فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۰۳۷ مورد.
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۰۷ و ۱۰۸
۵۳-۷۶
حوزههای تخصصی:
مهاجرت عامل افزایش و کاهش جمعیت در یک منطقه و باعث تغییر در ساختار جمعیت آن منطقه می شود. مهاجرت، واکنش انسان به شرایط نامطلوب زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیست و تلاش برای بهبود شرایط و جابجایی مکان زندگی خود بوده است. استان مرزی کرمانشاه از استان های پرجمعیت و مهاجرفرست غرب کشور طی دهه های اخیر بوده و با بیشتر استان های کشور تبادل مهاجرتی داشته، از استان های دیگر مهاجر پذیرفته و به استان های دیگر مهاجر فرستاده است. هدف این مقاله، بررسی روند و جریان های مهاجرتی استان مرزی کرمانشاه طی دو دهه اخیر می باشد. روش تحقیق در این مقاله، کمّی از نوع توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحلیل ثانویه داده های مهاجرت استان مرزی کرمانشاه بر اساس سرشماری سالهای 1375 تا 1395 می باشد. یافته ها نشان می دهد، طی دوره 85-1375 حدود 40 درصد از مهاجران خارج شده استان وارد استان های تهران و کردستان و طی دوره های 95-1385، بالای 50 درصد از این مهاجران به ترتیب وارد استان های تهران، البرز و کردستان شده اند. بالای 65 درصد از مهاجران وارد شده به استان کرمانشاه طی دوره های مذکور از استان های تهران، کردستان، همدان، ایلام، لرستان و در دهه اخیر استان البرز به این استان ها اضافه شده است. مردان بیشتر از زنان اقدام به مهاجرت کرده اند و این مهاجران بیشتر از مناطق روستایی استان و بیش از 70 درصد آنان در سنین جوانی و فعالیت هستند. عمده ترین علل مهاجرت برای مهاجران وارد شده به استان، پیروی از خانوار و بعد از آن، برای مردان عامل اشتغال و برای زنان تحصیل بوده است. نتایج این مقاله نشان می دهد، استان کرمانشاه دارای تراز مهاجرتی منفی و استانی شدیداً مهاجرفرست بوده و بالاترین حجم و تبادل مهاجرتی با استان های تهران و کردستان دارد.
وضعیت اشتغال زنان مهاجر افغانستانی شاغل در کار دستمزدیِ خانگی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنسیت و مهاجرت دو متغیر مرتبط با اشتغال غیررسمی هستند به طوری که زنان و مهاجران بیش از دیگران به اشتغال غیررسمی روی می آورند. در ایران زنان مهاجر افغانستانی بخشی از نیروی کار غیررسمی را تشکیل می دهند. هدف این مطالعه بررسیِ شرایط اشتغال زنان مهاجر شاغل در کار خانگیِ دستمزدی و عواملی است که آنها را به این شکل از اشتغال سوق می دهد. این مطالعه اکتشافی به روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته با زنان مهاجر افغانستانی ساکن تهران که در خانه خودشان به کارِ مزدی اشتغال داشتند، انجام شد. تعداد مشارکت کنندگان در این مطالعه 16 نفر بود که تعداد نمونه به شیوه اشباع نظری تعیین شد. برای تحلیل داده ها، ابتدا کدگذاری داده ها انجام شد و بعد زیر طبقات و طبقات اصلی استخراج شدند. یافته ها نشان داد که کارهای دستمزدی خانگی که زنان افغانستانی ساکن ایران به آن اشتغال دارند، ناامن، تکه تکه شده، با یادگیری آسان و دستمزد اندک و تمام وقت هستند که زنان کارگر مهاجر فقیر به آن روی می آورند. این نوع اشتغال منطبق بر فرهنگ خانه نشینی زنان است و به علت انعطاف پذیری رضایت آنها را جلب می کند. نتیجه آنکه، کارِ دستمزدیِ خانگی انتخابی برآمده از شرایط اقتصادی-اجتماعی زنان مهاجر است که آنها را در وضعیت فرودست حفظ می کند و در معرض استثمار قرار می دهد.
رابطه باروری و تحرک اجتماعی در ایران با استفاده از داده های سرشماری و طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین باروری و تحرک اجتماعی به ویژه بررسی فرضیاتی مبنی بر رابطه معکوس بین این دو مقوله، به اندازه ای حائز اهمیت است که در دهه های گذشته مطالعات متعددی به ویژه در قالب مطالعات پرینستون و ایندیاناپولیس در این خصوص شکل گرفت. در ایران نیز با توجه به بازنگری جامع سیاست های جمعیتی کشور در قالب «سیاست های کلی جمعیت»، شناخت صحیح، دقیق و جامع از تحولات و حرکات جمعیتی و عوامل مؤثر بر آن ضرورت یافته؛ به گونه ای که بررسی فرضیاتی نظیر اینکه "افراد از طبقه یا موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر، باروری پایین تری دارند" نیز از اهمیت بسزایی برخوردار گردیده است. در این تحقیق با بررسی داده های موجود، رابطه بین موقعیت اقتصادی و اجتماعی افراد با میزان باروری کل مورد مطالعه قرار گرفته و برای این منظور، تعداد 20 متغیر در ابعاد اقتصادی و اجتماعی تحرک اجتماعی در داده های مذکور شناسایی و تفاوت های میزان باروری کل به ازای هر یک از مقادیر این متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان داد "تحرک اجتماعی صعودی" در قالب ابعاد اقتصادی و اجتماعی، غالباً با میزان باروری کل طی سال های مورد بررسی «رابطه معکوس» دارد و بنابراین، شواهد قابل قبولی در جهت تأیید فرضیه مزبور برای ایران به دست آمد.
تعیین کننده های بُعد خانوار در شهرستان های ایران در سال 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوهای زناشویی، میزان باروری، مرگ ومیر، طلاق، بیوگی، مهاجرت و نوع خانواده بر تغییرات بُعد خانوار تأثیر گذارند. هدف اصلی این مقاله مشخص کردن سهم تعیین کننده های بلافصل و زمینه ای بعد خانوار در شهرستان های ایران می باشد. این پژوهش از نوع مطالعه تحلیل ثانویه، که با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 انجام گرفته است. واحد تحلیل در این مطالعه، شهرستان است. از منظر میانگین بعد خانوار، در بین شهرستان های کشور تفاوت قابل توجهی وجود دارد؛ به طوری که عدد آن از 6/6 نفر در شهرستان کنگان تا 9/2 نفر در شهرستان طالقان متغیر است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که کاهش باروری یکی از مهم ترین عوامل کاهش بعد خانوار است. بعد خانوار، رابطه ی مستقیمی با میزان باروری، میانگین سن ازدواج و بیکاری دارد. از سویی دیگر، رابطه ی معکوسی با شاخص های مدرنیزاسیون و میزان اشتغال زنان دارد. باروری بیشترین تاثیر مثبت (61/0= β) و مدرنیزاسیون بیشترین تاثیر معکوس (41/0= β) را بر بعد خانوار دارند. مطالعات آینده می توانند نقش سایر عوامل مانند تغییر در ترتیبات زندگی و فردگرایی را در تغییرات بعد خانوار مورد بررسی قرار دهند.
مطالعه کیفی بسترها و پیامدهای خانوادگی اشتغال زنان در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۷)
127 - 166
حوزههای تخصصی:
با ورود زنان به بازار کار، نقش شغلی، به عنوان نقشی جدید در مقابل نقش های سنتی همسری و مادری مطرح گردیده است. زنان با داشتن نقش های همسری، مادری و خانه داری، با پذیرفتن اشتغال، در حقیقت، مسئولیتی مضاعف را عهده دار می شوند. اشتغال زنان می تواند پیامدهای مثبت و منفی را برای خود فرد و خانواده او در پی داشته باشد. هدف این پژوهش، شناخت پیامدهای خانوادگی اشتغال زنان در شهر یزد می باشد. روش مورد استفاده، کیفی است که در چارچوب نظریه زمینه ای انجام شده است. 15 زن متأهل شاغل یزدی مشارکت کننده در این پژوهش، با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. داده های مورد نیاز این مطالعه، به شیوه مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری شده و با روش کدگذاری استراوس و کوربین، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مقوله نهایی حاصل از تحلیل داده ها، گرانباری نقش می باشد. مهم ترین شرایط علّی حاصل از داده ها، محدودیت زمان و فراغت است. همچنین متغیرهای "کیفیت روابط زوجین" و "مدیریت درآمد زن شاغل" به عنوان شرایط زمینه ای، و "چترهای حمایتی" به عنوان شرایط مداخله گر تعیین شد. پیامدهای اشتغال زنان متأهل، با عناوین فشار مضاعف، تضعیف نقش های زنانه، بهبود تعاملات و رضایت و آرامش استخراج گردید. راهبردهایی که این زنان برای کاهش گرانباری نقش به کار می گیرند نیز شامل: مدیریت زمان، مدیریت وظایف شغلی و حمایت گری است.
تحلیل گفتمان سیاست های رسانه ای شده افزایش جمعیت: ارائه یک راهبرد ترویجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود تاکید اخیر برنامه ها و سیاست های رسمی و آشکار برخی کشورها بر افزایش جمعیت، مطالعات اندکی درباره نقش رسانه ها در موفقیت سیاستهای جمعیت منتشر شده است. پس از اعمال سیاست کنترل جمعیت در ایران، با ابلاغ سیاست های کلی جمعیت در 30 اردیبهشت 1393 تغییر سیاستها به افزایش جمعیت وجهه ای رسمی یافت. علیرغم توجه سیاست های ابلاغی به ابعاد مختلف (کمی و کیفی) جمعیت، نحوه بازتولید گفتمانی و ترویج این سیاست ها در رسانه ها عمدتا با توجه به بعد کمیت جمعیت انجام می شود، که به نظر می رسد هم توانایی این پیام ها در تغییر رفتار را کاهش داده و هم تصویری ناقص از سیاست های جمعیتی ارائه می دهد. در این مقاله، با استفاده از نظریه رفتار برنامه ریزی شده عوامل موثر بر تغییر رفتار معرفی شده و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان های اصلی دو روزنامه کیهان و ایران شناسایی می شوند. سپس، گفتمان ها از نظر حضور یا فقدان عوامل اثرگذار بر تغییر رفتار باروری تحلیل می گردند. در نهایت، سه اصل برای بهینه کردن فعالیت های ترویجی سیاست های جمعیتی ایران معرفی می شوند که عبارتند از الف) توجه به عوامل متعدد اثرگذار بر رفتار باروری؛ ب) اتخاذ رویکرد مخاطب آگاه، گزینشگر، و عقلانی؛ و ج) برقراری ارتباط و همکاری علمی بین روزنامه نگاران و جمعیت شناسان.
فراملی گرایی و جنسیت: واکاوی مشارکت زنان دیاسپورای ایرانی در توسعه زادگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۵ و ۱۰۶
101-114
حوزههای تخصصی:
سرمایه فکری و سرمایه انسانی به عنوان عامل اصلی ایجاد مزیت رقابتی پایدار و محرک اصلی رشد و توسعه جوامع مختلف است. مهاجرت زنان تحصیل کرده و متخصص به عنوان مسئله ای اجتماعی تاثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر توسعه ملی دارد و در سالهای اخیر روندی رو به افزایش یافته است که نیازمند بررسی و تحلیلی جامع و یکپارچه به منظور دستیابی به مدلی برای مدیریت این موضوع است. در این مقاله تلاش خواهد شد، تا با تاکید بیشتر بر سیاست های جذب و مشارکت استعدادها به عنوان یکی از شاخص های اصلی سرمایه فکری، به ارتباط مفهومی مهاجرت و توسعه زادگاهی پرداخته شود. با توجه به نظریات فراملی گرایی، مهاجران ایرانی در دیاسپورا به عنوان عامل مهمی از عوامل توسعه پایدار، با سرمایه های متنوع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فرصت های گرانبهایی هستند که می توانند با شکل دهی به جریان ارسال پول، تجارب، مهارت ها و دانش روز دنیا، کمک بزرگی به توسعه کشور نمایند. حمایت همه جانبه از مهاجران متخصص به ویژه زنان به عنوان حاملان فرهنگی جامعه و تلاش در جهت جذب آنان به هر طریق ممکن، تضمین کننده توسعه و پیشرفت پایدار جامعه می باشد. پژوهش پیش روی از نظر هدف کاربردی و از نظر روش مطالعه اسنادی است و با تمرکز بر رابطه بین مهاجرت های بین المللی و توسعه پایدار در سرزمین مادری، درصدد آسیب شناسی ارتباط دوسویه و موثر زنان مهاجر در دیاسپورای ایرانی با کشور مبدا می باشد.
بازاندیشی در معنای فرزند و دلالتهای آن در زندگی: رهیافت کیفی در زنان متاهل بی فرزند ساکن شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، با هدف واکاوی معنای فرزند و نقش آن در فرزندآوری از دیدگاه زنان بی فرزند ساکن شهر تهران انجام شد. با استفاده از روش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی، 18 مصاحبه عمیق با زنان بدون فرزندی که حداقل 5 سال از ازدواج آن ها گذشته و به طور ارادی بارور نشده اند، انجام شد. این زنان به روش هدفمند در تابستان 1396 نمونه گیری شده و داده های کیفی با استفاده از تحلیل محتوایی موضوعی با رویکرد استقرایی تحلیل شدند. مقوله اصلی عبارت است از: " فرزندتلفیقی از تمایل غریزی و ذاتی به همراه نگرانی و ابهام است که با رشد عقلانیت در فرزند آوری ارادی و برنامه ریزی شده، بازاندیشی در نقش فرزند بر کیفیت رابطه زناشویی و حمایت سالمندی همراه بوده و مفهومی دینامیک بوده که با گذر زمان (چه در گذر نسلی، چه در دوره زندگی)، متحول می شود". علی رغم ارزش ذاتی فرزند، به علت رشد عقلانیت، زنان به دنبال شرایطی هستند که تصمیم فرزند آوری را با کنترل شرایط اتخاذ کرده، قبل از فرزندآوری از کیفیت رابطه زناشویی اطمینان حاصل کرده و با داشتن سالمندی فعال و سالم، به دنبال تعدیل انتظارات خود از فرزند در سالمندی هستند. این معانی برای فرزند و کارکردهای آن در زندگی در تفسیر تغییرات رفتار فرزندآوری نسل های حاضر کاربرد خواهد داشت
تأثیر سالخوردگی جمعیت بر وضعیت حساب جاری با رویکرد الگوی خود رگرسیون با وقفه های توزیعی درایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۳ و ۱۰۴
113-131
حوزههای تخصصی:
بروز پدیده سالخوردگی جمعیت، نه تنها متغیرهای اقتصادی از قبیل سطح مصرف، سطح پس انداز ملی، مخارج دولتی، درآمدهای مالیاتی دولت، مخارج سرمایه گذاری و غیره را به شکل مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد، بلکه از طریق متغیرهای یاد شده، می تواند بر وضعیت حساب جاری دولت ها نیز تاثیرگذار باشد. از آنجاییکه هر گونه اخلال در تعادل حساب جاری به خصوص کسری آن، می تواند باعث کاهش ارزش پول ملی و ایجاد اخلال در عملکرد اقتصادی کشورها شود و تاکنون، پژوهشی نیز در خصوص تاثیر تحولات جمعیتی و سالخوردگی جمعیت بر وضعیت حساب جاری در کشور ایران صورت نپذیرفته است، لذا پژوهش حاضر درصدد آمد، اثر سالخوردگی جمعیت را بر وضعیت حساب جاری در اقتصاد ایران مورد آزمون قرار دهد. برای نیل به اهداف پژوهش، اطلاعات آماری مربوط به دو متغیر پژوهش، یعنی درصد نسبت وابستگی جمعیت و نسبت حساب جاری به تولید ناخالص داخلی طی دوره زمانی 2017-1980 از سایت های سازمان ملل متحد و بانک مرکزی ایران گردآوری شد. سپس الگوی پژوهش با استفاده از روش اقتصادسنجی خودرگرسیون با وقفه های توزیعی ( ARDL ) برآورد گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد، شاخص سالخوردگی جمعیت، تاثیر منفی بر وضعیت نسبت حساب جاری به تولید ناخالص داخلی در دوره های کوتاه مدت و بلندمدت دارد. به طوریکه یک درصد افزایش در نسبت وابستگی جمعیت ایران، می تواند به طور متوسط نسبت حساب جاری به تولید ناخالص داخلی را حدود 0.32 درصد در دوره کوتاه مدت و 0.53 درصد در دوره بلندمدت، با فرض ثابت ماندن سایر شرایط کاهش دهد.
مهاجرت بازگشتی دانشجویان ایرانی و تعیین کننده های آن: مطالعه ای در بین دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا و کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۳ و ۱۰۴
112-91
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی میزان تمایل به بازگشت ایرانیان در حال تحصیل در آمریکا و کانادا و عوامل مرتبط با آن می پردازد. با بهره گیری از چارچوب نظری که تلفیقی از مهمترین نظریات مهاجرت بازگشتی، رویکرد چندملیت گرایی، رویکرد ساختاری به مهاجرت بازگشتی و رویکرد اقتصاد نئوکلاسیک بود، فرضیات پژوهش طراحی شد. این فرضیات، در رابطه با بررسی رابطه متغیر وابسته، یعنی میزان تمایل به بازگشت مهاجران و متغیرهای مستقل، یعنی شبکه ارتباطات فرد مهاجر در ایران، حس تعلق ملی و خانوادگی، نگرش نسبت به وضعیت اقتصادی و شغلی کشور مبداء، میزان انطباق پذیری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با جامعه مقصد طراحی شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. نمونه گیری این پژوهش به دلیل سختی دسترسی به جامعه آماری به صورت گلوله برفی انجام گرفت. در نهایت از میان 177 نفر افراد نمونه، نتایج زیر به دست آمد. در میان عوامل اجتماعی، میزان انطباق پذیری اجتماعی و احساس تعلق ملی و خانوادگی، بیشترین میزان رابطه را با میزان تمایل به بازگشت داشتند و پس از آن به ترتیب، شبکه ارتباطات در ایران، و نگرش نسبت به وضعیت اقتصادی جامعه مبداء، بیشترین سهم را در تبیین میزان تمایل به بازگشت ایفا کردند. متغیرهای مستقل میزان انطباق پذیری اقتصادی و فرهنگی، دارای کمترین مقدار رابطه با متغیر وابسته پژوهش، یعنی میزان تمایل به بازگشت بودند.
آسیب شناسی سیاستگذاری جمعیتی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۵ و ۱۰۶
151-127
حوزههای تخصصی:
سیاست های جمعیتیبه کلیه تمهیداتی که دولت و نهادهای اجرایی و قانونی برای تأثیر گذاشتن بر ویژگیهای کمی و کیفی یک جمعیت تصویب و اجرا می کنند، اطلاق می شود. فی الواقع سیاستهای جمعیتی، اصطلاحی است در جمعیت شناسی با تعاریف مختلف که همگی این تعاریف اشاره دارند به مجموعه اصول و تدابیر و برنامه های مشتمل بر اقدامات مؤثر بر رشد و ساختار و توزیع جمعیت، یعنی تشریح چگونگ ی و حدود فعالیت دولت در مسائل جمعیت ی و بطور خلاصه به "کلیه اصول و قوانین ی در حوزه جمعیت که از سوی دولت در جهت هماهنگ سازی شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه در راستای دستیابی به توسعه پایدار، تدوین می گردد" اطلاق می گردد. امروزه بسیاری کشورها در حالت عدم تعادل جمعیتی قرار دارند، از یک سو کشورهای در حال توسعه با مشکلات و مسائل رشد بی رویه جمعیت دست و پنجه نرم می کنند، از سوی دیگر جوامع توسعه یافته از نتایج منفی شدن رشد جمعیت و سالخوردگی جمعیت رنج می برند. این مقاله در پی آسیب شناسی و تشریح چالش ها و مسائل جمعیتی پیش روی جامعه ایران در بستر ساختارهای اقتصادی و منابع طبیعی است، تا از این رهگذر اقدامات پیشگیرانه لازم در زمینه جلوگیری از بروز بحران های جمعیتی آتی صورت پذیرد.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان طلاق استان های ایران با استفاده از مدل تحلیل مسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۸)
181 - 210
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر علّی متغیرهای جمعیت شناختی، اقتصادی و اجتماعی بر میزان خام طلاق استان های ایران انجام شد. در این مطالعه، به تحلیل ثانویه داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال های 1390 و 1395، آمارگیری نیروی کار سال های 1397-1390، آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری 1396-1390 و آمارهای ازدواج و طلاق سازمان ثبت احوال کشور با استفاده از روش تحلیل مسیر پرداخته شده است. در این پژوهش، 23 متغیر مورد بررسی قرار گرفت که از میان آنها تعداد شش متغیر شامل نسبت شهرنشینی، میزان باروری کل، نسبت جنسی، میانگین درآمد خانوارهای شهری، نسبت زنان متأهل دارای تحصیلات عالی و ضریب جینی یک سال قبل، معنی دار شد. بیشترین اثر مستقیم، مربوط به متغیر درآمد خانوارهای شهری، سپس میزان باروری کل و سهم زنان متأهل با تحصیلات عالی در جهت منفی است. علاوه بر آن، نسبت شهرنشینی، نسبت جنسی و سهم زنان متأهل با تحصیلات عالی، اثر غیرمستقیم بر میزان خام طلاق دارند. به این ترتیب، تغییرات میزان خام طلاق استان های کشور با تغییرات متغیرهای نامبرده، قابل تبیین است و می تواند تاحدودی تفاوت های استانی طلاق را توضیح دهد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر تمایل به مهاجرت افراد از شهر آبادان با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت از شهر تحت تأثیر عوامل مختلفی می باشد و حاصل برآیند نظرات و تصمیمات افرادی است که جهت دستیابی به رفاه و امکانات بهتر اقدام به مهاجرت می کنند. مقاله پیش رو بر آن است تا با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از نظریات مهاجرتی جذب و دفع، سرمایه انسانی، محرومیت نسبی و نظریه مهاجرتی نئوکلاسیک ها، تأثیر شاخص های اثرگذار بر تمایل به مهاجرت افراد از شهر آبادان را با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره (مدل تحلیل سلسله مراتبی و الگوی تحلیلی تاپسیس)، شناسایی و رتبه بندی کند. جامعه آماری تحقیق ساکنان شهر آبادان می باشند. با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 5 محله انتخاب شدند و تعداد 385 نفر از ساکنان شهر به روش نمونه گیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفته اند. اطلاعات موردنیاز با استفاده از روش پیمایش و با کمک پرسشنامه به دست آمده است. نتایج به دست آمده، بیانگر آن است که از بین شاخص های مختلف (اقلیمی- جغرافیایی، خدماتی- رفاهی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و امنیتی)، شاخص اقتصادی بیشترین تأثیر را بر تمایل به مهاجرت افراد از شهر آبادان به دیگر نقاط کشور داشته است. همچنین بیشترین ضریب تأثیر در میان مؤلفه های شاخص اقتصادی مربوط به بیکاری و درآمد پایین می باشد.
مهاجرت و زباله گردی، به مثابه شیوه نوظهور زیست شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۷)
199 - 228
حوزههای تخصصی:
مسأله زباله گردی امروزه به عنوان یک پدیده نوظهور در کلان شهرهای ایران با مهاجرت درهم تنیده است. این مقاله تلاش دارد تا پدیده زباله گردی را به مثابه یک شیوه زیست شهری در شهر تهران مورد کنکاش قرار دهد. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی (پدیدارشناسی) و استفاده از تکنیک های مصاحبه نیمه ساختاریافته، مصاحبه گروهی و مشاهده می باشد. تعداد مشارکت کنندگان در مطالعه، 40 نفر از زباله گردها می باشد و داده های پژوهش بر اساس تحلیل مضمونی مورد تفسیر قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زباله گردها عمدتاً مهاجرند، بسیاری از آنها مهاجران افغانستانی و برخی نیز از مهاجران داخلی وارد شده به شهر تهران هستند. زباله گردها از تحصیلات پایین و تغذیه نامناسب برخوردارند. به علاوه بر اساس سنخ شناسی، افراد زباله گرد به گروه های رسمی و غیررسمی تقسیم بندی می شوند. در نهایت، بر اساس نتایج پژوهش می توان از زباله گردی به مثابه یک شیوه زیست و سبک زندگی نوظهور شهری یاد کرد که در یک دهه گذشته در اثر جریان های مختلف مهاجرتی، نمود و گسترش یافته است.
نگاهی به ساخت سنی و وضع مشارکت در بازار کار مردان و زنان در معرض ازدواج و طلاق از دریچه سرشماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۵ و ۱۰۶
57-76
حوزههای تخصصی:
تصمیم سازی و برنامه ریزی برای جمعیت یک جامعه، نیازمند آگاهی از مشخصه های خاص آن جمعیت و به ویژه رصد مستمر تحولات آنهاست. جمعیت زنان و مردان، به ویژه زنان دارای همسر و هرگز ازدواج نکرده به عنوان یکی از ارکان اساسی محاسبه میزان های عمومی و بازتعریف شده ازدواج و میزان طلاق متأهلان قابل توجه هستند. در این مقاله به منظور مطالعه پویایی ساختار سنی-جنسیافرادی از جمعیت که در معرض رویدادهای ازدواج و طلاق هستند، شاخص هایی چون نسبت ازدواج و تأهل در جوانی و نسبت ازدواج در سالمندی معرفی و محاسبه شدند. محاسبات نشان می دهد، تجرد در جوانی بیش از آنکه برای زنان مطرح باشد مسئله ای مردانه است که توجه مسئولان امر را می طلبد. در مقابل تأهلدرجوانی مسئله ای زنانه بوده و به دلیل اهمیتی که زمان ورود زنان جوان به چرخه باروری دارد، می تواند به عنوان نکته مثبتی مورد توجه قرار گیرد. همچنین به منظور بررسی اختلاف جنسیتی میان نسبتتأهلدرجوانی زنان و مردان، فاصله جنسیتی تأهلدرجوانیتعریف شده است. یافته ها نشان می دهند، این فاصله بعد از گذشت ۲۰ سال از سرشماری ۱۳۷۵، بیشتر شده است. علاوه بر این با توجه به تأثیر وضعیت اقتصادی و اشتغال بر تصمیم به ازدواج یا طلاق، مطالعه وضعیت مشارکت در بازار کار افراد بر حسب وضع زناشویی با محاسبه شاخص های نرخ مشارکت اقتصادی، نرخ بیکاری و نسبت اشتغال صورت گرفته است. کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و نسبت اشتغال مردان دارای همسر، همزمان با افزایش نرخ بیکاری مردان در معرض تجربه نخستین ازدواج، از دیگر یافته های این بررسی هستد. شواهد حاکی از این است که شرایط بازار کار برای مردان، عاملی است که شکل گیری مردانه بودن تجرد در جوانی را سبب شده است. به نظر می رسد،با انجام اقدامات موثر درخصوص بهبود این شرایط برای مردان، افزایش تأهل در جوانی برای مردان دور از انتظار نباشد.
زمینه های طرح مهاجرت خانوادگی از سوی زنانِ مهاجر ساکنِ استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جریان مهاجرت های داخلی در ایران، زنان حضور قابل توجهی دارند. اما با وجود این، در مطالعات تجربی کمتر بشمار آمده اند. مطالعه حاضر به دنبال بررسی سهم زنان در طرح مهاجرت در خانواده است. برای این منظور تعداد 500 نفر زن مهاجر دارای همسر در مناطق 4 و 5 شهر تهران و نیز شهر ملارد با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که زنان از قدرت نسبتاً بالایی در خانواده برخوردارند و در بسیاری از موارد اولین فرد مطرح کننده مهاجرت خانوادگی به استان تهران هستند. برخلاف ادعای مرسوم یعنی تبعی بودن مهاجرت زنان، نتایج این مطالعه گویای آن است که زنان خود از زمینه سازان مهاجرت بوده و با توجه به روند رو به بهبود موقعیت زنان در جامعه، حتی انتظار می رود سهم آنها در زمینه سازی مهاجرت خانواده افزایش یابد. مهاجرت به استان تهران و سکونت در تهران بی تردید پیامدهایی برای زنان و حتی کلیت خانواده آنها به دنبال خواهد داشت و ساختار کنونی خانواده ها پس از مهاجرت به چالش کشیده خواهد شد.
وضعیت اقتصادی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش نهادهای حمایتی: مطالعه ای کیفی در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روش کیفی و با رویکرد نظریه زمینه ای، وضعیت اقتصادی زنان سرپرست خانوار مورد واکاوی قرار گرفته و چگونگی مواجهه آنان با این شرایط تحلیل می شود. بدین منظور 40زن سرپرست خانوار در مرکز مشاوره سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر شیراز با روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختارمند بود. داده ها با روش نظریه زمینه ای استروس و کوربین (کدگذاری باز، محوری و گزینشی) تحلیل شد. براساس مدل پارادایمی بدست آمده، زنان سرپرست خانوار در این مطالعه از نظر برخورداری از مسکن، شغل مناسب و تحصیل، بهداشت و درمان و حتی امنیت غذایی در مضیقه هستند. ناتوانی جسمی، محدودیت خانواده برای انجام کار، پرستاری از اعضای خانواده و اجاره نشینی به عنوان شرایط زمینه ای و بی اعتمادی کارفرما، تبعیض در پرداخت دستمزد، احساس ناامنی در محیط شغلی و مشکلات ترکیب وظایف کار و خانه به مثابه شرایط مداخله گر باعث ایجاد یک محیط خانوادگی ناایمن برای زنان شده اند. راهبرد کنش زنان در برخورد با چنین شرایطی، محدودبودن شبکه روابط اجتماعی، ترک تحصیل و شغل، صرفه جویی و چشم پوشی از بسیاری از خواسته ها و نیازهاست. پیامد تداوم این چرخه معیوب ناتوانی و محرومیت، بازتولید انواع بیماری و ناتوانی، سوء تغذیه، حاشیه نشینی و در نهایت احساس ناامیدی و درماندگی است. نتایج این مطالعه بسترسازی برای افزایش فرصت های شغلی و حذف موانع فرهنگی اجتماعی اشتغال زنان، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها را پیشنهاد می دهد.
تأثیر مکانیزم های شبکه های اجتماعی بر قصد فرزندآوری زنان نقاط شهری استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرض اساسی نظریه شبکه های اجتماعی این است که تصمیمات مهمی ازجمله فرزندآوری که در زندگی اتخاذ می شوند، می توانند تحت تأثیر این شبکه ها قرار گیرند. با وجود مطالعات متعدد و ارزشمندی که در تبیین باروری در ایران انجام گرفته است، کمتر به نقش شبکه های اجتماعی، به صورت مستقل و منسجم توجه شده است. یکی از سؤالات اساسی که در این زمینه مطرح می گردد، این است که شبکه های اجتماعی از طریق چه مکانیزم هایی بر قصد فرزندآوری افراد تأثیر می گذارند؟. نمونه مورد بررسی در این مطالعه، شامل 600 زن حداقل یک بار ازدواج کرده در نواحی شهری استان بوشهر است که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که با کنترل متغیرهای سن، تعداد فرزندان در حال حاضر زنده، تحصیلات و اشتغال زنان، متغیرهای مکانیزم وشبکه، تأثیر مهمی بر قصد باروری زنان دارند. نتایج رگرسیون لجستیک دووجهی نشان داد که مکانیزم های فشار اجتماعی، واگیری اجتماعی و حمایت اجتماعی به صورت مثبت، و متغیر یادگیری اجتماعی منفی، به صورت منفی بر قصد باروی زنان مورد مطالعه تأثیرگذارند. با توجه به اینکه مکانیزم های شبکه های اجتماعی با توجه به ویژگی های زندگی مدرن، در حال تغییر است، مطالعه آنها در طول زمان و مکان های مختلف، برای اتخاذ سیاست های مناسب در زمینه باروری لازم و ضروری می باشد.
سطح و روند تغییرات نابرابری های بین فردی طول عمر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش اساسی و مستمر مرگ ومیر، از دستاوردهای مهم توسعه اقتصادی اجتماعی در طی دو قرن اخیر است. با رسیدن به مراحل نهایی گذار مرگ ومیر، یکی از مهم ترین پرسش ها، میزان نابرابری های موجود در بهبود طول عمر است. مطالعه حاضر، به بررسی نابرابری های بین فردی طول عمر در دوره 1395-1352 می پردازد و بدین منظور، سه شاخصِ ضریب جینی، انحراف استاندارد کل و انحراف استاندارد بزرگسالان به کار می رود. یافته ها نشان می دهد که روند نابرابری بین فردیِ طول عمر رو به کاهش است، با این وجود، سرعت آن در بزرگسالان بسیار کمتر است. روند تغییرات نشان می دهد که در دهه 1350 این نابرابری در زنان، بیش از مردان بوده اما در طی سال های بعد، نابرابری طول عمر در مردان بیش از زنان است. این فاصله رو به افزایش است و اگر روند کنونی، در آینده ادامه یابد، این تفاوت، بیشتر نیز خواهد شد. به دلیل میزان های بالای مرگ ومیر مردان جوان در ایران، در صورت کاهش مرگ ومیر در سنین جوانی، نابرابری بین فردیِ طول عمر در مردان، روند کاهشی خود را با سرعت بیشتری طی خواهد کرد.
داده ها و تحلیلپی آمدهای اجتماعی بلایای طبیعی: (موردِ زلزله بم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۳ و ۱۰۴
37-57
حوزههای تخصصی:
رخدادهای طبیعی یا انسانی در برخی مواقع خسارت هایی به جوامع انسانی تحمیل کرده و لذا از آنها به عنوان بحران نام برده می شود. خسارت ناشی از بحران ها نه تنها به وسعت و عمق آنها بستگی دارد، بلکه مقاومت و اقدامات پیشگیرانه جوامع انسانی نیز در آن دخیل است. بحران های طبیعی و از جمله آنها زلزله، یکباره رخ داده و باعث می شود وقایع اجتماعی از حالت طبیعی خود خارج شود. خارج شدن وقایع از حالت عادی خود، همراه خواهد بود با به وجود آمدن شکل های جدیدی از پدیده های اجتماعی که گاه در شکل مسئله ظاهر خواهند شد. زلزله بم روند طبیعی واقعه مرگ را تغییر داده است. هم تعداد مرگ ها را تغییر داده و هم نوع مرگ ها بر حسب سن و جنس. تعداد مرگ ها در سال وقوع زلزله بیش از 50 برابر سال های دیگر است و نکته مهمتر اینکه مرگ ها به لحاظ سن و جنس کاملا متفاوت از مرگ های طبیعی هستند. انتظار است، تحت تاثیر خارج شدن مرگ از حالت طبیعی خود، مسائل جدیدی در حوزه اجتماعی و مناسبات آن شکل گرفته باشد. روش تحقیق حاضر در تشخیص اثر زلزله بر پدیده های اجتماعی،مقایسه داده های جمعیتی در سال های قبل و بعد از زلزله و همچنین مقایسه داده های محدوده زلزله با محدوده خارج از زلزله است. نتایج نشان دهنده این است که متفاوت بودن مرگ ها بر حسب سن و جنس، باعث شده تغییراتی در مناسبات اجتماعی در سطح خانواده ها به وجود آید. کوچک شدن بعد خانوار، به همراه افزایش خانواده های زن سرپرست و خانواده های جوان سرپرست، از این گونه تغییرات هستند. اگرچه داده های مورد استفاده در تحقیق به صورت مستقیم در ارتباط با زلزله بم جمع آوری نشده بودند، یافته ها حاکی از این بود که با روش بکارگرفته شده، از همین داده ها نیز می توان به تحلیل پیامدهای بحران ها پرداخت. داده ها و تحلیل آنها نقش بسزایی در شناخت پیامدهای اجتماعی بحران ها دارند. برخی از پیامدها به صورت پنهان وجود داشته و ممکن است در مدت زمان طولانی پس از بحران نیز پایدار باشند. جمع آوری داده های دقیق تر و مستمر حتی در سال های بعد از بحران، می تواند به شناخت مسائل جدیدی در مناسبات اجتماعی منجر گردد، تا برنامه ریزی های بهتری در کاهش پیامدهای اجتماعی منفی پس از بحران صورت پذیرد.