هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش برخی عوامل جامعه پذیری بر هویت ملی نوجوانان شهر اصفهان می باشد که به شیوه پیمایشی انجام شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه از یک نمونه 427 نفری از بین دانش آموزان نوجوان ( 237 دختر و 190 پسر ) 14 تا 17 ساله شهر اصفهان که به صورت تصادفی خوشه ای از سطح دبیرستانهای نواحی 5 گانه شهر اصفهان انتخاب شده اند، جمع آوری گردیده است. در این بررسی با الهام از آرای هنری تاجفل، هویت ملی در سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که هویت ملی دانش آموزان در حد متوسط(94 از حداکثر140) بوده و همچنین در مرتبه اول بعد عاطفی(705/0 R 2 = )، سپس بعد شناختی (202/0 R 2 = ) و در آخر بعد رفتاری (093/0 R 2 = ) تبیین کننده ابعاد هویت ملی می باشند. از بین متغیرهای مستقل، ملی گرایی دوستان (225/0 R 2 = )، ملی گرایی خانواده (124/0 R 2 = ) و عامل تلویزیون (018/0 R 2 = ) بر هویت ملی تاثیر داشته و از بین برنامه های گوناگون تلویزیون، برنامه های کمدی (014/0 R 2 = ) اثر گذار بوده اند. از بین رسانه های گروهی موثر بر هویت ملی فقط ماهواره (019/0 R 2 = ) و ویدئو(015/0 R 2 = ) تاثیر معنی دار داشته و از بین شیوه های گذران اوقات فراغت، مطالعه کتاب، تفریح و گردش پیش بینی کننده هویت ملی بوده اند. بین هویت ملی دانش آموزان و رشته تحصیلی و پایه تحصیلی آنها رابطه معنی دار وجود داشت ولی بین محتوای کتاب های درسی و یا برنامه های آموزشی و پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده و هویت ملی دانش آموزان رابطه معنی دار وجود نداشت.
نوشتار حاضر بر محور این مساله اصلی متمرکز است که نشان دهد چگونه می توان ترجمه های دوره ناصرالدین شاه را به عنوان برآیند ذهن و زبان مترجمان و متفکران در ارتباط با دنیای بیرونی ارزیابی کرد؟ در این راستا برآنیم تا نسبت زبان ترجمه متون علمی و فرهنگی جدید در جامعه مبدا (اروپا) را با فهم و زبان و اندیشه مترجمان ایرانی در جامعه مقصد ارزیابی نماییم زیرا در پرتو این نوع بررسی بسیاری از نواقص و مسائل دنیای ذهن و زبان مترجمان و متفکران ایرانی در مواجهه با متن های تولید شده در دنیای جدید مشخص خواهد شد. به منظور تبیین مساله فوق از روش های تحلیل متن و مفاهیم زبانی با مراجعه به برخی نظریه ها و الگوهای روش شناختی تحلیل گفتمان از جمله لاکلاو و موف و میشل فوکو استفاده می شود که براساس آن ها، زبان ترجمه ها مهم ترین عرصه ارتباط اجتماعی بوده که با حضور مقتدرانه خود به بازنمایی و تصویرسازی درک انسان از وجود خود و دنیای بیرونی پرداخته و آن را در دنیای نوشتارهای اروپایی سامان و معنا بخشیده است. دستاورد تحقیق ما نشان می دهد که ترجمه به مثابه یکی از مهم ترین کانال های انتقال فهم از دنیای جدید به ایفای نقش مهمی در معرفی و استخراج یک برنامه تحول ساز و فرایند دگرگونی از درون متن های تولیدشده در دنیای اروپایی را برای اهداف مترقیانه برخی رجال سیاسی و فرهنگی عصر ناصری پرداخت امّا برخی موانع زبانی و فکری از یک سو و مقطعی بودن سیاستگزاری های متولیان دولتی و درباری در عرصه ترجمه از سوی دیگر باعث شدند تا این فرایند انتقال زبانی و فکری عمدتاً در حدّ محدودی باقی بماند و دچار انقطاعات تاریخی گردد با این حال جامعه ایران در تداوم گرایش خود به این راه در قالب های گوناگونی زبانی و بیانی به تداوم اهداف و بازتولید آمال جدید خود پرداخت. در این راستا بود که مفاهیم جدید در قالب تالیفات اقتباسی و مقالات و روایت های روزنامه های جدید از تحولات مدرن، بازتاب فرهنگی و اجتماعی پیدا کرد و مقدمه فهم پیشامشروطگی گروه های فعال اجتماعی جامعه ایران از تحولات سیاسی، فکری و اجتماعی اروپای قرن نوزدهم گردید.
مکتب قرآن، اولین و قدیمی ترین جریان اسلام گرای اهل تسنن در ایران، در چهار دهه اخیر به لحاظ ساختاری و گفتمانی مراحل گوناگونی را گذرانده است. هدف این مقاله بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر گرایش کردها به مکتب قرآن، در مرحله سوم تطور گفتمانی ساختاری این جریان از میانه دهه 1370 هجری تا کنون با روش گراوندد تئوری است. بنابر مطالعات وکاوش ها، از دلایل اصلی گرایش کردها به مکتب قرآن تجربه نوعی زندگی جمعی با ویژگی های بارزی، همچون همدلی، روابط گرم و صمیمی، روابط شخصی و همبستگی جمعی است، درحالی که روابط اجتماعی حاکم بر جامعه بزرگ تر به سمت نوعی روابط جامعه ای حرکت کرده که ویژگی های بارزش سرد بودن و ابزاری بودن، حسابگری، فردگرایی فزاینده، بیگانگی و روابط غیرشخصی است. مدعای اثر حاضر این است که با گسترش نفوذ و پهنه جهان جامعه ای و هژمونی قواعد و مختصات آن، ساکنان دل زده از جامعه به عزیمت و ترک این جهان و پناه جستن در نوعی جهان اجتماعی روی می آورند؛ مکتب قرآن با مختصات شبه اجتماع گونه اش یکی از پناه گاه هاست. این نوع جدید هجرت در دوران مدرن ماست؛ هجرتی نه مبتنی بر حرکت مکانی و گسست فیزیکی از اجتماع پیشینی چنانکه در صدر اسلام روی داد و امروز در رأس هیاهوی تبلیغاتی دولت اسلامی (داعش) است بلکه مبتنی بر جهت دهی فعال و مستمر به پیوندهای اجتماعی روزانه فرد مکتبی و تأکید بر روابط درون گروهی، با تضعیف روابط فرد با فضای بیرون از آن. حاصل این فراگرد، خلق جهان خاص مکتب قرآن است؛ هجرت ایمانی به دنیای روابط تنگاتنگ درون گروهی امتِ مطهر، بدون گسست فیزیکی از جامعه نامطهر سابق.
روند تغییر و تحول نام های افراد می تواند نشان دهنده فرآیند تغییرات اجتماعی و فرهنگی در نظام اجتماعی باشد. در این تحقیق با مطالعه موردی نام گذاری فرزندان در شهر تهران، به مقایسه ارزش های نسل های پس از انقلاب پرداخته می شود. بر اساس نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شدند. با بررسی تاثیر دوره تاریخی، جنسیت و منطقه مسکونی در میزان تحول ارزش های نسل های پس از انقلاب به بررسی نام ها پرداخته و نتایجی که به دست آمد، مبین آن بود که مردان بیش از زنان دارای نام های اسلامی– مدرن اند. بر این اساس در دوره انقلاب، کودکان بیشتر نام های اسلامی داشته ولی در دوره اصلاحات، بر میزان نام های غربی افزوده شده است. علاوه بر آن، فرزندان مناطق جنوبی شهر تهران بیشتر دارای نام های اسلامی– سنتی و اکثر افراد ساکن در مناطق شمالی، برای کودکانشان نام های ایرانی–مدرن برگزیده اند.
مطالعه ی حاضر، به منظور دستیابی به شناختی توصیفی و تحلیلی از میزان شیوع مصرف مواد مخدر در سطح شهرستان ایلام انجام شده و درصدد است میزان و گستره ی شیوع مصرف مواد مخدر، مهم ترین انواع مواد مخدر مصرفی و پراکندگی توزیع مصرف مواد مخدر مصرفی در نواحی چهارده گانه ی شهر ایلام را بررسی نماید. بدین منظور با استفاده از روش تحقیق شیوع شناسی توصیفی و با استفاده از ابزار پرسش نامه ی مبتنی بر چک لیست و شیوه ی نمونه گیری صید– صید مجدد توأم با نمونه گیری گلوله برفی به گردآوری داده ها از معتادان مراجعه کننده به مراکز درمانی و کمپ های ترک اعتیاد پرداخته است. سپس، به مدد فرمول آماری فوق هندسی تعداد جمعیت پنهان معتادان محاسبه، تعداد تخمینی معتادان واقعی در سطح شهرستان را برآورد نموده است. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد که اعتیاد در شهرستان ایلام به عنوان پدیده ای مذکرگزین، جوان گزین، مجردگزین، شهرنشین گزین، کم سوادگزین و قشر متوسط گزین عمل نموده و روندی تصاعدی و بی وقفه داشته و رشد آن در دهه ی 70 آغاز و در دهه ی 80 سرعت گرفته و نوعی جابه جایی از مصرف مواد سنتی (نظیر تریاک) به سمت مواد مخدر جدید صنعتی و آشپزخانه ای (نظیر شیشه و کراک) در حال رخ دادن است. برآورد می شود تعداد معتادان شهرستان حدود 7 هزار نفر و میزان شیوع اعتیاد 1/5 درصد به ازای جمعیت 15 سال به بالا باشد.
" هدف از این مقاله بررسى چگونگى استفاده از فن آورى هاى آموزشى در آموزش پیشگیرى از اعتیاد در کشورهاى پیشرفته است. معرفـى روش هاى آموزش پیرامون اعتیاد، عواقب آن و مسائل معتادان در برنامه درسى و استفاده از شگردهاى گوناگون از جمله ایجاد عادات پسندیده مطالعه و کتاب خوانـى براى پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان از دیگر مطالب این مقاله است.
روش پژوهش، کیفى است. جمع آورى اطلاعات از طریق مصاحبه، بررسى اسناد و مدارک و تحقیق کتابخانه اى صورت گرفته است. نتایج پژوهش انجام شده از والدین و دانش آموزان ایرانى که تجاربى از مدارس کشورهاى کانادا، امریکا، انگلستان و استرالیا داشته اند (1378ـ1380) نشان داد که در مدارس کشورهاى مورد نظر، مسائلى نظیر اعتیاد و ایدز در کلاس هاى درس مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد و دانش آموزان ضمن آشنایى با این موارد، به عواقب و آثار مصرف مواد مخدر پى مى برند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که در کلاس هاى درس کشورهاى پیشرفته، مشکلات جامعه را به صورت باز مطرح مى کنند و دانش آموزان براى آن ها راه حل مى یابند و راه حل هاى ارائه شده از طرف آن ها توسط مسئولان دولتى مورد توجه و بهره بردارى قرار مى گیرند. بدین منظور، معلمان از شیوه ها و شگردهاى مختلف آموزشى استفاده مى کنند. در این مقاله سعى شده تا چگونگى برخورد مدارس با این پدیده و نقش دانش آموز در فرآیند آموزش مورد بررسى قرار گیرد.
"
سازمانهایی که در بازارهای متلاطم و رقابتی فعالیت میکنند، بیشتر نیازمند تغییر محصولات خود با توجه به تغییر در نیازها و خواستههای مشتریان هستند، بنابراین، انتظار میرود این سازمانها بیشتر بازارگرا باشند. با وجود این، درک مفهوم بازارگرایی برای بسیاری از سازمانها همچنان اغفالکننده است. از طرفی، تعارض و فرهنگ سازمانی میتوانند در زمره عوامل تأثیرگذار بر بازارگرایی باشند که یا سازمان را به سوی بازارگرایی سوق میدهند و یا از آن جلوگیری می کنند. در مطالعه حاضر با اتخاذ استراتژی تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی به طور یکپارچه و جداگانه بر بازارگرایی از طریق تعارض سازمانی پرداخته شده است. جامعه آماری این مطالعه متشکل از کارکنان واحدهای فعال در صنعت مبلمان شهر مشهد بودند که با استناد بر فرمول کوکران، 192 نفر کارمند به عنوان نمونه تصادفی مطالعه در تحقیق مشارکت داشتهاند. دادههای به دست آمده به وسیله پرسشنامههای توزیع شده از طریق معادلات ساختاری و ضریب رگرسیونی به کمک نرم افزار آموس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پردازش دادهها نشان داد که اولاً، مدل به کار گرفته شده مدل نظری قوی برای پیشبینی بازارگرایی از طریق فرهنگ و تعارض سازمانی بوده است؛ ثانیاً، همه روابط بین متغیرهای مدل معنادار بودهاند، به جز رابطه مستقیم فرهنگ سازمانی بر بازارگرایی که مشخص گردید هیچگونه رابطه معناداری با یکدیگر ندارند؛ ثالثاً، نتایج حاصل حاکی از آن بود که سازمانهای حمایتی و نوآور، تعارض کمتری را تجربه میکنند و در نتیجه، بهتر میتوانند بازارگرایی را در خود حفظ کنند.