در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با عشق و عمل، بهره وری آگاهانه از غرب و نه تقلید کورکورانه، شناخت سنت با دیدی تاریخی و نقد و تحلیل آن و تدوین ایدئولوژی اسلامی تأسیسی و استقراری به پشتوانه اجتهاد و امر به معروف و نهی از منکر، دیدگاه سروش در زمینه اسلام تحقیقی به جای اسلام تقلیدی، بهره وری از فقه پویا و دیدگاه رجایی در زمینه چگونگی تلفیق این عناصر و پرهیز از فروکاستن آنها به دیگری در شکل گیری رویکرد تلفیقی متوازن نقش اساسی ایفا می نماید. این رویکرد که در برابر رویکرد تلفیق افتراقی و نامتقارن قرار داد؛ به نسبتی متوازن و مکمل بین جنبه ایرانی، اسلامی و غربی فرهنگ ایران اشاره دارد و طی مراحل واکاوی(تجسسی تاریخی در ابعاد مختلف فرهنگ ایران) ، سنجش (شناخت نقاط قوت و ضعف) و بازسازی شکل می گیرد.
هدف این پژوهش، پیش بینی اعتماد بین فردی دانش آموزان دختر متوسطه ی شهرستان بیرجند بر اساس جو عاطفی خانواده و جهت گیری مذهبی آنها در سال تحصیلی 94-93 است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه ی آماری - تحصیلی آن شامل کلیه ی دانش آموزان دختر متوسطه ی نظری شهرستان بیرجند به تعداد 4654 نفر است که با توجه به حجم جامعه و بر مبنای استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 355 نفر با آلفای 0/05 برآورد شد. نمونه مورد بررسی به شیوه ی خوشه ای انتخاب و مطالعه شد. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد جو عاطفی خانواده قادر به پیش بینی اعتماد بین فردی دانش آموزان (P<0/05) و جو عاطفی پدر قادر به پیش بینی اعتماد بین فردی، قابلیت اعتماد و وفاداری از خرده مقیاس های اعتماد بین فردی است (P<0/01). همچنین بین جهت گیری مذهبی بیرونی با پیش بینی پذیری از خرده مقیاس های اعتماد بین فردی رابطه ی معناداری وجود دارد (P<0/05). با توجه به نتایج پژوهش و رابطه ی جو عاطفی خانواده و جو عاطفی پدر با اعتماد بین فردی و خرده مقیاس های آن و همچنین رابطه ی جهت گیری مذهبی بیرونی با پیش بینی پذیری، انجام کارگاه ها و دوره های آموزشی به وسیله ی مسئولان و مشاوران مدارس برای خانواده ها به منظور بهبود اعتماد بین فردی دانش آموزان دختر ضروری می نماید.
افسردگی و اضطراب، از جمله شایعترین اختلالات روانی است که نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است که با هدف شناسایی و پیشبینی رابطه پای بندی به سبکزندگی اسلامی با میزان افسردگی و اضطراب از میان دانشجویان دانشگاه دولتی تفرش با حجم گروه نمونه 350 نفرانجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات عبارت است از پرسش نامههای سبکزندگی اسلامی و اضطراب و افسردگی. دادهها با استفاده از روشهای توصیفی و آزمونهای همبستگی پیرسون و تی مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج تحقیق، حکایت از آن دارد که سبکزندگی اسلامی با دو متغیر افسردگی و اضطراب، رابطه معنادار و معکوس دارد. بر اساس یافتههای این تحقیق، افرادی که از سبکزندگی اسلامی برخوردارند، کمتر دچار اضطراب و افسردگی میشوند.
در این نوشتار نخست اصول سبکزندگی قرآنی، مفهومشناسی شده سپس تقسیمات متعددی در مورد اصول سبکزندگی مطرح گردیده و در ادامه به اصول ثابت و متغیر سبکزندگی قرآنی پرداخته شده است. در ادامه پس از بیان پیشینه آن در آثار مفسران و فقها، به ضوابط اصول ثابت (همچون نصوص قرآنی، حدود الهی، مقاصد شریعه و مانند آن) و اصول متغیر سبکزندگی قرآنی همچون عرف، احکام ثانوی اضطراری، احکام حکومتی، و ... اشاره شده است. در پایان، نتیجهگیری شده که در قرآن کریم بسیاری از اصول ثابت سبکزندگی قرآنی و اصول متغیر آن بیان شده است.
هدف پژوهش حاضر شناخت اثربخشی خدمات ارائه شده توسط سازمان بهزیستی بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار است. توانمندسازی نیز به عنوان یک روش مهم در برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش روش آماری توصیفی پیمایشی می باشد. خدمات سازمان بهزیستی متغیر مستقل و توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی به عنوان متغیر وابسته معرفی شده اند. به صورت تصادفی سه مرکز، با 80 نفر از افرادی که خدمات بهزیستی را به مدت 2 سال دریافت کرده بودند، به عنوان گروه تجربی انتخاب و هشتاد نفر از زنان سرپرست خانواری که برای دریافت خدمات توسط سازمان بهزیستی ثبت نام کرده اند به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند؛ بنابراین، 160 پرسشنامه توسط زنان در هر دو گروه تکمیل گردید. در این پژوهش آلفای کرونباخ 90 درصد می باشد که اعتبار را نشان می دهد و جهت تحلیل داده ها از آزمونهای T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و MANOVA استفاده شده است. یافته ها نشان داد که رابطه معنی داری بین خدمات ارائه شده و توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار وجود دارد. ارائه خدمات به زنان سرپرست خانوار به مدت دو سال در توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی زن سرپرست خانوار نقش بسزائی داشته است.
یکی از نگرانی های خانواده ها در خصوص افزایش موالید، پایین آمدن پیشرفت تحصیلی فرزندانشان است. این نگرانی مبتنی بر فرضیه ای غالب است که فرزند بیشتر، موفقیت تحصیلی آنها را کاهش می دهد. در این مقاله تلاش شده از طریق فراتحلیل مطالعات تجربی در کشورهای گوناگون، فرضیه غالب را به چالش کشیده و امکان طرح فرضیه یا فرضیه های رقیب در خصوص رابطه بعد خانوار و موفقیت تحصیلی فرزندان را مطرح کند. نتیجه نشان می دهد: برخی مطالعات با تبعیت از نظریه هایی مانند مدل رقیق شدگی منابع و مدل تلاقی، به این نتیجه رسیده اند که این دو رابطه منفی دارند. اما این تحقیقات توسط دیگران چون اللوید و کلی به نقد کشیده شده و آنها نشان داده اند که رابطه معنا دار میان بعد خانوار و موفقیت تحصیلی وجود ندارد. از نظر معتقدان به رابطه منفی، اندازه خانوار از طریق متغیرهای واسط بر موفقیت تحصیلی اثر می گذارد و اگر تحت شرایطی با افزایش تعداد فرزندان، متغیرهای واسط طور دیگری رفتار کنند، شاهد افت موفقیت تحصیلی فرزندان نخواهیم بود. از این رو فرضیه غالب در اغلب شرایط و محیط ها اعتبار خود را از دست می دهد و جای خود را به فرضیه های رقیب می دهد.
در تجربه انقلاب اسلامی وحدت اقوام ایرانی چشمگیر و بی سابقه بود. چه چیزی اقوام به غایت متفاوت را به غایت متحد ساخت؟ پاسخ این مقاله آن است که ظهور اصل سامان بخش تاریخ ایران و به عبارتی، «میل اتصال جمعی به امر مطلق» در انقلاب ایران آنقدر جاذب و دربرگیرنده بود که توانست وحدت تحیرآور و «مطلقاً بی سابقه» اقوام ایرانی را باعث گردد. در واقع، ظهور نامنتظر اراده عمومی اجتماع ایرانی برای اتصال به مطلق، بنیاد تأملات پیرامون ایران در این مقاله است. انقلاب اسلامی به دلیل اینکه یگانه و بی سابقه، سراسری و کلی و یکباره و قیام گونه است، امری استثنایی است، در این معنا که سرریزِ ناهشیار محتوای یگانه تاریخ ایران (ایده مطلق) به درون زمان حال است. در این صورت، تاریخ ایران از طریق انقلاب ایران قابل درک و تعریف می شود، نه انقلاب ایران از طریق تاریخ ایران، آنگونه که گرایش های پژوهشی رایج متضمن آن هستند. انقلاب ایران زمینه سیاسی اجتماعی لازم برای برای تعقل فلسفی درباره تاریخ ایران را فراهم می آورد، چراکه انقلاب اسلامی روایتگر پایان صیرورت تاریخ ایران است.
سرمایة انسانی به دانش، مهارت و دیگر توانایی هایی گفته می شود که به افزایش کیفیت و سطح توسعه منجر می شوند. سرمایه ای که در سنین پایین تر کسب شود تأثیر قوی تری در موفقیت های سنین بالاتر دارد. خانواده مهم ترین واحد تأثیرگذار در کسب و سرمایه گذاری در حوزة سرمایة انسانی در سنین پایین است و هم چنین موفقیت های آیندة آن ها را نیز تعیین می کند. در سال های اخیر، خانوادة ایرانی با کاهش باروری، بالا رفتن سطح سواد والدین و سطح رو به بالایی از طلاق مواجه بوده است. با استفاده از داده های پیمایش گذران وقت انجام شده در سال های 1387 و 1388، در این مقاله قصد بررسی اثر تعداد فرزندان در کسب سرمایة انسانی فرزندان 15 تا 19 سالة خانوارهای شهری ایران را داریم. نمونة مورد بررسی شامل 2183 فرزند 15 تا 19 ساله است که ازدواج نکرده اند. نتایج نشان می دهد که بین شمار فرزندان و کسب سرمایة انسانی رابطة منفی برقرار است. تفاوت گسترده ای در کسب سرمایة انسانی بین خانواده های با یک و دو فرزند و خانواده های با سه فرزند و بیش تر وجود دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان دهندة اثرگذاری معنادار جنسیت و سن فرزندان و سطح تحصیلات مادران در کسب سرمایة انسانی است. با وجود این متغیرهای کنترل کننده هنوز اثر تعداد فرزندان پایدار است. این نتیجه می تواند نشان از پذیرش و تداوم تعداد کم فرزندان (خانواده های دو فرزندی) در آینده باشد.
مطالعة حاضر به بررسی خرده فرهنگ فقر و آسیب های اجتماعی در محلة هرندی (دروازه غار سابق) تهران و در بین گروه های موسوم به «غربتی» می پردازد. داده های این تحقیق از طریق روش تحقیق کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه و مشاهده گردآوری شده است. حجم نمونه 40 نفر و تعداد این حجم با رسیدن به اشباع نظری پایان یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد که غربتی ها «خرده فرهنگ فقر» خاصی دارند که زمینه را برای انواع مسائل و آسیب های اجتماعی فراهم کرده است. علاوه بر این، یافته ها گویای آن است که عناصر خرده فرهنگ غربتی ها مواردی هم چون فقر و ارزشمندی فقر، هیجان خواهی و لذت جویی، بی توجهی به قانون، این جا و اکنون بودن و عدم تمایل به آینده نگری، مشارکت پایین اجتماعی و عدم تعلق روحیة شهروندی را شامل می شود. هم چنین این خرده فرهنگ فقر با شکل گیری انواع آسیب های اجتماعی در بین افراد غربتی نظیر اعتیاد، خشونت، قماربازی و خرید و فروش مواد ارتباط دارد.
سبک زندگی منعکس کننده ترجیحات افراد است که در عرصه های مختلف زندگی همچون اوقات فراغت، آداب سخن گفتن، نوع موسقی، لباس، آرایش و ظاهر بروز می کند. هدف این پژوهش مطالعه فهم و تفسیر زنان لر شهر یاسوج از تغییر سبک زندگی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. نمونه پژوهش، مشتمل بر 52 نفر از زنان شهر یاسوج بود که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند که این تعداد بر اساس ملاک اشباع نظری انتخاب شد و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. برای گرداوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه، با روش کدگذاری نظری تجزیه و تحلیل شد. در مرحله کدگذاری باز 39 مفهوم و در مرحله کدگذاری محوری 8 مقوله به دست آمد. مقوله «دگردیسی سبک زندگی» به عنوان مقوله هسته ای ظهور یافت. نتایج بیان کننده آن است که زنان در دنیای جدید خود را به محدود ماندن در چهارچوب سنتی مورد انتظار مجبور نکرده و آخرین نوع و مدل تکنولوژی ها را می خواهند. ضمن توجه به زندگی و روش های سخت گذشته، در پی تجربه شکل های نوین خانواده هستند. آموزش مدرن، رسانه ها و شهرنشینی به عنوان شرایط علی تأثیرگذار بر پدیده دگردیسی سبک زندگی زنان بوده است، پیامدهای حاصل از این پدیده شامل دگرگونی ارزش های زنان، مدگرایی، مدیریت بدن، مصرف گرایی است.
هدف پژوهش حاضر تحلیل تبیینی تأثیر ابزارهای نوین فناوری بر سبک زندگی شهری دانشجویان است؛ به همین منظور از چارچوب نظری اندیشمندانی نظیر تافلر، بوردیو و دیگر نظریه پردازان حوزه ی ابزارهای ارتباطی و الگوی زندگی انسان بهره برده شده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از لحاظ زمانی به صورت مقطعی، از لحاظ میزان ژرفایی، پهنانگر، از بعد کارکردی پژوهش کاربردی و از بعد زمینه و قلمرو اجرا و نحوه جمع آوری داده ها میدانی در نظر گرفته شده است. ابزار اندازه گیری در این تحقیق پرسشنامه ی محقق ساخته برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه شوندگان است. جامعه ی آماری مورد مطالعه ی این تحقیق، همه ی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران که در دانشکده ی علوم پایه، دانشکده ی فنی و مهندسی و دانشکده ی علوم انسانی مشغول تحصیل در سال 1392 می باشند هستند که تعداد آنها برابر با 9729 نفر است. یافته های تحقیق نشان می دهد که استفاده از ابزارهای نوین فناوری اطلاعاتی و ارتباطی به شکل گیری سبک زندگی شهری ویژ ه ای می انجامد و در هر یک از جنبه های مختلف سبک زندگی شهری، نظام ارزشی و جهان بینی متفاوتی را ایجاد می کند که به کنش های گوناگونی از جانب افراد منجر می شود و باعث می شود تا افراد در حوزه های مختلف زندگی خود از جمله نگرش به ازدواج (شیوه ی همسرگزینی)، رفتارهای دینی و مدگرایی از الگوهای متفاوتی پیروی کنند.
امروزه تهدیدهای زیست محیطی، از مهم ترین مشکلات انسان قرن بیست ویکم به شمار می روند؛ به طوری که افکار عمومی معطوف این مسئله شده اند و در سطح جهانی، حساسیت بسیاری در این زمینه به وجود آمده است. پژوهش حاضر با هدف شناخت میزان تأثیر عوامل ساختاری- اجتماعی بر شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی انجام گرفته است. جامعة آماری شامل شهروندان بالای 15 سال شهر کرمانشاه است. با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 410 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پژوهش، با رویکرد کمی و به روش پیمایشی انجام شد و داده های آن، از طریق پرسشنامه گردآوری شدند. مطابق یافته ها، علی رغم پایین بودن میانگین متغیرهای واسطه ای (الزام هنجاری، امکانات و دانش زیست محیطی)، میانگین نگرش و رفتارهای زیست محیطی شهروندان، متوسط روبه بالاست. آزمون فرضیه ها نشان می دهد این متغیرها بخشی از واریانس شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی را تبیین می کنند. به عبارتی، با افزایش سطح متغیرهای فوق، میزان شکاف بین نگرش و رفتار زیست محیطی کاهش می یابد. همچنین تحلیل رگرسیون نشان می دهد متغیرهای مستقل پژوهش 13/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. در یک نتیجه کلی می توان گفت عوامل فوق درواقع، سیاست های کاهش این شکاف را تقویت می کنند و رفتارهای زیست محیطی مسئولانه را ترویج می دهند.
گسترش شرکت های هرمی در دهه 1380 یکی از پدیده های اجتماعی جالب توجه در ایران بوده است. هدف این مقاله، شناسایی علل تداوم و گسترش فعالیت این شرکت ها بر اساس بررسی تجربه فعالان شرکت کوئست در ایران در یک پژوهش کیفی است. اطلاعات این تحقیق از مصاحبه های عمیق با 31 نفر از فعالان کوئست و همچنین تحلیل محتوای کتاب ها و فیلم های پرکاربرد در مباحث آموزشی کوئست به دست آمده است. نتایج نشان می دهد: تغییر نگرش افراد به موفقیت، شغل و درآمد، یکی از عوامل مهم در تداوم فعالیت اعضا بوده است. همچنین علاوه بر ساختار سلسله مراتبی کوئست که روابط افراد را در مجموعه ها تنظیم می کرده، مجموعه باورهای مشروعیت بخش قدرتمند در قالب فعالیت های جمعی و گروهی، انگیزه و انرژی لازم برای فعالیت اعضا را به وجود می آورده است.
ایده و سیاست احداث شهرهای جدید با هدف کاهش مشکلات کلان شهرها، توزیع متعادل جمعیت و آمایش سرزمین و تمرکززدایی در دنیا مطرح شد. پس از گذشت حدود سه دهه از تصویب و اجرای این ایده در ایران؛ مطالعات و ارزیابی های انجام شده درباره ی عملکرد شهرهای جدید بیانگر عدم موفقیت یا موفقیت کم این شهرهاست. در این مقاله، شهر جدید عالیشهر با استفاده از تکنیک SWOT مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس این روش، مهم ترین نقاط ضعف و قوت(محیط داخلی) و همچنین فرصت ها و تهدیدات(محیط خارجی) عالیشهر با استفاده از نظرات 50 نفر از شهروندان و 10 نفر از کارشناسان به دست آمد. براساس نتایج به دست آمده، عالیشهر نقاط قوتی چون تعدد راه های ورودی به شهر، ارتفاع از سطح دریا و فرصت هایی چون فرودگاه جدید بوشهر، پروژه ی پارس شمالی، اراضی شرقی برای احداث پارک جنگلی، دارد و نقاط ضعفی چون تعلق و مشارکت پایین شهروندان، تفاوت های فرهنگی، عدم تحقق چشم انداز جمعیتی و تهدیداتی چون تصفیه خانه ی فاضلاب بوشهر، حضور نیروهای نظامی در حریم شهر و فقدان همکاری میان سازمان ها و گروه های دولتی، را در محیط داخلی و خارجی دارد. بنابراین با تقویت نقاط قوت و بهره گیری از فرصت ها و نیز کاهش نقاط ضعف و جلوگیری از تهدیدات می توان به توسعه ی پایدار شهری دراین شهر کمک کرد.
نقش مدیریت محله به عنوان نهادی تازه تأسیس برای ساماندهی مشارکت های اجتماعی در محلات شهر و به تبع آن برنامه ریزی محله محور مورد توجه ذی نفعان حوزه ی مدیریت شهری تهران است. این مطالعه به دنبال بررسی مکانیزیم های به کار برده شده برای طرح مدیریت محله است تا میزان موفقیت آن را در جلب مشارکت شهروندان برای برنامه های محلی بسنجد. این تحقیق که از نوع کاربردی و توسعه ای است، از روش تحقیق کمّی و کیفی استفاده کرده بطوری که در روش کمی از دو جامعه ی آماری 384 نفری (شهروندان) و (مراجعه کنندگان به سراهای محلات) استفاده شده است. الگوی ارزیابی با استفاده از مدل ترکیبی سنجش عملکرد پاتنام و مدل ارزیابی امور فرهنگی سطح خرد رضایی و با بهره گیری از مفاهیم نظریه های مرتبط با ابعاد اعتماد اجتماعی، مشارکت و تعاملات اجتماعی به دست آمده است. همچنین در بررسی تحقیق کیفی از مصاحبه عمیق با ۲۲ نفر از مدیران محلات و تحلیل کارشناسان استفاده شده است. در نتیجه این طرح در مؤلفه ی اعتماد توانسته نظر بخشی از جامعه به عنوان مراجعه کنندگان به سراها را جلب نماید و نگرش شهروندان و اعتمادشان به طرح مدیریت محله ی مثبت ارزیابی می شود اما برای مؤلفه های آگاهی بخشی، تعامل و افزایش سطح مشارکت و برنامه ریزی مشارکتی موفق عمل نکرده و اغلب برنامه ریزی ها به صورت متمرکز صورت می گیرد. بنابراین نتایج نشان می دهد که طرح مدیریت محله با اجرای روش های موجود برای تحقق اهداف خود دچار ضعف هایی است که باید نسبت به رفع آن ها اقدامات دیگری را در دستور کار قرار دهد.
رشد طلاق در سال های اخیر به افزایش تعداد فرزندان طلاق انجامیده است. فرزندانی که مسائل و مشکلاتشان از دید بسیاری پنهان مانده است. جدایی والدین بی شک برای اکثر فرزندان، پدیده ای سهمگین به شمار می آید. تحقیقات صورت گرفته در این مورد نشان می دهد که این کودکان در طول زندگی خود با آسیب های روانی و اجتماعی فراوانی مواجه اند.
در این پژوهش، که به روش فراتحلیل انجام گرفته است، پژوهش های داخلی مربوط به حوزه ی فرزندان طلاق- که در مجلات علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسیده اند- مورد تحلیل قرار گرفته، و نهایتاً 20 مقاله بدست آمده و مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پژوهش های داخلی عمدتاً به سلامت روان و زیر مقیاس های آن توجه کرده و در نتیجه نشان می دهند که وضعیت فرزندان طلاق در مقایسه با فرزندان یتیم و عادی نامطلوب تر است. همچنین برخی از این پژوهش ها نیز نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه های مداخله ای، بر وضعیت فرزندان طلاق است. سرانجام اینکه، آنچه در این مطالعات مورد غفلت واقع شده، بررسی آسیب های اجتماعی است که فرزندان طلاق را تهدید می کند.