دین سلوک معنوی خود آدمی است. تجربه دینی هسته درونی دین است که آموزههای اعتقادی و اخلاقی و نیز اعمال و شعائر در لایههای بعدی آن قرار دارند. با وقوع تحولات اجتماعی، آموزهها و اعمال یادشده با آن دغدغههای درونی ناهماهنگ میشود و بحران رخ مینماید.
نویسنده این مقاله، با نقد نظریه تفکیک دین ذاتی و دین تاریخی، قائل است که این تفکیک نه درست است نه مطلوب. دین ذاتی مورد تأیید شواهد شناختشناسانه و هرمنوتیکی نیست. پس تنها دین تاریخی است که باقی میماند و همین، تقدیر بشر است.
در گذر از سنت به مدرنیته یک گسست معرفتی رخ میدهد؛ بهطوری که همه واژهها معنای جدیدی پیدا میکنند. در این میان، دین سنتی نیز کاملاً از دین مدرن متمایز میشود. در دوران سنت، دین را جامع و کامل میدانستند تا به همه سؤالات بشر پاسخ میگوید، ولی دین در دوران مدرن، تنها عهدهدار عبودیت و بندگی خالصانه است و به حوزه خصوصی رانده میشود. پروژه روشنفکری دینی در سالهای اخیر معرفی و تحقق همین دین جدید بوده است. این سخنرانی در سال 77 و در اردوی دفتر تحکیم وحدت انجام شده است.
به نظر آقاى درویش مردمسالارى دینى دچار ابهام است. مردمسالارى الزاماتى دارد و یکى از این الزامات جدایى دین از دولت است. هیچکس جز خدا بر مردم ولایت ندارد.
در این گفتوگو، علاوه بر اشاره به عوامل متروک شدن ارزشهای اخلاقی در جامعه، اسلامی، دو عامل عمده آن را بها دادن بیش از اندازه به مقوله فقه و احکام و نحوه زمامداری در جوامع اسلامی که به خاطر استبدادی بودن خود، منشأیی برای افول ارزشهای اخلاقی است، میداند.