فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
منبع:
چیستا آذر ۱۳۶۱ شماره ۱۴
حوزههای تخصصی:
تقابل ساختارهای شرطی فرانسه – فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به نظر آدام زوسکی و دلماس زبان ها به دلیلی ساده واساسی همدیگر را تبیین می کنند: در واقع عملیات عمیق زبانی(مکانیزم های انتزاعی) بطور کلی واحدند. آنچه دستخوش تغییر می شود‘ نشانه های ظاهری این عملیات است. این نشانه ها در هر زبان‘ خاص همان زبان اند و همین ویژگی سر آغاز گونه گونی زبان هاست. به نظر ما زبان شناسی مقابله ای روش مناسبی است بر آن دسته پژوهش ها که در پی آن اند تا نشان دهند که آموزش زبان‘ بدون شناخت و درک درست و اصولی از زبان شناسی‘ نادرست و ناممکن است. زبان آموزان ایرانی به ویژه در کاربرد اشکال زمانی مرتکب اشتباهات فراوانی می شوند. از این رو آنچه در نخستین رویکرد جالب می نماید‘ تقابل ساختارهای شرطی فرانسه – فارسی بر اساس مجموعه ادبی است. امتیاز این پژوهش استواری آن بر ابزاری است که عبارات و جملاتی را بررسی می کند که به علت کاربری عمومی و سهولت آن ‘ برای هر خواننده با هر بضاعتی‘ قابل وارسی است . مقاله حاضر با رویکردی تطابقی آن دسته از معادلهای فارسی را مورد بررسی قرار می دهد که جزوی از ساختار نظام شرطی زبان فرانسه اند.
تحلیل گفتمانی دو متن
پدیده چند معنایی در زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله اشتراک لفظی از موضوعات مورد توجه زبان شناسان به ویژه معناشناسان است از آنجا که این موضوع در گذشته نیز مورد اتهام اهل لغت بوده است . در این مقاله تلاش می شود ، رویکرد قدما بویژه نظریات و استدلالات مخالفان و موافقان این پدیده در زبان عربی مورد بررسی قرار گیرد . در معناشناسی امروز ، مسئله چند معنایی (polysemy) ، که در ذیل روابط مفهومی در زبان طبقه بندی می شود ، بیان همان اشتراکات لفظی در نزد قدماست . در این مقاله علاوه بر تعریف و توضیح اصلاح چند معنایی ، سعی می شود مشابهات و اختلافات میان این دو اصلاح قدیم و جدید بازبینی شود . شایان ذکر است نظریات زبانی جدید وقوع پدیده چند معنایی در زبان را نتیجه همنشینی واژه ها می داند .
بررسی اصطلاحات عامیانه تحصیلی دانشجویان اصفهان از نظر ساخت واژی و معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از عبارات و اصطلاحات عامیانه تحصیلی در بین دانشجویان اصفهانی رواج دارد. در این مقاله این اصطلاحات از دو منظر ساخت واژی و معنایی بررسی شده است. به این منظور با توجه به تقسیم بندی شقاقی (1386) از انواع فرایند های واژه سازی، فرایند های ساخت واژی دخیل در ساخت اصطلاحات عامیانه تحصیلی تعیین شد. همچنین در بررسی قواعد معنایی در ساخت این اصطلاحات از آنچه اکرامی (1384) به عنوان عمده ترین شیوه های ساختن واژه و اصطلاح معرفی کرده است، استفاده شد. شرکت کنندگان این پژوهش 90 دانشجوی اصفهانی بودند و ابزار جمع آوری اطلاعات ارائه پرسش نامه ای در دو بخش بود. با بررسی و تحلیل داده های حاصل از پرسش نامه در مجموع 160 اصطلاح عامیانه تحصیلی که دانشجویان اصفهان استفاده کرده اند، به دست آمد، سپس داده های حاصل از نظر ساخت واژی تحلیل شد که بر اساس آن فرایند های ساخت این اصطلاحات به ترتیب: ترکیب، واحد های واژگانی فراتر از واژه، گسترش استعاری، وام گیری، اشتقاق، ابداع، ترکیب- اشتقاق، کوتاه سازی و سرواژه سازی بودند و در این میان فرایند واژه سازی ترکیب با 6. 31 % بیشترین سهم و فرایند آمیزش با 62. 0% کمترین سهم را به خود اختصاص داده است. از آنجا که در زبان فارسی ترکیب و اشتقاق رایج ترین فرایند های واژه سازی هستند، انتظار می رفت پس از ترکیب، فرایند واژه سازی اشتقاق بالاترین سهم را در ساخت اصطلاحات عامیانه تحصیلی داشته باشد، در حالی که این گونه نیست.
بررسی و تحلیل نگرشهای آواشناختی و واجشناختی ابن جنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار صرفی فعل فارسی در چارچوب نظریة کلمه و صیغگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، توصیف ساختمان تصریفی فعل فارسی براساس نظریه صرفی کلمه و صیغگان است. تلاش ما برای روشن کردن این مسئله است که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی چه ماهیت یا سرشتی دارند و نقش های چندگانة الگوهای تصریفی، مانند شخص و شمار چگونه از یکدیگر تفکیک و به طور شفاف بیان می شوند. برای رسیدن به این هدف، برمبنای کتاب های دستور زبان فارسی، جملاتی را استخراج کردیم و ساختارهای موجود در فعل های این جملات را بررسی و تحلیل نمودیم. ساختارهای استخراج شده عبارت اند از: ساختارهای شخص و شمار، ساختارهای وصفی، ساختارهای جهتی، ساختارهای مصدری و ساختارهای وجهی. نتایج نشان دادند که با استفاده از روش کلمه و صیغگان، تناظر یک به چند یا چند به یک مشخصه های تصریفی فعل در زبان فارسی قابل تبیین است. مدل کلمه و صیغگان به این دلیل که در آن، به واژه به عنوان یک کل نگریسته می شود، با روش هایی چون عنصر و ترتیب و یا عنصر و فرآیند فرق دارد؛ زیرا در این روش ها، کلمات پیچیده ساختواژی و معنایشان را عمدتاً به واسطه تقسیم آن ها به توالی از واحدهای مجزا بررسی می کنند. همچنین، روشن شد که صیغگان یا الگوهای تصریفی فعل در زبان فارسی ماهیت صرفی نحوی دارند و با قائل شدن به الگوی لایه ای برای فعل فارسی، نقش های چندگانة الگوهای تصریفی فعل فارسی از یکدیگر تفکیک می شوند. به این ترتیب، توجیه و تبیین ویژگی ها و مشخصه های فعل فارسی با استفاده از این مدل امکان پذیر می شود.
نگاهی به مسئله ی هم معنایی مطلق در سطح واژگان
حوزههای تخصصی:
تفاوتهای زبانی میان گویشوران مرد و زن ایرانی در برخی موقعیتهای تعامل مکالمهای بر پایة میزان کلام (Amount of Speech)
حوزههای تخصصی:
تفاوت های زبانی مردان و زنان در جوامع زبانی مختلف، همواره مورد مطالعه پژوهشگران و زبان شناسان اجتماعی قرار گرفته است و در همه این جوامع میان این دو گونه زبانی، تفاوت هایی مشاهده شده است. مطالعات اخیر زبان شناسان بر روی جوامع زبانی کشورهای صنعتی، نتایج مطالعات گذشته را مبنی بر وجود تفاوت میان رفتار زبانی مردان و زنان، مورد تایید قرار داده است. در این مقاله که داده های آن بر پایه پیکره زبانی صورت می گیرد، تفاوت های جنسیتی در تعامل مکالمه ای گویشوران مرد و زن ایرانی، با توجه به متغیر زبان شناختی(کلامی) ”میزان کلام“ و با در نظر گرفتن دو عامل ”موضوع و نسبت تعداد گویشوران مرد به زن“ مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرند. پس از بررسی و تجزیه و تحلیل آماری داده ها، تفاوت های قابل توجهی در توزیع الگوهای جنسیتی مشاهده می شود. نتایج این بررسی همچنین نشان می دهد که درباره دو عامل موضوع و نسبت تعداد گویشوران، تفاوت های قابل ملاحظه ای میان گویشوران مرد و زن وجود دارد. گویشوران مرد و زن با توجه به موضوع و دامنه اطلاعات خود پیرامون آن، تعامل مکالمه ای متفاوتی از خود نشان می دهند و تعداد گویشوران مرد نیز بر رفتار زبانی گویشوران مرد و زن تاثیر گذار می باشد
Realization of Verbal Appropriacy/ Inappropriacy in Persian: A Variational Pragmatics approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Avoiding the current terminology debates in the literature on politeness research and following a variational pragmatics approach, this study attempted to illuminate how appropriacy/ inappropriacy is realized in Persian language in light of five speech acts of introduction, apology, refusal, congratulation, and condolence. Additionally, it was aimed to see to what extent appropriacy/ inappropriacy is a function of variables such as age, gender, job, and level of education. In order to achieve this aim, 300 participants (m=150, f=150) completed an Open-ended Production Test (OPT) consisting of twenty situations. Analyzed within a two-component part variational pragmatics framework; namely pragmatic level and social factors, the data revealed that the variables in the study in quite different forms guide the expectations, perception and performance of the participants in the study. Giving an appropriacy (Marked/unmarked) taxonomy of the study speech acts in Persian, it is illustrated how, in most cases, the norms of appropriate verbal behavior seem to be subject to the variables of the study. It was further shown that talk and acts between speakers at a social situation are governed by converging and diverging norms in different communities of practice in Persian. Thereupon, the study can highlight the significance of including variational perspective on conventions of language use for language teaching.
فرایند «میان هشت» در زبان فارسی: بافت آوایی یا شرایط ساخت واژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند میان هشت در زبان فارسی می پردازد. میان هشت نوعی فرایند افزون است که طی آن یک واج به یک واژه اضافه می شود. میان هشت در زبان فارسی به دو گونة میان هشت همخوان و میان هشت واکه بروز می یابد که در این مقاله در مورد هر دو گونة میان هشت بحث شده است. ضمن بررسی داده ها و ارائة دو فرضیة متفاوت و بررسی آن ها، این نتیجه به دست می آید که در زبان فارسی فرایند میان هشت همخوان، فرایندی اجباری برای تبدیل ساخت هجایی نامطلوب به ساخت مطلوب است و با کاربرد ده همخوان بنا بر شرایط ساخت واژی، نحوی و آوایی میان دو واکه صورت می گیرد. اما میان هشت واکه در واژه های فارسی اصیل فرایندی اختیاری و سبکی است که برای آسانی تلفظ و خوش آهنگی به کار می رود. این فرایند در واژه های قرضی برای شکستن خوشة همخوانی آغاز واژه به کار می رود تا ساخت واژه منطبق بر قواعد هجاآرایی زبان فارسی شود.
مصدر، اسم مصدر و حاصل مصدر از دیدگاه سرنمون رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دستورهای سنتی زبان فارسی در کنار مصدر، دو مقولة اسم مصدر و حاصل مصدر نیز مطرح شده اند. اختلاف نظرهای زیادی در مورد تعلق مصدر به فعل یا اسم در میان دستورنویسان و زبان شناسان وجود دارد. در مورد اسم مصدر و حاصل مصدر نیز دیدگاه های متفاوتی به چشم می خورد. در این مقاله این مقوله ها بر اساس سرنمون رده شناختی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. بر اساس رویکرد کرافت (2003) طبقة معنایی واژگان به تنهایی قادر به تعیین مقولة واژگانی کلمات به صورت بین زبانی نیست و علاوه بر آن نقش کنش گزاره ای نیز باید در نظر گرفته شود. در این تحقیق نشان داده می شود که مصدر از نظر داشتن کنش گزاره ای ارجاع مانند اسم است، اما از نظر طبقة معنایی به فعل شباهت دارد. اسم مصدر نیز از این نظر مانند مصدر است، اما ویژگی های اسمی بیشتری دارد. آنچه به عنوان حاصل مصدر در دستور سنتی مطرح است هیچ ارتباطی با طبقة معنایی مصدر و اسم مصدر یعنی کنش ندارد. نتیجة این پژوهش این است که در کنار سه مقولة واژگانی اسم، فعل و صفت مقوله های دیگری وجود دارد که از نظر طبقة معنایی و کنش گزاره ای ترکیبی از ویژگی های مربوط به این سه مقوله تلقی می شوند. این مقاله نشان می دهد که رویکرد سرنمون رده شناختی کرافت یک فضای مفهومی جهانی را به دست می دهد که بر همة زبان ها قابل اعمال است. با این وجود ترکیب های غیر سرنمون طبقة معنایی و کنش گزاره ای گاهی بیش از یک مقوله را در زبان های خاص در خود جای می دهند. نقشة معنایی مورد نظر کرافت قادر به تمایز مصدر و اسم مصدر در زبان فارسی نیست، زیرا این دو مقوله دارای مؤلفه های مشترکی هستند. در چنین مواردی با استفاده از معیارهای صوری و نقشی می توان این مقوله ها را متمایز نمود. این تحقیق نشان می دهد که بزرگترین ضعف سرنمون رده شناختی کرافت این است که فضای مفهومی مقوله های واژگانی را به دو بخش یعنی نقاط بی نشان و نقاط حاشیه ای تقسیم می کند و قادر نیست معیاری را برای درجه بندی میزان بی نشان بودن یا حاشیه ای بودن به دست دهد.
کمی نماهای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این نوشتار به بررسی بخشی از ساختمان جمله یعنی وابسته های پیشین گروه اسمی پرداخته و آنها را به انواعی تقسیم کرده است. وی پس از ارائه پیشینه ای مختصر از مطالعات انجام شده در این باره ، به توصیف و طبقه بندی برخی از وابسته های پیشین گروه اسمی موسوم به "کمی نما" که پیش از هسته گروه اسمی قرار می گیرند ، پرداخته است. این پژوهش بر مبنای داده های گرد آوری شده از نوشته های نشریات و جملات گفتاری انجام شده است تا بتوان از هر دو گونه گفتار و نوشتار را فراهم آورد.
بررسی اثر بسامد، برانگیختگی معنایی و برانگیختگی ناشی از تکرار در تسهیل دسترسی واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله اثر بسامد، برانگیختگی معنایی و برانگیختگی ناشی از تکرار، در فرایند دسترسی واژگانی به کمک آزمونهای تداعی معنایی و تصمیمگیری واژگانی نشان داده شده است. در این آزمونها، با توجه به شواهد بهدست آمده از کنش افراد سعی شده است به آنچه در توانش انسان رخ میدهد پی برده شود. دانشمندان از این شیوه در مدل پردازی فرایندهای ذهنی زبان طبیعی استفاده میکنند و سعی میکنند پیچیدگیهای فرایندهای شناختی را که در درک و تعبیر این فرایند با آنها مواجه هستیم را توضیح دهند. نتایج این آزمون جزییات قابل توجهی را در مورد روابط میان واژهها در ذخیره واژگان ذهنی نشان میدهد. همچنین نکات جالبی در خصوص مکانیسم و اطلاعات لازم در فرایند دسترسی واژگانی به همراه دارد.
بررسی نقش و تأثیر مفاهیم قرآنی و شرقی در پیدایش شعر تأسی از قرآن پوشکین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاشی است برای معرفی و بررسی قطعه سوم از مجموعه اشعار تاسی از قرآن الکساندر سرگییویچ پوشکین که با الهام از مفاهیم قرآن کریم سروده شده است. نویسندگان بزرگ روسیه با بهره گیری از مفاهیم قرآن کریم‘ آثار جاودانی ازخود به یادگار گذاشته اند که این آثار‘ در عین جذابیت برای خوانندگان مشرق زمین‘ متاسفانه به دلایلی نامشخص‘ کمتر مورد توجه مترجمان و محققان ایرانی قرار گرفته اند. قطعه سوم مجموعه اشعار تاسی از قرآن پوشکین یکی از بارزترین و زیباترین آنهاست که با الهام از مفاهیم آیات مختلف سوره عبس سروده شده است. در این مقاله‘ ضمن تحلیل و بررسی قطعه سوم ازمجموعه 9 قسمتی تاسی از قرآن وی ‘ سعی شده تا آیاتی از قرآن کریم را که منبع الهام و پیدایش این قطعه اند‘ نشان داده شود. این اشعار بازتاب شرایط روحی و روانی پوشکین در دوران سخت تبعید در شمال روسیه در روستای میخائیلوفسکویه است. او با بهره گیری ا زمفاهیم قرآنی و با سرودن این اشعار‘ روحیه و امید به آزادی را در خود تقویت می کرد.