فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۵٬۳۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
حضور مسلمانان در کشورهای اروپایی موضوع بسیار با اهمیت و قابل توجهی است؛ زیرا این حضور در زندگی اجتماعی و جنبه های مذهبی و فرهنگی اروپا تأثیرگذاری دارد. جمعیت قابل توجه و رو به افزایش مسلمانان اروپا نشانگر گسترش سریع اسلام در این قاره است. رشد مهاجرت مسلمانان به اروپا و آمریکا از یک سوی و گرایش غیرمسلمانان به اسلام و موج جدید اسلام گرایی در کشورهای غربی از سوی دیگر، موجب رشد جمعیت مسلمانان نسبت به سایر سکنه این جوامع شده است. به همین خاطر اروپاییان به شکل های گوناگون در صدد ایجاد مانع برای گسترش اسلام هستند و با طرح مباحث مختلف در عرصه های اجتماعی به دنبال به انزوا کشاندن مسلمانان می باشند. ولی با روند فعلی گسترش اسلام در اروپا، مسلمانان با وجود مشکلات متعدد، در سال های آینده نیروی اجتماعی و سیاسی موثری در چارچوب اتحادیه اروپایی خواهند بود و تأثیر مستقیم بر تصمیم گیری های سیاست داخلی و خارجی اروپا خواهند داشت. از این رو سعی و جدیت مردم مسلمان برای پشت سر نهادن بحران ها و تهدیدهای فرارو و استفاده از فرصت ها، آنان را جهت نیل به اهداف و دستیابی به حقوق خویش نزدیکتر خواهد نمود.
عوامل بحران زا در سامان سیاسی نوین لیبی
حوزههای تخصصی:
سقوط رژیم اقتدارگرا و قبیله محور قذافی پس از کشته شدن وی در جریان جنگ داخلی لیبی به دست انقلابیون، پرسش از آینده ساختار سیاسی این کشور را جلوه گر ساخت. قذافی در طی چهار دهه حکومت فرد محور خود با سیاست هایی چون نابودی هر نوع گروه اجتماعی خود بنیاد، نابودی هر نهاد سیاسی و ملی در برابر قبیله گرایی و جلوگیری از چرخش نخبگان، جامعه ای از هم گسیخته، واگرا و مضمحلی به ارث گذاشته است که پس از کشته شدنش، عرصه سیاسی در این کشور را در فضای ابهام و تیره ای فرو برده است. در این راستا نوشتار حاضر سعی دارد با محوریت این پرسش که « مهم ترین عوامل بحران زا در شکل گیری سامان سیاسی نوین لیبی چیست؟» به بررسی آینده سیاسی این کشور بپردازد. برای پاسخ به این پرسش تلاش شده تا با مرور مفاهیمی در مورد سامان سیاسی، مهم ترین عوامل بحران زای پیش روی این کشور مورد بررسی قرار گیرد که پاسخ موقت به این پرسش آن است که نوع ساختار اجتماعی لیبی که برساخته ارتباط قبایل مختلف در این کشور است و نابودی هر نوع نهاد اجتماعی و سیاسی در دوران حکومت قذافی در کنار عوامل داخلی و خارجی دیگر موجب شده تا تعادل بخشی و اجماع بین گروهای متضاد سیاسی انجام نگیرد که در نتیجه رسیدن به سامان سیاسی در لیبی بسیار سخت و ناممکن شود.
راهبردهای جریان های شیعی در فرایند سیاسی افغانستان (با تأکید بر تحلیل انتخابات ریاست جمهوری 1393)
حوزههای تخصصی:
در مورد جریان های شیعی در افغانستان می توان گفت؛ که در طول تاریخ این کشور، به دلیل نبود رهبری واحد، عدم یکپارچگی جغرافیایی، عدم انسجام درونی و چندگانگی قومی، بسته بودن فضای حاکم بر هزاره جات، فشارهای همسایه های پشتون، تاجیک و ازبک، بی سوادی و در نهایت حکومت های ملوک الطوایفی که در هزاره جات وجود داشت؛ و هر میر هزاره در صدد حفظ موقعیت و قلمرو تحت نفوذ خود بوده اند؛ نمی توان یک راهبرد کلانی برای جریان های سیاسی شیعیان افغانستان ذکر کرد. ولی با این وجود، در کل می توان از عملکرد شیعیان در هر دوره تاریخی، با در نظر داشت شرایط خاص آن زمان، راهبرد خاصی را بدست آورد که آن را دنبال می کرده اند. اگر بخواهیم به طور نمونه، راهبردهای سیاسی شیعیان، از شکل گیری افغانستان با جغرافیای فعلی را، مورد بررسی قرار دهیم؛ مشاهده می کنیم که آن ها هر دوره تاریخی، راهبردهای متفاوتی را در پیش گرفته اند. از زمان احمدشاه ابدالی تا زمان عبدالرحمن، شیعیان افغانستان دو راهبرد را دنبال می کرده اند: در عرصه ارتباط با دولت مرکزی، برای دوری از برخورد با آن، راهبرد همکاری و حمایت از دولت مرکزی را در پیش گرفته بودند و در عرصه داخلی خود، جهت حفظ خود مختاری حکومت های ملوک الطوایفی حاکم بر هزاره جات؛ راهبرد خود مختاری داخلی و جلوگیری از دخالت دولت مرکزی در امور داخلی هزاره جات را دنبال می کردند. بعد از سرکوب تاریخی شیعیان توسط عبدالرحمن تا دوران حکومت امان الله خان، به دلیل از بین رفتن بیش از 62% جمعیت این مردم و همچنین از دست دادن سرزمین و رهبران مذهبی و قومی خود و وجود جو خفقان حاکم، آن ها اجباراً، راهبرد انزوا را در پیش گرفتند. پس از حکومت امان الله تا کودتای سال 57 کمونیست ها، جریان های شیعی، راهبرد مبارزه برای احیای هویت و بدست آوردن موقعیت اجتماعی و سیاسی از دست رفته خویش را دنبال می کردند. بعد از کودتای کمونیستی، جریان های شیعی علاوه بر آنکه راهبرد مبارزه مسلحانه با رژیم کمونیستی را در پیش گرفته بودند از ورای آن، برقراری عدالت اجتماعی و سهیم شدن در قدرت سیاسی کشور را دنبال می کردند. در پی پیروزی مجاهدین، برای مشارکت در معادلات سیاسی کشور، راهبرد وحدت درونی، بالا بردن توان نظامی و تعامل با گروه های دیگر قومی و مذهبی راهبرد جریان های شیعی را تشکیل می داد. و در نهایت بعد از تحولات اخیر کشور و حضور شیعیان، در بالاترین ارکان قدرت، راهبرد تثبیت موقعیت سیاسی خویش در ساختار قدرت کشور را پی گیری می کنند. از این رو راهبردی را که جریان های شیعی در انتخابات ریاست جمهوری 93 دنبال می کنند نیز، راهبرد تثبیت موقعیت سیاسی شیعیان، در بالاترین ارکان قدرت کشور می باشد.
تکثر رسانه ها و تأثیر آن بر فرهنگ آینده ی افغانستان
حوزههای تخصصی:
در مورد کار کرد رسانه ها، دو نظر متفاوت وجود دارد. بعضی ها مانند: هایبرت، نظر مثبت به رسانه ها داشته و معتقد است که، وسایل ارتباط جمعی نقش بسیار مهمی در ارائه و شکل دادن به عقاید و همچنین آشنا ساختن ما با دنیایی که امکان آن را به نوع دیگری نداریم، ایفا می کند. در مقابل، کسانی نیز معتقدند که صنایع فرهنگی موجب بردگی انسان شده و زمینه ای می گردد تا انسان کاملا در اختیار رسانه ها قرار گیرد و هیچ گونه اختیار و اراده از خود نداشته باشد. با توجه به این دو دیدگاه مختلف در مورد رسانه ها، تحقیق پیش رو که از تحقیقات کیفی و کتابخانه ای به حساب می آید با این سؤال آغاز شده که رسانه ها و تکثر آن در افغانستان چه تأثیری بر آینده ی فرهنگ این کشور دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا کارکرد مثبت و منفی رسانه ها با توجه به محیط و شرایط افغانستان بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که کار کرد منفی رسانه ها، بیشتر از کار کرد های مثبت آن می باشد؛ زیرا رسانه های افغانستان، رسانه های کاملا وابسته است که از نظر مالی، توسط کشورهای بیگانه تأمین می شوند، وقتی سازمان ها، نهادهای سیاسی، اقتصادی، آموزشی و ارتباطی یک کشور متکی به غیر باشد تلاش می کند منافع و آرمان های کشور مورد نظر خود را که از جهت مالی آن ها را تأمین می کند بر آورده نماید. به همین جهت است که رسانه ها در افغانستان به ترویج فرهنگ ابتذال، اسراف، تجمل، خشونت، فحشاء و شکستن هنجار ها مشغول است؛ که می خواهند از طریق پخش فیلم های غربی، ترکیه ای، هندی و عربی، عقاید، باورها، ارزش ها و انگیزه ها را تغییر دهند؛ زیرا تغییر در عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ موجب تغییر در سایر اجزای فرهنگ یعنی زبان، خط، هنر و برخی آداب و رسوم نیز می شود. با ایجاد تغییر در باورها، ارزش ها و انگیزه ها، زمینه را برای از خود بیگانگی و بردگی فراهم می نمایند تا بتوانند محصولات فرهنگی خود را راحت تر به فروش برسانند و بر مردم سلطه یابند.
گزارشی تحلیلی از آثار شیعه پژوهی شبه قاره هند
حوزههای تخصصی:
جماعت های شیعی جنوب آسیا با جمعیتی در حدود 60 میلیون نفر پس از ایران دومین گروه شیعیان در جهان اسلام را تشکیل می دهند. پس از انقلاب اسلامی ایران، آثار منتشرشده به زبان انگلیسی در ارتباط با شیعیان مناطق مختلف جهان از جمله شیعیان این منطقه، به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. اما در زمینه ی معرفی این آثار به زبان فارسی تا کنون اثری منتشر نشده است. در این مقاله، مهمترین کتابها و مقاله هایی که درباره ی شیعیان شبه قاره هند به زبان انگلیسی تدوین شده اند دسته بندی و معرفی شده اند. از جمله مهمترین موضوعات این آثار، مسائلی هستند همچون نقش قدرت های سیاسی در شکل گیری جماعت های شیعی، هویت بخشی آیین های عزاداری، اصلاحات دینی و تأثیر ایران بر هویت شیعیان این منطقه.
فرهنگ و گسترش تروریسم و افراطی گری در خاورمیانه و شمال آفریقا (با تأکید بر فعالیت های داعش)
حوزههای تخصصی:
تروریسم و گرایش به خشونت و افراطی گری از جمله پدیده هایی است که بیشترین تهدید را علیه صلح و امنیت بین المللی در سال های اخیر رقم زده است. تصویب قطعنامه شماره A/68/L.31 در تاریخ 10 دسامبر 2013 با عنوان «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران که با رأی قاطع نمایندگان 190 کشور جهان و بدون مخالفت به تصویب رسید، نشان از آن دارد که جامعه جهانی تا چه میزان از ناحیه این پدیده احساس خطر می کند. از بین مناطق مختلف جهان، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بیشتر از سایر مناطق با پدیده تروریسم و افراطی گری دست و پنجه نرم می کند. ظهور طالبان، القاعده، القاعده مغرب اسلامی (آکیم) ، داعش، انصار الشریعه و بسیاری دیگر از گروه های تروریستی و افراطی در این منطقه خود شاهد این مدعا است. دلایل بروز تروریسم در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را می توان در زمینه های مختلف از جمله سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جستجو کرد که پرداختن به همه آنها پژوهش مفصلی را طلب می کند. در این نوشتار در پی آن هستیم که نشان دهیم چگونه عوامل فرهنگی، از جمله عقاید، باورها، سنت ها، ارزش ها و الگوهای رفتاری ریشه دار و دیرپا، باعث شده اند که گروه ها و جریانات مختلف در این منطقه از جهان به بازتعریف هویت خود در جهت گرایش به رفتارهای تروریستی و افراطی بپردازند.
انقلاب های عربی و شکل گیری نظم های جدید امنیتی در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استدلال اصلی این مقاله، واکاوی تحولات بیداری اسلامی و تأثیر این موضوع بر چگونگی تکوین نظم های جدید امنیتی در خاورمیانه است. از آنجا که جنبش های مردمی در کشورهای عربی با عنوان قیامی علیه استبداد و استعمار در منطقه شناخته می شود، عاملی مهم برای بازتعریف نظم نوین منطقه است، که با توجه به مؤلفه های مطالعات «سعیدیسم» یا «پسااستعمارگرایانه» و تطابق موجود میان این انقلاب ها با این مطالعات، ما شاهد شکل گیری نوعی نظم با تأکید بر بازخوانی مطالعات سعیدیسم در خاورمیانه هستیم. از این رو در این مقاله نخست، نظم از منظر مکاتب واقع گرایی، لیبرالیسم، مکتب کپنهاگ و پسااستعماری، سپس تبارشناسی نظم ها در خاورمیانه بررسی می شود. در ادامه به نقش اسلام گرایان و در پایان نیز به نظم امنیتی حاکم بر منطقه پس از انقلابات عربی پرداخته می شود، تا به این نتیجه برسیم که چگونه انقلاب های عربی بر شکل گیری نظم های امنیتی جدید خاورمیانه تأثیر دارد؟
جریان شناسی نهضت های اسلامی در جهان اسلام با تمرکز بر بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی تاریخ پرفراز و نشیبی دارد. مسلمانان در صدر اسلام با تکیه بر ایمان و تلاش علمی و سیاسی خود جوامع متحد و منسجمی ایجاد کردند اما حمله مغولان و جنگ های صلیبی, تمدن اسلامی را با چالش جدی مواجه ساخت و شکوفایی مجدد آن در ایران, عثمانی و هند با سیاست های استعماری غرب متوقف شد. در مقابل این چالش, نهضت های اسلامی در جهان اسلام شکل گرفت. این مقاله در صدد تحلیل این نهضت ها در بستر تمدن اسلامی است. بر این اساس ابتدا مروری اجمالی بر سیر تمدن اسلامی داشته و سپس بیداری اسلامی را در چهار موج تحلیل نموده است. بیداری اسلامی ابتدا نخبگان جهان اسلام را در بر گرفت. آنها نظرات مختلفی برای برون رفت جهان اسلام از دوران رکود ارائه دادند. در ادامه مردم مسلمان به صحنه آمدند و بیداری اسلامی جنبه مردمی و عمومی یافت و در برخی نقاط به پیروزی رسید.
مسیحیت ارتدوکس شرق؛ روسیه، اوکراین وگرجستان (بررسی استراتژی همگرایی)
حوزههای تخصصی:
مسیحیت دارای سه مفهوم کلی فرقه ای کاتولیسیزم، ارتدوکسیسم و پروتستانتیزم اومانیسم گرا است، که در قرون متمادی درگذر زمان بوجود آمده است. پروتستانتیزم واسطه ای برای طی شدن این سه ایپزود می باشد. اگر چه ممکن است روند انشقاق چندان با خواست اصلاح گرایان مسیحی، همانند لوتر مطابقت نداشته باشد، لکن بعد از تحقق آن، سوال های بسیاری پیش روی متفکران این حوزه، برای به چالش کشاندن آئین مسیحیت فراهم آورد. این نوشتار به دلیل اهمیت حوزه تمدنی ارتدوکس شرق و امکان تقابل و یا تعامل آن با تمدن اسلامی، درصدد ارائه تحلیل کوتاهی از استراتژی همگرایی درونگرا درشاخه ارتدوکس شرق خواهد بود. این اثر ضمن معرفی حوزه های کلیسای ارتدوکس شرق و باز تعریف همگرایی ارتدوکس جدید، با محوریت مسکو، کیف و تفلیس، در قلمرو، منطقه ای و بین المللی، ما را بر تدوین استراتژی مقارن و معادل رهنمون می سازد.
آشنایی با پیشگامان بیداری اسلامی(8)؛ اقبال لاهوری
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های دیرینه شاعران و نویسندگان در سراسر جهان اسلام، اندیشه بیداری اسلامی در سایه تفکری وحدت آفرین است. اقبال لاهوری از جمله شاعرانی است که آثار ادبی وی به دو زبان اردو و فارسی، سرشار از پیام حیات بخش اتحاد اسلامی است. این مقاله با بررسی دیوان شعر اقبال لاهوری با رویکردی تحلیلی توصیفی به این نتیجه رسیده است که اشعار وی حکایت از آن دارد که اقبال لاهوری همه مسلمانان را همانند یک جسم و یک جان تلقی نموده و عقاید مشترکشان را به عنوان محور و ارکان بنیادین اتحاد اسلامی معرفی می نماید و معتقد است که معیار واقعی در اسلام، ایمان مسلمانان است و تفاوتی میان شیعه و سنی وجود ندارد.
نقش کمپانی هند شرقی انگلیس در تشدید کشمکش های استعماری (درایران آغاز عصر قاجار1750- 1859م((مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال آغاز عصراکتشافات جغرافیایی در قرون پانزدهم وشانزدهم رقابت شدیدی بین اروپائیان برسر به دست گرفتن کنترل ادویه شرق وثروت های افسانه ای آن آغاز شد .اقدام بازرگانان هلندی در سال 1599 میلادی در افزایش قیمت هررطل فلفل از سه به هشت شیلینگ خشم ماجراجویان دریانورد انگلیسی را برانگیخت. ازاینرو الیزابت ملکه ی انگلستان درسال 1600میلادی موافقت خود را با اختصاص تجارت شرق به کمپانی انگلیسی هند شرقی اعلام نمود.تسلط سیاسی ونظامی انگلیس بر شبه قاره هند ، زمینه ی مجاورت مرزهای آن را با ایران فراهم نمود. از این رو تلاش استعمارگران انگلیسی از آن پس صرف حفظ این مستملکه از دست رقبای اروپایی وآسیایی گردید.
هدف پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای با اتکاء برمنابع واسناد تاریخی وبارویکرد توصیفی – تحلیلی صورت پذیرفته آن است که به تبیین تاریخی هر چه بیشتر ماهیت شیوه های کمپانی هند شرقی که به بهانه حفظ مستملکه ی استعماری خود به دخالت و ایجاد فضاهای حائل بین مستعمره و ایران وافغانستان اقدام می نمود، بپردازد
مداخله بشردوستانه در میانه نظم میان دولتی و نظم جهان وطن گرایانه
حوزههای تخصصی:
وقوع جنگ های داخلی که با بحران های انسانی؛ یکی از مهم ترین چالش های امنیتی دوره جدید بین المللی است. تلفات و خسارات گسترده این جنگ ها و پیامدهای مهلک انسانی آن همراه با گسترش و توسعه جنبش بین المللی حقوق بشر با احیای آموزه مداخله بشردوستانه همراه شد. این شکل از مداخله در موارد متعددی به کار گرفته شده و در طی سال های اخیر و پس از خیزش های مردمی در جهان عرب در لیبی نیز مجدداً به کار گرفته شد. در این مقاله در پی پاسخ به این هستین که، چه نسبتی میان آموزه مداخله بشردوستانه و رویه عملی دولت ها در انجام آن وجود دارد؟ مداخلات دولت ها و سازمان های بین المللی تا چه میزان قابل انطباق با مدعیات مداخله بشردوستانه بوده است؟ یافته ها نشان می دهند که، برغم تغییر در شرایط و بستر معنایی نظام بین الملل و تأثیر آن بر افزایش امکان پذیری این شکل از مداخله، در عمل ملاحظات دیگری باعث شده تا فاصله ای میان آموزه نظری مداخله بشردوستانه و رویه عملی دولت ها در تحقق آن وجود داشته باشد. با بررسی چهار مداخله بشردوستانه در سومالی(1992)، رواندا (1994)، عراق (2003) و لیبی(2011) اهداف و انگیزه های مداخله گران، پیامدهای مداخله، تأثیر منافع ملی بر مداخله و فرایند تصمیم گیری در مورد مداخله فرضیه مقاله مورد بررسی و تأیید قرار می گیرد.
ارزیابی وضعیت سلفیه بر اساس مکعب بحران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نخستین گام برای هرگونه سیاست گذاری و مقابله با سلفیه، بررسی وضعیت سلفیه کنونی آن در جهان اسلام است. اما در بررسی علمی نیازمند مدل مناسبی هستیم که بتواند زوایاو ابعاد مختلف این وضعیت موجود را تبیین کند. در این تحقیق از مدل مکعب بحران استفاده شده است. بر اساس این چارچوب نظری هشت وضعیت از ترکیب سه عامل «میزان تهدید»، «مقدار زمان» و «مقدار آگاهی» به وجود می آید که با نگاهی به عملکرد سلفیه در فضای بیداری اسلامی، روشن می شود که میزان تهدید: زیاد، مقدار زمان: کم و از نظر آگاهی: شرایط غافلگیری، حاکم است و در میان هشت وضعیت مکعب بحران، چنین وضعیتی منطبق با شرایط بحرانی است و چنین شرایطی نیازمند، سرعت در هرگونه سیاست گذاری و تصمیم گیری است.
تحلیل مولفه های قدرت نرم ترکیه (2002 تا 2012)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط دولت و کلیسا در اروپا
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی این نوشتار، بررسی میزان نقش مسیحیت در اضمحلال امپراطوری روم و نحوه تعریف و تدوین روابط و تعامل کلیسا به مفهوم چند وجهی آن با دولت (اقتدار سیاسی) است. فرایند مسیحی شدن امپراطوری روم به شکل همکاری و مقابله با دولت چند صد سال طول کشیده است. آقای میرچا ایلیاد (Mircea Iliade) مورخ و دین شناس برجسته رومانی با اشاره به آثار هاق تروور روپر (Hugh Trevor Roper) بر این باور است: ""پایان عصر کهن، سقوط نهایی تمدن های بزرگ مدیترانه ای یونان و روم از موضوعات مهم تاریخ اروپاست و اجماعی در مورد زمان و علل شروع آن وجود ندارد و صرفاً می توان اذعان نمود که فرایندی کند، ویرانگر و غیر قابل بازگشت بوده که مسیحیت در آن نقش داشته است و همین امر سنگ بنای مهمی در تعریف دورنمای تعامل کلیسا و دولت بوده است."" بطور کلی روابط دولت (state) و کلیسا (Church) در اروپا را می توان از دو منظر ساختار تعامل Structure of interaction)) و فرایند کارکردها (Function process) بررسی نمود، روابطی که بیشتر تابع میزان و نحوه مشارکت دولت بوده و در بهترین شرایط دولت از مقررات و مؤلفه های دینی بویژه در ساختار قضایی و سیاسی خود بهره گرفته است. دوره اولیه شکل گیری تعامل دولت و کلیسا از قرن پنجم تا دهم طول کشیده و منجر به انشقاق بزرگ در 1054 شده است. آقای دومتیرواسناگوو (Ion Dumitru Snagov) در کتاب خود با عنوان رابطه دولت و کلیسا در مورد دلایل اصلی انشقاق بزرگ اینگونه باور دارد که این حرکت پس از چند جدایی کوچک و پیوسته صورت پذیرفته و منبعث از سه گروه از عوامل بوده است: الف: سیاسی ب: تئوری دینی ج: مسیحی شناسی البته در انشقاق بزرگ، ظهور اسلام در قرن 7 میلادی نیز نقش داشته است آنگونه که تیموفته ویر Timpothy) (Ware در کتاب تاریخ کلیسای ارتدوکس بر آن صحه گذاشته است.
بررسی سیاست های دینی دولت مدرن مصر در قبال نهاد دین؛ با تاکید بر تصوف
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام پس از هجوم استعمار با هجمه اندیشه های غربی و شکل گیری جریان های غرب گرا و در نهایت برپایی دولت های مدرن- و البته وابسته و دست نشانده به استعمارگران غربی- مواجه شد. این دولت ها به واسطه هجوم افکار و اندیشه های غربی- که بدون بررسی اجرایی گردید- و به هدف نوسازی جامعه و آنچه که توسعه و پیشرفت قلمداد می کردند، تغییرات زیربنایی در جامعه سنتی خود را پیگیری کردند. در این راستا مهمترین مانع برای نوسازی جامعه را نهاد دینی دانسته و برای کنترل و محدود کردن آن تلاش نمودند. در این سپهر، مقاله حاضر تلاش دارد تا با مطالعه کشور مصر و با محوریت این پرسش که «سیاست های دینی دولت مدرن مصر در قبال نهاد دین چیست؟» این فرضیه را بررسی کند که «تشکیل دولت مدرن در مصر و سیاست های نوسازی آن با سیاست کنترل نهاد دین همراه شد که در نهایت به محدود شدن منابع قدرت سیاسی-اجتماعی گروه های اجتماعی دینی و کم شدن تاثیر و عمق نفوذ آنها در مصر انجامیده است و در نهایت نهاد دین نیز به جریانی تابع دولت مدرن تبدیل شد». پژوهش حاضر با رویکردی نهادی نگاشته شد که دین را به عنوان نهادی ریشه دار و در کنش با دولت مدرن مصر مورد مطالعه قرار می دهد.
جایگاه فرهنگ در دیپلماسی عمومی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه
حوزههای تخصصی: