فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۸۵۱ مورد.
اختلال در انسجام کارکردی میان نهادهای جامعه؛ از نظریه تا شاخص سازی بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال در انسجام نهادهای جامعه موضوعی است که در مکاتب تکامل گرایی، کارکرد گرایی و نوسازی به ویژه در مباحث دوران گذار در جامعه شناسی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. هدف این مقاله ارائه شاخص مناسب برای انجام مطالعات تجربی کلان جامعه شناختی، به منظور اندازه گیری اختلال در انسجام میان نهادهای جامعه در شرایط معاصر جامعه ایران و ارزیابی اعتبار و روایی آن است. از آنجا که انسجام و تعادل سیستمی در نظریه کارکردگرایان دارای ابهامات مفهومی است، شاخص سازی و اندازه گیری بر مبنای آن دچار مشکلاتی خواهد شد. از این رو در ابتدای مقاله بر پایه نظریه آنتروپی اجتماعی مفهوم انسجام در جامعه شناسی پارسونز مورد نقد قرار گرفته و در نهایت مفهوم اختلال انسجامی به جای انسجام انتخاب شده و شاخص سازی مناسب برای آن انجام شده است.
مارکس و سایه هایش
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
مفهومها و مکتبها: عقاید قالبی
حوزههای تخصصی:
درباره نظریه ارزش- کار
حوزههای تخصصی:
نظریه هژمونی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۱۶
گفتگویی با استاد ریتزر
حوزههای تخصصی:
جورج ریتزر جامعه شناس نظریه پرداز معاصر آمریکایی است. با اینکه مدارج تحصیلی اش در حوزه تخصصی جامه شناسی نبوده (لیسانس: روان شناسی؛ فوق لیسانس: مدیریت اداری؛ دکتری: روابط صنعتی و کار) ولی‘ علاقه او به این رشته از او فردی مؤثر در شکل دهی به ساختار جدید جامعه شناسی ساخته است. او پس از اخذ درجه دکتری و در طول سه دهه کارو تحقیق و تألیف در پی فهم میزان آشتی پذیری و تضاد بین چارچوبهای نظری بوده است. این نوع رویکرد او را به حوزه فرانظریه ای در جامعه شناسی کشانیده و از مؤسسان این حوزه در جامعه شناسی نظری شده است. کارهای او در دو دهه 1980 و 1990 عموماً معطوف به موقعیت نظریه ها در ساختار جامعه شناسی و روندهای آن – به سوی همگرایی و یا تزاحم – بوده است. او مدعی است که جامعه شناسی دهه های پایان قرن بیستم بیشتر به سوی همگرایی سیر نموده است. ریتزر افزون بر کارهای نظری که معطوف به مطالعه نظریه ها در معنی دارتر شدن آنهاست‘ می کوشد در نظریه سازی نیز مشارکت جدیدی داشته باشد. از اینرو او واضح بحث مکدونالدی شدن به عنوان واقعیت اجتماعی درچارچوب نظری عقلانیت و سپس تفسیر پدیده های اجتماعی فرهنگی در چارچوب فرا عقلانیت جدید است. آخرین کارهای او معطوف به گرایشهای جدید جامعه شناسی تحت "عنوان جامعه شناسی پست مدرن" است. با این که علاقه مندان به جامعه شناسی معاصر جهان بانام و کارهای ریتزر خصوصاً نظریه های جامعه شناختی و بنیانهای جامعه شناختی او آشنایی دارند‘ ولی برای فهم عمیق تر و زنده تر از تلقی های جامعه شناسانه او با ایشان گفتگوی کوتاهی به شرح زیر ترتیب داده شده است. هر چند به علت محدودیت صفحات امکان گفتگوی طولانیتری را با این استاد جامعه شناسی میسر نشد مع هذا عمده ترین سؤالها را مطرح و پاسخهای مناسبی از ایشان دریافت کرده ایم.
نظام سرمایه داری؛ برسازی هویت مطلوب و تأثیر آن بر جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری، از طریق عوامل ارادی و غیر ارادی، در راستای بازتولید خود، برنامه هایی را به گونه ای مدون و غیر مدون، طراحی و دنبال می نماید و با عملیاتی کردن آن ها تلاش دارد تا از مانایی باز نماند ودراین بستر به تقویت و بازتعریف «معناها و بودن» هایی می پردازد تا «شدن های» مطلوب را نظاره گر باشد. ودر پی نشانگاهایی می باشدکه با عبور از آنها دچار دگرگونی و صیرورت مورد نیاز شوند .بنابراین این سوال مطرح می باشد که چرا و چگونه این نظام ماندن و بودن خود را ،از طریق برساختن هویت مطلوب دنبال می کند ودرصددتثبیت آن می باشد؟ شاید این پاسخ را بتوان داد که ورود به عرصه هویت ها و برسازی و واسازی آنان می تواند ماندن این نظام را در پی داشته باشد که دراین فرایند ازابزار هایی که این هدف را برآورده می کند ، صحبت شده است .دراین پژوهش از مکتب گرامشی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده و با شناخت این نظام و چگونگی برساخته شدن هویت ها به مصداق هایی از تغییر در حوزه های مختلف هویتی و ایجاد هویت کاذب و مطلوب،در جهت بازتولید خود، پرداخته شده و سپس به آسیبهای هویتی ناشی از حاکمیت و رسوخ مولفه های نظام سرمایه داری در جامعه ایران و اثر آن بر هویت ملی،اهتمام می ورزد.
مباحث نظری/ مشارکت اجتماعی کودکان
حوزههای تخصصی:
"مشارکت را می توان فرایند سهیم شدن در تصمیمهای اثر گذار بر زندگی دانست. هر چند این مفهوم را کم و بیش اندیشمندان قرون گذشته طرح و به کار برده اند، اما تا به امروز در کاربردهای مختلف، ابعاد تازه تری را به خود اختصاص داده است. یکی از ابعاد نوین، مشارکت اجتماعی کودکان است که در دهه های اخیر با استناد به کنوانسیون حقوق کودک مطرح شده است. این مهم را می توان با هدف گسترش و توسعه توانمندیها و پذیرش مسوولیت در زندگی اقتصادی، اجتماعی و در پیوند با شهروندی مورد توجه قرار دارد. آموزش بر محور حقوق و مسوولیتهای شهروندی گام نسبتا جدیدی به سوی مشارکت اجتماعی کودکان تلقی شده است که همراه با برنامه ها و طرحهای مشارکتی زمینه را برای توسعه جامعه فراهم خواهد کرد. در این مقاله، تلاش شده است تا به استناد به رهیافتهای نظری و مطالعات تجربی پیوند مشارکت و شهروندی مطرح و در چارچوب الگویی بر دو بعد آموزش و تجربه تاکید شود . فرض اصلی بر این قرار دارد که جامعه ایران نیازمند تحولی اندیشمندانه در خصوص نگرش به مشارکت کودکان و ارایه و تکامل انواع راه حل های مشارکتی است، تا از این طریق هر کودک راه های ایفای نقش مسوولانه را کشف کند.
"
مباحث مشکلات اجتماعی/ چارچوب تحقیق در بلایای طبیعی
حوزههای تخصصی:
" متخصصان رشته های مختلفی چون مهندسی، پزشکی، علوم اجتماعی و یا روان شناسی در توضیح و تبیین بلایای طبیعی و آثار آن، به شکل معمول سنتی، از زاویه دید تخصصی خود نگریسته و به مطالعه و پژوهش پرداخته اند. مقاله حاضر می کوشد تا ضرورت برخورداری از دید و نگرشی کلان تر را در حوادث غیرمترقبه تبیین کند.
وقوع زلزله در یک منطقه روستایی عقب افتاده و فقیر در مقایسه با یک منطقه شهری توسعه یافته و غنی، آثار و پیامدهای کاملا متفاوتی دارد. از این رو هنگام مطالعه در باب حوادث و بلایای طبیعی محققان رشته های مختلف باید با یکدیگر در تعامل و تبادل باشند.
"
بررسی تطبیقی عقل و دین از دیدگاه فارابی و کانت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
موضوع رابطه عقل و دین همواره یک مسأله اساسی و مطرح در میان متکلمان و فلاسفه مسلمان و غیره مسلمانان بوده و هست. در میان متفکران و فلاسفه اسلامی ابونصر فارابی در این رابطه نقش بسزایی دارد. زیرا پس از آشنایی مسلمانان با عقل گرایی یونان و سر گرفتن این بحث که شاید این پدیده محصول بیگانه باشد، فارابی بود که با اعتقاد به هماهنگی بین عقل و دین، باب جدیدی به روی فلسفه اسلامی گشود. بابی که راه را برای فلاسفه بزرگ بعدی از جمله، ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسی، ملاصدرا و... هموار کرد. در میان اندیشمندان و فلاسفه غرب نیز رویکرد کانت، نقطه عطفی در موضوع رابطه عقل و دین است. کانت در بحث نقادی عقل محض نظری و عقل عملی به این نتیجه می رسد که ازعقل نظری نمی توان توقع داوری درباره مسایلی هم چون خدا، نفس، اختیار و جهان داشت و اما عقل عملی از نظر او راهی به سوی موضوع خدا می گشاید. این تحقیق با تکیه بر روش توصیفی، تحلیلی به بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف و تطبیق تفاوت های میان آن دو در رابطه به عقل و دین پرداخته و به تفاوت های از قبیل: تفاوت درباره عقل نظری و عقل عملی و رابطه آنها با دین، تفاوت در رابطه عقل با خدا، تفاوت در راه وصول به سعادت و...اشاره دارد. عقل فعال در فلسفه فارابی جایگاه ویژه ای دارد، به گونه ای که مبدأ معرفت را در عقل و دین، فیض عقل فعال یعنی فرشته وحی، جبرئیل (ع) می داند و بر همین اساس معتقد است که عقل و دین ماهیتاً یکی هستند. در صورتی که کانت وحدت کامل بین عقل و دین را رد می کند و معتقد است از طریق عقل نظری به مسائلی مثل خدا، جاودانگی نفس و جهان نمی توان رسید. پس دیگر به دنبال مسائل فرعی مثل نبوت، قبر، قیامت و ملائکه نمی رویم. در راه رسیدن به سعادت، فارابی شناسایی کلی و عقلی سعادت را به عهده عقل نظری می گذارد در حالی که کانت نهایت کوشش عقل نظری را توجیهی عقلانی می داند برای این که به گونه ای عمل کنیم که گویی خداوند وجود دارد. در اعتقاد به خدا، فارابی به خدای عقلانی و کانت به خدای اخلاقی معتقد است.
عقل ارتباطی در اندیشه های «هابرماس»
منبع:
رسانه بهار ۱۳۷۵ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
ایمان و علم
حوزههای تخصصی:
ارتباط معنا و سبک زندگی در گستره قرآن کریم و نقد دیدگاه ویکتور فرانکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط معنای زندگی با سبک زندگی از نگاه و نقد دیدگاه ویکتور فرانکل، انجام شد. روش این پژوهش در متون دینی، کریم روش اجتهادی بوده و در بررسی دیدگاه فرانکل از روش تحلیل محتوا استفاده شد. دارای سه مؤلفه شناختی، قرآن کریم یافته ها نشان داد که معنای زندگی از دیدگاه نگرشی و انگیزشی است. ارتباط این معنا با شاخص های سبک زندگی، در چهار محور ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با طبیعت، حیطه سبک زندگی اسلامی را نشان می دهد. معنای زندگی از دیدگاه فرانکل بر دو مؤلفه شناختی و رفتاری استوار است. در دیدگاه وی ارتباط معنای زندگی و سبک زندگی با نفی سبک هایی همچون لذت طلبی، سبک زندگی مبتنی بر توجه به بیرون از خود را تأیید می کند. این دیدگاه علاوه بر اشکالاتی در مبانی انسان شناسانه، در چیستی و چگونگی کشف معنا و ارتباط آن با سبک زندگی نیز مورد نقد است.