فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱٬۰۳۷ مورد.
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
33 - 59
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب هایی که خانواده را تهدید می کند پدیده طلاق است. پایان یک ازدواج رسمی و قانونی را طلاق می گویند. طلاق را می توان از زوایای اجتماعی، اقتصادی و مهمتر از همه از نظر جمعیتی مورد مطالعه قرار داد. در این مطالعه ابتدا ادبیات نظری و تجربی مربوط به تعیین کننده های طلاق در ایران و کشورهای منتخب بررسی و مقایسه شد و در مرحله دوم با مراجعه به آمار ثبتی ازدواج و طلاق در 25 سال اخیر به محاسبه سطح و روند تحولات ازدواج و طلاق در ایران و کشورهای منتخب منطقه آسیا و اقیانوسیه پرداختیم. بر اساس نتایج به دست آمده، عامل های تعیین کننده طلاق، در چهار گروه شامل: خصوصیات والدین، خصوصیات فردی، خصوصیات زوجین و نحوه تعامل بین آنها و دیدگاه ها و نگرش ها به ازدواج و طلاق طبقه بندی می شوند. نتایج به دست آمده از آمار ثبتی ازدواج و طلاق نیز نشان می دهد که میزان های خام ازدواج و طلاق در ایران طی سال های90- 1365به ترتیب از 9/6 و 7/0 به 7/11 و 9/1 در هزار افزایش یافته است. در ضمن نسبت طلاق به هر صد ازدواج نیز در همین سال ها از 3/10 به 3/16 درصد رسیده است. مقایسه این ارقام با ارقام مشابه در کشورهای منتخب منطقه آسیا و اقیانوسیه نشان می دهد که ارقام مربوط به ایران در سطح متوسط بالای طلاق قرار دارد. نکته مهم دیگر اینکه سنوات زناشویی منجر به طلاق در ایران کمتر از سایر کشورهای مورد مطالعه است.
الگوسازی و پیش بینی رشد اقتصادی مبتنی بر سناریوی های رشد جمعیت با استفاده از شبکه های عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
43 - 65
حوزههای تخصصی:
در آن سوی دیدگاه های بدبینانه به اثر رشد جمعیت بر رشد اقتصادی، نگرش های جدید معطوف به دیدگاه های نهادی و در نقطه مقابل اندیشه های حاکم بر الگوهای رشد نئوکلاسیکی، نتایج متفاوت و بعضاً مثبتی را ارائه کرده اند. در این مقاله با بهره گیری از تلفیق شبکه عصبی GMDH و الگوریتم ژنتیک، رشد تولید ناخالص داخلی بر اساس دو متغیر رشد جمعیت و باروری، الگوسازی و پیش بینی شده است. نتایج نشان داد که اولاً متغیر رشد جمعیت دارای تأثیر مضاعف بر رشد اقتصادی است. ثانیاً رشد اقتصادی علت کوتاه مدت (علیت غیر خطی) رشد جمعیت می باشد. همچنین پیش بینی هایی مبتنی بر سه سناریوی حد پائین، متوسط و بالای پیش بینی رشد جمعیت توسط سازمان ملل و سناریوی افزایش آهسته باروری کل، شامل 4 متغیر، وقفه های اول و دوم رشد جمعیت و باروری، برای رشد اقتصادی صورت گرفته است. نتایج نشان داد که بهترین عملکرد پیش بینی مربوط به الگوی سناریوی حد پائین جمعیت و سناریوی افزایش آهسته باروری کل می باشد.
مهاجرت شبکه ای و تعیین کننده های آن: مطالعه جریان های مهاجرت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شدت مهاجرت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران و اقامت خوشه ای مهاجران، موجب گردیده است در این مقاله، این جریان مهاجرتی با رویکرد شبکه ای مورد مطالعه قرار گیرد. با استفاده از روش های تحقیق پیمایش و گروه های متمرکز و نیز چارچوب مفهومی شبکه های اجتماعی مهاجر، سه جریان مهاجرتی شبکه ای، توده ای و دافعه ای از هم تفکیک شده اند که حدود سه چهارم آن از نوع شبکه ای است. بیشترین جابجایی خوشه ای جمعیت از استان آذربایجان شرقی به استان تهران در دهه های 1360 و 1370 صورت گرفته است که در این میان مهاجرت شبکه ای از شهرستان های سراب، میانه و هشترود به شهرستان های رباط کریم، شهریار و اسلام شهر قابل توجه است. در کنار شهرستان مبدأ و سطح توسعه آن، متغیرهای دوره مهاجرت، وضع تأهل، سطح تحصیلات، اشتغال و وضع مالی مهاجر در زمان مهاجرت، در تفکیک انواع مهاجرت های مورد بررسی موثرند. به عنوان نتیجه کلی، مهاجران ازلحاظ ویژگی های اجتماعی و اقتصادی هرچقدر ضعیف تر از همتاهای خود باشند، بیشتر به مهاجرت شبکه ای روی می آورند که این امر اهمیت ضعف مالی و کمبود اطلاعاتی مهاجران را در جهت دادن به مهاجرت های شبکه ای به خوبی نشان می دهد.
مطالعه مقایسه ای شاخص های توسعه جنسیتی در شهرهای لرستان 1385(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت و نقش زنان در زمینه های گوناگون، یکی از شاخص های توسعه در هر کشوری است. آمارهای موجود گویای آن است که امروز زنان ایران در جایگاه و منزلتی دوگانه قرار دارند. از نظر شاخص های بهداشتی - آموزشی زنان ایران در موقعیتی به مراتب بهتر از اکثر کشورهای منطقه قرار دارند، اما از نظر حضور در بازار کار و سهم درآمدی، در میان کشورهای در حال توسعه رتبه بسیار پایینی دارند. در عین حال، وضعیت استان های گوناگون در داخل کشور نیز بسیار متفاوت است. لرستان یکی از استان های کمتر توسعه یافته است، بویژه شاخص توسعه جنسیتی آن پایین است و علی رغم مواهب طبیعی بسیار، برخورداری های توسعه ای کمتری دارد. روش تحقیق این بررسی، تحلیل داده های ثانویه است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تاکسونومی عددی و تهیه ماتریس داده های اقتصادی- اجتماعی برای تعیین نمره توسعه یافتگی زنان و نابرابری های جنسیتی و تفاوت میان وضعیت زنان در شهرستان ها (رتبه هر شهرستان)، استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که در شاخص بهداشت، شهرستان های الیگودرز، بروجرد و خرم آباد در طبقه توسعه یافته، شهرستان های دورود و ازنا در طبقه نسبتاً توسعه یافته، شهرستان های کوهدشت، پلدختر و سلسله در طبقه نسبتاً محروم و شهرستان دلفان در طبقه محروم قرار دارد. در شاخص فرهنگی- آموزشی زنان نیز شهرستان های بروجرد و خرم آباد در طبقه توسعه یافته، و پلدختر و دورود در طبقه نسبتاً توسعه یافته، کوهدشت، سلسله و ازنا در طبقه نسبتاً محروم و شهرستان های الیگودرز و دلفان در طبقه محروم قرار دارند. در شاخص زیربنایی، شهرستان های خرم آباد و بروجرد در طبقه توسعه یافته، شهرستان های الیگودرز و دورود در طبقه نسبتاً توسعه یافته، شهرستان های سلسله، کوهدشت و ازنا در طبقه نسبتاً محروم و شهرستان های پلدختر و دلفان در طبقه محروم قرار دارند.
عوامل مؤثر بر مهاجرت های کاری از استان آذربایجان شرقی به استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
117 - 135
حوزههای تخصصی:
ترک محل اقامت به خاطر دستیابی به شغل و یا شغل بهتر در مکان جغرافیایی و اجتماعی دیگر، مهمترین علل جابجایی جمعیت های انسانی در زمان حاضر است. به ویژه اینکه این نوع مهاجرت ها اکثراً با اراده و تصمیم گیری مستقل فرد مهاجر صورت می گیرد. در ایران نیز مهاجرت های کاری مهم بوده و در بیشتر جریان های مهاجرت بین استانی و بین شهرستانی مؤثر هستند. هدف این مقاله شناخت وضعیت جمعیتی مهاجران نیروی کار از استان آذربایجان شرقی به استان تهران و نیز بررسی عوامل مؤثر بر این مهاجرت ها می باشد. با تحلیل ثانویه داده های نمونه ای 20 درصد سرشماری 1385، تعداد 24700 مهاجر مورد بررسی قرار گرفته اند. تحلیل مهاجرت های کاری برای مهاجران سرپرست خانوار که اکثر آنان مرد هستند و در مشاغل صنعت گری، رانندگی و کار خدماتی مشغولند، انجام گرفته است. مطالعه احتمال وقوع مهاجرت های کاری نشان می دهد، متغیرهای جمعیتی جنس و سطح تحصیلات در کنار متغیرهای شهرستان مقصد، شهرستان مبدأ و سطح توسعه مبدأ، در وقوع مهاجرت های کاری از استان آذربایجان شرقی به استان تهران مؤثرند.
مطالعه زمینه های جمعیت شناختی بیداری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
137 - 152
حوزههای تخصصی:
این مقاله، بخشی از پژوهشی است که به مطالعه ویژگی های جمعیت شناختی بیداری اسلامی پرداخته است. این مطالعه توصیفی با این سؤال آغاز شد که آیا بین ویژگی های جمعیت شناختی کشورهایی که بیداری اسلامی را تجربه می کنند شباهت یا تفاوتی وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤال از روش مطالعه تطبیقی و با استفاده از راهبرد مورد محور به مقایسه کشورها و تحلیل شباهت ها و تفاوت های جمعیتی آنها پرداخته شد. در این مطالعه کشورها در قالب سه دسته مورد مقایسه قرار گرفتند. دسته اول شامل کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن؛ دسته دوم، شامل کشورهای بحرین و سوریه و دسته سوم، شامل کشورهای عربستان، عمان، الجزایر و مراکش می باشد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شباهت زیادی بین ویژگی های جمعیت شناختی کشورهایی که بیداری اسلامی را تجربه کرده اند وجود دارد. با مقایسه این ویژگی ها در می یابیم که الگوی مشابهی در ویژگی های جمعیت شناختی این کشورها وجود دارد که می تواند زمینه بروز مخاصمات را فراهم نماید. اما این بدان معنی نیست که هر جا این همگرایی جمعیتی مشاهده شود بروز مخاصمات حتمی است. بلکه باید توجه داشت که این ویژگی های جمعیت شناختی بالقوه عاملی برای ناآرامی هاست که باید با عوامل دیگری ترکیب شوند.
عؤامل اجتماعی مؤثر بر میزان باورپذیری کلیشه های جنسیتی در دو سپهر عمومی و خصوصی٭(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بخش مهمی از شناخت های مربوط به نگرش ها و رفتارهای زنان و مردان، ناشی از عقاید و افکار قالبی یا کلیشه هاست. بر اساس کلیشه های جنسیتی، زنان و مردان در جامعه دارای ویژگی های خاص، رفتار خاص و حالات روانی خاص هستند و در نهایت قابلیت انجام وظایف و کارهایی را دارند که به صورت معمول با یکدیگر متفاوتند. کلیشه سازی از طرفی خصوصیات و توانایی هایی را به زنان اختصاص می دهد که در مردان از آن ها نشانه ای نیست و از طرف دیگر، توانایی ها و خصوصیاتی را به مردان نسبت می دهد که زنان از آن بی بهره اند. تحقیق حاضر که بر مبنای یک پیمایش 600 نفره در بین دانشجویان پسر و دختر دانشگاه های آزاد اسلامی شوشتر و شهید چمران اهواز انجام گرفته، نشان می دهد که در خانواده های با ساختار قدرت پدرسالار، نسبت به خانواده های با ساختار قدرت مادرسالار و خانواده های مشارکتی، میزان پذیرش کلیشه های جنسیتی بیشتر است. از دیگر یافته های تحقیق، این است که مردان کلیشه ای تر از زنان فکر و رفتار می کنند.
ارزیابی پیامدهای جمعیتی و اجتماعی اقتصادی تخریب محیط زیست دریاچه ی ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱
129 - 150
حوزههای تخصصی:
موضوع مطالعه ی حاضر ارزیابی پیامدهای جمعیتی و اجتماعی اقتصادی تخریب محیط زیست دریاچه ی ارومیه است. هدف اصلی این مطالعه بررسی و ارزیابی آن دسته از پیامدهایی است که خشک شدن دریاچه ی ارومیه در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی برای ساکنین پیرامون این دریاچه به همراه داشته است. رویکرد روش شناختی این مطالعه از نوع ترکیبی است و در آن از تکنیک های گوناگون پیمایش، مشاهده و مصاحبه استفاده شده است. حوزه ی اصلی مورد مطالعه، مناطق جنوب، غرب و شمال غربی دریاچه ارومیه بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که تحولات ناگوار این دریاچه پیامدهایی از قبیل شور شدن منابع آب زیرزمینی، افول زندگی زراعی، فقر مزمن و تدریجی، بیکاری و مهاجرت، مسائل سلامت جمعیت و... را به همراه داشته است.
بررسی روند مهاجرت های بین استانی ایران در سه دهه اخیر(سرشماری 1390-1365)(مقاله علمی وزارت علوم)
صاحب خانه شدن در ایران: تحلیلی بر رابطه ویژگی های سرپرست خانوار و مالکیت مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن و سرپناه از جمله نیازهای اولیه هر خانوار شمرده می شود و شکل گیری و افزایش تعداد خانوارها در جمعیت، به معنای تقاضای بیشتر برای واحدهای مسکونی است. با هسته ای شدن خانواده و عمومیت یافتن الگوی سکونت نومکان، داشتن خانه و مسکن مستقل، جزء اولویت ها و اهداف مهم در چرخه زندگی افراد و خانوارهاست که معمولا به تناسب شرایط و ویژگی ها خود مایلند خانه ای مخصوص خود داشته باشند. مقاله حاضر، چگونگی ارتباط ویژگی های سرپرستان خانوار با احتمال مالکیت مسکن در ایران را مورد تحلیل قرار می دهد. برای این منظور، داده های سطح فردی سرشماری 1390 کشور مورد استفاده قرار گرفته و با استفاده از تحلیل های دومتغیره و چندمتغیره، احتمالات مربوط به نحوه تصدی گری مسکن برحسب تفاوت در مشخصه های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی سرپرستان خانوارها برآورد گردیده است. یافته ها نشان می دهد که وضعیت مالکیت واحدهای مسکونی برحسب ویژگی های سرپرستان خانوار، نظیر جنسیت، محل سکونت و تولد، بعد خانوار، وضع زناشویی، اشتغال، تحصیلات و سن تفاوت دارد و 29 درصد از تغییرات نسبت احتمالات مالکیت مسکن را تبیین می کنند. بررسی های بیشتر در خصوص جایگاه مسکن در اولویت های سبد هزینه خانوار، فشار هزینه های مسکن بر اقتصاد خانوارها، و حتی ارتباط موضوع مسکن با تصمیم های جمعیتی زوجین و خانواده ها در خصوص ازدواج و تشکیل خانواده جوانان، تصمیم به داشتن فرزند و تعداد فرزندان و نظایر آن در تحقیقات آتی ضرورت دارد.
کیفیت زندگی سالمندان ساکن در مناطق حاشیه ای شهر ایلام و عوامل مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در راستای توجه به مسائل سالمندان، پژوهش حاضر در پی آن است تا به بررسی وضعیت کیفیت زندگی سالمندان و عوامل مرتبط با آن بپردازد. روش پژوهش، پیمایشی است و اطلاعات مورد نیاز به شیوه کل شماری و با توزیع پرسشنامه در بین 206 نفر از سالمندان مناطق حاشیه نشین شهر ایلام گردآوری شده است. ارزیابی یافته ها بیانگر آن است که پاسخگویان از کیفیت زندگی نسبتاً بالایی برخوردارند و همبستگی بین متغیرهای مستقل نگرش دینی، سازگاری و حمایت اجتماعی با متغیر وابسته، معنی دار و مستقیم، و رابطه متغیرهای پرخاشگری و احساس بیگانگی با کیفیت زندگی معنی دار، اما معکوس است. همچنین رابطه معنی داری بین متغیرهای سن، وضع تاهل، وضعیت سواد، درآمد، چگونگی گذران اوقات فراغت و احساس محرومیت نسبی با متغیر وابسته مشاهده نمی شود. تفسیر نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که متغیرهای احساس بیگانگی و نگرش دینی طی دو مرحله وارد معادله شده و در نهایت 55 درصد از تغییرات متغیر وابسته یعنی کیفیت زندگی را تبیین نموده اند. در پایان راهکارهایی در زمینه بهبود و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان ساکن در مناطق حاشیه ای شهر ایلام ارائه شده است.
تفاوت ها و ترجیحات نسلی در فرزندآوری (نظرها و نگرش ها): مطالعه موردی شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به منظور بررسی تفاوت های نگرشی دو نسل نسبت به فرزندآوری و براساس مطالعه موردی دختران دوره پیش دانشگاهی و مادران شان در ساری به انجام رسیده است. هدف اصلی پژوهش، پی بردن به عواملی است که بر نگرش مادران و دختران نسبت به فرزندآوری موثرند. در این تحقیق، ضمن مرور دیدگاههای نظری کلاسیک و اخیر، در سطح نظری چهار مولفه مستقل شامل الزام اخلاقی (از نظریه جان سایمون) و تلقی از فرزند (از رژیمهای جمعیتی) و اعتقاد به برابری جنسی (از نظریه برابری جنسیتی مک دونالد) و میل به پیشرفت (از نظریه ارتقاء اجتماعی) بیان شده و روابط مفروض با مولفه تلقی از فرزندآوری به مثابه متغیر وابسته پیش بینی گردیدند. عملیات میدانی با روش پیمایشی در 360 واحد نمونه ایی اجرا شد. برای بررسی تفاوت نگرش مادران و دختران از آزمون های رتبه ایی و یو من-وایتنی، و نیز از تحلیل چندمتغیری استفاده شد. نتایج تحقیق تفاوت بین مادران و دختران را در ارتباط با معرف ها و مولفه تلقی از فرزندآوری نمایان ساخت و تاثیر هر یک از متغیرهای مستقل: الزام اخلاقی، اعتقاد به برابری جنسی، میل به پیشرفت، تلقی از فرزند، بر متغیر وابسته: نگرش مادران و دختران نسبت به فرزندآوری را تایید کرد. گرایش به فرزند کمتر از سطح جانشینی، تلقی هزینه ایی از بچه آوری، میل به ارتقاء پایگاهی، نیل به رفاه فردی و برابری جنسیتی نیز رابطه معناداری را با متغیر وابسته نشان دادند.
نقش فردگرایی در قصد باروری زنان در شرف ازدواج (مطالعه شهرستان نیشابور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، تعیین قصد باروری در بین زنان در شرف ازدواج شهرستان نیشابور و بررسی نقش فردگرایی بر قصد باروری است. این مقاله بر اساس داده های یک پیمایش بر روی 415 نفر از زنان در شرف ازدواج 10 تا 39 ساله که برای انجام آزمایشات و شرکت در کلاس های مشاوره ی قبل از ازدواج در آبان و آذرماه سال 1392 به آزمایشگاه مرجع سلامت این شهرستان مراجعه نموده و ازدواج اول آن ها بوده، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای ساخت یافته است. متغیر وابسته قصد باروری و متغیر مستقل مقیاس ساخته شده ی فردگرایی است و متغیرهای مخدوش کننده عبارت اند از مقیاس های نگرشی و متغیرهای جمعیت شناسی. نتایج تحقیق نشان می دهد که فردگرایی به عنوان یک متغیر تعیین کننده در قصد باروری در زنان نسل جدید ازدواج است که سایر عوامل مانند تحصیلات و اشتغال اثرات خود را از طریق فردگرایی بر نیات و رفتار باروری می گذارند. لذا به نظر می رسد اگر برنامه های جمعیتی بتوانند فرزندآوری را از رقابت با تظاهرات خود تحقق بخشی و فرد گرایی شامل تحصیلات ، اشتغال و سایر فعالیت های اجتماعی خارج کنند، می توانند در تشویق فرزندآوری در نسل های جدید موفق باشند.
مدرنیزاسیون، خانواده و تجربه گذار جمعیت شناختی در کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه های مدرنیزاسیون انقلاب سفید، در قالب اصلاحات ارضی، سپاه بهداشت و غیره در دهه ی 1340 و اجرای سیاست کنترل موالید در دهه 1370 شمسی بر نهاد خانواده در کُردستان تأثیرات ماندگاری بر جای گذاشت. این مقاله ساخت وکار تأثیرات این دو موج را بر ابعاد جمعیت شناختی خانواده در کُردستان ایران بررسی می کند. روش شناسی این مطالعه، کیفی است و از تکنیک های مصاحبه عمیق، مشاهده و روش تحلیل موضوعی جهت استخراج الگوهای اساسی تغییر در خانواده استفاده شده است. یافته ها از چشم اندازی متفاوت نشان می دهند که جریانات مدرنیزاسیون به اشکال گوناگون بر بافت و بُعد جمعیت شناختی خانواده تأثیرگذار بوده اند. اصلاحات ارضی و ترویج بهداشت شرایط را برای گذار از خانواده گسترده به هسته ای و تجربه کاهش مرگ ومیر و پدیده مهاجرت مهیا نموده و مدرنیزاسیون دهه 1370 منجر به ظهور پدیده های کم فرزندی، خانواده های کوچک و فرزندان ناخواسته در مقیاسی قابل توجه شد. نتیجتاً، بخش زیادی از وضعیت کنونی نهاد خانواده در منطقه مورد مطالعه حاصل فرایند و برنامه های مدرنیزاسیون است و تداوم ناگزیر این فرایند بدون شک تحولات دیگری را در نهاد خانواده در پی خواهد داشت. نکته اینکه مدرنیزاسیون چرخه زندگی را در خانواده کُرد متحول کرد.
بررسی وضعیت نابرابری جنسیتی در میان کشورهای منتخب خاورمیانه: با تأکید بر جایگاه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری جنسیتی در امکان دسترسی به فرصت های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، یکی از چالش های مهم برای کشورهای منتخب منطقة خاورمیانه است. شواهد تجربی بین کشوری نشان می دهد که نابرابری جنسیتی عملکرد اقتصادی کشورها را مختل می کند، توانایی آن ها در بهره مندی از ظرفیت هایشان را کاهش می دهد و سرانجام، رشد و بهره وری اقتصادی آنان را کند می کند. هدف از این مطالعه، که به صورت اسنادی و تحلیل ثانویه صورت گرفته است، توصیف و تحلیل وضعیت نابرابری جنسیتی در میان سیزده کشور منتخب منطقة خاورمیانه و به ویژه، جایگاه ایران با استفاده از داده های «گزارش جهانی شکاف جنسیتی» سال های 2006 تا 2011 است. همچنین، از داده های «شاخص نابرابری های جنسیتی» (GGI) در ذیل گزارش توسعة انسانی (2011) و گزارش «رقابت پذیری اقتصادی» (GCI) به منظور آزمون رابطه میان نابرابری جنسیتی با توسعة انسانی و میزان رقابت پذیری اقتصادی کشورها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که وضعیت برابری جنسیتی کشور ما، در میان کشورهای منتخب خاورمیانه در طی سال های 2006 تا 2011، به رغم بهبود نسبی در برخی از حوزه ها، در مجموع رضایت بخش نیست؛ به طوری که در سال 2011، کشور ما در حوزة برابری جنسیتی در مشارکت اقتصادی، رتبة هفتم؛ دستاوردهای آموزشی، رتبة نهم؛ سلامتی و بقا، رتبة ششم و توانمندسازی سیاسی، رتبة دهم را کسب کرده است. تحلیل های بیشتر نشان می دهد در میان کشورهای منتخب خاورمیانه، برابری جنسیتی با شاخص توسعة انسانی و میزان رقابت پذیری اقتصادی کشورها رابطة مثبتی دارد. درنهایت، به منظور ارتقاء برابری جنسیتی در ارتباط با هریک از شاخص های فوق توصیه هایی مطرح شده است.