی و پیمایشی است و در این راستا، پس از مطالعات اسنادی و مرور تجارب مرتبط به ارزیابی سنجه های پژوهش در نمونه موردی پرداخته شده است. در نتیجه این ارزیابی، پس از ارائه ی مؤلفه های مؤثر کالبدی بر احساس امنیت زنان و آزمودن آنها در فضاهای باز خیابان سی تیر تهران، یکی از مقاصد گردشگری این شهر، فرضیه پژوهش اثبات شده و به سوالات پژوهش پاسخ داده شده است.
وجوه شکل شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر بهار ۱۳۹۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
گوناگونی مجموعه های زیستی در شناخت بشر از آن نیز انعکاس یافته است. غنای مطلب و لایه های متمایز این شناخت باعث پدیدار شدن روش های متفاوتی در پژوهش های شکل شهر شده است. حتی در حوزه ای مانند ریخت شناسی شهری، رویکردهای متفاوتی با منابع مطالعاتی مختلف وجود دارد. چالش اصلی، انتخاب میان این رویکردهای متنوع نیست، بلکه این است که چگونه آن ها را ترکیب و هماهنگ کنیم. مقصود این مقاله، یک تحلیل نقادانه اولیه از رویکردهای مختلف به ریخت شناسی شهری، در تلاش برای حل این چالش است. هدف اول، بازشناسی و تحلیل رویکردهای مختلف به مکاتب اصلی فرم شهر به عنوان مسئله اصلی موضوع ریخت شناسی است. هدف دوم، بازشناسی یک جنبه است که میان همه رویکردها مشترک باشد و بتواند به عنوان کلید مرجع برای هماهنگی میان دیدگاه های مختلف به صورت روشمند مورداستفاده قرار گیرد. هدف غایی نوشتار، دست یافتن به یک دیدگاه ترکیبی است که در آن رویکردهای گوناگون یکدیگر را حمایت کرده و ادراکی بهتر از زیستگاه های بشری ارائه کنند.
الحاق محوطه های دولتی به فضای عمومی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظر شهری عامل اصلی تأثیرگذار بر ادراک شهروندان از شهر است. فضاهای جمعی از مهم ترین عناصر منظر شهری محسوب می شوند که بستری برای شکل گیری خاطرات جمعی شهروندان هستند و تقریباً تمامی معیارهایی که باعث کیفیت بخشی به زندگی شهری می شوند در این فضاها قابل مشاهده اند. در این نوشتار، کمبود فضاهای عمومی و جمعی در بافت های متراکم مرکز شهر تهران مورد تأکید قرار می گیرد. در ادامه با توجه به اصول توسعه میان افزا به بررسی کاربری هایی که برای توسعه درون زا مناسب شناخته شده اند پرداخته می شود. در پایان محوطه ادارات دولتی واقع در بافت مرکزی شهر تهران به عنوان گزینه ای برای طرح های میان افزا و تبدیل شدن به فضای نیمه عمومی، مبتنی بر توسعه درون زا، مورد بررسی قرار می گیرند. مسئله مالکیت، ناسازگاری کاربری های مجاور و شیوه مدیریت فضای نیمه عمومی، به عنوان سه مسئله عمده در این پیشنهاد مورد بررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، استفاده شده است.
چارتاقی، تداوم تقدس کوه در آیین ها، معماری و منظر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۳
64 - 73
حوزههای تخصصی:
چارتاقی حجم اصلی، پایه و با فراوانی زیاد در معماری ایران است. از کارکردهای قدیمی این عنصر می توان به ساخت نیایشگاه مهر، آناهیتا و سپس آتشکده اشاره کرد که پس از ورود اسلام نیز، به عنوان شاکله اصلی مسجد و امامزاده مورد استفاده قرار گرفته است. بسیاری از صاحب نظران، چارتاقی را نه صرفاً عنصری عملکردی، بلکه دارای جنبه های اسطوره ای و مقدس معرفی می کنند. از سویی در میان اساطیر ایرانی، کوه عنصری چندوجهی، کارکردی و مقدس بوده است. به همین خاطر، بسیاری از آیین های باستانی در ارتباط مستقیم با کوه ها برپا می شده و غارهای داخل کوه نیز مانند سایر تمدن ها، از اولین معابد در ایران محسوب می شوند و مشاهده می شود ایرانیان معابد خود را با توجه به تقدس کوه و غار بنا کرده اند. گاهی معابد را در دامنه یا بالای کوه و گاهی همچون ایلامی ها، آنها را به شکل زیگورات و با الهام مستقیم از کوه می سازند. بدین ترتیب، معماری ساخته بشر، گاه تقدس خود را از کوه می گیرد. لذا در ارتباط با چارتاقی این سؤالات مطرح است که ریشه تقدس آن چیست و چه ارتباطی میان جنبه های اسطوره ای و تقدس آن مانند زیگورات با کوه وجود دارد؟ پژوهش حاضر با روش کیفی مطالعه اسنادی و با رویکردی اکتشافی به بررسی آیین های مشترک طواف و قربانی میان سه عنصر کوه، زیگورات (به عنوان عنصر واسطه) و چارتاقی و همچنین رابطه هریک از این عناصر با مهر یا خورشید پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد با ازمیان رفتن زیگورات ها در ایران، رابطه میان کوه و معماری معابد ایران ازبین نرفته است. می توان گفت این رابطه اسطوره ای کماکان میان چارتاقی و کوه برقرار بوده و به تعبیری چارتاقی تداوم تقدس کوه در معماری ایران است.
منظر مردمی شهر
منبع:
منظر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۴
3 - 3
حوزههای تخصصی:
شهر، عالی ترین محصول تمدن انسان است. عده زیادی از متفکران و صاحب نظران بر سر این عبارت، اتفاق نظر دارند. شهر، «مکانی» است که انسان ها در «آن» گردهم می آیند، زندگی می کنند و به واسطه «آن» با یکدیگر «تعامل» دارند. در نتیجه تعامل میان انسان ها، عملی مشروط به واسطه «شهر» است. از این رو است که شهر، هم هدایت کننده نحوه تعامل انسان ها و هم مولود آن است. موجودی دوگانه که در عین حال که فاعل است، مفعول نیز هست. «رابطه» انسان ها با این موجود نیز دوگانه خواهد بود؛ آنها هم مؤثر بر شهر هستند و هم متأثر از شهر. لذا پرسش از «چیستی و کیستی» دو سؤال اصلی تعیین کننده نحوه ارتباط انسان با شهر خواهد بود. اینکه ماهیت شهر چیست و چگونه موجودی است، صرف نظر از مؤلفه های تاریخی آن و با اتکای صرف به «موجودیت» شهر، پرسش هستی شناسانه برای طرح اندازی رفتار انسان ها با یکدیگر و با شهر است. پرسش از کیستی و هویت شهر، سؤالی معرفت شناسانه و وابسته به صیرورت تاریخی آن است؛ از چه زمان پدید آمده و نسبت آن با رویدادهای تاریخی چیست؟ این دانایی نیز برای مداخله و مدیریت امر شهر ضروری است. از چنین منظری، شهر پدیده ای آمیخته با انسان و جامعه انسانی است که نقش آفرینی بارزی در تربیت و ساخت شخصیت بشر دارد. لذا معیارهای وابسته به دو عنصر کالبد و انسان در مداخلات شهری، مهم ترین جایگاه برای تعیین حدود اهمیت هر یک و تعیین نقش آنها در سناریوی شهر را برعهده دارد. مظهر شهر برای انسان، منظر آن است. شهر -سوای آنچه در واقع هست- در ذهن انسان بازنمایی و خوانده می شود و آنچه می خواند، منظر شهر نام دارد. منظر شهر، حقیقت یکپارچه شهر، مرکب از کالبد و انسان های درون آن در نظر شهروندان است. چنین پدیده ای موضوع مطالعات شهری است. از جمله سؤالاتی که در اقدامات مختلف مدیریت کالبد شهری پیش می آید، حد ظهور فردیت شهروندان در کالبد شهر است. دنیای مدرن با کاستن حداکثری از این اثر فاعلی، شهر را بستر حقوقی جامعه ای تعریف کرد که فردیت ها در آن امکان بروز چندانی ندارند. در تفسیر بلوک شرق از مدرنیسم، که شهرهای کمونیستی را پدید آورد، فردیت به کلی، حتی در مقیاس واحد مسکونی نیز نادیده گرفته شد. تفسیر غربی مدرنیسم نیز در لوای جهانی شدن، سبک واحد و اصالت کارکرد به مبارزه بی امان با فردیت پرداخت و جز فردیت های سرمایه سالار، آحاد اجتماع فرصت بروز فردی در منظر شهر را به دست نیاوردند. در مقابل، منظر شهرهای دنیای اسلام، علی رغم وحدت سیمای کالبدی، جایگاه بروز فردیت های شهروندی و در مقیاس های بالاتر، تنوع محله ای، قومی و صنفی بود که تشخص و هویت خاص به شهرها می بخشید. چنین شهرهایی، مبین مشارکت گسترده ساکنان در تولید و اداره شهر به شمار می آیند. دیوار خانه، سردر، پیاده روی مجاور بنا و کاشت درختان جلوی خانه از جمله مظاهر نقش آفرینی فردی شهروندان برای تولید کلیت شهر بود. این روند نانوشته تا کنون نیز در شهرهای ایران جاری است و تنها در مواردی که شهرداری ها، بدون پرسش از ضرورت و درستی عمل، با تفسیر حداکثری اختیارات خود به احداث پیاده روهای سرتاسری، کاشت درختان همگون در طول خیابان و اخیرا صدور مجوز نما برای دیوار و سردر می پردازند، مخدوش می شود. به نظر می رسد سنت اقتدار گرایی و تمرکز مدیریت شهری و حذف مشارکت ها به قدری قدرتمند است که در زمانه رواج گفتمان مشارکت هم، به کار خود ادامه می دهد. آذین کردن عرصه جلوخان منازل شخصی در مراسم ویژه، از جلوه های رویداد محور مشارکت اجتماعی در تولید منظر شهر است. چراغانی موسم جشن ها و نصب علائم ایام عزا و بزرگداشت حماسه ها مظاهر حضور فردیت در منظر روایی شهر است. از مهم ترین نمونه های منظر روایی، طراحی و نصب تابلوهای یادبود شهروندان شهر در بدنه خانه آنهاست. این اقدام، اگر با رویکرد مشارکت جویانه و با بیان اختصاصی خانواده شهید همراه شود، ارزش های معنایی عمیقی در منظر شهر ایجاد می کند. آمیخته شدن این رویه با بزرگداشت یادبودهای دینی و آئین های مذهبی از جمله عاشورا، بر اهمیت کانونی محل می افزاید و تدریجاً محله های شهر دارای نقاط عطفی می شوند که به واسطه منظر مردمی آنها در ذهن ساکنان شناخته می شود. این رویکرد به سامان دهی منظر شهر، بی آنکه بر مدار ویژگی های کالبدی و تضادهای متعارف تولید کننده نشانه های شهری باشد، با نرمی، لطافت و معنای عمیقی منظر شهر را واجد هویت، زیبا و خوانا می کند. «غزال نفیسی» این رابطه را در عکس خود از خانه شهیدان محمد و علی همایون پور در خیابان حبیب الله تهران ثبت کرده است.
مال ، نمود امروزین فضای عمومی در تهران؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۹ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۰
42 - 53
حوزههای تخصصی:
با رشد سریع شهرها، عدم مدیریت شهری کارآمد و حجم ساختمان سازی هایی که عموماً بدون در نظر گرفتن طرح های جامع و منظر شهری و با پرداخت هزینه هایی به شهرداری ها صورت می گیرد، شهرهای ما به فضاهای پر توده ای تبدیل شده است که تناسب توده و فضا در آنها کاملاً نادیده گرفته شده اند. از طرفی از بین رفتن فضاهای عمومی و مکث که محلی برای تجربه های جمعی و تمرین اجتماع پذیری و حتی تجربه حس مکان بود، باعث تغییر چهره و کالبد شهری به فضاهایی بدون کیفیت و صرفاً فیزیکی و خالی از روح شده است. این گسترش بی رویه که مصرف گرایی و حجم بالای تقاضا را می طلبد، باعث سمت گیری مراکز خرید به سمت مال ها و مگامال ها شد؛ فضایی که همواره محلی برای نقد پژوهشگران حوزه شهری و منتقدین معماری مدرن بوده است. هدف اصلی این پژوهش بازخوانی مجدد این فضاها از منظری نوین است. اینکه چگونه از پتانسیل های این فضاهای جدید می توان استفاده کرد؟ و اینکه آیا مال ها می توانند در شکل گیری گونه جدیدی از فضاهای عمومی نقش داشته باشند؟ اگرچه نقدهای واردشده به این فضاها در حوزه های مختلف قابل بررسی و چالش های مطرح شده قابل پرداختن هستند، ولی به نظر می رسد فارغ از نظریه های مطرح شده درباره مال ها و لزوم حذف یا به حاشیه کشانده شدن این گونه فضاها در شهر، در دهه اخیر ما با نوعی دگردیسی در عملکرد و حتی مفهوم این گونه فضاها برای نسل جدید شهرنشین ایرانی روبه رو هستیم. پس از بررسی های میدانی و طبقه بندی مشاهدات با روش توصیفی و تحلیلی روی چهار مال بزرگ تجاری در تهران، این نتیجه حاصل شد که این فضاها علاوه بر عملکرد فضایی و نقشی که برای برآورده شدن نیازهای یک منطقه بر عهده دارند، درواقع با تغییر معنایی خود به یک باشگاه یا محفل برخورد تبدیل شده و به عنوان یک آوردگاه اجتماعی در فضای شهری تهران ایفای نقش می کنند.
آب، منشأ زیبایی در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۸
32 - 43
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی محصولی از فرهنگ و تفکر ایرانیان است با قدمتی چندین هزار ساله و دارای پیوندهای غیرقابل انکار با باورهای آیینی و دینی پیش و پس از اسلام کشور. باغ ایرانی از عناصر طبیعی و مصنوع تقریباً ثابتی تشکیل می شود که عبارتند از گیاهان مثمر و تزئینی، کوشک، نهر و جوی و حوض و آبنما و فواره، کرت ها، دیوار محصور کننده و خیابان. ترکیب این عناصر در فضاها به گونه ای است که یک محور اصلی تشکیل شده که خیابان باغ نام دارد و با کاشت خطی درختان در دو طرف و عبور جوی از میان آن، به کوشک ختم شده و منظره قاب بندی شده ای را به ناظر ارائه می دهد. به همین ترتیب، سایر عناصر یاد شده با نظامی کم وبیش یکسان، باغ های ایرانی نواحی مختلف سرزمین ایران را که محدوده ای وسیع تر از مرزهای کنونی کشور را شامل می شود؛ شکل داده اند. موضوع بحث این پژوهش، کنکاش در ادله گمانی است مبنی بر اینکه عناصر تشکیل دهنده باغ ایرانی در بسترهای زمانی، جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی مختلف، دستخوش تاثیرات هم وزن نمی شود و برخی عناصر در هر شرایط، نسبتاً ثابت می مانند و برخی، مانند آب، آنقدر متغیرند که در هر باغ، منحصر به آن می شود و می شود گفت زیبایی شناسی باغ ایرانی مبتنی بر آن است. این فرضیه در چارچوب نظریه اعتبارگیری جان دیووی ارزیابی شده است.
گزارش همایش هشتم «پدیدارشناسی منظر شهری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هشتمین نشست از سلسله نشست های مطالعات عالی پدیدارشناسی منظر شهری با عنوان «هنر، طبیعت، شهر» در تاریخ 8 شهریور ماه 1395 در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. از اهداف این نشست، شناخت زیبایی به عنوان فصل مشترک هنر، طبیعت و شهر، شناخت هنر به عنوان کاتالیزور حضور طبیعت در شهر، آگاهی از دستاوردهای جهانی در زمینه تعامل هنر و طبیعت در شهر و ارزیابی وضعیت هنر محیطی در تهران بود. در راستای این نشست، میزگردی تخصصی با حضور دکتر «ناتالی بلان» استاد دانشگاه پاریس دیدرو، پژوهشگر در زمینه پویایی اجتماعی و بازترکیب فضاها و مدیر لابراتوار «لادیس» و دکتر سید امیر منصوری، مدیر گروه معماری منظر در دانشگاه تهران و رئیس پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی نظر تشکیل شد.