نبوت، از مسائل مشترک میانِ ادیان ابراهیمی است که هم در علم کلام و هم در فلسفه دین، از آن گفت و گو می شود. ابن میمون اندلسی، آن هنگام که از این مسئله سخن می گوید، می کوشد میان فلسفه و شریعت یهود، هماهنگی ایجاد کند. او هنگام شناسایی نبی، تعریف نبوت، ضرورت ارسال پیامبر و دین، خصلت های پیغمبران و مباحثی از این دست، با اتخاذ رویکردی فلسفی، از تطبیق و سازگاری میان این رویکرد با آموزه های شریعت موسوی چشم پوشی نمی کند. نوشتار پیش رو، می کوشد افزون بر ارائه گزارش و تحلیل نسبتاً جامعی از نگرش فلسفی ـ یهودی این اندیشمند پرآوازه آیین یهود، به وامداری اندیشه های فلسفی وی از مشاییان مسلمان و به ویژه فارابی نیز سرک بکشد.
از جمله مسائل کلامی که از دیرباز نزد متکلمان مسلمان مورد مناقشه بوده، تلاش در فهم معنای عصمت پیامبران و ائمه و چگونگی آن است؛ به گونه ای که در تبیین موضوع عصمت با رویکردها و سازوکارهای متفاوتی مواجهیم که در صورت اعتقاد به هر کدام، این مفهوم دارای ساختاری متفاوت از دیگری خواهد بود؛ چنانچه اگر برداشت از عصمت با نگرشی غیرقابل توصیف با ادراک بشری همراه باشد، تنها دارای مفهومی افاضه ای است؛ ولی اگر با نگرشی اکتسابی و تجربه مند همراه گردد، معلول دو پدیده علم و اراده و دسترسی به آن در مراتب متفاوت ممکن خواهد بود.
در این مقاله سعی شده با کاوش در اندیشه اندیشمندان شیعی، دیدگاه هایی که ایشان از مفهوم عصمت ارائه داده اند، بررسی گردد و در پایان بر این باور تاکید می نماید که عصمت خصیصه ای متعالی است که نه تنها معصوم را از دیگر همنوعان خود متمایز نساخته است، بلکه این ویژگی برای او از کمالات اختیاری به شمار می آید.
بدون شک فضایل و مناقب امام علی(ع) در جایگاه انسانی کامل، نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در میان پیروان سایر ادیان نیز بازتاب گسترده ای داشته است که حاصل آن، کتب، مقالات و اشعار بسیاری است که در این باره نگاشته شده است. این شخصیت بی نظیر پس از چهارده قرن همچنان بزرگان و ادبا و اندیشمندان بزرگ دیگر ادیان، به ویژه پیروان دین مسیحیت را شیفته فضایل بی پایان خویش نموده است؛ در این میان عبدالمسیح فتح الله انطاکی شاعر و ادیب مسیحی، در قصیده علویه به مدح و وصف امام علی(ع) از جمله علم ایشان در موضوعاتی چون: تفسیر، قرائت، خداشناسی، فقه، تصوف و نحو پرداخته است. این مقاله به بررسی علم امام علی† در شعر انطاکی از زاویه عناصر بلاغی می پردازد.
بُعد توحیدی و معنوی فرهنگ، وجه غالب آن است. به همین دلیل می توان ادیان الهی را مهم ترین خاستگاه فرهنگ های خلاق و مولد به شمار آورد. فرهنگ و فرآیند اصلاح فرهنگی نقش بی بدیل و راه بردی در زمینه سازی ظهور دارد و انقلاب اسلامی و فرهنگی ایران نیز وقتی موفق خواهد بود که در راستای دست یابی به این اهداف اصلاحی و فرهنگی حرکت کند.
این نوشتار این مدعا را اثبات می کند که آسیب پذیری و انحطاط در جوامع فعلی، بیشتر از ناحیه فرهنگی است تا تمدنی و تکنیکی. به همین دلیل احیای فرهنگی و اعتلای جوانب معنوی فرهنگ، نقش بی بدیل و راه بردی در زمینه سازی ظهور و حتی در دولت مهدوی دارد و می توان تحقق توحید و سپس عدالت را در اصلاح انحرافات اعتقادی و رفتاری، از مهم ترین مؤلفه های فرهنگی و راه بردهای دولت مهدوی به شمار آورد. افزون بر این، سایر مؤلفه های دیگر نیز به تفصیل در این مقاله تشریح شده است.
در این مقاله، می کوشیم ابتدا دیدگاه شیخ مفید (ره) را در خصوص علم امام، منشا این علم، علم امام به غیب، و اقسام این علم تبیین کنیم. سپس قلمرو علم امام و مصادیق آن را طرح خواهیم کرد و نشان می دهیم که علم امام به تمام صنایع، زبان ها و لغات، دانش فرشتگان و انبیاء، تمام کتب آسمانی، آگاهی از درون افراد، علم، علم الکتاب و... تعلق می گیرد.
به اعتقاد شعیه امامیه، پس از امام حسن عسکری علیه السلام یگانه فرزند آن حضرت یعنی حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امام است. آنان برای اثبات این عقیده، دلایل عقلی و نقلی متعددی آورده اند. یکی از دلایل عقلی آنان بر وجود و امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برهان عصمت است. این مقاله، از سه مقدمه تشکیل شده است:
1. ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان؛
2. منحصر بودن حق در باب امامت در امت اسلامی؛
3. عدم وجود معصوم غیر از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .
مقدمه اول با دلایل عقلی و نقلی بسیاری اثبات شده و مقدمه دوم، مورد اجماع مسلمانان است. مقدمه سوم نیز با نادرستی عقاید دیگر مذاهب و فرقه های اسلامی در باب امامت، اثبات میشود. آنان یا به وجود امام معصوم معتقد نیستند که مقدمه اول آن را باطل میسازد، یا سخن آنان در بارة امام معصوم با واقعیت های مسلم تاریخی و دلایل روایی معتبر سازگاری ندارند؛ بنابر این، حق در باب امامت، همان است که شیعه امامیه باور دارد.
عصر سیطره دین، عصر فراهم شدن زمینه ها براى بازگشت انسان به فطرت توحیدى او است؛ پس باید ره آوردها و برکات آن را در همین بستر، تبیین و ارائه کرد. عدالت گسترى در عصر ظهور که امرى قطعى قلمداد شده، برپایى قسط در یکتاپرستى، درک موقعیت انسان ها به عنوان بندگان خدا و نجات از شرک خودپرستى و فرو نشاندن معبودهاى پندارى است. در آن عصر، امنیت معنوى و اخلاقى بر اساس اهرم تقوای الهی پدید مى آید. شکوفایى خردها، رشد فضایل و پالایش رذایل اخلاقى در بستر اصلاح باورها، رخ مى نماید و عامل و محرک همه برکات، توحید و خداباورى است
اخلاق مهدوی با تفقه در آیات قرآن و استفاده از روایات اهل بیت، «دنیاداری» و نه «دنیاگرایی» را به عنوان ارزشی مثبت به نظام اخلاقی وارد میکند و این تغییر باعث تحولاتی در ضریب اهمیت بعضی از ارزش ها و ضد ارزش ها و پاره ای تحولات در تعاریف و نسبت های میان ارزش های اخلاقی و تغییر نگرش نسبت به برخی از مصادیق آنها است.
حقیقت دنیا جریان رحمت و حیات الاهی و سراسر جهان آیات و نشانه های اوست؛ پس نه باید فریفتة آن شد و نه از آن ترسید. کسی که با شهامت و وارستگی به دنیا رو میآورد، در حقیقت از ظاهر فریبندة حیات دنیا گذشته و در حیات طیبه به سر میبرد.
تحول حیات دنیا به حیات طیبه در بعد شخصی، موجب رویآوری به دنیا و تلاش و جهاد برای آبادی دنیا و برخورداری از نعمت های الاهی است. از سوی دیگر در بعد اجتماعی جهاد با مستکبران جنبه ای از فضیلت بزرگ در اخلاق مهدوی است که موجب تحول حیات دنیا به حیات طیبه در حوزة عمومی میشود و این تحول، ماهیت ظهور ولیعصر عجل الله تعالیفرجه شریف است.
این نوشتار با تامل در روایات، وضعیت فرهنگی جهان در عصر ظهور را ترسیم می کند و از آن ره گذر، به اقدامات اصلاحی امام مهدی در عرصه فرهنگ و نیز روش امام در رویارویی با ناهنجاری های فرهنگی و ایجاد انقلاب فرهنگی اشاره می کند. در ادامه، وضعیت فرهنگی جهان در عصر حاضر و پدیده جنگ نرم بازنگری می شود و از کنار هم قرار دادن و مقایسه این دو وضعیت با هم و نیز با الهام از عملکرد و روش امام، دو راه برد اساسی بصیرت دهی و معرفت بخشی برای مقابله با انواع هجمه های فرهنگی دشمنان و نیز راه کارهای عملیاتی کردن آنها پیشنهاد شده است که البته اجرای آنها بر عهده دولت زمینه ساز خواهد بود.
از آن جا که بین نظام جمهوری اسلامی ایران، اندیشه انتظار و زمینه سازی ظهور، ارتباطی محکم برقرار است، مفهوم شیعی انتظار در زمان حاضر به همراه خود، پژواکهایی در عرصه روابط بین المللی داشته است. از این رو مسئله زمینه سازی به عنوان سازه ای معنایی در موازات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته است. در بعد رسانه ای، اعتقاد به اندیشه انتظار و توجه به زمینه سازی در جهت ظهور امام زمان دست مایه خوانش هایی قرار گرفته است که بر اساس آن ها، این اندیشه محرکه و موجبه ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران در پی گیری سیاست خارجی است که پیامدی جز متزلزل کردن به اصطلاح امنیت بین المللی نخواهد داشت. بدین منظور، با ارائه تفاسیری مکانیکی از انتظار و مسئله زمینه سازی در سطح رسانه ای، تفسیری کژدیسه از این مفاهیم القا می گردد، به نحوی که انتظار و زمینه سازی به عنوان سازه های معنایی متداول در سطح جهانی، با تروریسم، تلاش برای دست یابی به سلاح های کشتار جمعی و... به یادآورنده هرگونه اقدام وحشت انگیز در نظر آورده شود. هدف این نوشتار، تبیین نحوه این سوءاستفاده و امکان تصحیح این فهم کژدیسه از سازه های معنایی انتظار و زمینه سازی در فضای رسانه ای و سیاسی بین المللی است.
مهدویت همواره به عنوان رمز حیات و هویت شیعه در قرون و اعصار مطرح بوده است. جامعه و دولت منتظر، با زنده نگه داشتن شعله انتظار مصلحانه فرج، باید الگویی مناسب برای اقوام و ملل سرگردان دنیا ارائه دهد که امروزه از آن به عنوان دکترین مهدویت یاد می شود.
در تحقیق حاضر تلاش شده است راهبردهای فرهنگی مهدویت برای جامعه و دولت زمینه ساز بر اساس مدل SWOT (قوت، ضعف، فرصت، تهدید) ارائه گردد. بدین منظور، نخست، مختصات فرهنگی جامعه مهدوی از دیدگاه آیات و روایات (جامعه پس از ظهور) بیان شده است. سپس قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای فرهنگی مهدویت در سطح جامعه شیعی ایران از دیدگاه تیم تحقیق، شناسایی شده و با تجزیه و تحلیل محیط داخلی و خارجی، وضعیت فعلی فرهنگ مهدوی در سطح کشور تبیین گردیده است. در ادامه، راهبردهای کلان پیشنهادی فرهنگ مهدوی در چهار حوزه (راهبردهای SO، ST، WO، WT) برای رسیدن به جامعه منتظر مطلوب ارائه شده است. راهبردهای ارائه شده بر اساس میانگین میزان جذابیت آن ها رتبه بندی و از 25 راهبرد ارائه شده، تعداد 16 راهبرد دارای رتبه بالاتر از میانگین ، به عنوان راهبردهای برتر انتخاب گردیده اند.
پروفسور هانری کُربَن (1903-1978 م) برجسته ترین مفسر غربی حکمت معنوی و فلسفه اسلامی است که به سبب آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی به حقایق قابل توجهی در مکتب تشیع دست یافت؛ به طوری که گاهی مانند یک شیعه از مکت تشیع دفاع کرده، به مناظره میپرداخت.
هانری کُربَن در نگاه پدیدار شناسانه به مهدویت، به این موضوع میپردازد که مهدویت از منظر آموزه های دین اسلام، هانری کُربَن بر اساس این شیوه، تشخیص داد که مسأله مهدویت، بنیاد اصلی شیعه و عرفان است و موضوع امام دوازدهم از مهم ترین مباحث اعتقادی-عرفانی شیعه تلقی میشود. او معتقد بود نمیتوان برای تشیع، عرفان و حکمت معنوی قائل شد، و در عین حال، مسئله امامت و ولایت امام را که سر انجام به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ختم میگردد، نادیده گرفت.
وی فلسفه غیبت و ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را در شایستگی و ناشایستگی افراد و میزان معرفت آن ها میدانست، و معقتد بود تا زمانی که انسان، توان شناخت امام را نداشته باشد، سخن گفتن از ظهور او بیمعنا است.
البته، این انتقاد به جناب پرفسور کُربَن وارد است که او در بحث مهدویت، بعد اجتماعی و سیاسی ظهور آن حضرت را مورد توجه قرار نداده است.