فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۲۷۸ مورد.
«معاشران گره از زلف یار باز کنید»
حوزههای تخصصی:
مرده شناسی اندیشه های مرده/ در باره هستی شناسی/ عرفان و رندی [و] حافظ
حوزههای تخصصی:
رندی حافظ (1)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ شرح های حافظ
حوزههای تخصصی:
بررسی وجوه نوستالژی در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوستالژی از اصطلاحات علم روان شناسی و به معنای دل تنگی، حسرت زدگی، و غم غربت است که از دیرباز، در ادبیات فارسی نمود گسترده ای داشته و جایگاهی ویژه را در شعر غنایی به خود اختصاص داده اس ت. هدف ما در پژوه ش حاضر بررسی وجوه نوستالژی در اشعار حافظ در س ه بخش فردی، سی اسی- اجتماعی، و عرفانی با روش توصیفی – تحلیلی است. عصر ح اف ظ دوره ای بح رانی در ت اریخ ایران بوده است؛ از ای ن رو، تأث رات حاص ل از اوض اع ن ابهن جار سیاس ی- اجتماعی در سروده های این شاعر بسیار برجسته است؛ به گون ه ای که بسیاری از مص ادیق نوست الژی در ش عر حاف ظ ری شه در زمی ن ه ه ای س یاسی- اجتماعی ع صر او دارد. اندیشه های عرفانی خواجه در نگاه به گذشته ازلی و هبوط انسان به کره خاکی با حسرت و اندوه جدا شدن از عالم م عنا پیوند م ی خورد و نگاه متفاوت حافظ به این مسأله هم شایسته بررسی است. با توجه به شخصیت فعال و مؤثر حافظ، در شعر او موارد نقض نوستالژی را نیز می توان مشاهده کرد؛ اندیشه هایی چون غم ستیزی و شادخواری، امیدواری به آینده، توکل به لطف خدا و رضا دادن به داده او حافظ را یاری کرده است تا در آن روزگار سیاه، اسیر سلطه غم و حسرت نشود.
جامی و حافظ
چالش حافظ با عقل مصلحت اندیش پژوهشی جامعه شناختی در ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
کنکاشی در راز ماندگاری شعر حافظ
حوزههای تخصصی:
عاطفه ی اندوه در غزل های حافظ
حوزههای تخصصی:
عنصر غالب در گونه ی غنائی و زیرگونههای آن، عاطفههای انسانی است و اساساً شاخص اصلیِ گونه ی غنائی در برابر انواع و گونههای ادبی دیگر، همین غلبه ی عنصر عاطفه است. عاطفههای انسانی، متکثر، متنوّع و تغییرپذیرند. شاعر مانند هر انسان دیگری دستخوش عواطف گوناگون است؛ ولی تفاوت شاعران با سایر انسان ها در این مورد، آن است که عواطف دیگر انسان ها ثبت نمی شود و حضور، تحول و یا تناقض جلوه های مختلف آن ها به واکاوی و مقایسه گذاشته نمی شود، درحالی که عواطف شاعران در سروده هایشان ثبت می شود و می تواند سرچشمه ی داوری های مختلف درباره ی آنان باشد. در این واکاوی ها همچنین می توان قوس تحولات عاطفی شاعران را نیز ترسیم کرد و یا دگرگونی های روانی، تغییر مشرب و تحول جهان بینی آن ها را مورد مطالعه قرار داد و حتی می توان تا زوایای روح و ضمیر شاعران نفوذ کرد؛ کاری که در پژوهش های ادبی ما کمتر دیده می شود. چنین کاری را نمی توان با مطالعه و بررسیِ موردی و صرفا با اتّکا بر نمونه های موردی از ابیات پراکنده ی سرایندگان عملی کرد. پژوهشی از این قسم، سازوکار علمی خود را دارد و زمینه ی مطالعه و بررسی وسیع تری را می طلبد.
قصب نرگس یا قصب زرکش؟
حوزههای تخصصی:
مضامین مشترک میان حافظ و ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین مازندران(=طبرستان = تبرستان)، با مناظر زیبای خود، نگینی است که در گوشه انگشتر زرین ایران قرار گرفته است. این سرزمین با دارابودن دریا، جنگل ، کوه منقوش، عجایب و قلاع ، یک مجموعه جالب و زیبایی را تشکیل داده که توجه عموم و به ویژه هرتازه واردی را به خودجلب می کند. مازندران، سرزمین پرماجراو خاستگاه افسانه، اسطوره ها، دلیران، جادوگران، سلحشوران، کوهها،دشتها،تاجران ،پیشه وران،کشاورزان، اسپهبدان ،علویان ،قیامها و حرکتهای بسیاری است که همگی صحنه های پرشور و عظیمی را در تاریخ ایران به وجود آورده اند. وسعت سرزمین مازندران دردوران کنونی، گاهی گسترش یافته و زمانی هم ثابت مانده است.در این دوران درپی تغییروسعت ، گاهی اسامی مناطق نیز تغییر می یافته چنانکه زمانی نام طبرستان از طرف غرب تادیلمان را شامل می شده و زمانی نیز تاسرحدگرگان را؛واژه های « مازندرانی»و « طبرستانی»گاهی به صورت مترادف درکنار هم قرارداشتندو از آنها یک معنی افاده می شده است و زمانی هم جدا از هم محدوده ای خاص را شامل می شده اند.
ساختارشکنی تفاسیر دوگانه شعر حافظ در نگاره سلطان محمد نقاش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفاسیر جزمی، متن ادبی را با رویکردی قاطع بررسی می کنند، خواه این تفسیر برگرفته از آرای سنتی باشد یا در خلال رویکردهای مدرن که به هر نحوی سعی در کشاندن متون به عرصه های سیاسی و اجتماعی دارند. اما در رویکرد پساساختارگرایانه، متن ادبی معنای قطعی و نهایی خود را از دست می دهد؛ به عبارتی دیگر، از اهمیت مرکزیت معنایی در آن کاسته می شود. از این رو، خوانش های متفاوت از متن امکان پذیر می گردد که هرکدام می توانند از سویی به دنیای متن وارد شوند. شعر حافظ یکی از متونی است که همواره در کشاکش تقابل ها تفسیر و تحلیل شده است. این پژوهش با استفاده از نظریه ی ژاک دریدا که هم خوانی زیادی با فضای شعر حافظ دارد سعی در تحلیل خوانش سلطان محمد نقاش از شعر حافظ در نگاره ی «مستی لاهوتی و ناسوتی» دارد. برخلاف تفاسیر گفته شده که به دنبال قطعیت معنایی در متن هستند، نگاره ی «مستی لاهوتی و ناسوتی» اثر سلطان محمد که برگرفته از شعر حافظ است، این تقابل ها را در هم شکسته و خوانشی نو به دست می دهد. یافته های پژوهش که به روش تحلیلی تاریخی به دست آمده اند، نشان می دهند این نگاره براساس نوع پرداخت در ترکیب بندی هندسی، رنگ و شخصیت پردازی، جهانی از مفاهیم خلق می کند که اسیر حوزه ای خاص نشده و ابهام و ایهام شعر حافظ را حفظ می کند. براین اساس، می توان گفت تضمین دریافت معنای نهایی در این نگاره وجود ندارد، زیرا نگاه بیننده همزمان دو جهان لاهوت و ناسوت را تجربه کرده و جهت گیری تصویر به سمت حوزه-ای خاص فرو می پاشد.
اسطوره و شعر حافظ
شرح یک غزل حافظ
حوزههای تخصصی:
ترجمه دیوان حافظ به زبان کردی
حوزههای تخصصی: