در این نوشتار، تلاش متکلمان و فیلسوفان اسلامی در باب حشر حیوانات، از دو جنبه امکان عقلی حشر و علت آن، بررسی شده است. پاسخ های متکلمان به سؤال اول، مختلف است. برخی با توجه به این که اساساً هیچ مجردی غیر از خداوند را قبول ندارند، حشر حیوانات را نیز همچون حشر انسان، به صورت جمع کردن مجدد اجزای پراکنده شده، می دانند؛ برخی دیگر، به دلیل تساوی رتبی حیوان و انسان، منکر نفس مجرد در حیوانات شده و حشر آن ها را انکار می کنند؛ و گروهی نیز با دلیلی مبتنی بر استقرا، در صدد اثبات نفس مجرد در حیوانات برآمده اند. اما از منظر فیلسوفان، نفس حیوانی در مرتبه ادراکی خیالی سکنا دارد؛ به همین دلیل، فارابی نفوس حیوانی را به دلیل عدم ادراک عقلی، غیرمجرد می انگارد. در آثار بوعلی و شیخ اشراق در باب تجرد خیال، دوگانگی به چشم می خورد که مدعای قوی تر، انکار تجرد خیال و بالتبع، منکر تجرد نفوس حیوانی و حشر آن ها هستند. صدرالمتألهین با اثبات تجرد خیال، گامی نوین در توجیه امکان عقلی حشر نفوس حیوانی برداشته است. متکلمان درباره سؤال دوم، بر مسأله عوض تأکید کرده است که به دلیل عدم جامعیت، مورد نقد است. علامه طباطبایی با بحث اختیار و شعور درحیوانات، به نوعی تکلیف در حیوانات، قائل شده است. صدرا در این مسأله، از طریق برهان علت غایی، اثبات می کند که تمام موجودات به سمت مبدأ بازخواهند گشت؛ و گرنه دچار تناقض و خلف خواهیم شد. این پژوهش با نگاهی متفاوت، و با طرح دیدگاهی نو، نشان می دهد که می توان حشر حیوانات را حشر برخی از انسان ها به صورت حیوانات مختلف در روز قیامت به شمار آورد که در واقع، همان عدم صعود از مرتبه حیوانی به مرتبه انسانی است.
محمّد رسول الله(ص)، تحوّلاتی اساسی در جامعة عربستان پدید آورد که منجر به شکل گیری فرهنگ و تمدّن اسلامی گردید. الگوی تمدّنی رسول الله(ص) در گذار از جامعة جاهلی به جامعه ای اسلامی، نمونه ای درخشان در تاریخ بشری است. مهم ترین عناصر در این الگو عبارتند از: الف) تحوّل درونی انسان که مبتنی بر دو رکن اندیشه و اراده است. تغییر ساختارهای اجتماعی و سیاسی در اندیشة اسلامی، تابعی از تغییر در شالودة روانی انسان است که اساس همة تحوّلات بشری محسوب می شود. ب) گزینش غایت اصلی: تغییر درونی انسان سازوکاری دارد که از طریق گزینش غایت ها صورت می گیرد. غایت ها و اهداف، نیروی محرّکة تاریخ است. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی به بیان الگوی تمدّنی اسلام با استفاده از آیات قرآن کریم می پردازد. در این الگو، خدا مهم ترین غایت انسان است که برتر و مطلق است. به همین دلیل، اهداف و آرمان های انسان نیز برتر و بی نهایت بوده، او همواره مسئولیّت پذیر، متحوّل و در حرکتی مستمر خواهد بود. علاوه بر این، رویکرد جامع به توسعه، توانمندی فراگیر و اصل تسامح و تساهل، عناصر تکمیل کنندة الگوی تمدّنی اسلام اَند. در پرتو این اصول، می توان به شاخص های عمدة تمدّن اسلامی در سیرة نبوی، مانند جایگاه انسان در توسعه، تشکیل دولت و تغییر روابط اقتصادی دست یافت.
از مهم ترین مباحث مطرح در حوزه علوم قرآنی، نسخ است که در بسیاری از روایات، اِشراف بر جوانب آن، از جمله ویژگی های مفسران قرآن به شمار آمده است. از سویی، قرآن پژوهان، این پدیده را بر سه قسم، شامل نسخ حکم و بقای تلاوت، نسخ حکم و تلاوت، و نسخ حکم بدون تلاوت تقسیم کرده و از این میان، تحقق یافتن مورد اول را بیشتر مفسران و پژوهشگران در حوزه علوم قرآن پذیرفته اند؛ اما بر سر دو قسم دیگر، اختلاف نظر وجود دارد؛ به گونه ای که می توان گفت متقدمان، بیشتر به تحقق یافتن آن تمایل داشته اند؛ ولی متأخران از جهات متعدد، ادلّه ایشان را نقد کرده اند. در این پژوهش، بعد از ذکر معنای لغوی و اصطلاحی «نسخ» و سخن گفتن درباره مکتب های سه گانه ای که دکتر مصطفی زید در این حوزه برشمرده است، مفهوم و محدوده نسخ را تبیین کرده و پس از ذکر شروط تحقق یافتن آن، نسخ تلاوت را بررسی و سر انجام، با نقد ادلّه موافقان و مخالفان نسخ تلاوت اثبات کرده ایم اعتقاد به نسخ تلاوت، حاکی از برداشت شتاب زده و نگاه سطحی به روایات است؛ زیرا تعریف نسخ و شرایط بیان شده از سوی ایشان، با تقسیم بندی نسخ به سه قسم یاد شده مطابقت ندارد و از سویی، دلیلی متقن مبنی بر تحقق یافتن نسخ تلاوت نداریم؛ هر چند دلیل محکم عقلی هم مبنی بر نفی آن در دست نیست.
نوشتار پیش رو در جستجوی تبیین مفهوم امّت ها و انحصارگرایی قومی در پرتو کتاب مقدس و مفهوم امّی و امّیون در قرآن کریم است. آیا عنوان امّی معادل مشرکان و بت پرستان است، یا به افراد غیر یهودی اطلاق می شود؟ همچنین امّی خوانده شدن حضرت محمد (ص) در قرآن، آیا ناظر بر بیسوادی آن بزرگوار است، یا می توان این لقب را نیز در پرتو پیشینه ی واژه درکتاب مقدس به معنای افراد غیر یهودی یا هرفرد نا آشنا به عهدین دانست؟
این مقاله با مروری بر کاربرد این اصطلاح در عهد قدیم و عهد جدید، و همچنین با نگاه کلی و نیز به ترتیب کتب مختلف عهدین، نتیجه می گیرد که لفظ امّت در بخش های نخستین عهد قدیم به همه جوامع از جمله یهودیان اطلاق شده، ولی به تدریج به غیر یهود گفته می شده است. در عهد جدید واژه امّی فقط به معنای جوامع غیر یهود و غیر مسیحی آمده است. با توجه به پیشینه مفهوم در عهدین و با مروری بر آیاتی که واژه های امّی و امّیون در آن ها آمده، دریافته می شود که منظور از امّی در قرآن مجید، نه فرد بیسواد و ناتوان از قرائت و کتابت، بلکه نا آشنا به تورات و انجیل است، هرچند یهودی یا مسیحی باشد.
به علت نسبت وثیق میان علم و فلسفه از یک سو و نسبت وثیق میان فلسفه و مابعدالطبیعه فارابی و ابن سینا با الهیات و دین از سوی دیگر، علوم تجربی و طبیعی در اندیشه این دو فیلسوف ایرانی و مسلمان در ابعاد و مسائل متعددی با الهیات فلسفی که در مابعدالطبیعه مد نظر این دو ذیل حکمت نظری شاخه الهیات طرح شده است گره خورده و از مبانی این زیرشاخه تغذیه کرده است. در این نوشتار تلاش می شود، در چند موقف اساسی، پیوندهای علوم طبیعی و تجربی با مابعدالطبیعه و به ویژه الهیات فلسفی بیان شود و در نهایت نشان داده شود که گفتمان علوم طبیعی و تجربی نزد این دو دانشمند و فیلسوف متمایز از گفتمان علوم تجربی در دنیای جدید است
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، نفخه ای الهی در کالبد بی روح بشریت بود که به آن، جان تازه ای بخشید، خفتگان عالم خاکی را هوشیار کرد و مردگان را به هراس انداخت. انقلاب اسلامی نه پایان راه، بلکه ابتدای سیر مؤمنان به سوی حیات طیبه در مقیاس اجتماعی بود. تحقق «جامعه ایمانی» در عصر سیطره تمدن مادی غرب، تنها با جریان روح و معنای انقلاب اسلامی در لایه های عمیق جوامع پیچیده امروزین ممکن خواهد بود که نیازمند «عقلانیت دینی» است. عقلانیتی که بتواند اضلاع و ابعاد ساحت های گوناگون زندگی اجتماعی را بر محور معارف و ارزش های الهی تنظیم و طراحی نموده و نویدبخش «تمدن نوین اسلامی» گردد. ضرورت دستیابی به این عقلانیت که بر پایگاه انقلاب اسلامی تکیه و رو به سوی تمدنی نوین دارد اصلی ترین سنجه و شاخصه ارزیابی جریان های فکری معاصر است. در این مقاله سعی شده است که اندیشه های دکتر سید حسین نصر و دکتر سید احمد فردید در نسبت با تمدن نوین اسلامی مورد دقت قرار گیرد.
سنت گرایان، تعدّد جوامع بشری با تمایزات بنیادین آن را یکی از عوامل کثرت ادیان در عالم می دانند، و بر این باورند که تمایزات میانِ انسان ها، تمایزاتی واقعی و سودمند و دارای نقشی اساسی در ایجاد صورت های گوناگون دین در زمین هستند. ایشان دین را معلولِ دو عاملِ عُمده می دانند: عنصر حقیقت مطلقِ نامشروط و ناب، و حاشیه ای از جوهر بشری که حقیقتِ مطلق به درون آن راه پیدا می کند. براساس این دو عامل، هر دینی، محصول تجلی مثالِ آن در میان جمعیت بشری و یا حاصل اتصال عنصر حقیقت مطلق با جامعة انسانی است. ازآنجایی که مثال های ادیان ناهمگون هستند، و جمعیت انسانی ای که آن دین برای آنها مقدر شده، از حیثِ زبان، ظرفیت ها، گرایش ها و نیازهای روحی و روانی متفاوت اند، این امر سبب شده تا صورت های متعدد و متکثری از دین، که هریک بر جنبه ای خاص از جوانب حقیقت مطلق تأکید می ورزند، و صورتی خاص از واقعیت را متجلی می سازند، پدیدار گردد. این دیدگاه، اشکالات متعددی دارد که به بررسی آنها می پردازیم.
غزالی از جمله اندیشمندان اسلامی و در پی احیای علوم دین بوده و در احیاء علوم الدین سعی داشته است تا طرحی احیاگونه برای دینداران زمانه خویش ارائه کند. در این پژوهش هدف این بوده است که آثار دینداری، با تکیه بر نظرات و آرای روان شناختی غزالی بیان شود. به همین منظور، تأملات غزالی در چهار ربع عبادات، عادات، مهلکات و منجیات از احیاء علوم الدین ذیل آثار گوناگون معرفتی، معنوی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی طرح شده است. دینداری معرفت اندیشانه درگرو پاسخ به دغدغه های وجودی و تفسیری است. منجیات دین، برای دینداران علاوه بر رفع مهلکات به ایجاد احساسات مثبت عاطفی کمک می کنند. اخلاق جایگاه وسیعی درحوزه دینداری دارد. دینداران در حیاتشان باید همواره بکوشند که فضائل اخلاقی را کسب و از رذائل دوری کنند. در اندیشه غزالی، دین سعادت دنیوی و اخروی دینداران را تأمین می کند.
اندیشمندان اسلامی، اصل علم خداوند را پذیرفته اند؛ اما تحلیل فلسفی و بیان چگونگی آن به ویژه در علم خداوند به جزئیات، نیازمند تأمل بیشتر است؛ تا آنجا که راهکارهای متفاوتی در این زمینه مطرح می شود. محقق دوانی نیز توجه خاصی به این موضوع داشته و به تفصیل بدان پرداخته است. وی ضمن ارزیابی آرای حکما و متکلمان، به اثبات علم الهی، به ویژه علم تفصیلی خداوند به اشیا می پردازد. ایشان در تببین نظر فلاسفه معتقد است آنها علم خداوند را به نحو تعقلی می دانند، نه تخیلی. دوانی به نقد توضیح خواجه نصیر می پردازد و علم موردنظر ابن سینا را نیز غیر از علم ارتسامی می داند. وی برای اثبات علم الهی به مخلوقات، از دلایلی مبتنی بر غیر زمانی و مافوق زمان بودن ذات الهی و رابطه علت و معلولی بین خداوند و موجودات بهره می گیرد و همچنین تحلیلی براساس ذوق تالّه ارائه می کند که نتیجه آن، علم اجمالی که خلاّق صور تفصیلی در خارج است خواهد بود.
مقاله حاضر کوششی در جهت دریافت مفهوم مسّ شیطان در قرآن کریم است. برای تبیین مفهوم تماس در قرآن کریم، واژگان گوناگونی مانند «همزات، ازیز، نقیض، وسوسة، استحواذ» و... به کار رفته است. اگرچه این واژگان همه برای این مفهومِ ارتباط شیطان با انسان به کار رفته است، هر کدام دارای ویژگی های خاص خود می باشد. در قرآن کریم، مسّ شیطان در ارتباط با سه واژه «خبط، نصب، طائف» به کار رفته است. آرای متکلمان اشعری، معتزلی و شیعی درباره امکان یا عدم امکان مسّ انسان توسط شیطان در کتاب های تفسیری و کلامی تبدیل به موضوعی دامنه دار شده است و هر کدام برای اثبات دیدگاه خود به دلایل مختلفی استناد جسته اند. برخی حتی به وقوع خطا در قرآن تحت تأثیر فرهنگ جاهلی به خاطر این آیات نظر داده اند. ریشه شناسی واژگان خبط و نصب می تواند بدون برخورد به استدلالات کلامی، شبهه تسلط شیطان بر عقل رباخوار و بر جسم پیامبران را رد نماید و مفهوم جدیدی را از این دو واژه ارائه نماید که با سیاق آیات، ساختار سوره و دانش ریشه شناسی و روایات تفسیری ائمه انطباق بیشتری دارد.
در متون مقدس ادیان ابراهیمی توجه به گذشته و حال و آیندة تاریخ بشر جایگاهی شاخص دارد. کتب موجود در عهد عتیق، با ساختاری نسبتاً تاریخ گونه، سرگذشت انسان را از آغاز آفرینش جهان و انسان شروع می کند و تا رسیدن به پیدایش قوم بنی اسرائیل ادامه می دهد. از این جا به بعد این تاریخ رنگ قومی به خود می گیرد و در نهایت نگاهی به تصورات و مفاهیم آخرالزمانی دارد که گاه قومی اند و گاه فراگیر. عهد جدید را باید در دو بخش جداگانة اناجیل و رساله ها مورد بررسی قرار داد. بخش اناجیل فاقد نگاه تاریخ گونة عهد عتیق است، اما در عین حال، از دیدگاه نگارندگان آن، از تحقق وعده های مسیحایی عهد عتیق خبر می دهد. بخش رساله ها (بطور خاص رساله های پولس) مفاهیمی را از عهد عتیق وام می گیرد و با تفسیری خاص از آن ها، نوعی الهیات مخصوص به خود و نوعی فلسفه تاریخ عرضه می کند. تصلیب حضرت عیسی(ع) و صعود آن حضرت به آسمان «نقطة عطفی» مهم در این فلسفة تاریخ به شمار می رود. چینش مطالب قرآن و نیز محتوای آیات قرآن گرچه حالت گزارش تاریخ گونه ندارد، اما در مفاهیم قرآنی گذشته و حال بطور ضمنی و آیندة انسان به جدّ و با تأکید مورد توجه قرار دارد.
تفاوت ها در باب دوران های تاریخی در سه متن مذکور در دو جا تجلی خاص دارد: بخش الهیات موجود در رساله های پولس، که در آن شاهد فلسفه تاریخ خاصی هستیم و در عهد عتیق، که در آن الهیات صبغة قومی به خود گرفته است.
زمان تفسیر اسناد شرعی، عرف زمان صدور آن اسناد را واکاوی می کنیم. کتاب های لغت، رابط فهمندگان نصوص با عرف زمان صدور ادله هستند. مفهوم شناسی و معناشناسی از روش ها و بایسته هایی پیروی می کنند که عدم توجه به آن، انسان را به برداشت های ناصحیح در مفردات و مرکبات می کشاند. بررسی همراه با تعلیل ده بایسته همراه با تطبیقات فقهی، موجب مصون ماندن از برداشت های ناصحیح می شود، تفسیر و تطبیق، حقیقت و مجاز، نسبت مفاهیم، بسند به قدر متیقن در موارد مشکوک و فرق داعی و معنا بخشی از این بایسته ها هستند.