فن آوری شبیه سازی انسان، چالش هایی را در عرصه های مختلف زندگی دینی، اخلاقی، اجتماعی و حقوقی برانگیخته است. در جریان شبیه سازی که انتقال هسته سلول جسمی به تخمک بدون هسته است، موجودی مطابق با صاحب سلول جسدی به وجود می آید. درباره این تکنولوژی، بیم ها و امیدهایی وجود دارد و علی رغم طرفداران فراوان، گروهی آن را از جنبه های مختلف به چالش کشانده و خواستار ممنوعیت آن شده اند.
این مقاله، دلایل و چالش های کلامی شبیه سازی را طرح و بررسی کرده است و در آن به شبهاتی چون نفی خداوند، تحقق خلق به دست انسان، تغییر خلقت، مختل شدن نظام زوجیت و نقض تنوع افراد انسانی پرداخته شده و ثابت گردیده است که هیچ کدام از این چالش ها، نمی تواند دلیلی بر ممنوعیت شبیه سازی باشد. در پایان، کیفیت حشر انسان های شبیه سازی شده به صورت یک سؤال مطرح و به آن جواب داده می شود.
در یک معنای گسترده، هرگونه احساس، مشاهده و دریافت شخصی که آدمی را به گونهای با جهان ناپیدا و ماورای طبیعت و نیروهای غیبی حاکم بر انسان و دیگر موجودات عالم ماده مرتبط سازد و توجه آدمی را به آنها معطوف دارد، تجربه دینی خوانده میشود و تجربه دینی در معنای خاص آن عبارت است از گونهای ظهور یا تجلی خداوند بر شخص تجربهگر.
نویسنده با اشاره به ظهور مفهوم تجربه دینی در اواخر قرن هجدهم پرسشهایی را که در باب تجربه دینی مطرح است را عنوان میکند.
وی در ادامه با بیان انواع تجربه دینی، نظریه حضرت امام مبنی بر اینکه انسان دارای فطرت الهی است و عشق به کمالی در وجود همه انسانها نهفته است را مطرح نموده، نظریه یکی از معاصرین را که مدعی است: (پیامبر با گذشت زمان و تکرار وحی، به رسالت و غایت کار خود آشناتر و بصیرتر و در انجام وظیفه خود مصممتر شده است، درست همانگونه که یک دانشمند در مقام تجربه و آزمون چنین سیر تکاملی را طی میکند) مغالطهای بیش ندانسته است
نویسنده ضمن اشاره به تفاوت وحی با دیگر انواع تجربه دینی، ویژگیهای وحی از نظر امام خمینی(س) مبنی بر اینکه غیر از خود رسول خدا و کسانی که در خلوت با رسول خدا بودند یا اینکه از او الهام گرفتهاند، کیفیت نزول وحی را کسی نمیتواند بفهمد را طرح نموده به ارتباط بحث فطرت با تجربه دینی میپردازد و مینویسد: فطرت الهی انسانی منشأ دین است و این فطرت الهی، همان چیزی است که امروزه تجربه دینی یا آبشخور تجربه دینی میباشد.
نگارنده در بخش دیگری از مقاله با طرح این پرسش که آیا از طریق تجربه دینی و با تمسک به آن میتوان دلیل و برهانی برای اثبات وجود خدا ارائه داد یا نه؟ و اعلام اینکه پاسخ فیلسوفان دین غربی به این پرسش غالباً منفی است، میگوید: اگرچه برخی از اندیشمندان اسلامی معتقدند که فطرت، راهی برای شناخت خداست، اما نمیتوان با آن برهانی برای اثبات وجود خدا اقامه کرد، لکن امام خمینی(س) از جمله کسانی است که معتقدند فطرت الهی انسان برهانی بر وجود خدای سبحان است، و با توضیح نظریه حضرت امام اشکالات مطرح شده بر این برهان را پاسخ میدهد.
نویسنده در قسمت پایانی مقاله با بیان این نکته که امروزه در داخل کشور جمعی از نویسندگان قرائتی از دین را عرضه میدارند که در آن بر تجربه دینی در برابر شریعتمداری و تعبد و پایبندی به احکام دین تأکید میرود، تفاسیر گوناگونی را که ممکن است برای عبارت «تجربه دینی گوهر دین است» ارائه شود را مورد ارزیابی قرار میدهد.
پژوهش حاضر نیز به دنبال بررسی کارکرد و نقش دین در عرصه های مختلف جامعه از دیدگاه ابن سینا بوده است. از آن جا که نوع نگاه و تبیین و تفسیر اندیشمندان و جامعه شناسان به دین و جامعه مختلف است، در ابتدا لازم شد به تعریف دین و جامعه و رابطه ی میان آن دو از دیدگاه ابن سینا پرداخته شود و سپس کارکردهای دین در درون جامعه از دیدگاه ایشان بیان گردد. حاصل بحث چنین شد که ابن سینا وجود دین را امر قدسی از جانب خدا دانسته، با بیان کارکردهای مختلف، آن را برای حفظ حیات و پیش رفت جامعه و سعادت اخروی لازم و ضروری می داند.
کتب مقدس به سبب اهمیتى که ادیان براى بشریت داشتهاند، در طول تاریخ مورد توجه بشریتبوده و اندیشمندان، آنها را مورد تحلیل و بررسى قرار دادهاند. یکى از بررسیهاى انجام شده ، تحلیل منشا صدور این کتب مىباشد یعنى تبیین این امر که آیا کتب مقدس - بویژه در ادیان توحیدى - با جمیع مفاهیم و الفاظ خود، از ناحیه خداى متعال فرستاده شده استیا الفاظى است معمولى و بشرى که از ناحیه تلاش انسان پدید آمده است.
دو رویکرد مختلف در این مساله وجود دارد و در مورد کتاب مقدس ما «قرآن» ، اندیشمندان اسلامى همگى بر این عقیدهاند که این کتاب، وحى الهى است و اندیشه و فرهنگ و الفاظ بشرى در پدیدآمدن آن دخالتى نداشته است اما شمار اندکى از نویسندگان برآنند که قرآن دستاورد بشر و الفاظى بشرى است.
در این مقاله، بر مبناى یک بررسى برون دینى، نظریه اول - که مطابق با آموزههاى خود قرآن و پیشوایان دینى است - اثبات گردیده و رویکرد دوم مورد نقد قرار گرفته است.