در روایات معتبری، امام معصوم(ع) با استناد به آیه شریفه «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»، امامت هر ظالمی را تا روز قیامت نفی می کنند؛ حتی کسانی که در گذشته، آلوده به بت پرستی بوده وسپس مسلمان شده اند نیز شایستگی رسیدن به مقام «امامت» را ندارند. این سخن امام(ع) درواقع کنایه ای است به خلافت خلیفه اول و دوم که پیش از اسلام آوردن، مدت مدیدی از عمر خویش را در بت پرستی سپری کردند.
در مقابل، دانشمندان اهل سنت در مقام دفاع از خلافت خلفا بر این باورند که مشتق وضع شده برای خصوص متلبّس به مبدأ اشتقاق و استعمال آن در فرد منقضی، یک استعمال مجازی است. جالب آنکه اکثر اصولیان شیعه علاوه بر پذیرفتن استدلال امام(ع)، بر آنند که مشتق تنها درخصوص متلبّس به مبدأ، حقیقت است. حال پرسش این است که چگونه می توان پذیرفت که مشتق وضع شده درخصوص متلبس به مبدأ، و ازسوی دیگر استدلال امام(ع) به آیه شریفه را نیز قبول نمود. در این مقاله دیدگاه شش نفر از دانشمندان را در پاسخ به این پرسش مطرح نموده و در پایان دیدگاه برگزیده تبیین می شود.
سه خرده گفتمان در عرصه اجتماعی جامعه مرتبط با صدر اسلام شکل گرفت: گفتمان «ولایت»، «خلافت» و «سلطنت» که هر سه لباس اسلام را به تن داشته و در تلاش بودند تا با نزدیک کردن ارزش های اسلامی (دال های شناور اسلامی) به دال مرکزی گفتمان خویش، ذهنیت جمعی اجتماع را به دست آورند. طبعاً هر یک از این سه گفتمان برای وصول به این مهم، ناچار به تعریف ارزش های اسلامی منطبق با دال مرکزی گفتمان خویش بودند. همچنان که جابه جایی معروف و منکر در جامعه، ناشی از تعریفی است از این دو که معروف را منکر جلوه داده و منکر را معروف. از آن جا که گفتمان پیامبر اسلام، «ولایت» بوده است: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُه »(مائده، 55)؛ نوشتار پیش رو به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که: «گفتمان ولایت چه تعریفی از ارزش های اسلامی ارائه داده است؛ که بوسیله عده ای پذیرفته نشد و منجر به تولید دو گفتمان خلافت و سلطنت گردید؟». برای پاسخ به این سوال، تخاصم گفتمان ولایی حسین بن علی(ع) و گفتمان سلطنتی یزید به عنوان مطالعه موردی، تحت بررسی قرار خواهد گرفت.
سازگاری گزاره های دینی در ساحت های گوناگون، نشان از استحکام و صلابت اندیشه دارد و نیز دلیلی بر درستی انتساب آن به وحی و ماورای طبیعت است. از جمله اصول پایه ای کلامی شیعی، ضرورت وجود امام در هر عصر به شمار می رود که با براهین متعددی به اثبات رسیده است. متکلمان شیعی برای اثبات این ضرورت به ادله ای از جمله لزوم «حفظ شریعت» استناد جسته اند.
مسئله تحقیق این پژوهش، بررسی سازگاری این دلیل که در کلام و ساحت اعتقادی مطرح است، با مباحث فقهی است. با این توضیح که مکانیزم تحقق حفظ شریعت، از سوی امام در عصر غیبت در فقه چگونه است؟ اگر فقها بر خطا اجماع داشته باشند، امام عصر چگونه به حفظ شریعت می پردازد؟ فرضیه تحقیق، این است که حضرت حجت در صورت اجماع بر خطا بر مبنای برهان لطف در قالب های متفاوتی از جمله «اجماعات تشرفی» و «توقیعات» به نقش هدایتی خود می پردازد.
روش تحقیق نیز در بخش گردآوری داده ها روش کتاب خانه ای و اسنادی، و در بخش داوری داده ها تحلیلی _ توصیفی است.
"مقاله حاضر به بررسی مراسم «حسی» در کشور ترینیداد میپردازد. مراسم «حسی» صورت بومی شده (کرولی شده) مراسم عاشورای امام حسین علیهالسلام در این کشور است. مؤلّف از یک سو، روند ورود مسلمانان به این شبه جزیره و برگزاری مراسم عاشورا را بررسی میکند و از سوی دیگر، فرایند ایجاد دگرگونی و تحوّل اساسی در این مراسم و پیوند آن با نوعی کارناوال محلی را تبیین مینماید. استدلال مؤلّف این است که حضور گروههای مختلف در این مراسم (حتی غیرمسلمانها) یک مسئله هویّتی است که بر اساس آن، هر یک از گروههای اجتماعی تلاش میکند تا با تصوری که خود از این مراسم دارد و آن را صحیح و معتبر میداند، در این مراسم شرکت نماید و میتوان از آن به عنوان یک «رقابت فرهنگی» نام برد.
"
Knowledge in the Quran is divided into two kinds : 1) exoteric knowledge. and 2) esoteric knowledge. Everyone may understand the literal meaning o1 the Quran, while the esoteric knowledge may not he easily grasped. According to Islamic traditions, only the Prophet and the infalliable Imams know the real meanings of the Quranic verses because they are the ones who are firmly grounded in knowledge and know the ta’wil of the Quran.