سفرنامهنویسی بین ساکنان سرزمینهای باستانی از بهترین عادات بوده و نزد مسلمانان ساکن در آسیای غربی و ساکنان اروپای کهن که در تمدّن یونانی و رُمی جای دارند نیز چنین است نکتة قابل ذکر در مورد سفرنامهها، اهمّیّت آنها نزد خوانندگان آنها در زمانة ما و نحوة اندیشیدن و شیوة برخورد سفرنامهنویس با مشاهدات خود بوده است. ما به هنگام خواندن یک سفرنامه، به خردترین نکات تا عمومیترین مسائل توجّه میکنیم و مترصّد هستیم تا از طریق یک سفرنامه، خود را به دنیای حاکم بر شرایط فکری نویسندة آن ببریم. بنابراین مسائلی نظیر بیطرف بودن نویسنده، تعلّق او به یکی از شیوههای فکری حاکم و تعادل در اندیشیدن، همگی در نوشتههای او تأثیرگذار هستند. کتابشناسی مناطق مختلف ایران را بر اساس شرایط مطالعاتی و میزان علائقی که محقّق و جغرافیدان ایرانی و خارجی برای آن قائل شدهاند، میتوان به گروههای زیر تقسیم نمود: محدودههای مرکزی ایران، محدودة جنوبشرق ایران، جنوبغرب، محدودههای مرکزی ایران،غرب،شرق و بالاخره شمال ایران. آنچه در این نوشتار منظور است، محدودههای شمالی ایران و به ویژه سواحل پیرامونی دریای خزر است. دریای خزر خود دارای مقاطع مطالعاتی متعدّد و انگیزههای متحوّلی است که به هر حال منجر به غنای کتابشناسی این عرصة آبی شده است. قدیمیترین منابعی که دربارة دریای خزر در دسترس داریم، مربوط به پیش از اسلام است که البتّه منابع موجود و قابل استفاده چندان نیست. شاید علّت کمبود منابع جغرافیایی مربوط به دورة پیش از اسلام خزر و پیرامون آن را بتوان تحوّلات سیاسی فراوان و جنگهای متعدّد دانست. این علل بر تمامی سرزمین ایران پیش از انقلاب مؤثّر بوده است و خلأ مطالعاتی منحصر به دریای خزر و عرصههای پیرامونی آن نیست.
به هنگام یک بررسی پهنانگر در جهت شناخت روند تحولات اقتصادی ایران در می یابیم که در گذشته بخش کشاورزی هم پای رشد صنعت، دو نیاز عمده این بخش را نیز تأمین می کرد. از آنجا که رشد صنعت با گسترش شهرنشینی همراه بود، تغذیه جمعیت فزاینده شهرها افزایش تولید مواد غذایی و عرضه آن به قیمت مناسب را ضروری می ساخت. با رشد صنعت و ماشینی شدن آن، نیاز به مواد اولیه کشاورزی نیز افزایش یافت و بخش کشاورزی تأمین این مواد را با قیمتی ارزان بر عهده گرفت. شکل گیری شهرها که دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان بود، تحول اجتماعی برجسته ای است که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با انسا ن های دیگر گردید تا تغییر در واکنش های او نسبت به محیط . بنابراین پیدایش شهرها را باید نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی انسان به حساب آورد . گام های اولیه در نیل به مرحله شهرنشینی با افزایش جمعیت و سپس تشدید بهره برداری از محیط همراه بود. شهر به دنبال رشد فیزیکی خود در طول زمان، منجر به گسترش به سوی محدود ه های روستایی شد و اولین تأثیر آن تهدید فعالیت های زراعی و کاهش تولید بود . در واقع می توان گفت که توسعه شهرها چه از لحاظ مکانی و چه اجتماعی، تحولی منفی و شگرف در اقتصاد روستایی را فراهم آورد و زمینه ساز بسیاری از کاستی ها و مهاجرت های روستایی گردید که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران قابل مشاهده است . حال پرسشی که مطرح می گردد این است که آیا توجه به صنعت و شهر الزاماً به معنای نابودی و تضعیف بنیادهای روستایی- کشاورزی است؟
در زون ارتفاعات هزار مسجد- کپه داغ، تودههای کارستی نسبتاً متعدّدی وجود دارد که هر گونه تحقیقات کارست ژئومرفولوژیکی بر روی آنها میتواند به لحاظ شناخت زمین شکل های کارست، آبخانهای آهکی، ارتباط فرمهای کارستی با سیستمهیدرولیک کارست و کاربری و مدیریّت سرزمین در این قلمروها حائز اهمّیّت باشد. تودة کارستی کارده از نوع کارستهای مناطق نیمه خشک و کوهستانی بوده و در پایین دست حوضه، پنج حلقه چاه آهکی در آبخان کارست حفر گردیده که به منظور آب آشامیدنی شهر مشهد از آنها استفاده میشود. همچنین آبهای سطحی حوضه، پشت سدّ کارده تجمّع یافته و برای شرب در غرب مشهد مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. حدود هشتاد درصد آب ساکنان حوزه از چشمهها و بیست درصد از رودخانهها میباشد. از این نظر شناسایی زمین شکلهای کارستی و حسّاسیتپذیری سیستم هیدرولوژیکی آنها و سرانجام برنامهریزی در زمینة کاربری صحیح زمین و مدیریّت منابع آب در این گونه قلمروهای کارستی ضرورت دارد. عمدهترین سازندههای کربناته و کربناته- دو لومیت? حوضه را سازنده های ژوراسیک مرزداران (1) و مرزداران (2) پوشانیده که دارای آهکهای ضخیم لایه و به صورت تودهای است. توسعه یافتگی تخلخل ثانویّه(به صورت شبکهای از درز و شکستگیها) و ایجاد فرآیندهای کارستی فیکاسیون در سنگهای کربناته و دولومیتة منطقه از جمله مهمترین عوامل مؤثّر در کارستی شدن سنگها بوده و به همین دلیل در زیر حوضههای آل بلغور و حرکت و کریم آباد میتوان اشکال میکرو کارنها، شبه دولین و سنگچالهای کارستی، غارها و شکافهای کارستی را ملاحظه نمود. در مقالة حاضر به بررسی ویژگیهای ژئومرفیک کارستی و اهمّیّت آنها از نظر حسّاسّیت سیستم هیدرولوژیکی به آلایندهها در حوضة آبریز کارده پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق شناسایی و طبقهبندی زمین شکلهای کارست در منطقه و نقش مناظر کارستی در زهکشی آبها و هرز آبها به درون سیستم هیدرولوژیکی بوده است.
هدف پژوهش تحلیل پدیده مه در فرودگاه مهرآباد تهران در فصل زمستان در طی یک دوره ی نرمال اقلیمی (۱۹۶۱-۱۹۹۰) از دو دیدگاه آماری و سینوپتیکی می باشد بدین صورت که پس از بدست آوردن آمار روزهای همراه مه با استفاده از کدهای سینوپ هوای حاضر ۴۰-۴۹ روزهای همراه مه که طولانیترین و بیشترین مه را داشت انتخاب شده بیشترین فراوانی دیده بانی مه مربوطه به ماه ژانویه بود و بعد به ترتیب مربوط به ماه دسامبر و فوریه و مارس و بیشترین ساعت دیده بانی مه در طی شبانه روز مربوطه به محدوده ی زمانی (LST ۰۷۰۰ -LST ۱۰۰۰) بوده است. دو نمونه از طولانیترین مه هائیکه انتخاب شد مربوط به سال ۱۹۸۵ روزهای ششم و هفتم ژانویه و سال ۱۹۹۱ روزهای سوم و چهارم و پنجم ژانویه بوده که برای هر کدام کمیتهای دیدافقی- دمای خشک- دمای تر- دمای نقطه ی شبنم- رطوبت نسبی و فشار بخار آب بررسی شد و دیده شد که دماها نوسانات همسانی نسبت به یکدیگر داشتند و همواره دمای تر از دمای نقطه ی شبنم بزرگتر یا مساوی آن و از دمای خشک کوچکتر و یا برابر آن بوده است، زمانیکه کمترین مقدار دیدافقی وجود داشت بیشترین کاهش دمایی و بیشترین رطوبت نسبی وجود داشته و در ساعت شروعی مه غلیظ بیشترین کاهش فشار بخار آب وجود داشته است. سپس با استفاده از نقشه های سینوپتیکی سطح زمین و سطوح ۸۵۰ و ۷۰۰ و ۵۰۰ میلی بار سیستمهای جوی سینوپتیکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته .
شناخت دقیق و همزمان واقعیّتهای اقلیمی و پدیدههای اکولوژیکی مستلزم بکارگیری روشی است که از کلّی گویی در آن اجتناب شده و برمبنایی محکم استوار باشد. طبقهبندی اقلیمی پاپاداکیس که تأکید آن بر نقش عوامل بومشناختی است، با دارا بودن بیش از 440 زیرگروه اقلیمی و علیرغم پیچیدگی خاصّ خود چنین امتیازی را دارا است. در این مقاله ضمن معرّفی اجمالی روش پاپاداکیس، دادههای هواشناسی 38 ایستگاه منتخب در ایران پردازش و با استفاده از روش فوق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. معیارهای این روش عبارتند از: سختی زمستان و گرمی تابستان، طول فصل بدون یخبندان، تبخیر و تعرّق پتانسیل، بیلان آبی و توزیع فصلی آن . دستاوردها بیانگرآن است که از نظر شرایط دمایی تابستانی 90 درصد از ایستگاهها در طبقة پنبه2 و 10 درصد در طبقة ذرّت3 قرار دارند. با توجّه به شرایط دمای زمستانی، ایستگاههای مورد بررسی از تنوّع بیشتری برخوردارند، بهنحوی که 37 درصد در طبقة مرّکبات4 ، 34 درصد در طبقة جو،5 26 درصد در طبقة گندم6 و 3 درصد در طبقة حارّهای7 قرار دارند. بهطور کلّی ایستگاههای فوق از نظر رژیم حرارتی 40 درصد در گروه جنب حارّهای و 60 درصد دارای رژیم حرارتی برّی و از نظر رژیم رطوبتی در دو گروه مدیترانهای (55 درصد) و بیابانی (45 درصد ) هستند . شاخص فصلی رطوبت نشان میدهد که 45 درصد از ایستگاهها فاقد فصل مرطوب میباشند. نتیجة نهایی بیانگر آن است که کلّ ایستگاهها در 7 گروه، 11 نوع و 21 تیپ خرد اقلیمی قرار دارند. این امر مبیّن تنوّع زیاد اگروکلیمایی ایران و همینطور توانایی بالای روش پاپاداکیس در نمایش جزئیات و خرده نواحی اقلیمی است.