این مقال، شرحى است بر مناجات زاهدین امام سجاد علیه السلام. ما باید روح توحید در گستره اعمال، رفتار وگفتارمان تجلى یابد و باور کنیم که بدون خواست خداى متعال، کارى صورت نمى گیرد. البته خداىمتعال از طریق اسباب و عوامل موجود ما را یارى مى رساند. ما نیز باید به کمک اسباب مادى موجودتلاش کرده، از خداى متعال استعانت بجوییم.
باید توجه داشت که انسان با سروکار با اسباب مادى این دنیایى، لذت هایى از آن عایدش مى شود وحکمت وجود این لذت ها، تأمین نیازهاى مادى دنیایى است. با این حال، باید به اندازه نیاز به لذایذدنیایى اکتفا کرد و دلبسته و فریفته آن نشد. از جمله راه هاى کاستن از دلبستگى دنیایى عبارتند از: توجهبه کاستى ها و عیوب دنیا، توجه به اینکه دنیا سرایى سرشار از درد و رنج است، زهد و وابستگى از دنیازیبنده اولیاى الهى است، ضرورت بهره گیرى از رحمت الهى و درک لذت محبت و انس با خدا.
هدف این تحقیق، بررسى نظرات متخصصان و استادان حوزه و دانشگاه در خصوص آگاهى و عملکرد دانشجویان در زمینه مهارت هاى زندگى با رویکرد تربیتى است. این تحقیق در چارچوب رویکرد کیفى و با استفاده از تحلیل محتوا صورت گرفت. جامعه پژوهش را 10 نفر از متخصصان و استادان حوزه، 10 نفر از متخصصان و استادان دانشگاه و 30 نفر از دانشجویان دانشگاه هاى دولتى استان قم در سه مقطع تحصیلى کارشناسى، کارشناسى ارشد و دکترى، در سه رشته تحصیلى علوم انسانى، علوم پایه و فنى و مهندسى تشکیل دادند. براى شناسایى مهم ترین و مرتبط ترین مهارت هاى زندگى دانشجویان، از مصاحبه هاى نیمه ساختاریافته استفاده شد. با استفاده از مصاحبه ها، 4 مهارت خودآگاهى، تصمیم گیرى، برقرارى ارتباط مؤثر و تفکر انتقادى به عنوان مهم ترین و مرتبط ترین مهارت هاى زندگى دانشجویان انتخاب شدند. نتایج یافته ها نشان داد که یکى از نگرانى هاى اصلى حوزه و دانشگاه، عدم آگاهى اغلب دانشجویان در زمینه مهارت هاى زندگى است و در این زمینه، حوزه و دانشگاه نقش هریک را مهم دانسته و به طور مشترک از صداوسیما براى اشاعه این موضوع یاد کردند.
«خط مشی گذاری» علم عمل دولت هاست. این رشتة جدید پس از طی فراز و نشیب های فراوان، در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، به عنوان رشته ای علمی- پژوهشی پذیرفته شده است. این در حالی است که دین مبین اسلام از مدت ها قبل، ابعادی را برای آن در نظر گرفته است. مقالة پیش رو با هدف بررسی ابعاد خط مشی گذاری عمومی از دیدگاه اسلامی تدوین گردیده است. بر همین اساس، ابتدا با استناد به ادبیات موضوع بحث، تعاریفی از «خط مشی عمومی» و تصمیم گیری، ارائه شده و در ادامه، دو رویکرد فردی و سازمانی در زمینة خط مشی گذاری بررسی شده است. یافته های مقالة حاضر ارائه الگویی است که بتواند پیوندی میان دو اصل مهم «تصمیم گیری» که همان «مشورت» و «توکل» از دیدگاه اسلامی است، با دو رویکرد فردی و سازمانی برقرار سازد.
هدف از این مطالعه، بررسی رابطة میزان نگرش مذهبی با نگرش و رفتار محیط زیستی در میان دانشجویان دختر است. روش این پژوهش توصیفی - پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش، 320 نفر از دانشجویان دختر رشته های کشاورزی و زیست شناسی دانشگاه پیام نور شهرستان رامهرمز بود که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 96 نفر تعیین شده است. اطلاعات حاصل از پرسش نامه ها با استفاده از نرم افزار spss19 و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته است. یافته ها نشان داد ضریب همبستگی پیرسون میان نگرش و رفتار محیط زیستی با نگرش مذهبی به ترتیب برابر با 468/0 و 464/0 است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان داد، با توجه به ضریب همبستگی چندگانه (694/=R)، شدت رابطه بین متغیرهای ملاک و متغیر پیش بین بسیار قوی و اثر گذار بوده است. نتایج این پژوهش می تواند در طراحی و تدوین محتوای آموزشی مورد بهره گیری قرار گیرد.
براساس درونى سازى، یک ویژگى اخلاقى یا محتواى تربیتى به تدریج و طى فرایند تربیت، آموزش، یادگیرى یا تجربه فردى، در نهاد، شخصیت و هویت فرد جا گرفته و پایدار مى گردد؛ به گونه اى که شخصیت فرد با آن ویژگى ترکیب و به تعبیر علم اخلاق «ملکه نفسانى» و به تعبیر قرآنى «شاکله» او گردیده، رفتار ناشى از آن در همه حالات، چه پنهانى و چه آشکار از متربى صادر مى شود. پژوهش حاضر به چگونگى درونى سازى ارزش توسل به پیشوایان معصوم علیهم السلام توسط مربى از طریق روش الگویى مى پردازد. پس رویکرد در این مقاله به این صورت است که در رابطه با روش الگویى ابتدا به صورت کلى نکات و مباحث مهم آن روش مورد بررسى قرار گرفته، و در آخر هر بحث، شیوه استفاده و کاربرد آن در درونى سازى توسل به پیشوایان معصوم علیهم السلام بیان شده است.
یکی از مخرب ترین امراض نفسانی انسان رذیلت حسد است. حسادت این پتانسیل را دارد که مقام عبودیت و بندگی انسان را نابود کند همچنان که با موجودی به نام ابلیس چنین کرد. در مکتب اسلام، یکی از اهداف تربیتی قرآن کریم به اقتضا فرمایش الهی «وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُور ِ» درمان بیماری های نفسانی انسان است. قرآن کریم حول محور توحید و عبودیت الگویی از درمانگری نفس در بیماری هایی همچون حسد را ارائه می دهد. معرفت افزایی، الگوسازی در قالب داستان و تمثیل، وعده بهشت و جهنم، تعوذ، تغییر اراده، راهکارهای عملیاتی همچون خیرخواهی نسبت به دیگران و ابتلا از جمله روش های درمانگری حسد در نظام اخلاقی قرآن است که حول محور عبودیت و توحید ارائه می شود. در این مقاله برآنیم مدل و الگوی قرآنی در درمان حسد را با رویکردی تحلیلی بررسی کنیم و از این گذر به الگوی روشمند و بدیعی از درمانگری با محوریت عبودیت و توحید در مقایسه با مکاتب دیگر برسیم.
با توجه به اینکه یکی از شاخص های مهم در سیره اهل بیت (ع) ستیز با آشفتگی های تفرقه و فراگیر ساختن روح همدلی در عرصه های مختلف فکری و سلوک اجتماعی و سیاسی است، تا از اندیشه ها و رفتارهای متفاوت، برآیندی مثبت در مسیر تکامل جامعه پدید آید، هدف این مقاله، پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا مقتضای چنین سیره ای، با در نظر گرفتن اندیشه ها و آرای متغایرِ افراد که بستر تنوع و حتی اختلافِ توقع ها، سلیقه ها و مواضع می شود و می تواند منشأ از هم پاشیدگی انسجام جامعه اسلامی گردد، در پی ریزی همدلی اجتماعی چیست؟ این تحقیق، با روش اسنادی تحلیلی و در راستای ترسیم مختصات جامعه سازوار و متکامل، به این نتیجه رسید که سبک زندگی معصومین(ع)، در قبال آرا و رفتارهای مخالف، بر مبنای تنوع گرایی همراه با انسداد بی راهه های گمراهی و انحراف فکری و نمایاندن حق ناب از طریق تضارب اندیشه ها و دیدگاه های متقن و انتظام یافته بر پایه اصول عقلانی و حریم اراده الهی است.
هدایت علمى، از اقسام هدایت الهى بوده و از عوامل متعدد افزایشگر و کاهشگر برخوردار است.علّامه طباطبائى در تفسیر المیزان، به مناسبت آیات فراوان، به ذکر ابعاد این بحث و بخصوص،بررسى عوامل تأثیرگذار در هدایت علمى پرداخته است. در نوشتار حاضر، که برگرفته از این منبعتفسیرى گرانقدر مى باشد، با روش تحلیلى توصیفى به بررسى اقسام هدایت الهى و نقش ایمان وعمل صالح در هدایت علمى، همراه با تنظیم منطقى، و تبیین لازم پرداخته است.
در قرآن کریم هدایت الهى، داراى دو قسم تکوینى و تشریعى است. هدایت تکوینى نیز، خود،به هدایت علمى و عملى تقسیم مى شود. هدایت علمى، همان توفیق درک و فهم معارف حق، وهدایت عملى، توفیق پیروى و التزام عملى نسبت به این معارف است. هدایت علمى نیز دو گونهاست: عام و خاص. هدایت علمى عام، از راه عقل، فطرت و امثال آن، و هدایت علمى خاص، ازطریق ایمان و عمل صالح، قابل تحصیل است.
در میان آموزه های اخلاقی قرآن و احادیث در گستره بخشش و انفاق، برخی بیان گر پسندیده بودن ایثار و تمجید از ایثارگران است و در مقابل، مفاد ظاهری برخی دیگر، ناپسند بودن این کار، بلکه نهی از آن می باشد. البته دلالت پاره ای از این دلایل، محل اشکال و قابل درنگ است؛ ولی از آنجا که در میان هر دو دسته، به دلایلی متقن و قابل اتکا برمی خوریم. باید برای رفع تنافی میان آنها کوشید و به گونه ای میان آنها جمع نمود. با درنگ در عبارت ها و مضامین این آموزه ها روشن می شود که هر دسته از آنها، ناظر به موردی خاص می باشند و بنابراین تنافی میان آنها منتفی است و می توان به هر دسته، در مورد خاص خود عمل کرد.
جستار پیش رو، ارتباط اندیشه سعادت با سبک زندگی مطلوب را بر اساس مبانی علامه طباطبایی مورد واکاوی قرار می دهد. بر اساس دیدگاه تفسیری - کلامی علامه، سعادت، خیر وجودی است که مقدمه کمال موجود است و در انسان که مرکب از روح و بدن است، خیری است که مقتضای قوای روحی و بدنی اوست. این سعادت، مراتب، درجات و تقسیماتی چون دنیوی و اخروی دارد و انسان در گزینش و اکتساب راه سعادت مخیر است. ایشان حقیقت سعادت را در گذراندن مراحل توحید، عبودیت و اتصال به ذات یگانه سبحان می داند. حال فردی که به این اندیشه معتقد است و حقیقت سعادت را در لقاءالله می داند، در پی دستیابی و رسیدن به این حقیقت، راهی را می جوید که هرچه بهتر و آسان تر او را به سرمنزل مقصود برساند. بهترین طریق ارائه شده با نظر به جامعیت و ظرفیت های ویژه آیین اسلام و به ویژه مذهب تشیّع، تربیت افراد به شیوه مهرورزی و محبت است که حقیقت این حبّ در محبت حق تعالی و در رتبه بعد، محبت به راهنمایان مسیر تکامل و سعادت است و دراین میان، محبت و معرفت به امام عصر? مصداق کنونی هدایتگران الهی است که با ایجاد سبک زندگی منتظرانه و تأثیر تکاملی خویش در ابعاد گوناگونی همچون بعد فکری، بعد روحی - روانی، بعد اخلاقی و بعد عملی، سبب تعالی فرد شود و او را به سعادت دنیوی و اخروی می رساند.
در جهان کنونى، زندگى اخلاقى بشر در اثر تزلزل نظام هاى ارزشى و انحلال مبانى مقدسات، با بحران هاى گوناگون اخلاقى، معنوى، فرهنگى و دینى مواجه شده است. «امر به معروف و نهى از منکر»، به منزله بخشى از سیاست هاى نظارتى و کنترلى دین مبین اسلام براى برقرارى نظم عمومى در جامعه اسلامى، نقش مهمى در افزایش التزام همگانى به رعایت ارزش ها و هنجارهاى پذیرفته شده اجتماعى ایفا مى کند. ازاین رو، هدف این پژوهش شناسایى مؤلفه هاى «امر به معروف و نهى از منکر» با هدف تدوین الزامات عملى و استفاده از آنها در محیط هاى آموزشى است. روش انجام پژوهش توصیفى تحلیلى است. یافته هاى پژوهش بیانگر آن است که از مفاهیمى همچون خدامحورى، توجه به کرامت انسانى، محبت و صمیمیت، بردبارى، حق گویى و باطل ستیزى، عدالت مدارى، و هدایت گرى مى توان به عنوان مؤلفه هاى اساسى امر به معروف و نهى از منکر یاد کرد.
هدف از این پژوهش، تبیین ابعاد و مؤلفه های نظارت بر کار کارکنان سازمان های دولتی بر اساس معیارهای پیشنهادی دانشمندان مسلمانان است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های «توصیفی» است که به روش پیمایشی انجام شده، است. همچنین از نظر هدف، «توسعه ای- کاربردی» به شمار می آید. روش گردآوری اطلاعات ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی است و ابزار گردآوری اطلاعات، بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسش نامه است. جامعة آماری این پژوهش برای آزمون مدل، خبرگان آگاه به موضوع بوده است. روش نمونه گیری «گلوله برفی» بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش «آمار توصیفی و استنباطی» (آزمون مقایسات چندگانة فریدمن) استفاده شده است. نتایج پیمایشی حاصل از پرسش نامه نشان دهندة تأیید مدل از نظر خبرگان است. در این پژوهش پس از جمع بندی مطالب و اصلاحات لازم، الگوی نظارت بر کار کارکنان سازمان های دولتی بر اساس معیارهای پیشنهادی دانشمندان مسلمان، که شامل 24 مؤلفه در قالب 4 بُعد است، ارائه شد.
یکی از نیازهای حقیقی در زمینه های تربیتی، دینی، اخلاقی و فرهنگی، مسئلة حجاب است. هرچه الگوهای حجاب مراتب برتر و بالاتری داشته باشند، تأثیر بیشتری بر معنویّت و دینداری فرد و جامعه خواهند گذاشت و هرچه حجاب فردی و اجتماعی، متعالی باشد، تقدّس و حرمت اخلاقی و رشد و تعالی جامعة اسلامی بیشتر خواهد بود. حجاب آثار تربیتی در دو زمینة فردی و اجتماعی دارد که مهم ترین آثار حجاب در بُعد فردی، شخصیّت، سلامت جسمانی، استحکام خانواده، آرامش و امنیّت و در بُعد اجتماعی، مسئولیّت اجتماعی، آزادی زن، سلامت اخلاقی جامعه و حفظ نیروی کار اقتصادی و حفظ استقلال فرهنگی است. این مقاله به بررسی مفهوم حجاب و آثار تربیتی آن می پردازد. این بررسی از نوع توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری اطّلاعات کتابخانه ای و روش تجزیه و تحلیل اطّلاعات تحلیل محتواست.
بخش مهمى از قلمرو علمى تعلیم و تربیت ارزش ها، انتقال و درونى سازى ارزش هاى حاکم بر جامعه و مبتنى بر فرهنگ جامعه در افراد آن جامعه مى باشد. این مهم اگرچه در فرهنگ اسلامى نیز موردنظر سیاست گذاران و متولیان امر است، اما با توجه به این نکته که به رغم وجود مواد و مطالب فراوان در منابع اسلامى، در مقام عمل و تحقق بیرونى اهداف مستند علمى، با مشکلات جدى روبه رو هستیم و همچنین با توجه به شرایط جامعه معاصر اسلامى، ضرورى مى نماید که عالمان و دست اندرکاران امر تربیت درصدد عملیاتى کاربردى تر بوده و راه هاى حل مشکل در مقام عمل را ارائه دهند. بررسى این نکته که قرآن در درونى سازى ارزش هاى اخلاق اجتماعى، چه روش هایى را در ساحت گرایش به کار برده و یا توصیه کرده است، موضوعى است که این مقاله درصدد بیان آن است. مقاله حاضر با شیوه توصیفى تحلیلى، این روش ها را در قرآن مورد مطالعه قرار مى دهد. روش هاى به دست آمده عبارتند از: روش موعظه، روش تحریک عواطف، روش تحریک ایمان، روش تبشیر و تشویق، روش تنبیه.
امید در قرآن و روایات، حالتی نفسانی است که فرد امیدوار را به تلاش جدی وادارد. امید در زندگی دنیوی و اخروی نقش های شگرفی دارد. در قرآن و روایات نیز فرد با امید به نصرت الهی، به آرامش در زندگی و تربیت خود دست می یابد. در این نوشتار به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از آیات و روایات، ضمن بیان مفهوم شناسی از امید و شناسایی انواع آن، با توجه به شاخصه های امید و جایگاه آن در تربیت به تحلیل تربیتی امید در قرآن و روایات پرداخته شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که در قرآن دو نوع امید شامل امید صادق و کاذب به کاررفته است. امید آثاری در تعلیم و تربیت وزندگی فردی و اجتماعی و در مفهوم بهتر در حوزه های ارتباط با خود، دیگران و جهان بجا می گذارد که ازجمله می توان به مواردی همچون فعالیت هدفمند، معرفی الگو، آرامش و آینده نگری اشاره کرد
هدف این مقاله بررسی ارتباط بین شکل های مختلف واقع گرایی اخلاقی و برخی دیدگاه ها درباره اخلاق دینی و به ویژه اخلاق دینی در سنت اسلامی است، هرچند بیشتر گفته ها در سنت های دینی دیگر نیز کاربردی خواهد بود. نخست، مرور تاریخی مختصری از ظهور واقع گرایی اخلاقی در قرن بیستم بیان می شود؛ دوم، انواع اصلی واقع گرایی اخلاقی را از هم تفکیک خواهیم کرد؛ سوم، نشان خواهیم داد که در مورد هر یک از انواع اصلی واقع گرایی اخلاقی، از واقع گرایی اخلاقی اکید گرفته تا واقع گرایی اخلاقی حداقلی، دیدگاه های دینی ای را نسبت به اخلاق می توان صورت بندی کرد که هم با واقع گرایی سازگار باشند و هم با ردّ آن. ولی، در هر حال، اخلاق شناس دینی باید برای پذیرفتن واقع گرایی یا ردّ آن هزینه ای بپردازد. در نهایت استدلال می شود موضعی که فیلسوفان برجسته مسلمان در سنت سینوی تا ملاصدرا اتخاذ کرده اند موضعی است که در شماری از نقاط مهمش با موضع ضدواقع گرایی توافق دارد.