فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق، روی کرد معیار را که در چهارچوب رده شناسی صرفی به دست داده شده است، در زبان فارسی، برخی گویشهای آن و نیز برخی دیگر از زبان هایی که در سرزمین پهناور ایران، بدان ها تکلم می شود، بررسی کرده ایم. در روی کرد معیار، برخلاف بیشتر روی کردهای صرفی دیگر که به پدیده های زبانی پربسامد میپردازند، به پدیدههای کم بسامد نیز توجه میشود و از منظر این روی کرد، بسامد کم، دلیل اهمیت کم نیست؛ بنابر این، بی قاعدگیها یا موارد غیرمعمول که معمولاً از سوی دیگر روی کردها کنار گذاشته میشوند، در این روی کرد، با توجه به معیارهایی ردهبندی میشوند و از طریق این رده بندیها، صورتهای ممکن در زبانها مشخص میشوند. دو پدیده مطرح در روی کرد معیار، عبارت اند از: همایندی و صورتهای مکمل. گر چه این دو پدیده در صرف زبان فارسی، نادرند، مواردی استثنایی از آن را میتوان یافت. بررسی برخی دیگر از گونهها و زبانهای موجود در ایران نشان می دهد که همایندی در صیغه های فعل در زبانهای کردی کرمان شاهی، کزیکی، کردی مهابادی، سیستانی، کرمانجی خراسانی، کاخکی، خانیکی و فردوسی، پدیدهای غالب و رایج است و در گویش های لری و ترکمنی هم به صورتی نه چندان متداول وجود دارد؛ اما در گویشهای تایبادی، کاشمری، رقهای، شویلاشتی، خوافی، دلبری، رامسری، اصفهانی و کلیمی اصفهانی همایندی وجود ندارد. در این بررسی، سلسلهمرتبه صیغگان را به دست آورده و دریافته ایم که برخی معیار ها برای تعیین نمونه معیار در صورتهای مکمل، بر زبان فارسی منطبق است و صورتهای مکمل نیز به میزانی اندک در تمام زبانها و گونههای بررسی شده دیده میشوند.
تحلیلی معنی شناختی از کاربرد نام حیوانات در ضرب المثل های گویش لار (با تکیه بر دلالت، موضوعیّت و کارکرد اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه ها، حکایت ها ، لالایی ها و ضرب المثل های یک منطقه بخشی از ادبیات شفاهی آن منطقه را تشکیل می دهند و، از آنجا که برخاسته از دل مردم هستند، خالص ترین و عمیق ترین احساسات ، ظریف ترین افکار و اندیشه ها و مهم تر از همه، واقعیات یک جامعه را منعکس می سازند.از این رو، این بخش از ادبیات یکی از منابع غنی و مطمئن در مطالعه فرهنگ یک جامعه است و نمودار واقعی استعداد، قریحه و فرهنگ آن به شمار می رود. ضرب المثل ها، در عین ساختار ساده و مختصرشان، در معنا بسیار عمیق و غالباً معادل یک داستان یا رویداد کامل هستند. ویژگی دیگر ضرب المثل ها، کاربرد کلمات معمول و مأنوس، همچون اسامی حیوانات، گیاهان و میوه ها، اعضای بدن و رنگ ها در مفاهیم ارجاعی و نیز غیرارجاعی و استعاری است که اغلب با هدف برجسته ساختن یک مختصه معنایی مثبت یا منفی در آنها و جلب نظر مخاطب به اهمیت موضوع است. هدف این مطالعه، بررسی کاربرد و نقش نام حیوانات در ضرب المثل های گویش لاری به لحاظ «دلالت معنایی»، «موضوع» و نیز نوع «کارکرد» است. بدین منظور، پس از گردآوری مجموعه ای شامل «چهار صد و سی و پنج» (435) ضرب المثل گویش لاری ، تعداد «صد و ده» (110) مثَل، حاوی نام انواع حیوانات، استخراج گردید و سپس در چهارچوب حوزه سه گانه فوق بررسی شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که موضوعِ غالب در کاربرد نام حیوانات در مثَل ها، انعکاس مسائل اخلاقی و آموزشی است. بیشترین کارکرد متوجه نهاد تعلیم و تربیت بوده، به لحاظ دلالت معنایی ، کاربرد حیوانات، بر خلاف جهان واقعیت، از نوع دلالت نیمه ارجاعی است. به علاوه، مقایسه نتایج این بررسی با بررسی مشابه بر روی گویش کرمانی موارد اشتراک قابل توجهی را نشان داد.
مقاله به زبان انگلیسی: بررسی ارتباط فراگیری زبان دوم و هوش هیجانی با تکیه بر توانش کاربرد شناسی زبان بینابین (Emotional Intelligence and SLA: The Case of Interlanguage Pragmatic Competence)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه توانشهای زیر مجموعه زبان دوم تحت تاثیر عوامل مختلفی چون عوامل شناختی، فردی، و اجتماعی است ( الیس، 1994) که در این میان طیف وسیعی از عوامل فردی در مطالعات آموزش زبان مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند لیکن تاکنون در این مطالعات هوش هیجانی به عنوان یک عامل فردی مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشقدم، 2009). از سوی دیگر برخی از کنشهای زبانی که از جمله عناصر اصلی توانش کاربردشناسی زبان بینابین به شمار می رود دارای ویژگی «تهدید وجهه» می باشد. این نکته تاثیر و یا ارتباط هوش هیجانی - که ارتباط مستقیم با توانایی و مهارت افراد در مدیریت و کنترل احساسات دارد – را با توانش کاربرد شناسی زبان بینابین بسیار محتمل می سازد. در مطالعه حاضر محقق به بررسی این ارتباط محتمل می پردازد و با این هدف پرسشنامه «بار-آن» به عنوان معیار هوش هیجانی ، آزمون تافل به عنوان معیار سطح مهارت و توانایی زبانی و دو آزمون کاربرد شناسی زبان بینابین بر روی 52 زبان آموز ایرانی اجرا شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشانگرعدم وجود ارتباط موثر و معنا دار میان هوش هیجانی و توانش کاربرد شناسی و سطح مهارت زبانی زبان آموزان می باشد در حالی که میان توانش کاربرد شناسی زبان بینابین و سطح مهارت زبانی ارتباطی معنا دار و موثر وجود دارد. افزون بر این نتایج به دست آمده بیانگر آن است که هوش هیجانی نمی تواند به عنوان معیار مناسبی برای پیش بینی میزان توسعه توانش کاربردشناسی زبان بینابین و یا سطح مهارت زبانی مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه با استناد به نتایج تحقیق حاضر می توان گفت که در فرآیند یادگیری زبان دوم به طور عام و توسعه توانش کاربرد شناسی زبان بینابین به طور خاص نمی توان هوش هیجانی را به عنوان یک عامل فردی تاثیر گذار و مهم به شمار آورد.
نقش ممیز عدد در گروه حرف تعریف کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نقش ممیز عدد در درون گروه حرف تعریف کردی کلهری را به عنوان یک زبان ممیزی بررسی می کنیم. ممیزها عناصری هستند که به عنوان متمم عدد با اسامی قابل شمارش به کار می روند. فرافکن حاصل از این هسته نقشی در درون گروه حرف تعریف پایین تر از گروه سوری ضعیف و بالاتر از گروه شمار جای می گیرد. برای تبیین نقش این عناصر ابتدا الگوهای چیرچیا (1998)، بورر (2005) و گبهارت (2009) را به عنوان سه مدل مسلط موجود در این زمینه ارائه کرده، همراه با توصیف ممیزهای عدد کردی کلهری از این سه دیدگاه کفایت آنها را دربرابر این داده های جدید می آزماییم. براساس مدل چیرچیا، در زبانهای ممیزی دلالت اسامی توده وار بوده و لذا به علت جمع بسته نشدن اسامی به تنهایی، از ممیزها برای جمع بستن اسامی استفاده می شود. وجود اسامی قابل شمارش و تکواژ جمع در زبان کردی و اختیاری بودن ممیزها حاکی از نادرستی این دیدگاه است. بورر (2005) براین عقیده است که تکواژ شمار و ممیزها نقش انفراد را داشته و در توزیع تکمیلی هستند. نظر به حضور همزمان ممیز و نشانه جمع در گروه حرف تعریف کردی کلهری، کارایی این دیدگاه در توصیف داده های این زبان نیز رد می شود. سرانجام نشان می دهیم که چنانچه به پیروی از گبهارت قائل به آن باشیم که ممیزهای عدد حاوی مشخصه هایی مانند [کمیّت] و [انفراد] بوده و درمقابل، تکواژهای جمع دارای مشخصه [گروه] باشند قادریم ضمن توصیف ممیزها در این زبان، توزیع آنها را نیز در درون گروه های حرف تعریف تبیین کنیم.
مجهول در کردی کلهری: دیدگاهی رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ساخت مجهول کردی کلهری بررسی شده است. گرچه ساخت مجهول از ساخت های مهم زبانی است، در کلهری مطالعات کمی بر روی آن انجام شده است. مطالعه حاضر در قالب اصول رده شناسی کینان و درایر (1985) به انجام رسیده است و وجود ساخت مجهول بنیادی را در کلهری تأیید می کند. همچنین شواهدی ارائه خواهد شد که نشان می دهد برخی افعال لازم کلهری را نیز می توان مجهول کرد، امّا مواردی از فعل های متعدی مشاهده شده که صورت مجهول ندارند.
مقاله به زبان عربی: بعد کاربردی زبان معاصر و اصول برنامه ریزی کتب درسی (البعد التداولی للمعاصر من اللغة، و مناهج تصمیم الکتاب المدرسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب درسی ارزش و اهمیت بسزایی نزد پیشینیان داشته است, چرا که هدف و ثمره تعلیم و تعلّم است و هر فردی با تکیه بر آن می تواند با دستیابی به فرهنگ آن به درجه اصالت برسد, سپس دانش و آگاهی و بهره برداری از آن در تعامل فرد با جامعه از نظر فکری, تداوم, بینش و شکل گیری و تکوین نمایان خواهد شد؛ بدین معنی که معیارهای نظم اجتماعی و ارزش های رفتاری و تمدنی پایدار و نوین آن, دانش و آگاهی را در شخصیت دانش آموختگان برمی انگیزد و آن را آشکار می سازد. بر این اساس باید یک کتاب درسی از فرهنگ زبانی معاصر و رایج کتاب برخوردار باشد؛ فرهنگی که از نظر نگارنده مقاله در امور ذیل خلاصه می شود:
1. بحث و گفت وگو و مناظره و سؤال و جواب.
2. خواندن قصه و رمان و بازی کردن نقش شخصیات و تقلید آن.
3. گزارش ها و خطبه ها و ضرب المثل ها و سخنرانی ها.
4. راهنمایی کردن و آموزش دادن.
5. مصاحبه های شخصی و مدیریت نشست ها و گردهمایی ها و مشارکت و همکاری در آن.
6. توصیف اشیاء با دقت واقع بینانه و اقامه برهان و دفاع از آراء و نظرات و درخواست دلیل و برهان و تفسیر و مباحثه و تحلیل و بررسی و تفحص و شرح و تعلیق.
از نظر نگارنده این پژوهش این جوانب باید در زبان و سبک کتاب درسی نمایانده شود, تا با تکیه بر وسائل کاربردی نمایش زبان و حد و مرزهای آن, که اثر تکوینی غیر مستقیمی بر جای می گذارد, باعث پیشرفت عوامل زبان معاصر از نظر طرح و برنامه ریزی و تعریف و سازگاری با واقعیات شود. و علاوه بر موضوع علمی, شیوه تقدیم و سبک بررسی مضمون و ارائه محتوا و خصوصیت نظام های زبانی فراهم آمده و اساس تربیتی, به عنوان مدخل های اجرائی و منطقی محصول فرهنگی زبانی به شمار می رود. به عنوان نمونه, تکرار و پیامدهای شگفت آن بعد از آموزش, و آثار روانی و ایدئولوژیکی آن در مباحث کتاب درسی باعث شکل گیری جهان بینی دانش آموختگان می شود, به ویژه از جهت محتوا و تکنیک زبان, تا بدین ترتیب نسلی را پرورش دهد که پیوند آن با واقعیات ناگسستنی است.
بررسی تطبیقی اصطلاحات حوزه دستور انگلیسی- فارسی از دیدگاه معیارسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی تطبیقی و مقایسه ای فرهنگ های تخصصی زبانشناسی انگلیسی– انگلیسی با فرهنگ های تخصصی زبانشناسی انگلیسی– فارسی از لحاظ کمّی، مشخص گردید که تعداد اصطلاحات موجود در منابع فارسی به نسبت منابع انگلیسی بسیار اندک است و فقدان اصطلاحات و تعریف های توصیفی آشکار است که باید به واژه گزینی و اصطلاح سازی، طبق اصول و ضوابط واژه گزینی پرداخته شود. بر این اساس، تهیّه فرهنگ جامع و کامل این رشته بر مبنای اصول اصطلاح نامه نویسی و فرهنگ نگاری بسیار ضروری است. در این پژوهش، به واژه گزینی پیشنهادی تعداد واژگانی که معادل یابی نشده اند، طبق اصول و ضوابط واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پرداخته است. در بررسی مقایسه ای فرهنگ های تخصصی زبانشناسی وجود نابسامانی، تعدّد اصطلاحی، تکثّر مفهومی، وجود یک اصطلاح برای چند واژه، محرز است. چنین وضعیتی، محدودیت و نقص دانسته ها و خلط های معنایی و اختلال در امر نمایه سازی، پردازش و بازیابی اطلاعات را به دنبال خواهد داشت.در این پژوهش، با مقایسه واژگان مصوب فرهنگستان و فرهنگ های تخصصی انگلیسی – فارسی و واژه نامه های ضمیمه شده در کتاب های تخصصی زبانشناسی بهترین واژه را طبق اصول و ضوابط واژه گزینی فرهنگستان، انتخاب و پیشنهاد داده است.در این پژوهش، به این نتیجه کلی می رسیم که یکی از فرآیندهای اصلی مؤثر در بالا بردن پایگاه یک زبان استانداردسازی است که می توان از آن به عنوان ابزاری مؤثر جهت بهبود و نظم بخشی به تعاریف و نظام مفاهیم و نیز اصلاح خلاءهای واژگانی زبان فارسی، کمک گرفت. بدین لحاظ پرداختن به راهکارهای ممکن جهت معیارسازی اصطلاحات حوزه زبانشناسی ضروری می باشد.
مقاله به زبان انگلیسی: تحلیل ژانر محور بخش پیشنهادات برای پژوهش های بیشتر در پایان نامه های رشته زبانشناسی کاربردی در ایران (Writing Suggestions for Further Research in Iranian Applied Linguistics Theses: A Generic and Metadiscoursal Investigation)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم اهمیت پایان نامه ها بعنوان بخش مهمی از تحصیلات تکمیلی، در سال های اخیر، بیشتر مطالعات ژانر محور بر روی مقالات تحقیقی صورت گرفته است (بانتن، 2002: سویلز، 1990). علاوه بر این، از میان مطالعات مبتنی بر راهبرد نقشی Move)) که در مورد بخش های مختلف پایان نامه های تحصیلات تکمیلی انجام شده، مطالعات بسیار کمی در مورد بخش آخر پایان نامه ها، بخش پیشنهادات برای تحقیق بیشتر، و تحلیل درشت ساختار آنها صورت گرفته است. بنابراین، هدف از این تحقیق، مقایسه و بررسی ژانر این بخش از پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در رشته زبانشناسی کاربردی و شناسایی علائم استعاره ای بکار برده شده در هر راهبرد و مرحله (Move/Step) می باشد. بدین منظور، مجموعا 160 بخش پیشنهادات برای تحقیق بیشتر پایان نامه های کارشناسی ارشد و رساله های دکتری انتخاب و براساس الگوی پیشنهادی شامل شش راهبرد (Move) و پانزده مرحله (Step) و مدل طبقه بندی علائم استعاره ی هایلند (2005) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته های تحقیق، سه مرحله ی (Step) اجباری در بخش های یک، دو، و پنج ((M1S1, M2S3, M5S1 را نشان داد. همچنین، نتایج مقایسه این دو گروه حاکی از آن بود که تفاوت معنا داری در بخش های توجیه تحقیق حاضر، پیشنهادات برای تکرار تحقیق، کاربردهای تحقیق، و اننتظارات محقق وجود داشت. نتایج حاصله از این تحقیق می تواند برای توسعه ی سبک های بلاغی بخش بحث مفید واقع شود، و براین اساس، راهکارهای آموزشی مهمی برای متخصصان و نویسندگان تحصیلات تکمیلی بومی و غیر بومی ارائه می کند.
وام واژه های روسی در زبان فارسی و فرهنگ بزرگ سخن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ بزرگ سخن پژوهشی به نسبت جدید در زمینة فرهنگ نویسی زبان فارسی به شمار می آید که ضمن بهره گیری از دستاوردهای فرهنگ های پیشین، دارای نوآوری های برجسته ای است. این فرهنگ ضمن استفاده از پیکرة زبانی در انتخاب واژه ها، به آوانویسی، ترکیبات واژه ها و ارائة مثال ها و شواهد مناسب پرداخته است. یکی از ویژ گی های این فرهنگ، ریشه یابی واژه ها به ویژه واژه های دخیل در زبان فارسی است که در میان آن ها نَود واژة روسی نیز دیده می شود. اما با بررسی دقیق، در شناسایی ریشة این واژه ها کاستی هایی مشاهده کردیم که در مقالة حاضر به آن می پردازیم. هم زمان با بررسی این گونه واژ ها در فرهنگ بزرگ سخن، موارد دیگری را نیز تحلیل می کنیم. در بعضی از وام واژه های روسی تغییرات معنایی و یا حوزة معنایی، در برخی از آن ها گاه تغییرات آوایی و در گروهی دیگر نیز تغییرات دستوری پدیده آمده است. وام واژه هایی نیز روسی انگاشته شده اند؛ ولی پس از بررسی مشخص شدند که آن ها واژ ه های اصیل فارسی بوده اند که به زبان روسی وارد شده و سپس با تغییرات آوایی به زبان فارسی بازگشته اند.
چند کاربرد کلامی دیگر از «که» در فارسی گفتاری
حوزههای تخصصی:
«که» از جمله تکواژهای دستوری زبان فارسی است که برایش کاربردهای متعدّدی در گونه نوشتاری زبان فارسی می شناسیم. با وجود این، این تکواژ در فارسی گفتاری هم چن دین ک اربرد کلامی دارد که باعث می شود بتوانیم آنرا فارغ از حوزه کارکردهای رایج یک تکواژ دستوری هم مورد مطالعه قرار دهیم. در این پژوهش، با استفاده از داده های واقعی ضبط شده، تعدادی از کاربردهای کلامی «که» معرّفی می شوند تا نظریات پیشین در مورد کاربردهای این حرف کامل تر و جامع تر شوند، چراکه نشان داده خواهد شد که برخی از کارکردهای کلامی «که» در فارسی گفتاری، نتیجه برخی فرایندهای نحوی، مانند حرکت سازه ای است.
بررسی معنایی فعل مرکّب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازنمایی کنشگران اجتماعی در گفتمان سیاست خارجیِ محمدرضا پهلوی براساس مدل اجتماعی-معنایی فان لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل انتقادی گفتمان با واردکردن مفاهیم قدرت و ایدئولوژی به واکاوی روابط نابرابر قدرت و رمزگشایی ایدئولوژی های پنهان شده در متن ها می پردازد. در این پژوهش بر اساس مدل بازنمایی کنشگران اجتماعی فان لیوون (2008) و از طریق تحلیل ﻣﺆلفه های گفتمان مدار در متن های مربوط به سیاست خارجیِ محمدرضا پهلوی، چگونگی بازنمایی کنشگران اجتماعی و ارجاع های به کاررفته در گفتمان سیاست خارجیِ او بررسی می شود، تا از این رهگذر نشان داده شود که چگونه این بازنمایی ها در راستای برجسته سازی و حاشیه رانی مفاهیم دل خواه و غیردل خواه به کارگرفته می شوند. نتایج نشان می دهد که بازنماییِ کنشگرانِ اجتماعی، در متن های سیاست خارجیِ شاه، با استفاده از ارجاع های مختلف و متناسب با هدف و قصدی که وی دنبال می کند، صورت می پذیرد. هویت های ""خودی"" غالباً به صورت مثبت و فعال بازنمایی می شوند، درحالی که هویت های ""دیگری"" به صورت منفی بازنمایی می شوند. همچنین نتایج نشان می دهد که شاه برای ارجاع به هویت های ""خودی"" بیشتر از ﻣﺆلفه پیونددهی و هویت دهی رابطه ای استفاده می کند و برای ارجاع به هویت های ""دیگری""ﻣﺆلفه ارزش گذاری را بیشتر به کار می گیرد.
دستوری شدگی طبقه نمای «done / ne» در گونه تاکستانی زبان تاتی
حوزههای تخصصی:
یکی از فرایندهای مهم تغییر زبانی، دستوری شدگی است. طیّ این فرایند، واحد های واژگانی به تدریج نقش معن ایی خ ود را از دست می دهند و از یک واح د ق اموسی به واحد نقشی یا دستوری تبدیل می شوند و یا واحدهای دستوری، دستوری تر می شوند. طبقه نماها نشان دهنده سازمان دهی دانش سخنگوی ان یک زب ان هستند و براساس ج وانب ف رهنگی مشترک بی ن سخنگویان آن زبان برای طبقه بن دی مف اهیم به کارمی روند. س اخته شدن طبقه نماهای ع ددی در زب ان تاتی نمونه ای از دستوری شدگی است. بررسی طبقه نماهای عددی نشان می دهد که این کلمه ها حاصل دستوری شدگی یک اسم به طبقه نما هستند. این عناصر زبانی، ویژگی های کلمه های قاموسی را از دست داده اند و ویژگی های کلمه های نقشی را کسب کرده اند. این تحقیق به بررسی فرایند دستوری شدگی طبقه نمای عددی «done» یا «ne» در تاتی تاکستانی می پردازد. طبقه نمای عددی عام «done» در گونه تاکستانی زبان تاتی جایگزین سایر طبقه نماهای عددی در این گونه زبانی شده و در اثر کاربرد زیاد به صورت «ne» کاهش آوایی یافته است. براساس معیارهای مطرح شده در ای ن مق اله می توان گفت که دستوری شدگی تا حدّ زیادی در مورد طبقه نمای عددی عام «ne» در گونه تاتی تاکستانی رخ داده است.
مبانی معناشناختی نقد ترجمه در ایران معاصر(1357-1330)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ پژوهی ترجمه ازجمله حوزه هایی است که در سال های اخیر توجه ترجمه-پژوهان را به خود جلب کرده است. یکی از محورهای قابل بررسی در این زمینه نقد ترجمه است که می توان آن را مهم ترین جلوة «پیوند نظریه و عمل ترجمه» و آیینه ای تمام نما از هنجارهای حاکم بر تولید و پذیرش ترجمه در یک کشور دانست. با توجه به نبود پژوهش های روشمند درزمینة چگونگی انجام نقد ترجمه در ایران معاصر، در پژوهش حاضر سعی داریم تا با بررسی مبانی معناشناختی موردنظر منتقدان ترجمه در ایرانِ قبل از انقلاب، بخش کوچکی از این خلأ را پر کنیم. در این پژوهش که به صورت کتابخانه ای انجام شده است، مجلات سخن، راهنمای کتاب، انتقاد کتاب و صدف به-عنوان مجلات تخصصی نقد، مرجع تحقیق قرار گرفتند. نتایج این بررسی نشان می دهد مبانی معناشناختی به کارگرفته شده در نقدهای ترجمه در قبل از انقلاب، بیشتر تابع خلاقیت های فردی منتقدان و نیز میزان دانش زبانی و آشنایی آن ها با مبانی زبان شناسی روزگار خود بوده است.
ساخت های تعجبی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در زبانشناسی، بررسی ساختار و خصوصیات انواع جمله های موجود در زبان و تعیین تفاوت ها و شباهت های آن ها با یکدیگر است. هدف مقالة حاضر نیز پرداختن به جمله های تعجبی زبان فارسی ازدیدگاه زبانشناسی و ارائة دادههای جدیدی از زبان فارسی است که ضرورت توصیف این گونه جمله ها را توجیه می کند و اساس درک ماهیت جملههای تعجبی را وسعت می بخشد. در این تحقیق تلاش میشود تا در چارچوب رویکرد زانوتینی و پورتنر (2003) به این پرسشها پاسخ داده شود: الف. ساختار جمله های تعجبی در زبان فارسی چگونه است؟ ب. نقش معنایی و کاربردشناختی این گونه جمله ها چیست؟ ج. تفاوت این جمله ها با جمله های پرسشی خبری چیست؟ د. عنصر نفی در این ساختارها چه جایگاهی دارد؟ دادههای این تحقیق به شیوة پیکرهبنیاد گردآوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. نتایج حاکی از این است که در زبان فارسی، تعجبی های خبری و تعجبی های پرسش واژهای دو نوع اصلی جمله های تعجبی را تشکیل میدهند که تمایز میان آن ها با بررسی ویژگیهای معنایی، کاربردشناختی، آکوستیکی و نحوی این جمله ها و همچنین مقایسة رفتار آن ها در رابطه با فرایند منفیسازی و ساختهای مقایسهای امکان پذیر است.
بررسی تلفظ واکه شوا توسط فارسی زبانان: کاربرد آواشناسی آکوستیکی برای اهداف آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل صوت شناختیِ آواهای گفتار با اهداف مختلفی انجام می شود، که مقاصد آموزشی یکی از آنها است. در آموزش زبان دوم معمولاً گفته می شود که فراگیران، واکه های ناآشنای زبان دوم را مشابهِ نزدیک ترین واکه به زبان خودشان تلفظ می کنند. از آنجا که تلفظ در یادگیری زبان و ایجاد ارتباط مؤثر است، در این مقاله ویژگی های صوت شناختیِ تلفظ واکه ناآشنای [] انگلیسی آمریکایی توسط فراگیران فارسی زبان، بررسی شده است. به این منظور متغیرهای آکوستیکیِ سازه های اول، دوم و سوم در پاره گفتارِ ضبط شده، با معادلِ تلفظ آن توسط فرد بومیِ انگلیسی آمریکایی (AE)، در تلفظ دو واکه [] و [e] مقایسه شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان داده است که متغیر سازه اول و دوم در واکه []، در تلفظِ دو گروهِ گویشوران، اختلاف معنادار نشان داده است ولی سازه سومِ این واکه اختلاف معناداری نشان نمی دهد؛ در مورد هر سه سازه اول واکة [e]، اما، اختلاف معناداری گزارش شده است. درنهایت، در مواردی که اختلاف هریک از متغیرهای مذکور معنادار بوده است، بر اساس ملاحظات صوت شناختی، جهت بهبود تلفظ واکه های مورد نظر نزد فارسی زبانان، توصیه هایی آموزشی ارائه گردیده است.
«جهش» و اشتقاق آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهش» (در فارسی میانه ĵahišn)، که علاوه بر معنای مشهور آن در معنای «بخت و اقبال» هم شواهد بسیاری در فارسی میانه و دری دارد، لغتی است با اشتقاق نامعلوم و اگرچه بعضی دانشمندان از سال ها قبل به جست وجوی ریشه آن برآمده اند، رأی هیچ یک از آنها در این باب درست نیست. در این نوشته کوشش در اثبات این نکته بوده که اشتقاق «جهش» و بعضی کلمات هم ریشه با آن چون «جستن» (در فارسی میانه ĵastan) و ĵadag را باید در ریشه yat- یافت که معنای اصلی آن «محکم ایستادن» است و بر اثر بعضی تحولات معنایی معانی تازه به خود گرفته است.
Инкорпорация как проявление закона языковой экономии (بررسی پدیده زبانی تلفیق درگفتار به عنوان نمادی از قانون کم کوشی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، اصل صرفه جویی در گفتار به عنوان یک قانون جهان شمول در زبان شناسی تجزیه و تحلیل می شود. صرفه جویی در مصرف انرژی به هنگام گفتار معمولاً در مواردی عینیت پیدا می کند که گوینده ناگزیر است دو واحد زبانی نامتقارن با هم را در گفتار خود به کار گیرد. موضوع اصلی بحث در این مقاله، پدیده زبانی تلفیق است که به وضوح در گروه زبان های هند و اروپایی و به ویژه در زبان های روسی و انگلیسی دیده می شود. نگارنده در این پژوهش مانند بسیاری از زبان شناسان بر این باور است که وجود دوگانگی نامتقارن در نشانه های زبانی، موجب پیشرفت و پویایی نظام زبان می شود. پدیده تلفیق به عنوان نتیجه و نمادی از کارکرد اصل صرفه جویی در گفتار، در ساختارهای نحوی همه زبان های دنیا یک اصل تأثیرگذار است. بر اساس نتایج به دست آمده، گویندگان استفاده از پدیده زبانی، تلفیق واحدهای زبانی با یکدیگر را بهترین شیوه برای صرفه جویی در مصرف انرژی و زمان گفتار می دانند. این واحدهای زبانی ممکن است از نظر معنایی به طور همزمان با نهاد و گزاره در زنجیره گفتار مرتبط باشند و از نظر مورفولوژیکی نیز ساختمانی شبیه ترکیب و گروه واژه داشته باشند.