مصطفى وهبى التل ملقب به عرار (899 ا- 1949 م) بزرگترین شاعر و پرآوزه ترین ادیب، روشنفکر و فرهیختة اردن است. او از دیر باز به ادبیات فارسى و به ویژه رباعیات خیام روى آورد و از این رهگذر بودکه با زبان شیرین فارسى آشنا شد و حتى توانست گزیده اى از رباعیات خیام را به گونه اى مطلوب به زبان عربى برگرداند. این ترجمه، نخستین برگردان از زبان فارسى به عربى است. تلاش هاى شاعر بزرگ اردن در گسترش ادبیات فارسى منحصر به ترجمه رباعیات خیام نیست، بلکه او به بررسى شخصیت، فلسفه، آثار خیام و..... نیز مى پردازد. و چندین مقاله در این زمینه نوشته که در آنها به مولانا، سعدى و حافظ نیز اشاره شده است. بدون شک خدمات او در جهت گسترش ادبیات فارسى انکارناپذیر است، و بدون افراط و تفریط این تلاش ها نقطه عطف تاریخى در نمایاندن توجه مردم اردن به ادبیات فارسى است. مراد نگارنده از این مقاله این است که این کوشش ها را مورد بحث و بررسى قرار دهد تا هر چه بهتر و بیشتر مورد استفاده علاقه مندان قرار بگیرد.
نام خاقانی، سخنور بزرگ ادب فارسی، در کنار نام حکیم نظامی، بلافاصله بعد از فحول اربعه ادبیات ایران (فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ) در ردیف بزرگترین شاعران سرزمین ما جای دارد و در این مورد اغلب صاحبنظران و ادب شناسان اتفاق نظر دارند.شعر خاقانی به دلیل حجاب رنگین سبک و شیوه خاص شاعری او، تا دیر زمانی چنانکه شایسته اوست، مورد توجه و ارزیابی اهل ادب قرار نگرفته بود و سالیان سال بیشتر ایرانیان این اعجوبه ادب فارسی را تنها با مداینیه مشهور او می شناختند. خوشبختانه در دو دهه اخیر، به دلایل گوناگون، شعر این سخنور بزرگ از جنبه های مختلف و بخصوص صور خیال اعجاب انگیز شاعر، مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما هنوز جای تحقیق در مورد محتوای معنوی و جهان درونی و ذهنی او خالی است و به نظر می رسد که راهی دراز برای دستیابی به اینکه خاقانی چه می گوید، در پیش رو داشته باشیم و این کار تنها با همت جمعی دوستداران و پژوهشگران شعر فارسی امکانپذیر خواهد بود. از جمله این موارد، جایگاه خاقانی در قلمرو عرفان و مباحث معرفتی است. هدف نگارنده در این نوشته این بوده است که پایگاه این شاعر بزرگ را در این زمینه، که از قرن پنجم به بعد، به عنوان بعد پیوسته ادب فارسی شناخته می شود، در حد توان، روشن کند.