امام خمینی (ره) بی شک یکی از شخصیتهای کم نظیر و تاثیرگذار دوران معاصر بود با خصایص منحصر به فرد و ابعاد وجودی گوناگون. این نوشته گامی کوچک در معرفی اجمالی بعد ادبی و سیری در دیوان اشعار ایشان می باشد. بخش عظیم اشعار حضرت امام، غزلهای عارفانه است که از حیث سبکی اغلب تحت تاثیر غزلهای خواجه حافظ می باشد. امام خمینی با بهره گیری وسیع از اصطلاحات عرفانی در دورانی که این اصطلاحات از سوی برخی متشرعین مورد هجمه و در معرض تهمت بود، جانی تازه به عرفان بخشید و موجب تبرئه و احیای عرفای راستین گردید و از سوی دیگر به جهت شخصیت الهی و قابل ستایش خود و روی آوردن به عرفان حماسی، پویا و حرکت آفرین که به پیروزی و هدایت مقتدرانه انقلاب اسلامی در جهان منجر شد، عرفان اسلامی را از کنج انزوا و جنبه شخصی و درونی صرف بیرون آورد و آنرا با مفاهیم متعالی خود در سطح جامعه عمومیت داد که آثار و برکات این اندیشه بزرگ نه تنها در ایران بلکه در میان مسلمانان مبارز کشورهای دیگر بوضوح جلوه گر است.شعر امام بازتاب احساسات، عواطف و افکار او و متعلق به لحظات خلوت و انس با خداست؛ در آیینه شعر امام صفای درونی عرفانی راستین، آرامش قلبی مومنین و امید به آینده ای عاری از ظلم و بی عدالتی را می توان حس کرد.
دیدار: مجموعه داستان دیدار، شامل دو داستان کوتاه و یک داستان بلند به نام «بازگشت»، در سال 1369 منتشر شد. از این مجموعه، داستان «بازگشت» در سال 1977 به زبان آلمانی به صورت رمانی مستقل نیز انتشار یافته است. مجموعه دیدار دارای سبک روایی بدیع و کم نظیری است که تنوع و حلاوت جدیدی به سب ساده و عاری از پیچیدگی آثار پیشین نویسنده می بخشد و ، گرچه در ابتدا اندکی مبهم و گمراه کننده می نماید، به تدریج برای خواننده مانوس و سبب گرایش او به اثر می گردد. در این نوآوری ،راوی دانای کل صرفا به روایت داستان قناعت نمی کند و گه گاهی از جایگاه خود خارج می شود، به گفت و گوی مستقیم با شخصیت های خود می پردازد، جویان احوال آنان می گردد، برای کشف احوال درونی شان کاوش می کند و، در پاره ای موارد، لحن طنز آمیز به خود می گیرد که بر جذابیت اثر می افزاید ...
سفینة تبریز (723 721ق)، نوشتة ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، آینه ای است که اوضاع فرهنگی و علمی و ادبی تبریز را در فاصله قرن ششم تا اواسط قرن هشتم نشان می دهد. این اثر، تنها منبع شناخته شده ای است که به نقل از «امالی» امین الدین حاجی بُله تبریزی (م.720ق) به محل زندگی خاقانی شروانی در تبریز اشاره دارد. چنانکه بر اساس حکایت آمده در سفینه، خانة خاقانی در میدان کهن تبریز واقع بوده است. هدف این جستار، پاسخ به پیشنهاد علمی دکتر شفیعی کدکنی، دربارة یافتن اطلاعاتی در خصوص میدان کهن و اهمیت داشتن این امر جهت شناسایی محدودة خانة خاقانی است. براساس یافته های تحقیق، عرصة میدان کهن تبریز واقع در محله مهادمهن در سیر تطور زمان از میان رفته و اینک یادگارهایی از آن با قراین تاریخی باقی مانده است. نویسندگان این مقاله با پرداختن به قراین موجود، علاوه بر بررسی محدوده میدان طی قرن ششم تا زمان حاضر، بنابر شواهد و مستندات تاریخی سعی در بازشناسی مسیر بازگشت خاقانی از ضیافتی از راه دروازه سنجاران و دیدارش با اثیرالدین اخسیکتی در کوچة صاین الدین دارد. روش تحقیق پژوهش، میدانی و تحلیلی، براساس مستندات کتابخانه ای است.