"هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی نقش آموزشگاههای آزاد شهر رشت در مورد تاثیر این نوع آموزشها بر توسعه تواناییهای فردی، فرهنگی، مناسبات اجتماعی و اقتصادی بوده است. برای دستیابی به هدف فوق در چهار شاخص کلان توسعه، فردی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، 12 شاخص خرد به ترتیب و تفکیک زیر مطرح گردید: الف- توسعه تواناییهای فردی (افزایش اعتماد به نفس – افزایش توانایی اتخاذ تصمیمات صحیح – افزایش ابتکار عمل)؛ ب – توسعه فرهنگی (گسترش فرهنگ مطالعه – شناخت بیشتر نسبت به اهداف آموزش، غنی کردن اوقات فراغت)؛ ج – توسعه مناسبات اجتماعی (بهبود روابط اجتماعی – کمک به حل منطقی مشکلات فردی و اجتماعی گسترش و مهارت های فردی و اجتماعی)؛ د- توسعه اقتصادی (تسریع در پیدا کردن شغل – استفاده بیشتر از تسهیلات مربوط به حرفه گسترش مهارت های درآمدزا). سوالات تحقیق در مورد تفاوت میان مربیان و کارآموزان از نظر متغیرهای نظیر نوع دیدگاه، جنسیت، تحصیلات، گروههای سنی، رشته های آموزشی که بیشترین فراوانی را دارند، با عنایت به تاثیر آموزشهای آزاد بر توسعه مورد توجه قرار گرفت. روش تحقیق از نوع کمی و تکنیک پیمایشی بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه، کلیه آموزشگاههای آزاد در رشته های مختلف شهر رشت در نیمه دوم سال 80 و نیمه اول سال 81 در بر گرفته است.
حجم نمونه 170 نفر از مربیان و170 نفر هم از کارآموزان بوده است. ابزار تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته بود که برای سنجش پایایی ابزار مذکور از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. میزان ضریب آلفا برای هر چهار شاخص کلان بالای %80 بوده است که پایایی را کاملا مورد تایید قرار می دهد. جهت تجزیه و تحلیل سوالات تحقیق از آزمون های آماری (T-Test)و آنالیز واریانس (ANOVA) استفاده شده است.
یافته های تحقیق در سه گروه جداگانه یعنی الف- مربیان، ب- کارآموزان، ج- مربیان و کارآموزان بدست آمده است در بخش الف و ب تفاوت معنی داری در میان شاخص های کلان توسعه فردی، اجتماعی و اقتصادی وجود نداشت اما در بعد توسعه فرهنگی تفاوت معنی دار وجود داشت. در بخش ج نیز در میان هر چهار شاخص کلان توسعه تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. به دیگر سخن هر دو گروه مربیان و کارآموزان دارای دیدگاه یکسانی در زمینه تاثیر آموزشگاههای آزاد بر توسعه فراگیر بودند.
"
اشکال رمزگونه ای که به دلیل محمل قرار گرفتن جذب انرژی ماورا، تهیه و گاه تصویر می شدند از روزگاران کهن و در تمدنهای مختلف مورد توجه همگان بوده که با وجود تصویر از جذابیت های بصری بیشتری برخوردار بودند این نقوش مورد بررسی و تحقیق یا طراحی قرار نگرفته اند.
"ایران و شبه قاره هند از دیرباز با هم روابط فرهنگی و زبانی و مذهبی و هنری و بازرگانی و صنعتی گسترده ای داشته اند. پیشینه این روابط به دوران مهاجرت آریایی ها برمی گرد؛ زمانی که این دو ملت شاخه هند و ایرانی را تشکیل می دادند و زبان و مذهب و نژادی یگانه داشتند. با گذشت زمان که این دو ملت در دو اقلیم جداگانه ساکن شدند، منش ها و خلق و خوی آنان نیز دگرگون شد. با این حال، مبانی مشترک زبانی و نژادی و فرهنگی آنان هرگز از هم نگسیخت. اسطوره ها و انگاشته های مشترک ایرانیان و هندوان از همان زمان سامان یافت. با تشکیل حکومت های هخامنشی و اشکانی و ساسانی، پیوندهای زبانی و فرهنگی میان این دو قوم ادامه یافت که تاریخ نویسان شواهد فراوانی از آن به دست داده اند. پس از اسلام این پیوندها فزونی گرفت و به ویژه از زمان غزنویان، با تسخیر هند توسط محمود غزنوی (329 ق) رو به پیشرفت و فزونی نهاد. از این زمان، زبان فارسی به یکی از زبان های مهم شبه قاره تبدیل شد. مهاجرت ایرانیان به هند از قرن هشتم شتاب بیشتری به خود گرفت و نفوذ فرهنگ و زبان فارسی به هند از دوره تیموریان به اوج خود رسید. با روی کار آمدن صفویان در ایران سیل مهاجرت شاعران و روشن فکران ایرانی به شبه قاره آغاز شد؛ چنان که جایگاه و پایگاه فرهنگ و زبان فارسی در این سرزمین از اصفهان، پایتخت صفویان، رونق بیشتری یافت. زبان و ادب فارسی و فرهنگ ایرانی و اسلامی، در مدتی نزدیک به نه قرن زبان رسمی امرا و دربارهای پادشاهان هندوستان به شمار می آمد. با نفوذ استعمار انگلیس در این کشور، اندک اندک زبان انگلیسی جای زبان فارسی را گرفت و این میراث ارزشمند و مشترک دو ملت، در زمانی کمتر از یک قرن از میان رفت.
در این نوشته که به شیوه کتابخانه ای و بر مبنای اسنادی است، به روند تاریخی نفوذ زبان و فرهنگ ایران در شبه قاره هند اشاره می کنیم و اوج و فرود آن را نشان می دهیم و همسانی های زبانی، اساطیری و آیین های مشترک این دو سرزمین را بررسی می کنیم و برای اثبات مدعای خود شواهد تاریخی چندی به دست می دهیم."