اهتمام و توجه قرآن به اخلاق و تأکید پیامبران عظام و ائمه اطهار(ع) بر متخلق شدن به آن در تمامی شئون زندگی، از نقش بی بدیل اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی انسان حکایت دارد. بر این اساس، توجه و به کارگیری آن در همه عرصه های زندگی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. کار نیز به واسطه ارتباط تنگاتنگ با اخلاق، به نتایج مطلوب و شایسته منتهی نخواهد شد مگر اینکه اصول و معیارهای اخلاقی مرتبط با آن مدنظر قرار گیرد. در این میان، عواملی هم در تقویت اتخاذ چنین رویکردی مؤثرند. در این مقاله سعی شده است با استناد به آیات و روایات و به ویژه با تکیه بر کلمات گهربار امام علی(ع)، این عوامل شناسایی و تجزیه و تحلیل شود.
هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تدوین برنامه درسی اسلامی است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از متخصصان و تمام دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 92-1391 هستند که تعداد کل آنها 140 نفر به تفکیک 91 نفر زن و 49 نفر مرد است. حجم نمونه متخصصان بر اساس روش سرشماری 20 نفر، و حجم نمونه آنها با حجم جامعه برابر است و حجم نمونه دانشجویان بر اساس روش نمونه گیری طبقه ای نسبی و جدول براورد حجم نمونه کرجسی و مورگان 103 نفر به تفکیک 66 نفر زن و 37 نفر مرد است. برای گردآوری اطلاعات از شیوه دلفی و پرسشنامه محقق ساخته سنجش عوامل مؤثر بر تدوین برنامه درسی اسلامی استفاده شده است. برای سنجش روایی ابزار از روش سنجش روایی محتوایی و برای سنجش پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آن 85% محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخصهای آمار توصیفی و t تک گروهی، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شده است. نتایج نشان داد که از دیدگاه متخصصان سی زیر عامل و در مجموع پنج عامل در برنامه درسی اسلامی مؤثر است و از دیدگاه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی عامل تاریخی با میانگین (16/5)، عامل آموزشی با میانگین (15/5)، عامل دینی مذهبی با میانگین (05/5)، عامل فرهنگی با میانگین (91/4) و عامل سیاسی با میانگین (88/4) در تدوین برنامه درسی اسلامی مؤثر بوده است. هم-چنین نتایج تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که بین میزان تأثیر عوامل مختلف در تدوین برنامه درسی اسلامی تفاوت معنی داری هست.
این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهش استنتاجی (الگوی بازسازی فرانکنا) انجام شده، و هدف آن بررسی میان رشته ای تربیت عاطفی و ساختار آن در قرآن است؛ لذا پس از بیان مبانی این فرایند بر اساس اسناد در قالب گزاره های واقع نگر دینی و علمی و هم چنین استخراج ضرورتها و توصیه های عملی قرآن، ساختار تربیت عاطفی در قالب اهداف و اصول و روش شکل گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عواطف در قرآن با پشتوانه معرفتی از احساس جدا می شود. تربیت عاطفی با مبانی انسانشناسی و معرفت شناسی وارد فرایند تربیتی می شود و همسو با هدف نهایی نظام تربیتی، پرورش عواطف و مدیریت آن را براساس ارزشها بر عهده دارد. علاوه برآن با رشد هوش فکورانه و انگیزش درونی به یادگیری کمک می کند. این تربیت با اصولی مانند اصل ارتقای عاطفی، اصل مخاطب شناسی و اصل تفکر راهبردی و با الهام از توصیه های عملی قرآن مانند انذار و بشارت، مراقبه و محاسبه، حاوی روشهای کاربردی در مهارتهای ارتباطی و روشهای تدریس و آموزش است.