فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
بررسی موانع تحقق طرح پیوست فرهنگی (براساس مقایسه میان نظر نخبگان و مدیران ارشد اجرایی کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، بررسی موانع تحقق طرح «پیوست فرهنگی» است. بر اساس ادبیات موجود و مصاحبه، موانع موجود بر سر راه اجرایی شدن طرح مذکور در حوزه های مفهومی، ساختاری و عملیاتی شناسایی شده است. نمونه آماری این پژوهش، دو گروه (هرکدام 25 نفر) و ابزار جمع آوری اطلاعات نیز پرسشنامه بوده است. یافته ها حاکی از آن است که از نظر اساتید، اولویت موانع به ترتیب عملیاتی، ساختاری و مفهومی و از نظر مدیران، به ترتیب مفهومی، ساختاری و عملیاتی است. بر اساس نتیجه به دست آمده از آزمون t، هر دو گروه پاسخگو در موانع مفهومی و عملیاتی هم نظرند، ولی در مورد موانع ساختاری، تفاوت معناداری دارند.
بررسی رابطه دینداری و بیگانگی اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی شواهد حاکی از آن است که در شرایط کنونی جامعه ایران، شکاف های مختلف نسلی، سیاسی، فرهنگی و... در حد قابل ملاحظه ای بروز کرده است که می تواند موجب بیگانگی اجتماعی شود. از طرف دیگر، دست کم از منظر کارکردگرایانه، دین نقش مؤثری در تقویت ارتباط افراد با جامعه ایفا می کند. هدف این مقاله بررسی میزان احساس بیگانگی اجتماعی در بین دانشجویان و رابطه آن با دینداری است. این بررسی بر اساس داده های حاصل از یک پژوهش پیمایشی در بین نمونه 370 نفری از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از میزان بالایی از احساس بیگانگی در بین پاسخگویان است. طبق نظریه های کارکردگرایانه دین، دینداری عامل کاهنده بیگانگی اجتماعی است.
امنیت فرهنگ و راهبردهای کلان آن در حوزة مدیریت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این واقعیت که همة علوم و معارف بشری همواره برداشتی کلی از مفهوم امنیت دارند، موضوع این مقاله بحث دربارة مفهوم امنیت در حوزة مدیریت فرهنگی است. از این رو ابتدا مفهوم امنیتِ فرهنگ، با رویکردی ترکیبی و استفاده از نظریه های فرهنگی و نظریه های امنیتی، بررسی و سپس روابط و نسبت های میان فرهنگ، هویت، و امنیت با رویکردی تحلیلی تبیین شده است و درنهایت به یک سؤال اصلی، مبنی بر این که راهبردهای امنیتِ فرهنگ در ایران کدام است؟ پاسخ داده شده است.
ناامنی یک تولید فرهنگی است، زیرا با مفاهیم فرهنگی جامعه و هویت گره خورده است. به علاوه هویت برای بقا و امنیت خود نیازمند تفاوت و تمایز است. بنابراین، «هویت ما ـ هویت دیگری» در گفتمان ژئوپلیتیک فرهنگی می تواند تحلیلی از احساس ناامنی ارائه دهد. البته این بیان هم در درون خرده فرهنگ ها و هم در میان فرهنگ ها قابل طرح و پردازش است و بدین ترتیب نقش منابع فرهنگی در گفتمان های امنیتی آشکار می شود. بر اساس چنین نگرشی مقالة حاضر، به منظور تدوین راهبردهای کلان فرهنگی، چهارچوبی را برای استفاده در رشتة تخصصی مدیریت و برنامه ریزی امور فرهنگی پیشنهاد کرده است
نقش به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی مدیران در ارتقای سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مطالعه «نقش به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی مدیران دبیرستان های شاهین شهر در ارتقای سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان در سال تحصیلی 89-1388» بود. نتایج پژوهش نشان داد میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان بر حسب میزان به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی تفاوت معناداری داشت و با افزایش مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی مدیران، میزان مشارکت اجتماعی دانش آموزان نیز ارتقا یافته بود. از طرفی میانگین مشارکت اجتماعی دانش آموزان بر حسب میزان به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع دینی ـ مذهبی و بر حسب میزان به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع قومی ـ نژادی نیز متفاوت و معنادار بود؛ از این رو می توان عامل به کارگیری مهارت های مدیریت تنوع فرهنگی (در ابعاد تنوع قومی ـ نژادی و تنوع دینی ـ مذهبی) توسط مدیران را در افزایش سطح مشارکت اجتماعی دانش آموزان مؤثر دانست.
بررسی عوامل مؤثر بر صیانت فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرصه اداره فرهنگ، عرصه ای گسترده و عمیق است. در این میان عوامل متعددی می تواند فرهنگ را تحت تأثیر خود قرار داده و آن را دگرگون سازد. صیانت فرهنگی به هویتی اشاره دارد که در طول زمان فرهنگ را از انحطاط باز داشته و سعی در ایجاد تحولی مثبت در آن دارد. در میان تلاش های بسیاری که در طول زمان برای ایجاد ثبات و ارتقاء فرهنگ صورت پذیرفته، این تحقیق نیز تلاشی برای بازشناسی عوامل مؤثر برای صیانت فرهنگی است. بدین منظور، ابتدا به تعریف فرهنگ پرداخته و سپس با معرفی صیانت فرهنگی، عوامل مؤثر بر آن تبیین شده که عبارت اند از: عوامل ذاتی (ارتباط متناسب باورها، ارزش ها، مصنوعات و قدرت سطوح فرهنگی)؛ عوامل درونی(جامعه پذیری، نظارت و کنترل اجتماعی و نهادی سازی)؛ عوامل بیرونی (تبادل و هجوم فرهنگی). بر این اساس، با مراجعه به خبرگان عرصه فرهنگ، اثرگذاری هریک از عوامل و میزان آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در پایان، مبتنی بر نتایج این پژوهش، راهکارهایی جهت اقدام مؤثرتر در اداره فرهنگ ارائه می گردد.
بررسی وضعیت عرفی شدن دانشجویان و برخی عوامل مؤثّر بر آن (در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بوعلی سینا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی و مطالعه وضعیت عرفی شدن دانشجویان و عوامل مؤثًر بر آن می پردازد. هدف این تحقیق نشان دادن وضعیت پدیده عرفی شدن در میان دانشجویان و چگونگی تاثیرگذاری برخی عوامل برجهات و مؤلفه های مختلف آن است.ضرورت این پژوهش ناظر براهمیت وجایگاه والای دین در حیات اجتماعی است و بدیهی است که هر نوع عامل تاثیرگذار در این باره باید مدنظر برنامه ریزان و سیاست گذران کشور قرارگیرد،لذا می توان گفت اهمیت یافته های این تحقیق می تواند در رابطه با اهداف مدیران فرهنگی کشور باشد.روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه است.جامعه آماری این مطالعه، دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری طبقاتی متناسب، 376 نفربه عنوان نمونه انتخاب شده اند.نتایج مربوط به میانگین ابعاد عرفی شدن بیانگر آن است که میزان عرفی شدن بینشی دانشجویان در حد پایینی ارزیابی می شود. میزان عرفی شدن رفتاری متوسط به بالا است و عرفی شدن در بعد اهمیت نهادهای دینی، گزینش گری و مدارای دینی در حد متوسط است . نتایج تحقیق همچنین نشان داد که میزان عرفی شدن مردان بیش از زنان بوده؛ ولی بین وضعیت تاهًل و استفاده از وسایل ارتباطی کلاسیک با عرفی شدن رابطه معناداری دیده نمی شود. علاوه براین نتایج نشان می دهندکه میان عرفی شدن ومؤلفه های آن با برخی متغیرها همچون مدت تحصیل در دانشگاه،گرایش عرفی دوستان،گرایش عرفی والدین،گرایش عقلانی دانشجویان،استفاده ازوسایل ارتباطی نوین و... رابطه معناداری وجود دارد.
همسازی هویت ملی و قومی در ایران و رویکرد اقوام ایرانی به وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت دکتر علی اصغر قاسمی* مجید خورشیدی** حسین حیدری***(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال های پس از جنگ جهانی دوم موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از موضوعات مهم دولت ها، اقوام و صاحب نظران و اندیشمندان مسائل سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. در ایران نیز در این مقطع زمانی موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت یکی از موضوعات اساسی و مهم عرصه سیاسی بوده است. پیگیری این حق از طرف اقوام ایرانی که با سوء تفاهمات و تنش هایی نیز همراه بوده، مبتنی بر نگرش ها و کنش هایی بوده که آنها را از جنبش های تجزیه طلب کشورهای مستعمره در نیمه دوم قرن بیستم متمایز می کند چرا که به لحاظ تاریخی کشور ایران هیچ گاه مستعمره کشور دیگری نبوده و همه اقوام در دوره های گوناگون تاریخی نقش پررنگی در اداره نظام سیاسی کشور داشته اند. افزون بر این، اقوام ایرانی به دلیل همسازی عناصر هویت ملی و قومی، اهداف تجزیه طلبانه و معطوف به تضعیف وحدت ملی را دنبال نکرده اند.
این مقاله با بهره گیری از روش مصاحبه عمیق با تعدادی از نخبگان قومی و نیز تحلیل ثانویه یافته های مطالعات صورت گرفته در زمینه هویت ملی و قومی، درصدد تبیین همسازی هویت قومی و ملی در ایران و تاثیر آن بر نگرش ها و کنش های معطوف به پیگیری حق تعیین سرنوشت از طرف اقوام ایرانی می باشد.
عوامل موثر بر گزینش گروه مرجع در بین دانشجویان (مطالعه جامعه شناختی تغییر گروه مرجع در بین دانشجویان دانشگاه های اصفهان و صنعتی اصفهان) دکتر جعفر هزارجریبی* محمد آقابیگی کلاکی**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروه مرجع یکی از مهم ترین منابع هویتی افراد یک گروه و در ابعاد گسترده تر، یک جامعه است، و تاثیر بسیار مهمی در شکل گیری نگرش ها و ارزش ها و جهت دهی به هنجارها و رفتارهای افراد جامعه دارد. تغییر گروه مرجع از گروه خودی به گروه دیگری (غریبه)، علاوه بر آن که موجب رواج ارزش ها و هنجارهای جامعه ای دیگر در جامعه خودی شده و موجب بروز رفتارهایی می شود که از دیدگاه جامعه خودی کجروی و انحراف محسوب می شود؛ موجبات بروز بحران های هویتی در بین افراد جامعه را نیز فراهم می کند. در این پژوهش میزان مرجعیت جوامع غربی توسعه یافته در بین دانشجویان دانشگاه های اصفهان و صنعتی اصفهان مورد بررسی قرار گرفته و برای تبیین آن تاثیر عواملی مانند: مطلوبیت نظام های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ارزشی جوامع غربی و نیز تاثیر عوامل اقتصادی، سیاسی و ارزشی جامعه ایران در نظر گرفته شده و مکانیسم تاثیر آن ها بر تغییر گروه مرجع تحلیل شده است. از دیگر عواملی که به عنوان متغیر مستقل مورد استفاده قرار گرفته است می توان به گسترة تبلیغاتی و رسانه ای جوامع غربی برای تبدیل خود به عنوان مرجع برای سایر جوامع و همچنین طبقه اقتصادی و اجتماعی افراد اشاره کرد.
این علل در قالب مکانیسم ارائه شده در چارچوب نظری پژوهش، در مجموع قدرت تبیین را ارائه کرده اند، که در میان این عوامل، مطلوبیت نظام فرهنگی، ارزشی و سبک زندگی جوامع غربی با ضریب تاثیر مجموع 0.61 بالاترین تاثیر را در تغییر گروه مرجع دارد و طبقه اقتصادی و اجتماعی با مجموع ضریب تاثیر (مستقیم و غیر مستقیم) 0.39 و مطلوبیت اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران با ضرایب 0.33- در مراتب بعدی تاثیر قرار دارند.
در نتیجه این عوامل اکنون شاهد تغییر گروه مرجع در طیف نسبتاً وسیعی از دانشجویان هستیم به گونه ای که می توان تغییر گروه مرجع حدود 40 درصد از دانشجویان مورد بررسی را مورد تاکید قرار داد. این امر می تواند عواقب نامطلوبی را برای جامعه به همراه داشته باشد و موجبات از خودبیگانگی در میان افراد جامعه، تضعیف انسجام اجتماعی، مصرف گرایی به سمت کالاهای خارجی، و به دنبال آن تضعیف سیستم اقتصادی جامعه و... را به همراه داشته باشد.
از شرق شناسی تا مطالعات پسااستعماری: رویکردی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشتهای در مطالعات شرق شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشتهای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی میپردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیلهای شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشتههای مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق شناسی اساساً بر رویکرد چند رشتهای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشتهای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرتهای استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین میپردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشتهای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار میدهد.
مهندسی فرهنگی علم
رابطه گونه های دینداری و سرمایه اجتماعی (رویکردی نظری و تجربی در بین مردم شهرستان کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است تا رابطه گونه های متعدد دینداری با میزان سرمایه اجتماعی در شهرستان کاشان نشان داده شود. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که چه رابطه ای بین گونه های متفاوت دینداری و سرمایه اجتماعی وجود دارد. آنچه موجب توجه به این موضوع شده، تاکیدی است که در نظریات گوناگون، بر دین به عنوان یکی از مهم ترین منابع سرمایه اجتماعی شده است. به طوری که در سال های اخیر با رشد مباحث مرتبط با سکولاریسم، به دین و تغییرات آن و همچنین پیامدهای آن تغییرات، توجه بیشتری شده است، هرچند « پیتر برگر» با بیان سکولارزدایی به رد نظریه سکولاریزاسیون پرداخته و حیطه فردی را تا حدودی، ایمن از تاثیر نیروهای سکولار کننده دانسته است، دغدغه اصلی این پژوهش شناخت پیامدهای احتمالی رانده شدن دین از عرصه اجتماعی است که در بسیاری از موارد با در نظر گرفتن نیرومندی دینداری در سطح فردی مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این مقاله، تلاش شده است تا ضمن استفاده از چارچوب مفهومی «فوکویاما» و «پاتنام» و توجه به ابعاد سرمایه اجتماعی (اعتماد، انسجام و مشارکت)،با روش پیمایش به بررسی رابطه گونه های شناخته شده دینداری در جامعه مورد بررسی(غیر رسمی، فقهی سیاسی، مناسکی، تعهدی- تعلقی،کثرت گرا،ترکیبی، بی واسطه) و سرمایه اجتماعی پرداخته شود. جامعه آماری مورد بررسی در این تحقیق، مردم شهرستان کاشان بوده است که از طریق فرمول کوکران 383 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهند که گونه هایی از دینداری که دارای عناصر جمعی هستند (همانندگونه های فقهی - سیاسی، مناسکی، تعهدی- تعلقی) با سرمایه اجتماعی رابطه مثبت دارند و موجب تقویت آن می گردند و گونه هایی از دینداری که عناصر فردی در آنها غالب است (همانند گونههای غیر رسمی، بی واسطه) رابطه منفی با سرمایه اجتماعی دارند.
بازنمایی ""دیگری فرودست"" در رمان های دوره پهلوی اول دکتر ابوتراب طالبی* مریم ناظری**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی آن است که درکی از چگونگی بازنمایی روابط قدرت درون یکی از پر مخاطب ترین ژانرهای ادبی (رمان) به دست آورد. روابطی که نه به صورت آشکار بلکه به طور پنهانی درون سطرهای رمان گنجانده شده و گویای ذهنیت نهانی نویسندگان این رمان ها در مورد اقشاری بود که در مقاله پیش رو با عنوان ""دیگری"" تعریف شده اند.
در مبانی نظری، ابتدا به موضوع بازنمایی وفر ایند تولید معنا پرداخته شده است، سپس با تحلیل پیوند آن با نظریه گفتمان،معانی شکل گرفته در یک دوره تاریخی (پهلوی اول)به مثابه نظامی ارزیابی شده که معنا درون آن ساخته و پرداخته شده است. در مقاله نشان داده شده است که در این فرایند ""دیگری"" شکل می گیرد. این مقاله، با تدقیق در چگونگی کاربست این مفهوم (دیگری) در نظریه های پسا استعماری و فرودست، به سوژه هایی اشاره کرده است که از طریق تمایز قائل شدن با ""دیگری"" و در مقام مقایسه با آنها، ""خود"" را هویت می بخشند. این دیگری های به حاشیه رانده شده، با رجوع به دوره تاریخی پهلوی اول و گفتمان مسلط ناسیونالیستی این دوران تعریف شده اند.
نتایج بدست آمده از مطالعه رمان ها که با استفاده از روش نقد ادبی در کنار تکنیک های تحلیل روایت (مانند نکات گرامری و عنصر زمان روایت) به دست آمده است، به خوبی بیانگر نحوه اعمال قدرت از طریق بازنمایی است. اقشاری از جامعه ایران که با دلالت های نظری، به عنوان ""دیگری"" این نویسندگان معرفی شده اند، با موارد مطروحه در نظریات گفتمان شرق شناسی و مطالعات پسااستعماری تطابق دارند.در متون موردمطالعه ویژگی هایی مانند خروج از مرکز دیالوگ و پرت کردن آنها به محدوده غیر، تغییر جایگاه آنها از شخص به شی و صدور گزاره هایی کلی درباره فرودستان و تعمیم دادن این گزاره ها به تمام اقشار فرودست، به آنها نسبت داده شده است.
سرمایه اجتماعی و امنیت ملی پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ارتباط سرمایه اجتماعی و امنیت ملی پایدار بررسی شده است. پرسش اینست که سرمایه اجتماعی چه سهمی در تدارک امنیت ملی پایدار دارد و مکانیسم نقش آفرینی آن چگونه است؟ در ابتدا به تحول مفهوم امنیت، اشاره و سپس، نقش و سهم سرمایه اجتماعی در تدارک امنیت ملی پایدار بررسی شده است. مطابق یافته های مقاله، نظم اجتماعی و امنیت ملی، حاصل رضایت مندی شهروندان و گروه هاست و این رضایت مندی در گرو وجود شبکه های اجتماعی نیرومند و برآمده از فرآیند مستمر، نهادمند و برخاسته از بطن جامعه است که می توان آنها را در چهره سرمایه اجتماعی قوی مجسم کرد. دستاورد نظری مقاله نشان میدهد سرمایه اجتماعی، به شیوه های مختلف، از جمله افزایش یکپارچگی ملی، تسهیل مدیریت دشواریهای سیاسی- اقتصادی، پیش گیری از انفعال سیاسی- اجتماعی، ارتقاء ظرفیت نظام سیاسی، تثبیت و ارتقای هویت ملی و تعمیق اعتماد، در پایداری امنیت ملی، نقش مستقیم دارد.
دلالت های نظریة فطرت در نظریة فرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«نظریة فطرت»، سرشتی برای انسان تصویر می کند که الهی، فراگیر، تبدیل ناپذیر، غیراکتسابی و مصون از خطاست و سایر موجودات، بدین سیاق از آن بهره مند نیستند. ازاین رو، فطرت، وجه تمایز انسان از سایر موجودات است.
ورود مفهوم «فطرت» به مبادی علوم مختلف، تبعات معرفتی فراوانی به همراه دارد. نظریة فرهنگی، یکی از دانش هایی است که با ورود مفهوم «فطرت» بدان، دستاوردهای علمی مهمی حاصل خواهد شد. «ابتناء بقاء فرهنگ ها بر عناصر فطری»، «بهره مندی همة فرهنگ ها از فطرت الهی»، «معتبر دانستن بخشی از تفاوت های فرهنگی جوامع»، «تحلیل بحران های فرهنگی بر اساس فطرت»، «رأی به تعالی پذیری همة فرهنگ ها»، «فطری دانستن ارتباطات»، «امکان گفت وگوی فرهنگ ها با زبان فطرت»، «مفاهمة ذاتی فرهنگ ها با فرهنگ دینی» و «ورود به سیاست گذاری فرهنگی مبتنی بر نظریة فطرت»، در جمله موضوعاتی هستند که در این مقاله، به عنوان دلالت های نظریة فطرت در نظریة فرهنگی مورد بررسی و نقد قرار گرفته اند.