"بوستان سعدى یکى از ارزشمندترین کتابهاى اخلاقى و آموزشى است.بگونهاى که آن راجهان مطلوب سعدىدانستهاند، امّا جنبه اخلاقى و تعلیمى این کتاب، از ارزشهاى هنرى و زیبایىهاى ادبى آن نکاسته است.
سعدى با آگاهى درست از ظرفیتهاى زبان فارسى و با شناخت کامل از ویژگى واژهها، به طبیعىترین شیوه، تقلید ناپذیرترین شعر فارسى را آفریده است.او در بوستان خویش، افزون بر آنکه ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى را، به شیرینى، باز نموده است.کلام خود را نیز با آرایههاى شایسته، به شیوایى و فریبایى، آراسته و با ترفندهاى مناسب ادبى، در سخن خود رستاخیز ادبى برپا کرده است.
"
نویسنده در این مقاله به بنمایه (عنصر بنیادین و تکرارشونده در تصاویر و توصیفات در اثر ادبی از جمله شعر) در غزل سعدی میپردازد و بحث تردید و دودلی یا فروماندگی شاعر میان دو یا چند شق متضاد در اشعار سعدی که تضاد یا پارادوکس نامیده میشود را بررسی میکند، مفاهیمی چون دوست و دشمن، عاشق صادق و مدعی، میان معشوق و تمامی عالم یا میان محبوب آسمانی و زمینی و... او منشا حالات و عواطف متضاد را سرشت تراژیک عشق و بنبستها، وسواسها، امیدها و نومیدیها یا ناسازگاریهای میان لذتها و رنجهای آن و به طور کل تمامی احوال دوسویه و دوقطبی آن میداند.
ارتباطات گفتاری، مهمترین رکن ارتباطی است. انسان ها،اندیشه ها، تمایلات، دوستی ها و دشمنی های خود را در گفت و گو ها و مکالمات خود آشکار می سازند و از این راه، بین یکدیگر،تعامل یا تقابل ایجاد می کنند. حقیقت آن است که اگر انسان ها بتوانند منطق درست گفت و گو را به کار برند، بسیاری از موانع و روادع مشکل آفرین را، برطرف خواهند نمود. سخن گفتن و شگردهای آن یکی از موضوعهای مهم در متون ادب فارسی است و سعدی، یکی از شاعران ایرانی است که ابعاد واهداف گفت و گو و منطق و چگونگی آن را تبیین نموده است. این مقاله به بررسی دیدگاه های او پرداخته است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و چشم انداز پژوهش نشان دهنده آن است که دیدگاه سعدی در ارتباطات گفتاری،در دو بعد کلی، قابل بررسی است: گفتن (اصالت اندیشه، اصالت تحکیم بنیادهای انسانی، اصالت توانش ارتباطی، اصالت تداوم ارتباطی و افزایش توانمندی) و شنیدن(درک مطلب، گوش دادن همدلانه).
سعدی شیرازی، نخستین شاعر بزرگ فارس است که از دیدگاهی عمیق و همه جانبه نسبت به فرهنگ ایرانی برخوردار است و تمامی لایه های آن را با دیدی هوشمندانه می بیند و در سخنان خود مظاهر فرهنگی مردم ایران و جلوه های متفاوت آن را به طرزی گسترده و با نمایش دقایق و ظرافت های رفتاری و کرداری به تجلی می گذارد. این جلوه های فرهنگی را می توان در گلستان با لایه های طبقاتی آن از پادشاه تا درویش و با همه ابعاد نیک و بد آن و در بوستان در ترسیم دنیای آرمانی و مطلوب فرهنگی و اجتماعی سعدی و در اشعار غنایی در لابه لای عواطف و احساسات شاعر بازیافت. در این مقاله کوشیده شده تا ضمن بررسی جلوه های گوناگون این عناصر به ارتباط سعدی با هر یک از این ویژگی ها پرداخته شود.
در این مقاله نویسنده با تکیه بر بیت «نه هر کس حق تواند گفت گستاخ/ سخن ملکیست سعدی را مسلم» ذهن و افکارسعدی ، تاریخ زندگی، تحصیل در نظامیه، آرمانخواهی و واقعگرایی او، توجه به ایران باستان و... را بر پایه آثارش بررسی میکند.
مکان های مقدسی که در سرزمین ایران وجود دارند، روزگاری در کنار کوه، چشمه و یا درخت مقدس شکل گرفته اند که یادگاری از باورهای کهن ایرانیان مبتنی بر طبیعت گرایی بوده و ریشه در اعتقاد به ایزدان مهر و اَناهیتا دارد. بعضی از این مکان ها، پس از روی آوردن ایرانیان به اسلام، تغییر کاربری داده و به امامزاده ها و مقابر بزرگان دین و عرفان تبدیل شده اند. اما این مکان ها همچنان با خود نشانه هایی از عناصر مقدس دین باستان را دارند.
از جمله بناهایی که در آن نشانه ای از قداست عنصر آب دیده می شود، آرامگاه سعدی در شیراز است که حوض ماهی موجود در آن، مکان تجلی آب و اعتقاد به این عنصر طبیعی است. از دیر باز داستان ها و روایت هایی از اهمیت این حوض نقل شده و همچنین آداب و مناسکی نیز در ارتباط با آن وجود داشته است که بعدها به شیخ سعدی و قداست تربت او منسوب شده است. از این رو، نگارندگان با توصیف و تحلیل وقایع تاریخی در باب این موضوع، به ارتباط معناداری بین وجود خرابه های قلعة قدیمی ""پهندژ"" در نزدیکی آرامگاه و ریشه های تاریخی آداب و رسوم کهن و مناسکی که تاکنون تداوم داشته قایل هستند. به زعم نگارندگان ریشه این ارتباط، به قداست آب در دین های کهن باز می گردد. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی ـ تحلیلی برمبنای اسناد کتابخانه ای و پژوهش های میدانی است.
با جستجو در حوادث و حکایات گلستان میتوان به نکات ارزشمندی از جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی روزگار سعدی دست یافت. در این مقاله کوشیده شده تا بدین امر پرداخته شود تا به جای موزهای کردن آثار کلاسیک، به بهره بردن از آنها برای غنا بخشیدن به ادبیات امروز بیاندیشیم و به دانشگاهها نیز اهمیت این امر را یادآور شویم. همچنین تأثیرپذیری نویسندگانی چون توللی، جمالزاده، حجازی، جلال آلاحمد، چوبک، گلستان، گلشیری، دولتآبادی و... از سعدی در این مقاله مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است.
این مقاله به معرفی دانشنامه سعدی و ضرورت تدوین آن میپردازد و در ابتدا به پیشینه تحقیق و ضرورت تدوین دانشنامه سعدی اشاره کرده و پس ازتقسیم دورههای مختلف سعدی پژوهی به نام های: 1- دوره تکوین؛ 2- دوره تدوین؛ 3- دوره تصحیح؛ 4- دوره تکامل، توضیحاتی در هر مورد ارائه نموده و سپس در مورد مدخل های دانشنامه مطالبی بیان می نمایند.
این مقاله سعی دارد زمان تولد و اوایل عهد زندگانی سعدی را که سعدی در طی آن اولین شاهکار هنری خود را به دست مردم داده بررسی کند و دلایل اصرار این امر نزد مورخین این است که با حذف عده سنین خردسالی و جوان، دوره ای را که فرد عقلا و عادتا ممکن است از آن زمان به بعد منشا اثری بزرگ یا عملی سترگ شود به حدس و قیاس معین کنند و با تحقیق سال وفات بدانند که در چه تاریخی کارخانه وجود خلاق یا فعال شخص موضوع بحث، از کار ایجاد و ابداع افتاده و دیگر بر میزان مایه و متاعی که او را برای دیگران به وجود میآورده، چیزی افزوده نخواهد شد.
انسجام ساختاری در شعر عامل مهم و تاثیرگذاری است که لذت هنری به خواننده می بخشد. نشانه و عطف چون مفصلی در اندام متن، کلمات و جملات را به هم پیوند می دهد و علاوه بر کارکردهای دستوری بر معانی و تاویل های متن می افزاید. شاعران بزرگی چون سعدی با پیش گرفتن شیوه ی سهل و ممتنع، ضمن پرهیز از ترکیب ها و صنایع پیچیده و سنگین، به همه توانایی زبان در سطوح مختلف متوجه می شوند و آن توانایی ها را در سمت و سویی که خود اراده دارند، به کار می گیرند.از گذشته دور علمای علم بلاغت به مبحث فصل و وصل، اهمیت بسیار داده اند و امروزه نیز نشانه شناسان، شکل گرایان و ساختار گرایان به بحث درباره انسجام متن می پردازند. نقش واژگان دستوری چون و در ساختار متون ادبی غیر قابل انکار است.
این مقاله برگرفته از بخش سعدی از کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری است و حاوی اطلاعاتی در رابطه با زندگی و آثار شیخ سعدی می باشد.
در این مقاله نویسنده به شرح بیتی از باب دوم بوستان میپردازد که واژة «چشمارو» در آن ضمن حکایتی از بخیلی توانگر آمده که در بند زر است و با پسرش که فرزندی شادخوار است، میزید. فرزند زرِ به خاک نهفتة پدر را بیرون میآورد و به باد میدهد و بر دیدة گریان پدر میخندد. نویسنده ضمن بررسی مفاهیم لغوی و اصطلاحی این واژه در فرهنگها و آثار شاعران، میکوشد تا معنای درستی از این بیت ارایه نماید.