فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در میان پسوندهای موجود در زبان فارسی، پسوند « ی» از قدرتی بی مانند برخورداراست: چه از حیث تنوّع گروههای اشتقاقی و چه از لحاظ تعداد مشتقاتی که می سازد. این پسوند، که سابقة آن به ایرانی باستان بازمی گردد، بسیار زایاست و بالاترین بسامد را در میان دیگر وندها دارد. ازهمین رو، جستار حاضر با اتّخاذ رویکردی ترازمانی، سابقة حضور وکاربردهای این پسوند در ایرانی باستان و نیز در زبانهای ایرانی میانة غربی را مورد بررسی قرارمی دهد و ضمن تجزیه وتحلیل داده ها، ساختارهای پسوند «ی» را به سه گروه ساختارهای اسمی، ساختارهای صفتی و ساختارهای قیدی تقسیم می سازد تا از این رهگذر به معرفی کاربردهای گوناگون این پسوند در فارسی نو پرداخته شود. نتیجه این که کاربرد وزایایی پسوند «ی» در گذر زمان به گونة چشم گیری افزایش پیدا کرده است، به طوری که امروزه در نقش پسوندی توسعه طلب ظاهرشده و در سطوح مختلف به حریم پسوند های دیگر هجوم برده و آنها را به حاشیه رانده است.
غیریت سازی در گفتمان سیاست خارجی محمدرضا پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غیریت سازی در گفتمان سیاست خارجی محمدرضا پهلوی هما اسدی[1] فرهاد ساسانی[2] تاریخ دریافت:10/9/91 تاریخ تصویب: 23/1/93 چکیده پژوهش حاضر به بررسی غیریت سازی و چگونگی بازنمایی «خود» و «دیگری» و همچنین سازوکار برجسته سازی و حاشیه رانی در گفتمان سیاست خارجی محمدرضا پهلوی، شاه ایران در فاصلة بین سال های 1320 تا 1356 می پردازد. در این پژوهش از ابزارهای تحلیل واژگانی در زبان شناسی نقش گرای سیستمی برای تعیین هویت های «خود» و «دیگری» در گفتمان سیاست خارجی شاه استفاده شده است. پیکرة مورد بررسی، تمامی متن های مربوط به سخنان شاه دربارة سیاست خارجی طی سال های 1320 تا 1356 است که در قالب کتابی با عنوان «مجموعه تألیفات، نطق ها، پیام ها، مصاحبه ها و بیانات اعلی حضرت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران» در یازده جلد منتشر شده است. نتایج نشان می دهد قطب بندی هویتی در گفتمان محمدرضا پهلوی دوگانه نیست بلکه پیوستاری است با قطب های میانی، خود و دیگری: آمریکا، سازمان ملل متحد و ملت های جهان هویت های ثابت خودی در این پیوستارند، در حالی که محمد مصدق، جمال عبدالناصر، کمونیسم، حزب توده و استعمار (بدون اشاره به نام کشور خاصی) هویت های ثابت دیگری به شمار می روند. شوروی و اسرائیل نیز قطب های بینابین این پیوستار را تشکیل می دهند. همچنین نتایج نشان می دهد فعال سازی واژه ها و عبارت ها به گونه ای صورت می گیرد که نکته های مثبتِ خودی و نکته هایِ منفیِ دیگری برجسته و نکته های منفیِ خودی و نکته های مثبت دیگری به حاشیه رانده می شود. [1]دانشجوی دکتری زبان شناسی همگانی، دانشگاه الزهرا (س)(نویسندة مسئول) ؛ h.asadi@alzahra.ac.ir [2] دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه الزهرا (س)؛ f.sasani@ alzahra.ac.ir
مقاله به زبان انگلیسی: ارتباط خرد و کلان در نگارش علمی: بررسی چکیده های مقالات علمی (Interfaces of Macro and Microstructure in Academic Writing: The Case of Research Article Abstracts)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرچه مطالعات زیادی به تحقیق درباره چکیده مقالات تحقیقی اختصاص یافته است اما هنوز پژوهش های زیادی لازم است تا رابطه میان نقشهای بلاغی و عناصر زبانشناختی آنها را آشکار کند (مثلا فراگفتمان). برای بررسی این رابطه‚ مطالعه کنونی 60 چکیده انگلیسی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده است که توسط دو گروه فرهنگی انگلیسی زبان و فارسی زبان نگاشته شده است. در مرحله اول‚ ساختار بلاغی چکیده ها بر اساس مدل هایلند (2000) بررسی می شود. سپس عناصر فراگفتمان با کمک مدل حرکت هایلند a)2005 ) تعیین می گردد. ما الگوهای متفاوتی را در هر دو گروه فرهنگی مشاهده کردیم. در گروه انگلیسی زبانان چکیده ها بیشتر با مدل هایلند (2000) سازگار بودند. در حالیکه فارسی زبانان ترجیح می دهند بعضی از این حرکتها ها را حذف کنند همچنین نتایج نشان دادند که یک رابطه نزدیک میان نقش ارتباطی حرکتها ها و انتخاب فراگفتمان در هرحرکت وجود دارد. بر اساس یافته های این مطالعه می توان گفت که عناصر فراگفتمان برای ایجاد ارتباط موثر با خواننده تغییر می یابند. این مطالعه می تواند کاربردهای آموزشی ارزنده ای برای حوزه های EAP/ESP مخصوصا دوره های نگارش در بر داشته باشد.
بررسی تأثیر عناصر دستوری و وام واژه های زبان فارسی بر زبان کشمیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان کشمیری از گروه زبان های «داردی» از خانوادة زبان های هندوایرانی است که در درة کشمیر و نواحی آن رواج دارد.. به دلیل تماس طولانی مدت این زبان با زبان فارسی از سدة چهاردهم تا سدة نوزدهم میلادی، زبان فارسی هم از لحاظ ادبی و هم از نظر زبانی تأثیری عمیق بر آن گذاشته است. این تأثیر را می توان در سه بخش وام گیری واژگانی، تغییرات واجیو وام گیری دستوریمورد بررسی قرار داد. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان نفوذ زبان فارسی از لحاظ عناصر دستوری و وام واژه ها در زبان کشمیری بوده است که با استفاده از منابع موجود و پژوهش های پیشین برای تأیید و آشکار کردن پیوندهای فرهنگی ایران و کشمیر از زمان های کهن و در دوره های تاریخی مختلف انجام شده است. نوآوری این پژوهش در این امر نهفته است که نفوذ و تأثیر بنیادین زبان فارسی بر کشمیری را مورد بررسی قرار می دهد و اشاره می کند که این تأثیر به دلیل نفوذ اسلام در این سرزمین توسط عارفان و مبلّغان مسلمان صورت گرفته است. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که نفوذ زبان فارسی علاوه بر وام گیری واژگانی، در ژرف ساخت زبان کشمیری باعث تحولاتی در ساخت های دستوری شده است و اگر این تأثیر با توجه به دلایلی که ذکر شده است، ادامه پیدا می کرد، چه بسا جایگزین زبان کشمیری می گردید. هدف از انجام این پژوهش، بررسی وام واژه های زبان فارسی در زبان کشمیری، تحولات معنایی این واژه ها و همچنین تغییرات واجی وام واژه ها و بررسی میزان نفوذ زبان فارسی در عناصر و ساخت های دستوری این زبان است.
تأثیر زبان عربی در واژگان زبان آلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز روابط نظامی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی در میان جوامع مختلف ، برخی از واژه ها به دلایل گوناگون از زبانی به زبان دیگر راه پیدا کردند و به مرور زمان موجبات آمیختگی واژگانی را فراهم آوردند . درگیریهای مسلمانان به منظور گسترش دین اسلام موجب گردید که همپای این دین جدید ، واژه های عربی نیز به وِیژه در زمینه های دینی و القاب حکومتی وارد زبانهای دیگر کشورها بشود و زبان بومی را تحت تأثیر قرار دهد . در برخی مناطق نفوذ زبان عربی به قدری قوی بود که نه تنها واژگان ، بلکه صرف و نحو زبان عربی به زبان اسپانیایی راه یافت و به تدریج اکثر زبانهای اروپایی و هم کم و بیش تحت تأثیر قرار داد . اگر چه صرف و نحو آلمانی ...
فعل های معین در زبان فارسی و فرضیه فعل معین دوجزئی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد تحلیل گفتمان انتقادی در ترجمه از عربی به فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد گفتمانی برخلاف نگرش متن محور، به همة عوامل مؤثر در شکل گیری معنا در متن توجه می کند و علاوه بر جنبه های زبانی متن، بافت موقعیتی و درکل فرازبان را نیز درنظر می گیرد. در نوع انتقادی این رویکرد، به ایدئولوژی و روابط قدرت به عنوان عامل جهت دهنده به متن توجه می شود. چنین رویکردی، برخلاف نگرش جزئی نگر متن محور، شناختی همه جانبه از متن به مترجم می دهد. بر این اساس، نگارنده در مقالة حاضر، کوشیده با روش استنادی-تحلیلی کاربرد رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی در ترجمة متون عربی به فارسی را تبیین کند؛ بنابراین، با فرضیة اصلی عدم کارآمدی نگرش متن مدار و کارآیی تحلیل گفتمان انتقادی در انتقال جنبه های پنهان متن، مطلب را دنبال کرده و با تحلیل و ترجمة نمونه هایی از متون معاصر عربی، کوشیده است فرضیه را ثابت کند. درپایان، این نتیجة کلی حاصل شده است که از رهگذر تحلیل گفتمان انتقادی، علاوه بر روشن شدن جنبه های کاربردشناختی متن و به ویژه بافت موقعیتی آن، ایدئولوژی موجود در متن به عنوان عامل جهت دهندة کلی آن نیز آشکار می شود و مترجم با درنظر گرفتن معانی فرامتنی، متن مقصد را با به کارگیری سبک متناسب سامان می دهد.
ساختار مصدری وجهی فعل «بودن»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت sein + zu + Infinitiv به دلیل مفهوم مبهم آنکه هم به معنی امکان و هم به معنی الزام میباشد، به عنوان قسمت مهمی از مبحث «عبارات چندوجهی» در آلمانی محسوب میشود. به همین دلیل این ترکیب دستوری با افعال کمکی «توانستن» و «بایستن» از نظر معنایی در رقابت است، گرچه این عبارت در اکثر موارد به معنای «امکان» است. سؤال مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که چه عوامل زبانی و غیرزبانی در این مورد نقش ایفا میکنند که شنونده باتوجه به آنها تشخیص دهد که کدام معنای این ترکیب دستوری مدنظر گوینده میباشد. در این رابطه چهار عامل مهم مطرحاند که عبارتند از: زمینه گفتار، موقعیت گفتار، فحوای کلام، نوع متن و وجود بعضی از ادات جمله. با در نظر گرفتن و بررسی این موارد میتوان به مفهوم واقعی Der modale Infinitiv mit "sein" پی برد.
بررسی زایشی دستگاه واجی گویش بلوچی سرحدّیِ گرنچین
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان زایشی واج شناسی را بخش مهمی از دستور هر زبان می دانند. واج شناسی زایشی که می توان آغاز آن را اثر چامسکی و هله (1968) دانست، در گذر زمان در قالب انگاره های نظری خاصی مطرح شده است. پژوهش حاضر، که پژوهشی میدانی است، به بررسی و توصیف فهرست واجی (شامل همخوان ها و واکه ها) گویش بلوچیِ سرحدّیِ گرنچین در چارچوب نظریة واج شناسی زایشی می پردازد و هویت واجی هر واج را با استفاده از انگارة برکوئست (2001) به اثبات می رساند. بدین منظور، داده های زبانی گویش بلوچیِ سرحدّی بر اساس پیکرة زبانی گردآوری شده از منطقة گرنچین از توابع شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان مورد بررسی قرار می گیرد. گردآوری داده ها و تدوین پیکره های زبانی از طریق مصاحبه و ضبط گفتار آزاد انجام شده است. جامعة زبانی این پژوهش را 10 گویشور ساکن گرنچین با رده های سنی متفاوتِ 60 تا 80 سال و بی سواد تشکیل می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که انگارة واجی برکوئست (همان) برای شناسایی فهرست همخوانی و واکه ای گویش بلوچیِ سرحدّیِ گرنچین کارآمد است. نتایج همچنین حاکی از آن است که این گویش در نظام واجی خود 21 همخوان شامل 8 همخوان انفجاری، 5 همخوان سایشی، 2 همخوان انسایشی، 2 همخوان خیشومی، همخوان لرزشی، 1 همخوان کناری و 2 غلت و 9 واکه شامل 6 واکة ساده و 3 واکة مرکب دارد.
بررسی چارچوبها و ساختارهای بلاغی سیاق کلام در مقاله های علمی علوم انسانی در سطوح خرد و کلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از تحقیق حاضر بررسى چارچوبها و ساختارهاى بلاغى سیاق کلام در مقالههاى علمى علوم انسانى در سطح خردوکلان مىباشد.در این بررسى 171 مقاله از رشتههاى مختلف علوم انسانى، چاپ شده در 5 مجله دانشکدههاى علوم انسانى کشور مورد مطالعه قرار گرفتند.
از دیدگاه نظرى این تحقیق بر پایه نظریههاى زبانشناسانى چون فرت، هلیدى و سینکلر استوار است، و از نظر علمى از روشهاى تجزیه و تحلیل متن که توسط جان سویلز(1990)به ویژه براى بررسى مقالههاى تحقیقى ارائه شده، پیروى مىکند.
نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد مقالههاى علوم انسانى به دو دسته تجربى و توصیفى تقسیم مىگردند.چارچوب به کار رفته در مقالههاى تجربى با چارچوب ارائهشده توسط سویلز کاملا هماهنگى دارد.اما گروه عمده مقالهها را مقالههاى توصیفى تشکیل مىدادند که این مقالهها از چارچوب دیگرى پیروى مىکردند که مىتوان گفت چارچوب مناسبترى براى مقالههاى توصیفى مىباشد.از آنجا که تحقیق جامعى روى متنهاى علوم انسانى در زبان انگلیسى به عمل نیامده است نمىتوان مقایسهاى با مقالات مشابه در زبان انگلیسى انجام داد، اما مسلم است که مقالههاى توصیفى در زبان انگلیسى نیز از چارچوب رایج در متنهاى تحقیقى تجربى استفاده نمىکنند.بررسى بخشهاى مقدمه مقالات نشان داد که این بخشها دقیقا داراى چارچوبى منطبق با چارچوب ارائه شده توسط بروس(1983)بودند.در عوامل ریز ساختى نیز نتایج جالب توجهى بدست آمد که تقریبا با نتایج تحقیقات قبلى همسو هستند."
بررسی واژگان و اصطلاحات انگلیسی در زبان اردو و به کارگیری آن ها در رسانه های ارتباط جمعی به ویژه روزنامه ها
حوزههای تخصصی:
کاربرد و تاثیر الفاظ و واژگان زبان هاى بیگانه- بویژه زبان بین المللى انگلیسى- در زبان و ادبیات کشورهاى مختلف بسیار رایج و متداول است و امروزه بیش از گذشته شاهد آن هستیم. این تاثیر در رسانه هاى ارتباط جمعی، بخصوص رادیو، تلویزیون و روزنامه بیشترور در زبان عامیانه مردم شهرها و روستاها کمتر به چشم مى خورد. البته این کاربرد شاید به این دلیل باشد که مسئولان این رسانه ها مى خواهند به نوشته هاى خود زرق و برق بیشترى بدهند، یا به زعم خود سطح آن را بالا ببرند، تا در نظر بیننده و شنونده جلوهء بیشترى داشه باشد، اما تمام این ها باعث بروز مسانل و مشکلات مختلفى در زبان و ادبیات یک کشور خواهد شد. این اقدامات در بعضی موارد خاص- که در ادامه اشاره مى شود- گرچه ممکن است باعث غنى تر شدن زبا ن گر دد، ولى در اکثر موارد، باعث بروز مشکلاتى از جمله سخت تر شدن درک و فهم آن توسط افراد عامى مى گردد. با همین انگیزه، بر آن شدیم تا در این مقاله میزان، کاربرد و چه گونگى تاثیرات ناشى از آن ها را در رسانه هاى ارتباط جمعی، بخصوص روزنامه ها. به طور مفصل تر و در بقیهء موارد به کوتاهی، بررسى کنیم.
در آستانه متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخستین بندهای یک رمان یا هر اثر ادبی دیگر، از جمله جایگاه های کلیدی متن است. آستانه قطعی ورود خواننده به دنیای تخیل و گذرگاهی بین سکوت و گفتار برای نویسنده است. منتقدان فرانسوی برای اشاره به این بخش از اثر، واژه لاتین incipit را به کار می برند و از دیدگاههای گوناگون به مطالعه آن می پردازند. مقاله حاضر، پس از نگاهی کوتاه به تحول این کلمه و پیشنهاد معادلی فارسی برای آن، اهمیت ویژه «نخستین بخش متن» را خاطر نشان میکند. سپس چگونگی تعیین حد و مرز و نقش های ویژه آن را یادآور می شود و مفاهیمی چون «ارکان اصلی دنیای تخیل»، «عناصر پیرامتن» و «قرار داد خوانش» را بررسی می کند. شایان ذکر است که در توضیح مقوله های فوق و بررسی مفاهیم، همواره از رمان ها و داستان های کوتاه فارسی نمونه هایی ارایه می شود تا درک و دریافت مطالب مورد بحث، با سهولت بیشتری میسر گردد.
اختصارسازی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بررسی انواع اختصار و اختصارسازی در زبان فارسیِ کنونی نگاهی تاریخی نیز به این فرایند واژه سازی دارد و با ارائة شواهدی نشان می دهد که علیرغم نظر برخی از صاحب نظرانِ این حوزه، اختصارسازی در زبان فارسی قاعده مند و دارای قدمتی دیرینه است و حتی به دوران کتیبه نگاری برمی گردد. در این پژوهش، نگارندگان این بحث را برپایة اصول اقتصاد[1] و کم کوشی[2] گذاردهاند که زیف[3] در سال 1949 مطرح کرده بود. زیف و مارتینه (1962) در این مورد عنوان می کنند که اصل اقتصاد و کم کوشی در تمامی جوانب زندگیِ انسان، از حرکت و تولید گرفته تا سخن گفتن دیده می شود. رابطه فوق در زبان نیز وجود دارد و در همین راستا اصل اختصار بیان می شود که به طوردقیق می توان گفت رابطة معکوس بین طول کلمه ها و فراوانی کاربرد آن ها وجود دارد. پژوهش حاضر براساس پیکرة نوشتاری و گفتاری انجام گرفته و نمونه های ارائه شده از منابعی چون فرهنگ ها، مقالات و آگهی ها گردآوری شده اند. پس از بررسی حدود 400 واژة اختصاریِ فارسیِ گردآوری شده، 6 طبقة اصلی و حدود 50 طبقة فرعی شناسایی شده اند. مقالة حاضر با ذکر الگوهای ساختواژی اختصارات و با تایید نظریة زیف، نشان می دهد نیروی بازدارنده ای وجود دارد که توسط اصل اقتصادِ گوینده و شنونده اعمال می گردد.
بررسی بازنمایی ایدئولوژی در متون ترجمه شده سیاسی انگلیسی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی : محورهای سبک و بلاغت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبلور و انعکاس افکار، باورها و بطور کلی ایدئولوژی در صورت های زبانی یکی از کانون های اصلی مورد توجه در بسیاری از حوزه های علوم انسانی به ویژه در زبان شناسی، مطالعات ترجمه و علوم سیاسی در چند دهه اخیر می باشد. از آنجایی که متون سیاسی اعم از متون زبان مبدأ و بازتولید آن در زبان مقصد بر اساس متغیرهای فرازبانی شکل می گیرد، می توان ادعا نمود که هر یک از انتخاب ها، دستکاری های زبانی و راهبردهای بکارگرفته شده توسط مترجمان نشأت گرفته از ایدئولوژی نهفته ویژه ای می باشد تا از این رهگذر اذهان مخاطبان خود را جهت داده و به سوی پذیرش آنچه مد نظر دارند، هدایت کنند. پژوهش حاضر در صدد آن است تا با بهره گرفتن از دستاوردهای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و الگوی نظری وندایک (۲۰۰۴)، بکارگیری محورهای سبک و بلاغت توسط مترجمان فارسی و دلایل ایدئولوژیکی احتمالی گزینش آنها را در صورت وجود به چالش بکشد. بدین منظور ابتدا بکار بستن این دو محور در ترجمه فارسی متون سیاسی مکتوب انگلیسی محدود به مسائل مرتبط به ایران در دو سال اخیر بررسی شده و بر اساس آن چگونگی انعکاس ایدئولوژی مترجمان مورد واکاوی قرار گرفته است. سپس بسامد بهره گرفتن از این دو محور و راهبردها و استراتژی های معرفی شده مرتبط با هر یک احتساب و ارائه شده و مورد مقایسه قرار می گیرد. نتایج حاصل نشان می دهد که بکارگیری این دو محور غالباً با هدف بازنمایی و انعکاس ایدئولوژی مترجم فارسی همسو است. همچنین تفاوت چشمگیری میان میزان کاربرد این دو محور و راهبردهای آنها وجود داشته و علیرغم اینکه زبان فارسی از منظر ادبی بسیار غنی است، مترجمان فارسی در ترجمه متون سیاسی از محور بلاغت و راهبردهای مربوط با آن در مقایسه با محور سبک به ندرت بهره جسته اند.
وام واژه های فارسی در کتاب الامتاع و المؤانسة ابوحیان توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ ایرانی که از سده های نخست اسلامی وارد زبان و ادبیات عربی شده بود، در قرن چهارم گویی جزئی از فرهنگ عربی شده، در میان مردم رایج و معمول بود. این فرهنگ با ابزار زبان انتقال داده شد. بنابراین نفوذ گستردة آن را باید در آثار نویسندگان ایرانی نژاد عربی نویس یافت. ابوحیان توحیدی، دانشمند بزرگ جهان اسلام در قرن چهارم هجری، از جملة این نویسندگان است که در آثار او نشان ایران فراوان است؛ در کتاب الامتاع و المؤانسة وی بیش از صد وام واژة فارسی به چشم می خورد که از آن میان تقریباٌ 22 واژه برای اولین بار در اثر ابوحیان ذکر شده و 21 مورد آن، واژه هایی است که در عصر جاهلی وارد زبان عربی شده بود و در این قرن کاربرد داشت و بیشتر از 57 واژة دیگر، وام واژه های عصر اسلامی و عباسی می باشند. کلمات فارسی کتاب در حوزة تمدن مادی قرار دارند و بیشتر مربوط به خوراک، پرندگان، حیوانات و گیاهان دارویی می باشند و بسیار کم نام گل، ابزار موسیقی، بازی ها، ابزار مخصوص ساختمان و... در بین آن ها به چشم می خورد. از آنجا که وام واژه های فارسی بار معنایی خود را دارند، بنابراین هدف از پژوهش در واژه های معرّب، تعیین بارهای فرهنگی فارسی انتقال یافته به زبان عربی است و بدین گونه با معناشناسی واژه ها، نوع فرهنگ تأثیرگذار مشخص می شود.