فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در زبان های مختلف تکواژ ریشه هسته مرکزی واژه را تشکیل می دهد. تکواژ ریشه مانند سایر تکواژها ‘ می تواند دارای معانی دستوری یا واژه ساز ی باشد. در زبان روسی اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ معنی دستوری به مراتب از زبان فارسی غنی تر است. در زبان فارسی‘ اهمیت تکواژ ریشه از لحاظ واژه سازی بیشتر از زبان روسی است. تکواژ از لحاظ کاربرد به دو گروه وابسته و غیر وابسته(آزاد) تقسیم می گردد. تعداد تکواژ ریشه وابسته در زبان فارسی محدود می باشد. تکواژ ریشه افعال نیز به دو گروه کاذب و حقیقی تقسیم می شود. ریشه کاذب و حقیقی دو پدیده جدید در زبان فارسی محسوب می شوند.
زبان در زبان مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولانا توجه ویژه ای به مساله زبان داشته است. گفته ها و نظرات وی ضمن آنکه مبتنی بر تجربه ای شخصی در حوزه زبان (شاعری) است، شامل اصول کلی و دریافتهای قابل توجهی است که با برخی تحلیلهای فلاسفه و زبانشناسان و پژوهندگان عرصه دین و عرفان، همانندیهایی دارد. مولانا لفظ را برای القای معنی، همیشه و در همه حال نارسا می داند (لفظ در معنی همیشه نارسان)؛ همچون برخی فلاسفه و متفکران امروز. ضمن آنکه او برای زبان کارکردی دو گانه قایل است: یکی کاشف اندیشه و جان و دیگری پرده پوش اسرار و حقایق درون؛ که این نظر متناقض نما ناشی از تجربه های خود مولاناست. مانند هر عارفی او نیز در جستجوی معنی است و از آنجا که معنی مورد نظر عارف چیزی نیست که در زبان بگنجد، در نهایت به سکوت یا گفتار و بیان تمثیلی و غیرمستقیم (من چو لب گویم لب دریا بود) رو می آورد؛ سکوت و خاموشی را هم گاهی ناشی از پر سخنی می داند (من ز بسیاری گفتارم خمش) و گاهی برای پرهیز از افشای راز (تا که در هر گوش ناید این سخن) و حتی گاهی خاموشی را پرده دری می شمارد (و به ترتیب شاعری خود را توجیه می کند: در خموشی گفت ما اظهر شود) و در مقابل گفتار را پرده پوشی می شمارد (عین اظهار سخن پوشیدن است). ناخرسندی مولانا از زبان و بی اعتمادی نسبت به آن باعث شده است که او در نهایت خواهان رسیدن به مرحله ای باشد که به تعبیر خودش «اندرو بی حرف می روید کلام» و نقطه کمال را در این بداند که سالک، گفتن و شنیدن و حتی بودن را از خود سلب و به «او» نسبت دهد (هم بگو تو، هم تو بشنو هم تو باش). عطف توجه مولانا به عرفان عملی نیز باعث شده هر جا از زبان و کم و کیف آن سخن به میان آمده است، سود و زیان و آثار آن را هم مطرح کند (ای زبان هم آتشی هم خرمنی).
برجسته سازی واژه و ترکیب در شعر اخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که با تکیه بر نظریه «برجسته سازی» به منظور دست یابی به واژگان و ترکیب های برجسته زبان اشعار اخوان انجام شده است. به این منظور، پس از بیان مقدمه ای درباره نقش های ارتباطی و ادبی زبان و توضیح برجستهسازی، واژگان و ترکیب های اشعار اخوان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. منظور از برجسته سازی واژگانی در شعر، گزینش واژه هایی است که در زبان علمی کاربرد ندارد. نتیجه تجزیه و تحلیل واژگان اشعار اخوان نشان می دهد که وی از پنج نوع واژه برای برجسته سازی زبان شعرش بهره برده است؛ 1) واژه هایی که قبلاً وجود نداشته و خود اخوان آن ها را ساخته است. 2) واژه های کهن و یا واژه های کم کاربرد که امروز در زبان معیار بهکار نمی رود یا بندرت از آن ها استفاده می شود. 3) واژه های اساطیری. 4) واژه های محاوره ای. 5) واژه های کوتاه شده. در بخش ترکیبات نیز دو دسته ترکیب در اشعار اخوان موجب برجستگی زبان شعر او شده است: گروه های اسمی و گروه های وصفی. اخوان با تسلط هنرمندانه خود ترکیب هایی پدید آورده است که ساختار آن ها یادآور ترکیب های حماسی و با صلابت سبک خراسانی است و همین ویژگی سبب تمایز این ترکیب ها از ترکیب های زبان ارتباطی شده است.
بازسازی تکواژ مجهول ساز در گذشته زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۴ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
بررسی تقابلی افعال انعکاسی دو طرفه در زبان های فارسی و اسپانیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه افعال انعکاسی دو طرفه‘ از زبان اسپانیایی به فارسی و بالعکس به دلیل پیچیدگی معانی‘ از موارد مشکل ساز به شمار می روند. هدف از این بررسی مطالعه اجمالی ساختارهای افعال انعکاسی دو طرفه در زبان های فارسی و اسپانیایی‘ با در نظر گرفتن تشابهات و تمایزات زبانی بین آنها است. در مقاله فوق‘ چگونگی ایجاد ارتباط بین افعال دو جانبه ذاتی و ساختاری و همچنین شیوه استفاده از واژه های اضافی در زمینه افعالی که فاقد ویژگی دو جانبی اند‘ برای رساندن منظور از زبانی به زبان دیگر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این دو گونه فعل را به ترتیب افعال دوجانبی و افعال شبه دو جانبی می نامیم. در ادامه‘ برای یافتن راه حل مناسب‘ به منظور معادل یابی در زبان مقصد‘ تقسیم بندی درهر یک از این شاخه ها انجام شده و هر یک از آنها به چند زیر شاخه تقسیم شده اند.
ساختار روایی در سفر به انتهای شب اثر لووی فردینان سلین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۴ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر در نظر دارد تا راهکارها و استراتژی هایی را مورد بررسی قرار دهد که بر اساس آن ایدئولوژی و دنیای ذهنی عاطفی نویسنده در سطح گفته پردازی منعکس می شود. بدین منظور از رویکردی زبان شناختی و با تکیه بر اصول روایت شناختی نوینی که توسط ژپ لینت ولت ساخته و پرداخته شده بهره برده ایم.
پرسش اساسی که شالوده تحقیق مزبور را تشکیل داده بدین گونه مطرح می گردد: ساختار روایتی اثر چگونه و تا چه میزان توانسته است در انعکاس خط مشی فکری نویسنده و نیز در بازنمود جهان حسی عاطفی نویسنده مشارکت داشته باشد؟ چه تکنیک ها و استراتژی هایی از سوی نویسنده انتخاب شده تا خواننده جذب نظام فکری نویسنده شده و در نهایت با گزینش دنیای ذهنی عاطفی خالق اثر، با وی همراه و همصدا شود؟ و نهایت اینکه تاثیر تکنیک های روایتی مزبور بر میزان و نحوه پذیرش خواننده چیست؟
تبدیل عدد یک به نشانه نکره در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی چگونگی پیدایش نشانه نکره در زبان فارسی می پردازد . این بررسی نشان می دهد چگونه عدد یک به تدریج از دوره باستان به این سو به صورت نشانه نکره به کار رفته است . به نظر می رسد پیدایش نشانه نکرده در دوره میانه ، حاصل ساختهایی باشد که در آنها عدد یک پس از معدود مفرد قابل شمارش به کار رفته است و با تعمیم به اسمهای مفرد غیر قابل شمارش و اسمهای جمع به نشانه نکره تبدیل شده است.
نحوه واگذاری حالت دستوری در ساختهای دو مفعولی زبان فارسی - تحلیلی بر پایه نظریه حاکمیت و مرجع گزینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی آرایش جمله از انعطاف پذیری نسبی برخوردار است . با وجود این در بسیاری از مطالعات مربوط به ساخت جمله ، آرایش بنیادین سازه ها در این زبان به صورت فاعل - مفعول - فعل ( SOV ) معرفی شده است . علیرغم این توافق عام در خصوص آرایش بنیادین جمله در زبان فارسی در ارتباط با آرایش گروههای نحوی در ساخت جمله های دو مفعولی این زبان بین زبان شناسان حداقل در حوزه مطالعات مبتنی بر چهارچوب نظری حاکمیت و مرجع گزینی اختلاف نظر وجود دارد . چگونگی اختصاص حالت دستوری در ساختهای دو مفعولی زبان فارسی نشان می دهد که مفعول صریح در جایگاه...
بررسی امکانات روایی زاویه دید سوم شخص محدود و دانای کل در خلق ترس و تعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در ابتدا تعریفی از روایت ارایه می دهد و سپس به بررسی یکی از اجزای اساسی روایت، یعنی راوی و نقطه دید او می پردازد. بر این اساس، ابتدا به طبقه بندی قدیمی انواع نقطه دید در ادبیات اشاره می کند و سپس طبقه بندی جدید ارایه شده از سوی ژنت را ذکر می نماید و خصوصیات هر یک از انواع راوی رابر می شمارد. سپس دو داستانی راکه هیچکاک بیان می کند تا به وسیله آن تفاوت ترس را با تعلیق نشان دهد، تحلیل می کند و به این نتیجه می رسد که ترس، نتیجه بهره گیری از زاویه دید سوم شخص و تعلیق، نتیجه بهره گیری از زاویه دید دانای کل است.
سکون ساختاری، تموج تفسیری و سطح توصیف آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستورهاى سنتى به ساختار جمله عنایت زیادى داشته اند و همچنان بر این باورند که مجموعهء سازه هاى یک جمله و معانى مترتب بر واژه ها نه تنها جمله اى را به صورت دستورى و نادستورى عرضه مى دارند، بلکه معنایى و نامعنایى آن را مشخص مى کنند. به عبارت دیگر، جمله را مجموعه اى از سازه ها مى دانند که با حفظ تقدم و تاخر افادهء معنى هم مى کند. در این جستار بر آنیم تا نشان دهیم جمله، حتى در ساده ترین نوع خود، داراى تموج تفسیرى است. پس توصیف ما از ساختار جمله و یا بند باید فراتر از حد به اصطلاح توصیف معنایى باشد و مقوله هاى صورت منطقى آن نیز باید لحاظ گردند
تغییرات تلفظی واژگان فارسی هنگام استفاده درگفتار رسمی زبان نوشتاری ترک زبانان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان عنصر اصلی فرهنگ است و چند زبانگی دقیق ترین بازتاب چند فرهنگی است. کشور ما را به اعتباری می توان چند زبانه دانست، زیرا که در درون مرزهای سیاسی خود اقوام مختلفی را جای داده که هر کدام از آنها همچنان که دارای فرهنگی کم و بیش خاص خوداند، دارای زبان خاص خود به عنوان یکی از عناصر فرهنگی خود نیز به شمار می روند.اقوام مختلف، در عین حال که هر یک از مراحل تاریخ اجتماعی خود را به شکل خاصی پیموده اند، هیچ وقت به حالت انزوا نزیسته اند بلکه در حال ارتباط با اقوام دیگر به سر برده اند. همین مسئله ارتباط اجتناب ناپذیر جوامع بشری، به تنهایی می تواند دلیل کافی برای تأثیر متقابل زبان های آنان دریکدیگر باشد. به این ترتیب، زبان درگذرزمان، تحت تأثیر زبان همسایه قرار می گیرد و دچار تحول و دگرگونی می شود، به طوری که در سیر عادی و طبیعی خود حتی ناگزیر به قبول کلمات بیگانه می گردد، منتها اثراین قرض گیری را معمولاً با مجزا ساختن واژه ی مورد نظر از وابستگی های دستوری زبان اصلی و تعدیل و تغییر آن براساس قوانین آوایی خود از بین می برد. بنابراین، کلمه ای که به این شکل وارد زبان می شود با قواعد خاص تطبیق یافته و خللی در استقلال زبان وارد نمی سازد.
بر اساس بررسی انجام یافته، زبان آذری نیز پس از قرض گیری واژه های فارسی به دلایل مختلف )پرکردن خلاء فرهنگی، اعتبار اجتماعی زبان قرض دهنده و... (تغییراتی را در سطح آوایی به روی واژه وارد کرده است که می توان آن را معلول فرآیندی دانست که طی آن، واژه های قرضی، خود را با ساخت آوایی زبان قرض گیرنده تطبیق می دهند و تلفیق لازم در آنها صورت می گیرد.
در این مقاله سعی برآن بوده تا قواعد واجی حاکم بر فرآیندهای واجی که با عمل کردن تعدادی از آنها نمودهای روساختی وام واژه ها به دست می آید کشف و معرفی شوند. این فرآیند ها )هماهنگی واکه ای، همگونی همخوان ها، فرآیند مربوط به ساخت هجا، فرآیند درج واکه – تقویت و تضعیف) با قاعده های مختلف، با استفاده از توصیف تغییرات حاصله در مشخصه های واجی و گاهی با استفاده از متغییر های α و ß و قواعد گشتاری بیان شده اند.
گروه های اسمی روسی با معنای مکان و زمان درحالت اضافی و معادل های آنها در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حالت اضافی در زبان روسی نسبت به دیگر حالت ها بیان کننده معانی مختلف دستوری است. این حالت با توجه به ساختار آن(با حروف اضافه یا بدون حروف اضافه) می تواند بیان کننده مالکیت‘ خصوصیت‘ ارتباط چیزی با چیز دیگر (??eH ?apT?? oTe? cTy?eHTa، kH?ra ?pyra?aBTopPOMaHa،) باشد. علاوه بر این معانی این حالت به معانی و روابط نحوی مکان وزمان نیز اشاره می کند. Pyray y ? B ??? با توجه به این مطلب که زبان های روسی و فارسی از دیدگاه رده شناختی به زبان های متفاوتی متعلقند در این مقاله سعی شده است روش های بیان معانی مکان و زمان که با شکل های مختلف نحوی در زبان روسی ساخته می شود با زبان فارسی مورد مقایسه قرار گیرد. با توجه به این مطلب که ساخت و فهم حالت اضافی با معنای زمان ومکان برای خارجیان و منجمله فارس زبانان مشکل آفرین است سعی شده است بیشتر به جنبه های عملی مفاهیم مذکور پرداخته شود.
بررسی واژه های شبه گزاره در زبان روسی و طرز بیان آن در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان روسی به واژه ای که به تنهایی و یا به کمک دیگر واژه های دیگر بتوانند نقش گزاره را ایفا نماید‘ شبه گزاره می گویند. واژه های شبه گزاره در زبان روسی کلماتی هستند که نهاد واقعی جمله را معمولاً در حالت به ای قرار میدهند. در این گونه جملات‘ در صورتیکه فعل همراه با شبه گزاره ‘ بکار رفته باشد‘ تحت تاثیر خاصیت نحوی شبه گزاره‘ فعل جمله به صورت مصدر بیان می شود. در زبان روسی شبه واژه می تواند قید ویا اسم باشد. کاربرد قید در این گونه ساختارها متداول تر از اسم است. شبه واژه را در زبان روسی بسیاری از زبان شناسان جزء اجزای سخن محسوب می کنند. معادل ساختارهایی که دارای شبه گزاره می باشند‘ در زبان فارسی معمولاً ساختار مسندالیه ‘ مسند وفعل ربطی است. در زبان فارسی قید به هیچ وجه نمی تواند جانشین گزاره شود‘ به همین علت نقش قید زبان روسی‘ در صورتی که نقش گزاره را ایفاد کند‘ با قید زبان فارسی که به هیچ وجه این نقش را ایفا نمی کند‘ متفاوت است. برخی از زبان شناسان شبه گزاره را بسیار وسیع بررسی می نمایند و واژه های بسیاری را جزء این گروه محسوب می کنند. دربرابر عده ای از زبان شناسان شبه گزاره را بسیار محدود مورد مطالعه قرار می دهند و برخی نیز فقط قید را جزء این دسته از واژه ها قلمداد می کنند.
حذف ضمیر فاعلی در برخی از زبانهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار ضمایر فاعلی و مفعولی در زبانهای مختلف متفاوت است و از این رو پارامتری به نام پارامتر ضمیر انداز ، زبانها را در این مقوله از هم جدا می کند . فارسی نیز این زبانهایی است که اجازه حذف ضمیر فاعلی را دارند . در این مقاله ویژگیهای زبانهایی که قابلیت حذف ضمیر فاعلی را دارند مرور می شود و سپس این پارامتر در گزیده ای از زبانهای ایرانی شامل فارسی ، گیلکی ، مازندرانی ، لری ، اورامی و سورانی بررسی می شود . در این بررسی از شش معیار رده شناسی استفاده شده است ...