ویژگی دومینویی انقلاب های رنگی در منطقه اور- آسیا، از یک سو، ناشی از ساختارهای نادرست و عقب افاده کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز است و از دیگر سو، نشات گرفته از آموزه های مداخله گرایانه نو محافظه کاران آمریکایی است که پی جوی مدیریت روند دموکراسی سازی جهانی هستند. نگارنده با بهره گیری از مفهوم دولت ناکام خواسته است بر این نکته پافشاری کند که راهبرد تغییر رژیم که اکنون ویژگی آموزه های سیاست خارجی آمریکاست، هم از یک سو هم راستای دموکراسی سازی فعالانه جهانی است و هم از دیگر سو ساقط کننده ساختار دولت های ناکام و فروپاشیده ای
نزدیک به دو دهه است که موضوع کردهای عراق به جدالی جذاب و مناقشهانگیز تبدیل شده است. کردها مانند بعضی اقوام و ملل جهان، کسانی هستند که معمولاً سرنوشتشان به وسیله حوادثی چون جنگهای جهانی، تبانی قدرتهای خارجی و اختلاف بین نخبگانشان تعیین شده است. وقوع جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، به حکومت رسیدن بعثیها و بالاخره، حمله آمریکا و متحدانش به عراق در سال 1991، از جمله حوادث بسیار مهمی بودند که مزه خودمختاری را به کام کردهای عراق بردند. در عین حال، آخرین حادثه یعنی رویارویی آمریکا و نیروهای تحت امر سازمان ملل با صدام در ماجرای کویت (1991م)، پربارترین حادثه برای کردهای عراق بود. برای اینکه آنها، طولانیترین (تا سال 2003) مقطع خودمختاری را در طول تاریخ کردها چشیدند و آمریکا به بهای همکاری کردها با آنها، دست صدام را در حمله به شمال عراق بست.