وظیفه گروی اخلاقیِ مبتنی بر حسن و قبح عقلی و سازگار با فضیلت گروی و غایت گروی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر مبنای نظریه حسن و قبح عقلی امامیه، نوعی نظریه وظیفه گروی اخلاقی معتدل را پایه ریزی می کند؛ نظریه ای که ضمن پرهیز از افراط وظیفه گروی کانت، تفسیر جدیدی از غایت گروی و فضیلت گروی مبتنی بر وظیفه گروی را ارائه می دهد که قابل دفاع است. این تقریر از وظیفه گروی، امتداد یک نظریه کلامی یعنی حسن و قبح عقلی را در عرصه فلسفه اخلاق نشان می دهد. در این پژوهش، با روش عقلی و تحلیلی تلاش شده است تا دیدگاهی در فلسفه اخلاق ارائه شود که از یک سو، با مبانی کلامی عدلیه هماهنگ باشد و از سوی دیگر، سه نظریه مطرح در فلسفه اخلاق را با هم جمع کند. ادعای پژوهش حاضر این است که وظیفه گروی بر نظریه های دیگر ترجیح دارد؛ اما این نظریه می تواند غایت گروی و فضیلت گروی را درون خود تلفیق کند و با رفع کاستی این دو نظریه، پیوندی منطقی و سازگار میان هر سه نظریه ارائه دهد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که عقل قادر به درک پیشینی و مستقلِ بایدها و نبایدهای اصلی اخلاقی است. این فهم عقلانی، از ذات افعال نشئت می گیرد، نه از نتایج یا پیامدها، یا امر و نهی شارع. غایت ها درصورتی دارای اعتبار اخلاقی اند که در نهایت، به وظیفه های عقلی بینجامند و در راستای رسیدن به این وظیفه ها باشند. همچنین فضیلت ها نیز نتیجه تکرار عمل به وظایف عقلانی است. بدین سان، فضیلت، برخاسته از انجام وظیفه است؛ همان طور که غایت فعل در نهایت، به انجام یک وظیفه منجر می شود. براساس نظریه مختار، انجام وظایف عقلانی از یک سو، ترسیم کننده غایات افعال است، و از سوی دیگر، فضایل اخلاقی را در پی دارد.