فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۱٬۱۵۳ مورد.
"رسانههای جمعی و هویت ملیبررسی انتقادی نظریههای فناوری محور پیرامون جهانیسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نظریههای بسیاری وجود دارد که رسانههای جمعی را در ساخت و بازسازی هویت ملی و هویت فراملی توانمند و کارآمد میداند، اما پژوهشهای کنونی هرچند پیچیدگیهای هویتسازی را نشان دادهاند، نتوانستهاند تفسیر قانعکنندهای از روابط رسانههای جمعی و هویت ملی، منطقهای، اقلیمی و جهانی ارائه دهند. این تحقیق میکوشد با واکاوی رویکردهایی که نقش بنیانگذاری برای وسایل ارتباط جمعی و فناوری ارتباطات در نظر میگیرند، راههای تازهای برای دریافت روابط موجود میان رسانههای جمعی و هویتهای فرهنگی پیشنهاد کند. در بررسی این پرسش شکلگیری هویتهای ملی و اقلیمی مورد تحلیل قرار میگیرد. فرضیه پژوهش این است که تواناییهای فناورانه خود به خود و یا به شکل ابزاری نمیتوانند گونههای تازهای از آگاهی ملی و یا هویت ملی بیافرینند. فناوری ارتباطات و رسانهها فاصلهها را به هم میپیوندند و به تقویت آگاهی تازه کمک میکنند، اما شکلگیری هویت چیزی بیش از این میخواهد، اقداماتی که طی آن مردم برانگیخته شوند و در مجموعههای فرهنگی رقابتآمیز تکامل پیدا کنند تا هویتهای تازه و خاص شکل گیرد و برپای ایستد.
"
اتصال ایران به شبکه های اطلاعاتی جهانی
حوزههای تخصصی:
"امروزه ضرورت و اهمیت استفاده از شبکه های علمی وتحقیقاتی جهانی برای بسیاری ازدانش پژوهان در اکثر رشته ها قطعی وروشن است.
"
دیجیتالی سازی
تأثیر جهانی شدن بر تحولات فرهنگی در کشورهای منطقه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزههایی که جهانی شدن در آن تأثیرات مشخص و روشنی بر جای گذاشته، حوزه فرهنگ است. جهانی شدن فرهنگ، در مناطق مختلف جهان و در حوزههای متنوع فرهنگی چالشهایی جدی پدید آورده است. منطقه خلیجفارس و کشورهای حاشیه جنوبی آن نیز از این امر مستثنی نبودهاند و جهانی شدن فرهنگ بخشهای مختلف زندگی آنها را تحتالشعاع قرار داده است.
جهانی شدن فرهنگ که با استفاده از گسترش فناوریهای رسانهای در قالب شبکههای متنوع ماهوارهای و راهاندازی شبکة جهانی اینترنت خود را بر این منطقه تحمیل کرد، تأثیرات شگرفی را به دنبال داشت. از عمدهترین این تغییرات کاهش سطح وفاداریهای قبیلهای و تقویت مفهوم شهروندی، تعریف دوباره از جایگاه زن و افزایش تضاد میان نخبگان فکری را میتوان نام برد. راهبرد دولتها و اندیشمندان این کشورها در مقابل این پدیده در حال تبدیل از مقاومت به تعامل است و باز کردن فضای فرهنگی، فاصله گرفتن از ملتها، سنن و عادات عشیرهای و حرکت به سمت ترکیب مناسب عناصر ارزشمند سنتی، فرهنگی و ارزشهای جدید متخذ از میراث بشری، از جمله اقدامات آنان به شمار میرود.
تأثیر فضای م جازی بر هویت ملی و قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۲
88-110
حوزههای تخصصی:
تأثیر رسانه های مجازی بر افکار و هویت مخاطبان در سطح قومی و ملی از مباحث بحث برانگیزی است که موضوع تحقیقات متعددی در دهه 80 و آغازین سال های دهه 90 شمسی در محافل علمی و دانشگاهی بوده است. در پژوهش حاضر، از میان تحقیقات موجود در زمینه تأثیر فضای مجازی بر هویت ملی و قومی، دوازده مقاله منتشر شده در نشریات علمی، انتخاب شدند و به شیوه فرا تحلیل مورد بررسی قرار گرفتند. نکته مشترک این تحقیقات، سنجش تأثیرات فضای مجازی بر هویت ملی و قومی مخاطبان بوده است. در این فرا تحلیل، داده های جمع آوری شده از مقالات مورد بررسی قرار گرفتند تا به این پرسش پاسخ دهند که رسانه های جدید با توجه به رشد سریع در میان جامعه قومی ایران به ویژه نسل جوان، در تعامل با هویت قومی و ملی چه آثار و پیامدهایی داشته اند. دستاورد اکثر پژوهش های مورد بررسی، تأیید تأثیر مثبت فضای مجازی بر هویت قومی بود؛ اگرچه از دید بعضی از محققان، اثرات منفی فضای مجازی نیز نادیده گرفته نشده بود. تقویت مرزبندی ها و رشد انشعابات کوچک قومی ازجمله اثرات منفی قلمداد شده بود. همچنین، به زعم پژوهش ها، نشانه هایی از جریان هویت زدای قومی نیز قابل کتمان نیست.
تحلیل شبکه ابرپیوند پایگاه های فرهنگی و مذهبی ایران در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابرپیوند در فضای وب پیوندی است از یک پایگاه به پایگاه دیگر که پایگاه های مختلف را در فضای مجازی به یکدیگر متصل می کند. با اتصال پایگاه ها از طریق ابرپیوندها شبکه ای تودرتو از منابع اطلاعاتی شکل می گیرد که وسعت آن به طور پیش فرض کل فضای وب را دربرمی گیرد. در این پژوهش تلاش کردم شبکة ابرپیوندی را مطالعه کنم که میان پایگاه های معرفی شده در صفحة مشهور به فیلترینگ به نشانی اینترنتی Peyvandha.ir شکل می گیرد. هدف های اصلی، مطالعة ساختار پیوند در این شبکه و نیز شناسایی گره ها یا همان پایگاه های کلیدی است. برای این منظور پس از مرور مبانی نظری دو رویکرد اصلی تحلیل پیوند در وب سنجی و تحلیل شبکة پیوند در حوزة تحلیل شبکه های اجتماعی، فهرست 2370 پایگاه بخش فرهنگی و مذهبی معرفی شده در صفحة فیلترینگ را در 5 بخش استخراج و به عنوان فهرست ورودی خزندة وب سوسیوبوت در نظر گرفتم. نتایج پژوهش نشان می دهد که در سطح کلان تنها 3 شبکة ابرپیوند با تراکم بسیار کم و دو پایگاه کلیدی در سطح خرد وجود دارد.
اصول پالایش (فیلترینگ) پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال سوم بهار ۱۳۹۶ شماره ۹
164-194
حوزههای تخصصی:
امروزهتردیدی وجود ندارد که توسعه و گسترش اینترنت و همچنین بهره مندی از این ابزار نوین ارتباطی، نیازمند یک نظام حقوقی مدون و منسجم است. نظام حقوقی مورد نظر باید بتواند ضمن تأمین آزادی این رسانه نوین، مانع سوءاستفاده احتمالی از آزادی بیان شده و به مردم اطمینان دهد که دسترسی و استفاده آن ها از رسانه های اینترنتی ارزان، امن و پایدار خواهد بود. در بین رسانه های اینترنتی، پایگاه های اطلاع رسانی یا همان سایت های خبری به لحاظ نقش و تأثیری که بر تأمین حق آزادی بیان دارند، شاید بیش از سایر این رسانه ها نیاز به نظام حقوقی مدون و منسجم دارند. در این مقاله تلاش شده تا با توجه به اهمیت پالایش پایگاه های اطلاع رسانی اینترنتی، اصولی برای پالایش صحیح و قانونمند این رسانه های نوین ارائه گردد. به همین منظور اصول هفتگانه آزادی اینترنت، مداخله حداقلی دولت ها، قانونمندی، شفافیت، امکان دادخواهی، هوشمندی و آموزش بر مبنای اسناد حقوق بشری، مصوبات یونسکو و توصیه نامه های شورای اروپا و همچنین تجربیات کشورهای پیشرو در زمینه حقوق ارتباطات شناسایی و مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.
واکاوی شیوه های به کارگیری صفحه نمایش دوم در تولید برنامه های ورزشی تعاملی تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پر رنگ شدن نقش شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره و ورود آن ها به جریان اصلی رسانه ای دنیا، رسانه های سنتی تولیدات خود را متحول کردند و شبکه های اجتماعی را به عنوان رقیب قدرتمند پذیرفتند و درنتیجه، مخاطبان منفعل دیروز به کاربران فعال امروز تبدیل شدند. باتوجه به اینکه برنامه های ورزشی بخش عظیمی از محبوبیت و تولیدات تلویزیونی را به خود اختصاص داده است، هدف این پژوهش واکاوی شیوه هایی است که برنامه ساز می تواند با استفاده از ظرفیت های صفحه نمایش دوم، آن ها را به کار گرفته و باعث شکل گیری تعامل دوسویه بیننده با برنامه ورزشی تلویزیون شود تا نبود فناوری تلویزیون تعاملی در ایران را پوشش دهد. صفحه نمایش دوم به عنوان یک وسیله جانبی (رایانه، موبایل یا تبلت) به منظور همراهی با صفحه اول (تلویزیون)، جهت ایجاد ارتباط با صفحه اول ظهور پیدا کرد. پژوهش حاضر، با تکیه بر نظریه هم گرایی رسانه ای و به روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه اسنادی مقوله های اساسی را استخراج کرده و سپس پنج قسمت از پنج عنوان برنامه ورزشی تلویزیونی (نود، ورزش و مردم، باشگاه، فوتبال 120 و گزارش ورزشی) را مورد تحلیل و مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که صفحه نمایش دوم می تواند مخاطبان را به خالق محتوا تبدیل کرده و توانایی آن ها را به بیش از یک اظهارنظر کننده ارتقا دهد و برنامه ساز ورزشی با پیاده سازی امکانات تعامل با بیننده، از داده های ورزشی و فعالیت های اجتماعی آن ها فراتر رفته و از انگیزه و اطلاعات بینندگان/کاربران، برای تولید قالب های مختلف برنا مه سازی تعاملی در تلویزیون استفاده کند تا زمینه تعامل و بیان دیدگاه های مخاطبین بیشتر از هر وقت دیگر مساعد شود.
تبیین رابطه سرمایه اجتماعی کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی فیس بوک و مشارکت سیاسی در دنیای واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، سنجش و تبیین رابطه بین سرمایه اجتماعی کاربران در شبکه اجتماعی فیس بوک و مشارکت سیاسی آن ها در دنیای واقعی است. بدین منظور، از نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پوتنام و نظریه مشارکت سیاسی مایکل راش به عنوان سنتزی نظری استفاده شده است. شبکه اجتماعی فیس بوک به دلیل داشتن کاربران بسیار، به عنوان میدان پژوهش و واحد تحلیل انتخاب شده و دانشجویان ایرانی، به روش پیمایش آنلاین مطالعه شده اند. در این پژوهش، ابتدا به روش نمونه گیری وارونه و به کارگیری فرمول نمونه گیری منعطف- که ویژه پیمایش های آنلاین است- حجم نمونه 669 نفر محاسبه شد. سه ماه پس از طراحی و انتشار پرسشنامه در درایو گوگل، حجم نمونه به 674 نفر افزایش یافت. براساس نتایج، افزایش سرمایه اجتماعی کاربران در فیس بوک، موجب افزایش مشارکت سیاسی آن ها در جهان واقعی می شود. همچنین از میان شاخص های سرمایه اجتماعی، باز یا بسته بودن شبکه دوستان، باز یا بسته بودن شبکه های گروه ها و صفحه ها، تراکم شبکه و شرایط دستیابی به منابع، چهار شاخص تبیین کننده مشارکت سیاسی کاربران هستند.